تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۴۶۱۹۴

حماسه سنگ


تحقیق و ترجمه: داود فیاضی
بدین ترتیب ما مجبور بودیم با این موج در چارچوب قواعد رای و رای‌گیری حزبی مقابله کنیم؛ چرا که احساس می‌کردیم میل افراد به سمت احزاب صهیونیستی در حال شتاب است.
در همین زمان، ساف در چارچوب تعهدات خود در فرایند صلح از هرگونه ادعایی نسبت به حقوق اعراب داخل اسرائیل دست کشید. حال دیگر این سازمان با اینکه درباره احزاب و خواسته‌هایشان می‌گفت، اما از جانب ما سخنی اظهار نمی‌کرد. آنها از ما خواستند که ارتش ذخیره جنبش صلح‌طلب اسرائیل باشیم. اما برعکس، جنبش ملی فلسطینی به جای آنکه با ما ارتباط برقرار کند، شروع به تفاهم و ارتباط بیشتری با اعرابی که با جریان احزاب صهیونیستی همکاری داشتند نمود.
این افراد، محرک یا مسبب حرکت بالا یا فرایند صلح و یا نیروهایی که بتواند با ساف به مذاکره بپردازند و یا به همبستگی با مردم فلسطین بپردازند و یا در زمینه‌های مشخص درگیر شوند، نبودند. بلکه نقش آنها حمایت از آنهایی بود که در جامعه اسرائیل برای مذاکره با ساف آماده شده بودند.
البته ما این روند را رد کردیم و با این ایده که به مثابه پلی میان اعراب باشیم، مخالفت کردیم، چرا که یک پل، تنها ابزار برای منافع دیگران است و نه چیز دیگر. تجسم کنید که شما از افراد رده‌بالای دولت که دارای تجربه زیادی هستند، بخواهید که دراز بکشند تا شما بتوانید بر پشت آنها راه بروید. در اینجا بین خواسته‌های شخصی من و هویت من تناقضی پدید آمد.
ما بخشی از صف مبارزه ملی مردم فلسطین هستیم که هیچ برتری خاصی نسبت به اجزای دیگر آن ندارد. حفظ هویت ملی و سرزمین یک میلیون فلسطینی داخل اسرائیل، هیچ تفاوتی با روندی که در نوار غزه و کرانه باختری در حال انجام است ندارد و به همان اندازه مهم است. ما قسمتی از صف مبارزان فلسطین هستیم. اما این واقعیت که موجب اعلام همبستگی با فلسطینی‌های تحت اشغالگری و آوارگان فلسطینی می‌باشد، بدین معنی نیست که ما از هر کسی که از ما بخواهد این هویت ملی را کنار بگذاریم، اطاعت کنیم و از هر نوع راه‌حلی. حتی ناعادلانه، حمایت کنیم و یا جامعه خود را از هم متلاشی کنیم، تا اینکه مثلا با حزب کارگر متحد نشویم.
از این‌رو این موضوع در ابتدا تنشهایی را بین حکومت ملی فلسطین و جنبش ملی دموکرات جوان که ما آن را داخل خط سبز ایجاد کرده بودیم به وجود آورد. اما گذشت زمان و تجربه باعث شد تا آنها نه تنها به خواسته‌های ما احترام بگذارند، بلکه فراتر از آن به هر آنچه که ما مجبور به گفتن آن هستیم گوش فرادهند.
فاجعه بیت جالا روایت اسرائیل از زبان کودکان و خانواده‌های مسیحی فلسطین نیدال بارهام
اشاره: در کنار بیت‌لحم، در چند مایلی جنوب قدس، مهمترین شهر مسیحی‌نشین فلسطین یعنی بیت جالا قرار دارد. هنگامی که انتفاضه جدید شروع شد، بیت جالا نقطه مهمی در این نزاع بود که اغلب زیر شلیک خمپاره‌ها، تانکها و مسلسلهای سنگین ارتش اسرائیل قرار داشت. ارتش ادعا می‌کند که حملاتش واکنشی به آتش‌باری سلاحهای سبک از جانب فلسطینی‌های بیت جالا است که شهرک یهودی‌نشین مجاور، گیلو را هدف قرار می‌دهند. این در حالی است که سازمانهای متعدد بشر، ارتش اسراییل را به دلیل واکنش نامناسب و آتش‌باری سنگین علیه منطقه مسکونی پرجمعیت و متراکم محکوم کرده‌اند.
آنچه در ادامه می‌آید، نامه‌ای از نیدال بارهام، معلم انگلیسی یکی از مدارس بیت جالا به دوستانش در آلمان می‌باشد که در 26 دسامبر 2000 نوشته شده است. بارهام در سه مایلی اطراف بیت جالا، در شهر بیت ساهور که مانند بیت جالا تحت حملات سنگین ارتش اسراییل قرار دارد، زندگی می‌کند. مترجم.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات