* با توجه به شرایط کنونی اقتصاد کشور چه ضرورتهایی برای اجرای طرح تحول اقتصادی دولت احساس میشود؟
**با توجه به مشکلات کنونی به نظر میرسد اقتصاد کشور نیازمند تحول ساختاری بوده و باید بسیاری از مؤلفههای کنونی اقتصاد تغییر کند. در شرایطی که طی سالهای اخیر بیش از 80 درصد اقتصاد کشور در اختیار دولت بوده و جایگاه بخش خصوصی و مردم در اقتصاد کاهش یافته، به ویژه پس از ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی به نظر میرسد ایجاد تحول ساختاری در اقتصاد کشور و زمینه سازی برای اجرای این سیاستها الزامیاست؛ چرا که با وجود تاکید و الزامات قوای سهگانه برای اجرای این سیاستها، عملا توفیق چندانی در این زمینه حاصل نشده است. از سوی دیگر شرایط کنونی اقتصاد کشور و رشد نقدینگی تورم و افزایش اتکا به درآمدهای نفتی که رکود بخش تولید و رونق واردات را به دنبال داشته به نظر میرسد شکلگیری تحولی ساختاری در اقتصاد کشور ضرورتی انکارناپذیر است.
* اجرای این طرح چه آثار و نتایجی را در اقتصاد کشور به دنبال خواهد داشت؟
**از چند سال پیش بحث سرمایه اجتماعی در اقتصاد توسعهمحور مطرح و در چارچوب آن بررسی شده است که چرا میزان سرمایهگذاری مشخصی در یک کشور 100درصد و در کشور دیگری تنها 2 درصد رشد را به دنبال داشته است. تحقیقات نشان داده است که ریشه این تفاوت در سرمایه اجتماعی بوده و 2 مولفه اصلی آن یعنی درجه اعتماد مردم به یکدیگر و مشارکت آنها با هم و اعتماد مردم به دولت و درصد مشارکت مرد در اقتصاد ، سیاست و... از جمله عوامل موثر در کارآمدی بوده است. بررسیها نشان میدهد دلیل پایین بودن رشد سرمایهگذاری و بهرهوری در اقتصاد کشورمان نیز نبود اعتماد متقابل و فضای کسب و کار نامناسب است. بر این اساس دولت باید ابتدا با اصلاح قوانین و فرهنگسازی اعتماد بخش خصوصی و مردم را جلب تا مردم نیز با مشارکت بیشتر در اقتصاد زمینه اجرای اصل 44 را فراهم ساخته و سرمایهگذاران به سرمایهگذاری مولد در اقتصاد کشور ترغیب شوند این امر افزایش عرضه سرمایه مولد و کاهش بیکاری، تورم و رفع سایر مشکلات اقتصادی را به همراه خواهد داشت.
* توفیق در اجرای طرح تحول اقتصادی دولت نیازمند چه بسترها و ابزارهایی است؟
**به نظر میرسد اکنون دولت به نواقص نظام اقتصادی پی برده و در فکر چارهجویی برای رفع مشکلات است اما نکته مهم در عملی شدن این طرح چگونگی و راهکارهای اجرای چنین تحولی در اقتصاد کشور است. باید همه کمک کنند تا این تحول اجرایی شود گرچه در این فرآیند تغییر نگرش به مسایلی مانند جایگاه بخش خصوصی و سرمایهگذاری داخلی حتی از جذب سرمایهگذاری خارجی نیز مهمتر است و باید به آن توجه ویژهای صورت گیرد چرا که رونق سرمایهگذاری سرمایهگذاران داخلی در اقتصاد کشور زمینه ساز و پشتوانه محکمی برای جذب سرمایهگذاری خارجی و رونق اقتصادی کشور خواهد بود. با این روند به نظر میرسد گرچه چارهجویی برای رفع نواقص اقتصاد کشور مهم است اما راهکارهای ارائه شده برای ایجاد این تحول نیز باید کارشناسی باشد.
