تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۰  ، 
کد خبر : ۴۶۳۲۳
پاریس به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می‌شود

جامعه فرانسه در آستانه تحولات جدید


احسان نراقی
انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که قرار است در ماه مه سال 2007 برگزار گردد. تبدیل به فرصتی برای تجدیدنظر در کلیه مسائل این کشور شده است. جناح راست را که گولیست‌های سابق تشکیل می‌دهند، در حال حاضر نماینده آنها نیکلا سارکوزی است. او فعلا به عنوان وزیر کشور و شخص دوم در دولت ژاک شیراک است و ضمنا رهبری حزب اکثریت یعنی گولیست‌ها را هم به عهده دارد و باید گفت که به جز چند شخصیت دست دوم نامزد دیگری در جناح راست در برابر او عرض اندام نکرده‌اند. جناح چپ را بیشتر سوسیالیست‌ها تشکیل می‌دهند و در حال حاضر چندین شخصیت (از نخست‌وزیران و وزرای سابق) از حزب سوسیالیست به عنوان نامزد ریاست جمهوری وارد صحنه شده‌اند. در میان این شخصیت‌ها عجالتا بانویی از حزب سوسیالیست که سابقه وزارت و وکالت در دولت فرانسوا میتران داشته است، به نام خانم سوگولن رویال خود را وارث افکار چپ معرفی کرده و آماده مبارزه با نامزدی آقای سارکوزی است.
این خانم در نظرخواهی‌های اولیه در چند ماه گذشته مقام اول را دارا شده است. شاخصیت او با دیگر نامزدهای حزب سوسیالیست در این است که این خانم برخلاف عرف گذشته این حزب از بدنه حزب برخاسته و با شخصیت‌های نام‌آور سوسیالیست با جسارت هر چه تمامتر به مقابله پرداخته است. در حال حاضر در حقیقت مبارزه انتخاباتی در دو شخصیت، یکی سارکوزی از جناح راست و دیگری خانم سگولن رویال از جناح چپ، خلاصه می‌شود. مطلب مهم و بی‌سابقه در این انتخابات این است که این دو شخصیت با اینکه هنوز مهر نامزدی رسمی حزب به پیشانی آنها نخورده است.
خواهان تغییرات عمده در همه زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشورند. مثلا آقای سارکوزی که اخیرا به عنوان وزیر کشور برای بیان همدردی دولت و ملت فرانسه در سالروز 11 سپتامبر به آمریکا سفر کرده بود، در دیدار با مقامات آمریکایی از روش سیاسی ژاک شیراک به نحو انتقادی سخن گفت، به طوری که عده زیادی از سیاستمداران گولیست از صحبت ایشان با جورج بوش اظهار تاسف کردند.
آقای سارکوزی در سیاست داخلی هم انتقادات وسیعی به سیاست‌های مثلا حمایتی دولت که بعد از جنگ دوم جهانی توسعه یافته است، دارد. او معتقد است که حمایت‌های دولتی از حس ابتکار و کارایی افراد کاسته و آنها را در عوض تولید، به مصرف‌گرایی و امتیازجویی سوق داده است و از نظر سیاست خارجی هم فرانسه را از ایالات متحده که رهبری جهان آزاد را به عهده دارد و همیشه متحد فرانسه بوده، ‌دور کرده است.
نیکلا سارکوزی بیمه‌های اجتماعی و حمایت از بازنشستگان را در فرانسه که از مترقی‌ترین طرح‌های موجود است، مورد انتقاد قرار می‌دهد. او معتقد است که این امتیازات از احساس تکلیف و وظیفه در افراد می‌کاهد و در نهایت به حال جامعه زیانبخش است یا اینکه با سیاست مالیاتی فرانسه و همچنین با ورود بی‌حساب کارگران خارجی از کشورهای جنوب به فرانسه مخالف است. خلاصه در اکثر مسائل نظر مخالف با وضع موجود دارد.
