محمد صفیزاده، روزنامهنگار
تحزب در ایران سابقه چندانی ندارد و حتی امروز هم که در وضعیت، مناسبتری نسبت به قبل قرار داریم، هنوز بسیاری از افراد به خصوص در حاکمیت با تحزب مخالفند.
در سطح جامعه نیز به دلیل سابقه تاریخی احزاب در ایران و تلاش حاکمیت برای حفظ تفکر تودهای مردم، احزاب نتوانستهاند موفق عمل کنند.
در کل تفکرات منفی که نسبت به احزاب در جامعه وجود دارد شامل اینگونه مسائل میشود:
1- حزب مزاحم آزادی فرد است: یعنی حزب را در خود حل میکند و اجازه تصمیمگیری فردی را از وی میگیرد و به دلیل فرد در تصمیمگیری بیاختیار میشود و باید تابع تصمیم حزب باشد.
2- حزب برای وحدت ملی زیانبار است: برخی افراد احزاب را به دلیل ایجاد دستهبندی در جامعه باعث مخدوش شدن وحدت ملی میدانند. اینگونه افراد بیشتر با سیستم تودهای موافقند تا بتوان افکار عمومی را به راحتی به هر سمتی که لازم است کشاند.
3- حزب همه چیز را سیاسی میکند: متاسفانه در جامعه ما احزاب آنچنان کارکرد سیاسی دارند که کمتر دیده میشود در مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نظری جدی داشته باشند. به همین دلیل عدهای بر این باورند که احزاب همه چیز را سیاسی کرده و مانع اجرای مطلوب امور اجرایی میگردند. البته در زمان حاضر این موضوع کمرنگتر شده و برخی احزاب در زمینه مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موضعگیری میکنند.
با وجود چنین افکاری نمیتوان انتظار داشت که احزابی موفق در جامعه شکل بگیرند و مردم نیز از این احزاب استقبال نمایند. از طرف دیگر در جامعه ایران اکثر احزاب به وجود آمده از بالا به پایین بوده و وابستگی زیادی به دولتها دارند. این واقعه پس از انقلاب نیز وجود داشت و بسیاری از افراد صاحب منصب در دولت اقدام به تشکیل یک حزب کردهاند و آن را گسترش دادهاند. این موضوع درست در تضاد با اصل تحزب است که بر شکلگیری احزاب در پایین دست جامعه تاکید دارد. چنین احزابی را احزاب شخصی مینامند. نوع دیگر حزب که در جامعه ایران نیز متداول است، احزاب موسمی هستند که تنها در زمان انتخابات فعالیت میکنند. این احزاب با نزدیک شدن انتخابات فعالیت خود را گسترش داده و در جامعه حضور فعال پیدا میکنند و این در حالی است که در بقیه طول سال حتی اسمی از آنها به گوش نمیرسد.
با این حال باید توجه داشت که تحزب در ایران از پایبست دچار مشکل است و تا زمانی که این مشکلات اساسی برطرف نشود، شاهد پاگیری احزاب دموکرات و تداوم فعالیت آنها نخواهیم بود.
در واقع یک حزب برای موفق بودن باید:
1- مردمی باشد و از دل مردم پاگرفته باشد.
2- حساب خود را از حاکمیت جدا کرده و مواجب بگیر او نباشد، چون در این صورت نمیتواند انتقادات خود نسبت به حاکمیت را بیان کند.
3- دارای برنامه و مرامنامهای مشخص باشد و افراد فعال در حزب بدانند که به دنبال چه میگردند.
4- فعالیت حزب نباید تنها محدود به زمان انتخابات باشد بلکه در طول سال باید با برنامهریزیهای منسجم در زمینه جذب اعضای جدید و آموزش آنها و ارتباط با اقشار مختلف جامعه حداکثر تلاش را بنماید. در واقع حزبی که تمام تلاش خود را برای انتخابات میگذارد مانند کسی است که تمام کتاب درسی خود را برای شب امتحان گذاشته باشد.