* پرداخت نقدی و هدفمند کردن یارانهها رویکرد اصلی طرح مذکور است ، اجرایی شدن این طرح با چه موانعی روبرو است؟
**هدفمند کردن، مهار روند صعودی پرداخت یارانهها و واقعی شدن قیمتها موضوعی پذیرفته شده است اما اجرای این کار اگر با کار کارشناسی توام نباشد باعث افزایش تورم شده و اصل موضوع را زیر سوال میبرد. بر این اساس باید از تجربیات کارشناسان و تجربه همه کشورها استفاده شود و به صورت مقطعی ، مرحلهای و به تدریج یارانهها هدفمند شود مثلا این کار با هدفمند کردن یارانه بنزین آغاز و سپس به سایر کالاها یا خدمات تعمیمداده شود تا این هدف موجب وارد شدن شوک اقتصادی نشود. نکته قابل توجه دیگر تفاوت موجود بین پرداخت نقدی و هدفمند یارانههاست، هدفمند کردن یارانهها به معنای پرداخت نقدی نیست و باید سازو کارهای لازم برای تخصیص بهینه یارانه در نظر گرفته شود تا یارانهها به شکلی هدفمند و به اقشار هدف پرداخت شود و درآمد حاصل از افزایش نرخ کالاها یا خدمات در چارچوب حذف و هدفمند شدن یارانهها نیز به گونهای به کار گرفته شود که منافع حاصل از انجام این کار به همه افراد جامعه تخصیص یابد و در کنار آن افراد هدف یارانهها نیز به شکلی هدفمند و مشخص از حمایت دولت برخوردار شوند.
* افزایش سرمایهگذاری و رونق بخش تولید راهکار حل بسیاری از مشکلات کنونی در اقتصاد کشور است، در چارچوب این طرح رویکرد دولت به سرمایهگذاری باید چگونه باشد؟
**برای رشد سرمایهگذاری باید فضای کسب و کار به گونهای باشد که همه چیز در جای خود قرار گیرد و سهم سرمایهگذار، کارگر و دولت در این سرمایهگذاری واقعی باشد تا سرمایهگذاران داخلی یا خارجی در فضای امن و درچارچوب قوانین و شرایط سرمایهگذاری ثابت به مشارکت در اقتصاد کشور پرداخته و زمینه رونق اقتصادی و بهبود شرایط تولید را فراهم سازند. وقتی به علت فضای مناسب، کسب و کار سرمایهگذاری داخلی افزایش یابد این امر جذب سرمایههای خارجی را نیزبه دنبال خواهد داشت.
* با توجه به مشکلات کنونی در بخش مسکن به نظر شما طرح مذکور تا چه حد قادر به ساماندهی این بازار خواهد بود؟
**ریشه اصلی مشکلات کنونی بازار مسکن آن است که در نتیجه برخی نابسامانیهای اقتصادی تا کنون بازار سرمایه فعال نبوده و بورس از رونق افتاده بود. این روند موجب شده تا بخش عمده نقدینگی موجود در جامعه به جای جذب در بازار سرمایه به بازار کالا وارد شود. اگر مردم به جای خرید و فروش مسکن یا خودرو سهام شرکتهای تولیدی مسکن و خودروسازان را خریداری میکردند ، سرمایهها در بخش عرضه فعال میشد و با رونق تولید مشکلات کنونی در این بخشها مرتفع میشد. اما به دلیل فعال نبودن بازار، نقدینگی در اختیار مردم در خرید کالا به کار گرفته و باعث تورم در این بخشها شد. فعال کردن بازار سرمایه و تنظیم نظام پولی و بانکی از موضوعاتی است که باید برای افزایش تاثیر مثبت طرح تحول اقتصادی و ایجاد اثربخشی لازم آن در اقتصاد کشور مورد توجه قرار گیرد.