نتیجه آنکه هر دو کاندیدا وعده آن را می‌دهند که اگر آنها در انتخابات موفق شوند. فرانسه در اغلب سیاست‌ها از گذشته خواهد برید. به این جهت این دو کاندیدا با دیگر رهبران چپ یا راست تفاوت دارند، چون مستقل عمل کرده و احساس آزادی بیشتری می‌کنند. هر دو کاندیدا شعارهای تازه‌ای را مطرح می‌کنند. مثلا یکی از شعارهایی را که سارکوزی عنوان می‌کند و تا حدودی در نزد طبقات متوسط فرانسه موجب محبوبیت او شده است، مساله مهاجرین است به این صورت که اعراب شمال آفریقا (مراکش، تونس و الجزیره) و سیاهپوستان آفریقا، به طور خلاصه مستعمرات سابق فرانسه، روز به روز به تعداد مهاجرین‌شان افزوده می‌شود و نیکلا سارکوزی با این انتقاد می‌خواهد آرای دو شخصیت راست افراطی را، یعنی فیلیپ دوویلیه و ژان ماری لوپن که همیشه شدیدا با ورود مهاجرین مخالفت کرده‌اند، بدین ترتیب به دست آورد.
مطلب مهم این است که اصولا باید گفت مردم فرانسه از شعارگونه عمل کردن رهبران هر دو جبهه خسته شده‌اند و ضمنا نمی‌توان گفت که این شعارگونه عمل کردن نتیجه یک نوع ریاکاری و جبهه سیاسی است، بلکه در خیلی از موارد نتیجه ناتوانی و مشکلات جامعه در اجرای این سیاست‌هاست. به همین جهت مردم مایلند کاندیداها به مسائل واقعی زندگی آنها توجه بیشتری کنند و مطلبی که تازگی دارد، این است که این دو کاندیدا رفتار ایدئولوژیکی احزاب خود را کنار گذاشته‌اند. مثلا سوسیالیست‌ها سالیان دراز کوشیدند تا ساعت کار کارگران را محدود کنند.
بالاخره در دولت ژوسپن، خانم مارتین اوبری در سمت وزیر کار و در مقام وزیر تمام عیار موفق به گذراندن این طرح از پارلمان شد، ولی حالا نه تنها سارکوزی که کاندیدای دست راستی‌هاست، این طرح را مخل فعالیت اقتصادی می‌داند و می‌گوید اگر کارگری حاضر است کار بیشتری را در روز انجام بدهد، چرا ما باید به ضرب قانون ساعت کارش را محدود کنیم، خانم رویال هم که سوسیالیست است و خود او در پارلمان گذشته به این قانون رای داده، می‌گوید این قانون در عمل باعث بیکاری عده‌ای از کارگران شده است، یعنی منظور این است که کارفرماها برای جبران محدودیت ساعت کار ناچار از میزان استخدام پیش‌بینی شده کارگران کاسته‌اند. یعنی در عمل هر دو کاندیدا در این باره موضع مشابهی دارند. به این جهت من این انتخابات را نشانه یک انقلاب فرهنگی می‌دانم که مردم حقیقتا طالب تغییرات عمده‌ای هستند. مثلا سروصدایی که همین دو روز آقای سارکوزی درباره دستگاه قضایی فرانسه به راه انداخته، امر بی‌سابقه‌ای است، چون او می‌خواهد نشان بدهد همبستگی کارمندان و حمایت‌های سندیکایی در همه جا حتی در دستگاه قضایی مانع اجرای قانون است. اعتراض او به اهمال قضات در مقابله با خشونت‌های نوجوانانی است که سن آنها کمتر از 18 سال است و در حومه شهرها مرتکب جرم مستقیم می‌شوند و باندهای بزهکار از اینکه دادگستری نمی‌تواند جوان‌های نابالغ را جلب کند، از این وضعیت استفاده می‌کنند. طبیعتا در چنین درگیری با دولت طبقات مرفه در شهرها از موضع سارکوزی استقبال می‌کنند. بخصوص که این نوجوانان بیشتر از نسل سوم مهاجرین عرب تبار یا آفریقایی تبار هستند که این مساله هم به اعتراض طبقات مرفه فرانسوی شدت بیشتری می‌بخشد.
