حبیب عشایری
قدمت افکار عمومی به قدمت تاریخ بشری است و به جرأت میتوان گفت در تمامی اعصار و قرون و در تمامی اجتماعات بشری افکار عمومی درباره موضوعات مختلف شکل گرفته است. عبارت «صدای مردم صدای خداست» از کلیشههای رایج قرون وسطی است، اما شناخت افکار عمومی به شکل امروزی آن ماحصل تلاش اندیشمندان قرون اخیر است. به رغم تعاریف متنوعی که از افکار عمومی ارائه شده، تاکید بر «عمومی و همگانی بودن یک ایده و نظر» وجه مشترک تمامی آنها است. این ایده و نظر همگانی زمانی کاربرد مییابد که معطوف به «حکومت» باشد.
«ویلیام تمپل» نویسنده انگلیسی در سال 1671 نوشت: افکار عمومی بنیاد و اساس هر حکومتی را تشکیل میدهد، در واقع میتوان گفت که هر حکومتی به نسبتی که افکار عمومی از آن حمایت میکند قوی یا ضعیف میشود. بر این اساس افکار عمومی تنها زمانی دارای کارکرد واقعی خواهد بود که به موضوعات مبتلا به حکومتها بپردازد و از این طریق نیروی خود را در جهت تایید یا نفی آن اعمال کند. در این حالت افکار عمومی دارای قدرتی تصور میشود که قادر به تاثیرگذاری بر حکومت خواهد بود. طبیعی است با چنین پشتوانهای حکومتها در پی کنترل افکار عمومی برآیند و از آن در جهت منافع سیاسی مورد نظر بهرهبرداری کنند.
به عنوان نمونه جنگ عراق که مرحله فیزیکی آن در اواخر اسفند 1381 آغاز شد از سوی آمریکا و متحدانش «ائتلاف برای صلح» نام گرفت. آغاز این جنگ را در واقع میتوان پایانی برای جنگ روانی طولانی مدتی دانست که از قبل علیه عراق آغاز شده بود. «برخورداری از سلاح کشتار جمعی»، «مخفی کردن آن» و «حمایت از تروریسم» به عنوان موضوعاتی که طی ماهها قبل از حمله به عنوان خط تبلیغی آمریکا علیه عراق برگزیده شده بود دلایل اصلی این حمله را تشکیل میداد. این خط تبلیغی که از سوی دولتمردان آمریکا ترویج میشد از سوی ائتلاف رسانهای پیگیری میشد.
«ائتلافی که بر پایه پرنفوذترین نهادهای رسانهای و معتبرترین موسسه افکارسنجی آمریکا بنا شده بود، فرصتی را در اختیار دولتمردان این کشور قرار داد که خط تبلیغی خود را به مهمترین موضوع افکار عمومی (طی ماههای قبل از جنگ) تبدیل کند. هدفگذاریهای مرتبط با حمله به عراق از طریق شبکه تلویزیونی سیانان و روزنامه یو اس تو دی انتشار مییافت و نتایج آن در نظرسنجیهای موسسه افکارسنجی گالوپ اندازهگیری میشد.7 به نظر میرسد که در این ائتلاف سعی بر این بوده که همگام با سخنرانیها و اظهارنظرهای سیاستمداران آمریکایی درباره حمله به عراق تحولات افکار عمومی نیز در این زمینه اندازهگیری شود.
«براساس این عملیات، تحولات افکار عمومی از ژوئن سال 2002 مورد بررسی قرار گرفت و در فاصلههای زمانی متناوب گرایش عمومی نسبت به انجام این حمله ارزیابی شد. بررسی نمودارهای میزان حمایت عمومی مردم آمریکا از حمله به عراق در خلال نظرسنجیهای انجام شده در ژانویه 2002 تا مارس 2003 نشان میدهد که ایده دشمن جلوه دادن عراق، با موفقیت پیش رفته است.»8 و یا در اثر تبلیغات سیاسی و انتخاباتی شارون بیشتر اسرائیلیها پیش از انتفاضه مسجدالاقصی در سال 2000 میلادی تصور میکردند که او شخصیتی بیباک است که اگر به ریاست حزب لیکود و سپس نخستوزیری اسرائیل برسد قادر است امنیت را برای آنان تامین کند.
بنابراین «نفس وجود رسانههای پرتوان ارتباطی که قادرند سرتاسر قارهها را پوشش دهند قدرت را میان رهبران سیاسی، ملی و جامعه جهانی جابهجا خواهد کرد. از این رو بارونهای جدید رسانهای بیآنکه الزاماً چنین قصدی داشته باشند نقش افکار عمومی جهانی را در دنیا به طور ریشهای تغییر میدهند.»9 بر این اساس افکار عمومی عبارت است از «برآیند گرایشها و قضاوتهای ذهن افراد یک واحد اجتماعی اعم از گروه، جمعیت و اجتماع و یا جامعه نسبت به یک جریان، فرد، سازمان، رویداد، پدیده و یا یک حکومت و... است.»10