جیم هوگلند
ترجمه: فرزانه سالمی
این روزها نمایندگان 15 کشور در نیویورک سرگرم بحث و بررسی و رایگیری اولیه در خصوص دبیرکل آینده سازمان ملل متحد هستند. این بحثها یک ضربالمثل قدیمی را به ذهن میآورد که تاکید میکرد «حواست به آرزوهایت باشد.» طبیعی است که بعضی از آرزوها برآورده نشوند. در این قضیه هم، هشدار در خصوص خطرات ناکام ماندن آرزوهای افرادی مانند جورج بوش در حمایت از کاندیدای مورد نظرشان اهمیت زیادی دارد. بوش مشخصا از «بان کی مون» وزیر امور خارجه کره جنوبی حمایت میکند که رقابت شدید و گستردهای را برای جانشینی کوفی عنان در پایان سال جاری میلادی آغاز کرده است اما بوش که هفته گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل متحد با انتقادات شدید و بیسابقهای از سوی مخالفان قدیمیاش مواجه شد، با حمایت از «بان کی مون» عملا به جای آنکه سپر دفاعی خوبی در سازمان ملل برای خود دست و پا کند، به آتش مخالفتها با سیاستهایش دامن زده است.
تصمیم بوش برای حمایت از کاندیدای کره جنوبی، حاکی از تلاش آمریکا برای تحکیم روابط با متحد قدیمی خود در آسیاست و به نظر میرسد در این میان، هند به عنوان شریک استراتژیک تازه آمریکا در جلب حمایت واشنگتن از کاندیدای خود یعنی «شیشی تارور» راه دشواری در پیش داشته باشد. «تارور» که یک رماننویس و تاریخنگار و در عین حال، از کارمندان سازمان ملل متحد بوده است، در مواضع و سخنان خود موازین بیشتری را نسبت به «بان» رعایت میکند.
در دو نظرسنجی قبلی در میان اعضای شورای امنیت در خصوص جانشین کوفی عنان، واشنگتن حمایت خود را از هر دو کاندیدا اعلام کرده بود اما چرخش ناگهانی سیاست آمریکا به سمت حمایت از «بان» - که قرار است در دیدار قریبالوقوع «رو موهیون» رئیسجمهور کره جنوبی از کاخ سفید نیز مورد تاکید قرار گیرد – احتمالا آرزوهای «تارور» و سایر کاندیداهای جانشینی کوفی عنان را به یأس تبدیل خواهد کرد.
تبلیغ و تلاش برای جلب حمایت اعضای شورای امنیت از کاندیدای احراز پست دبیر کل سازمان ملل متحد با توان سیاسی خارقالعادهای از مدتی پیش آغاز شده و حتی در دو ماه گذشته، کاندیداهای جانشینی عنان برای جلب حمایت اعضای شورای امنیت، به کشورهای زیادی سفر کردهاند. در همین حال، دست و دلبازی مقامات کره جنوبی در ارائه و ارسال کمکهای خارجی و سرمایهگذاری در کشورهای مختلف جهان میتواند برگ برنده را تا حدی در دستان «بان» قرار دهد و این همان شایعهای است که این روزها در راهروهای سازمان ملل متحد و از خلال صحبتهای دیپلماتیک شنیده میشود.
اما جورج بوش برای حمایت از نماینده کره جنوبی، دلایل و انگیزههای دیگری هم دارد. یکی از آنها بهبود روابط واشنگتن با سئول است که در دوران ریاستجمهوری «روموهیون» روزهای خوبی را تجربه نکرده است. از سوی دیگر، کمک به رسیدن یک متحد آمریکا به شغلی دیپلماتیک و پراهمیت مثل دبیر کلی سازمان ملل متحد، سرمایهای ارزشمند برای بوش خواهد بود تا از انتقادها نسبت به مشروعیت و کارآمدی دولتش در سطح جهان حمایت کند. کاخ سفید حتی گمان میکند که «بان» دبیر کل ساکتتر و ناشناختهتری نسبت به کوفی عنان است و احتمالا بیشتر به مواضع آمریکا نزدیک خواهد بود. این در حالی است که پیشتر، عدم تفاهم عنان با سیاستهای آمریکا در مورد حمله به عراق و نقض قوانین بینالمللی به صورت آشکار بیان میشد.
البته کوفی عنان تا حدی تلاش کرد مناسبات آمریکا با سازمان ملل متحد را نیز بهبود بخشد و به همین جهت از سوی بسیاری از کشورهای جهان سوم به همراهی با واشنگتن متهم شد زیرا بسیاری از این کشورها سعی داشتند شکافی هر چه عمیقتر در میان کشورهای شمال و جنوب ایجاد کنند. سران این کشورها در جریان اجلاس اخیر مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز حتی مشروعیت سازمان ملل متحد را زیر سوال بردند و به همین جهت اگر نماینده یک کشور متحد آمریکا در راس امور سازمان ملل متحد قرار گیرد، میتواند در این زمینه هم به واشنگتن سود برساند.
البته «بان» به خودی خود دیپلمات برجسته و شناخته شدهای است اما در هر صورت، کاخ سفید باید نسبت به انتظاراتش از جانشین کوفی عنان و نقش کاندیدای مذکور در تامین منافع استراتژیکاش، محتاط باشد. در زمانهای که سازمان ملل متحد با انتقادات زیادی در سطح جهان مواجه است، توسل آمریکا به این نوع از دیپلماسی ممکن است دردسرهای بزرگتری درست کند.
در چنین شرایطی، مذاکرات دقیقه نودی برای به نتیجه رساندن حمایت یا عدم حمایت از کاندیداهای احراز دبیر کلی سازمان ملل متحد اهمیت زیادی دارد. در همین حال، پستهای ارشد و دبیر کلی در سازمان بهداشت جهانی و برنامه جهانی غذا هم به زودی شاهد حضور افراد جدیدی خواهد بود. در همین راستا، چین و اروپا در تلاش هستند نمایندگان خود را برای احراز پست در این دو سازمان بینالمللی موفق ببینند و کنار زدن احرازکنندگان آمریکایی پیشین این دو پست برای آنها اهمیت زیادی دارد. در چنین شرایطی، تلاش کشورهایی مانند آمریکا برای امتیاز دادن به کاندیداهای خاص بر مبنای منافع منطقهای یا سیاسی و یا به علت سابقه اتحاد تاریخی، نوعی دیپلماسی لوکس و بیاستفاده به شمار میآید، زیرا شکی نیست که تنها معیار برای احراز چنین پستهایی، لیاقت و قدرت چانهزنی در سطح بینالمللی است.