دیگر اینکه تازگی این انتخابات در این است که تاکنون تصمیمات مهم از قبیل انتخاب کاندیداها برای ریاست جمهوری هم در جناح چپ و هم در جناح راست متعلق به کسانی بوده که قبل از دوره ریاست جمهوری فرانسوا میتران در پارلمان و در حزب فعالیت داشته‌اند، بخصوص خانم‌ها هیچ وقت نقش اول را مثلا در حزب سوسیالیست نداشته‌اند. به این جهت باید گفت بالا بودن میزان طرفداران خانم رویال نشانه آن است که انبوه رای دهندگان به حزب به علت عدم رضایت از رهبران به او روی آورده‌اند.
چرا اعضای حزب از اعضا و رهبران معروف حزب که سوابق زیادی از قبیل نخست‌وزیری (نظیر ژوسپن و فابیوس) و در وزارت (نظیر ژاک لانگ و اشتروس خان) آنهایی که به فیل‌ها معروفند، دوری می‌کنند؟ و چرا ناگهان نظرخواهی هفتگی جراید برای جامعه از افکار بزرگان حزب بیشتر جالب توجه است؟ توضیح این مطلب این است که دیگر ایدئولوژی نقش مهمی ندارد و آنچه برای مردم مهم است، شخصیت خود نامزدهاست و چگونگی نظریات مردم درباره آنها. در حقیقت به عوض اینکه حزب به مردم توصیه کند، به فلان کاندیدا رای دهید، این نظرخواهی‌های مستمر به رهبران حزب تحمیل می‌کند که چه کسی را کاندیدا کنند. همین که خانم سگولن می‌گوید، من در مجلس گذشته به خاطر اطاعت از دستور حزب با طرح 35 ساعت کار کارگران رای دادم، ولی امروز می‌بینیم که این طرح سبب شده است که کارفرمایان کارگران کمتری را استخدام کنند و این امر باعث بیکاری بیشتری گشته است، نشان دهنده این است که این طرح لزوما طرح مترقیانه‌ای نیست.
خلاصه اینکه این خانم می‌گوید برای من روشن شده است که در چارچوب ایدئولوژی نباید همیشه عمل کرد. او می‌گوید مسائل را نباید همیشه در دو قطب متضاد در نظر گرفت، چه بسا طرحی را که دست راستی‌ها پیشنهاد کرده‌اند، طرح نتیجه بخشی بوده است، ما به عنوان سوسیالیست بیایید به طور دائم با همه طرح‌های احزاب دیگر مخالفت کنیم. نتیجه عملی مهم است، ولی در مقابل این خانم آقای ژوسپن که چندین سال نخست‌وزیر سوسیالیست‌ها بود، می‌گوید من اگر به مقام ریاست جمهوری برسم از شخصیت‌های حزبی استفاده خواهم کرد، در صورتی که خانم سگولن رویال می‌گوید من بیشتر با جوان‌ها که لزوما شناخته شده نیستند، کار خواهم کرد و چون نظرخواهی‌ها طرفداران بیشتری را از این خانم در مقایسه با ژوسپن نشان می‌دهد، می‌توان نتیجه گرفت که این برداشت و موضع خانم رویال برای جامعه مطبوع‌تر از برداشت آقای ژوسپن است.
مطالب جدید خانم رویال من است که می‌گوید من اگر به مقام ریاست جمهوری برسم با تمام نیروهای بدنه حزب که تاکنون نقش مهمی نداشته‌اند، کار خواهم کرد و برخلاف گذشته نیروهای دست دوم و سوم را به میدان خواهم آورد و دیگر اینکه به مسائل واقعی فردی و جمعی مردم خواهم پرداخت. او از نظر مذهبی خودش را کاتولیک می‌داند، ولی توجه او بیشتر به اخلاقیات است تا به رسوم خشک مذهبی.
