سیدمصطفی فرقانی
یکی از چهرههای سیاسی اخیر اظهار داشته است: نظر بنده و همکارانم این است که چون احمدینژاد بر خلاف نظرسنجیها انتخاب شده! برآمده از مردم نیست!!
صرفنظر از غرضورزی و عمق کینه نسبت به منتخب ملت و تحلیل سادهلوحانه انتخابات ریاست جمهوری نهم براساس گمانههای آماری در این اظهارات، نکتهای مهم پیرامون بحث نظرسنجی که اخیرا بعنوان پدیدهای اثرگذار در معادلات سیاسی جامعه ما رخ نموده است قابل ذکر است که به توضیح اجمال آن میپردازیم.
نظرسنجی برآوردی واقعی از آراء و نظرات جامعه پیرامون یک موضوع خاص میباشد. این برآورد در صحیحترین و مطمئنترین ضرایب نظرسنجی ضمن آنکه نسبی است واقعیتی است که با حقیقت تفاوتی بنیادی دارد. این برآورد در صورت لحاظ معدلههای غیر کلیشهای و سنجش دقیق گروههای اجتماعی هم ضمن آنکه هزینهای سنگین را طلب میکند به جهت حرکت در فاکتورهای استاندارد که مغایر با انتقال صحیح تفکر جامعه و حتی دادهها و اطلاعات دریافتی از نمونههای آماری است صرفا ارائهکننده یک فضای نسبی است.
و هیچگاه در ارزیابیهای دقیق جهت سیاستگذاریهای کلان کشورها کاربرد نمییابد. حال آنکه این پدیده در جامعه ما بعنوان پدیدهای نوظهور عاری از ویژگیهای سنجش افکار عمومی عاری از ویژگیهای سنجش افکار عمومی در جوامع باسابقه میباشد و صرفا در چارچوب تقلید از شاخصهای سرفصل کشورها و مجامع دیگر حرکت میکند. که این امر یعنی بهرهبرداری از الگوهای آماده که متعلق به هنجارها و منشها و فرهنگ و رفتارهای اجتماعی و کلا شاخصههای دیگر مجامع است نه تنها شاخص نسبی را به ما ارائه نمیدهد بلکه با گمراه نمودن کارشناسان اطلاعاتی مغشوش و از هم گسیخته را به تصویر میکشد که قادر نیست حتی فضای نمونههای آماری را نیز ارائه دهد چه رسد به آنکه بخواهد این فضا را بعنوان فضای جامعه معرفی کند.
غالب نظرسنجیها در جامعه ما با بهرهگیری از الگوهای رایج و بدون در نظر گرفتن ویژگیهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه ما انجام میگیرد – بدین ترتیب که سئوالاتی از قبل طرح شده بویژه با جهتگیریهای خاصی که مخاطب همان پاسخها مورد انتظار را بدهد آنهم در جامعهای متشکل از نمونههایی از اقشار و افراد گروههای مختلف اجتماعی او سپس بررسی دریافتها و گرفتن میانگین و معدلههای مورد نظر برای تعیین درصد.
در حالی که نظرسنجی صحیح نیازمند پژوهش گسترده در سرفصلها و شاخصههای آماری است که مراجعه به مخاطب بعنوان آخرین مرحله آن قرار دارد. در نظر سنجی مطمئن و کارشناسانه ابتدا باید جامعه را شناخت و شناخت جامعه و بدست آوردن فرمول آن نیز نسخههای قطعی نیست که در همه ادوار بتواند پاسخگوی نیاز سنجشگر باشد. در هر مرحله و در هر دورهای ممکن است بستر تفکر جامعه تغییر کند.
جوامع ممکن است دارای بستر تفکر آرمانگرایی باشند بدیهی است پاسخهایی که جامعه آرمانگرا به پرسشهای مطروحه میدهد برخواسته از نگاه آرمانی آنان است که بدون در نظر داشتن واقعیتهای جامعه، مطلوب را جستجو و بیان میکنند– چنین جامعهای هر زمانی که شاخصه مطلوب خود را از بین گزینههای مطرح پیدا کرد بسوی آن گرایش مییابد ولو آنکه چند ساعت یا چند روز و چند هفته و چند ماه قبل در نظرسنجی گزینه دیگری را نشان کرده باشد. پرسشهایی که پرسشگر مطرح میکند میبایست براساس نگرش و بستر تفکر جامعه باشد تا بتواند به تحلیلی درست از آنها دست یابد. جامعهای ممکن است شکاک باشد و با نگرش نئوافلاطونیسمی به پدیدهها و موضوعات پیرامونی خود نگاه کند جامعهای ممکن است اثباتگرا باشد، جامعهای ممکن است مقلد و تاثیرپذیر از چهرهها، شاخصهها و جریانهای سیاسی و مذهبی و... باشد، جامعهای ممکن است واقعگرا باشد، جامعهای ممکن است... بستر تفکر جامعه تاثیرگذار بر تمام اقشار و گروهها اعم از تحصیلکرده تا بیسواد است.
این بستر ممکن است چندین قرن یا چندین دهه در جامعه باقی بماند و گاه ممکن است در فاصلههای زمانی کوتاه تغییر کند. بنابراین شناخت جامعه در هر عصر و دورهای و نیز طرح سئوالات بر اساس بستر تفکر اجتماع یکی از گامهای ابتدایی در نظرسنجیهاست. در نظر گرفتن جامعه نمونه آماری نیز خود مستلزم شناخت دقیق از اقدام، طوایف و ملت و نیز علقههای مذهبی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی آنان است. ممکن است یک جامعه دارای درصدهایی متغیر از اقوام و طوایف گوناگون باشد. مثلا 5 درصد کل جامعه عرب باشند 30- درصد ترک 40- درصد فارس 10- درصد لر 10- درصد کرد و... – بدیهی است محورهایی که عمدتا در بررسیها و نظرسنجیها مدنظر قرار میگیرند– سن– جنس– تحصیلات– اشتغال و... است که بعنوان مثال جامعه ایرانی یا فرانسوی یا روسی و چینی را بعنوان اتباع یک کشور نشان میدهد و محورهای بنیادی نظیر دین و مذهب و زبان و قومیت و ... بجز مواردی که مختص یک موضوع مرتبط باشد مدنظر قرار نمیگیرد.
در آمارگیریهای مرسوم صرفا با ذهنیت ایرانی بودن و مسلمان بودن و فاکتورهای سن و جنس و تحصیلات و... جامعه نمونه انتخاب میشود در حالی که شاید تمام افراد این جامعه نمونه فارسی باشند که مثلا 40 درصد جمعیت کشور را تشکیل دهند یا تماما عرب باشند یا... و نیز ممکن است جامعه نمونه هزار نفری بدون در نظر داشتن درصدهای حقیقی آنان در کل جامعه ایران صرفا با فاکتورهای مرسوم بصورت اتفاقی گزینش شوند و باز بعنوان مثال از این جامعه هزار نفری مثلا 500 نفرشان فارس باشند 300 نفرشان عرب 200 نفرشان ترک. که این معادله ناهمگون با توجه به خواستهها، نیازها و انتظارات هر یک از قوم و طوایف و لو در یک بستر واحد تفکر باشند (مثلاً آرمانگرایی)– نمیتواند شاخصههای مطمئن برای نظرسنجی را به ما ارائه دهد. در بخش سنجههای مرسوم نظیر سن و جنس و ... نیز متغیرهای وجود دارد که نمیتوان با یک نسخه کلی پاسخهای مطمئن گرفت. ممکن است مثلا بخشی از پرسششوندگان با جنسیت زن – نگرش فمینیستی داشته باشند، بخشی به مردمسالاری معتقد باشند – برخی نگاه معتدل داشته باشند – پاسخهای دریافتی از هر یک از این بخشها با توجه به نگاهشان ولو همگی در بستر واحد تفکر جامعه باشند متفاوت است.
نظرسنجی فعالیت علمی و پژوهشی سنگین است که نمیتوان با الگوهای ناقص از کشورها و جوامع دیگر در مدت زمانی کوتاه و به سادگی آن را به اجرا گذاشت و از آن بهره گرفت. در عین حال نظرسنجی مطمئن با در نظر گرفتن ضرایب خطای کمنظیر تنها قادر است فضایی نسبی را ارائه دهد و بخشی از واقعیتهای جامعه را به تصویر بکشد نه حقایق جاری در بطن اجتماع را.
آیا میتوان شکوه حماسه سوم تیر و انتخاب سراسری ملت ایران را با نمونهگیریهای ناقص و نارسا و کپیهای سطحی از آمار و نظرسنجی ارزیابی و بررسی کرد؟!
و آیا میتوان آرای میلیونها نفر از هموطنان را نادیده گرفت و کودکانه و سادهلوحانه ادعا کرد چون تشخیص داده بودیم شب روز است و روز شب است! روز شما را قبول نداریم؟!!