دیگر اینکه برای اولین بار یک داوطلب ریاست جمهوری از اهمیت احترام به دیگران صحبت می‌کند، از عشق به انسان‌ها و انضباط در کار سخن می‌گوید، ارزش‌های فردی انسانی و ارزش‌های خانوادگی را مطرح می‌کند و در این صورت، نه کاتولیک‌های متعصب می‌توانند او را نفی کنند و نه افراد لائیک، چون لائیک‌ها همیشه از اخلاقیات سخن گفته‌اند. او می‌گوید این ارزش‌های معنوی را بزرگان و بنیانگذاران سوسیالیسم از قبیل لئون بلوم و ژان ژورس محترم می‌شمردند. او معتقد است که نظام اجتماعی باید مبتنی بر عدالت باشد، امری که در جامعه سرمایه‌داری اصولا مورد توجه نیست، ما می‌بینیم که فردگرایی‌های یک جامعه لیبرال به خودخواهی‌های شدید منجر می‌شود. خلاصه خانم رویال مطالب را به عنوان چپ و راست مطرح نمی‌کند، در حقیقت به مسائل اجتماعی بیش از مسائل سیاسی اهمیت می‌دهد. او به ارزش‌های اخلاقی که بیشتر تاکنون محافظه‌کاران و دست راستی‌ها به آن توجه کردند، اهمیت و ارزش می‌دهد. جالب اینکه همسر خانم رویال که دبیر کل حزب سوسیالیست است، او هم یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری است که نظرخواهی‌ها البته آرای خیلی کمتری از خانم رویال به دست می‌آورد، ولی خانم رویال چندان اهمیتی به تصمیمات حزب نمی‌دهد. او می‌گوید حزب اصولا سیستم سیاسی در فرانسه دچار فرسودگی شده است و او وحشتی ندارد از اینکه به فرانسوی‌ها که نظام سیاسی خودشان را بهترین نظام سیاسی در دنیا می‌شناختند، بگوید او مایل به یک انقلاب دموکراتیک است، او می‌خواهد همه قشرهای اجتماعی را در یک سیستم دموکراتیک وارد کند و با جرات می‌گوید ما بهتر است به نظام‌های دیگر مثلا نظام سوسیال دموکراسی کشورهای اسکاندیناوی نظر بیندازیم.
در خصوص مهاجرت افراد از کشورهای جهان سوم، انتقاد او به سیاست امروز دولت فرانسه این است که می‌گوید شما فقط افراد متخصص و تحصیلکرده را از این کشورها برای کار در فرانسه انتخاب می‌کنید، معنی این سیاست این است که ما هنوز در زمان استعمار بسر می‌بریم، یعنی همچنان که مواد اولیه این کشورها را به غارت می‌بردیم، حالا می‌خواهیم بهترین مغزهای آنها را جذب کنیم، در صورتی که سیاست صحیح و عاقلانه این است که ما به توسعه هماهنگ همه منابع آنها توجه کنیم، سعی کنیم رشد ما توام با رشد آنها باشد، در مورد ارزش کار، او می‌گوید من در سوئد یک رویه عادلانه‌ای دیدم که آن عبارت است از یک سندیکالیسم عمومی، افق ما باید افق اروپا باشد، یعنی اروپای اجتماعی، اروپای محیط زیست، اروپای سیاسی را مورد نظر قرار دهیم، هدف اصلی ما باید در اروپا توسعه تحقیقات علمی و توسعه حفاظت از محیط زیست باشد. درباره خاورمیانه هم ما نمی‌توانیم سیاست آقای بوش را در این زمینه دنبال کنیم. جریان لبنان و مقاومت حزب‌ا... نشان داد که نمی‌توان با زور مسائل دنیا را حل و فصل کرد، اینجاست که این خانم با سیاست آمریکاستایی آقای سارکوزی شدیدا مخالف است.
خلاصه آنکه به اجمال گفته شد که بوروکراسی و حکومت احزاب و سندیکاهایی که با حداقل عضو صاحب قدرت شده‌اند و تحمیل منافع اقلیت‌های محدود و بی‌عدالتی‌های مرئی و نامرئی مردم فرانسه را وادار کرده است که از کسانی که تاکنون نشا اثر چندانی نبوده‌اند، حمایت کنند. بی‌جهت نیست که خانم رویال در تمام این نظرخواهی‌های چند ماه گذشته مقام اول را دارا بوده است. تا بینیم انتخابات در عمل چه نتیجه‌ای به بار خواهد آورد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات