* به عنوان یک کاندیدای سومین دوره انتخابات شورای شهر، راجه به عملکرد دو دوره گذشته چه نظری دارید؟
** متأسفانه در این خصوص کار حزبی و پژوهشی مشخصی صورت نگرفه و عمده اظهارنظرها از روی تجارب فردی و یا پژوهشهای جزیی است. این ضعف هم متوجه وزارت کشور و شورای عالی استانها است. هر اظهارنظری در این زمینه باید با احتیاط باشد. اساسا موفق بودن یا نبودن شوراها، بسته به این است که با چه نگاهی و از چه منظری به شوراها نگریسته شود و چه انتظاری از آن باشد. از نگاه من شوراها ایجاد شدهاند تا شهر با مشارکت و حضور مردم ساخته شود و برای آن برنامهریزی شود. اجرای این برنامهها هم باید با نظر مردم باشد و شهر بدون نظر مردم مدیریت نشود تا جایی که شهروندان احساس کنند شهر متعلق به خودشان است، اگر شورایی، مشارکت و تعلق مردم را بشهر افزایش داده و NGOها و گروههای مردمی را تقویت کرده باشد موفق بوده، چون حاصل مشارکت مردم، پیشبرد سریع برنامههای عمرانی، اجتماعی، فرهنگی و ... است. اگر نگاه به شوراها، توسعهای باشد نه عمرانی، باید اول مشارکت مردم تأمین شود بعد به پیشبرد و توسعه برنامهها پرداخت و به نظر من مهمترین شاخص ارزیابی شوراها این است که مردم چقدر در اداره شهر مشارکت داشتهاند.
* براساس همین شاخصه، عملکرد دو دوره گذشته شوراها را چطور میبینید؟
** چون پژوهشی نشده، نمیتوان با اطمینان نظری داد ولی فرضیه نزدیک به قطعیت آن است که در شهرهای کوچک ارتباط شوراها با مردم نزدیکتر و چهره به چهره بوده، مشارکت مردم هم بیشتر بوده و نظرات آنان لحاظ شده. اما هرچه شهرها بزرگتر شدهاند، این ارتباط و میزان موفقیت شوراها کمتر شده است. مثل تهران که 15 نفر عضو شورای شهر آن را نمیتوانستند با 8 میلیون جمعیت این شهر ارتباط نزدیکی برقرار کنند.
* آیا این متوجه ضعف قانونی نیست که اعضای شوراهای شهرهایی با این جمعیت، تا این اندازه قلیلاند؟
** بله، در قانون اساسی به شوراهای محله اشاره شده که نحوه تحقق آن باید در قوانین عادی دیده میشد و وزرات کشور موظف به برگزاری آن میگردید، ولی این مساله عملی نشده است. این شوراها محله باید استقرار یافته و متناسب با وظایفشان، اختیاراتی هم به آنها داده شود تا توان اجرای برنامههای مدونشان را هم داشته باشند. ولی الان شورای شهر با استناد به بندی که میتواند انجمنهای مردمی را ایجاد کند، شورایاریها را به عنوان NGO ایجاد کردهاند به همین دلیل در انتخابات اخیر آنها، میان وزارت کشور و شوراها اختلافنظر پیش آمد.
* ولی برخی معتقدند که با واگذاری این انتخابات به وزارت کشور، حوزه نفوذ دولت در عرصه شوراها بیشتر خواهد شد؟
** نه اینطور نیست. چون مسئولیت برگزاری هر انتخاباتی بر عهده وزارت کشور است. به این ترتیب اعضای شورای محلات، اعضای شورای شهر را انتخاب خواهند کرد. به نظر من باید بازنگری جدیای در انتخابات شوراها صورت بگیرد. چون در حال حاضر علیرغم وجود شوراهای محله، ارتباط ارگانیکی میان آنها و شورای شهرها وجود ندارد و نظرات آنها به شورای شهر ارسال نمیشود و این در نتیجه عدم تعریف جایگاه قانونی آنها است. بدون وجود شوراهای محلات با تعریف قانونی آن، ارتباط ارگانیکی میان شورای شهرهای بزرگ با مردم نیز برقرار نخواهد شد. به این ترتیب تصمیمها در شوراها، تصمیم مردم نیستند بلکه تصمیم منتخبین مردم هستند. شورای شهر سوم باید این مساله را اصلاح کند.
* به نظر شما شورای شهر سوم توانایی این کار را خواهد داشت؟
** شوراهای کلان شهرها باید بر این مساله اصرار کنند. شوراها فرادست بخش، استان و شهرستان باید پیشنهادات خود را برای اجرایی شدن این مساله به شورای عالی استانها بفرستند تا آنها هم لایحه آن را تقدیم مجلس کنند. این در گرو یک اراده جمعی است که منطبق با قانون اساسی و اجرای اصولی آن نیز هست.
* در شورای شهر سوم دیگر چه کارهایی باید بشود؟
** به طور کلی چند اصل و ارزش باید در شورای شهر سوم پذیرفته شود. نخست آنکه به تفکر و عقل جمعی بها داده شود نه به حرکتهای سلیقهای. به گونهای که تصمیم جمعی شوراها منبعث از خواستهای مردم باشد. برای این منظور باید شورایاریها و شوراهای مناطق به عنوان بازوهای شورای شهر استفاده کرد. اصل دیگر آنکه در اداره شهر از تخصص استفاده شود. به عبارت دیگر برای حل معضلات شهری باید دیدگاه راهبردی داشت نه حرکتهای مقطعی. رعایت عدالت در توزیع خدمات میان شهروندان اصل دیگر است. همچنین باید به شفافیت در پاسخگویی و قانونمندی در اداه شهر به عنوان یک ارزش نگریت به گونهای که آحاد مردم از درآمد و هزینههای مردم مطلع باشند. توسعه پایدار شهری، رعایت استانداردهای زیست محیطی، اجتناب از سیاستزدگی در تصمیمها و اعمال مدیرت شهری از دیگر ارزشهایی هستند که باید در شورای شهر سوم مورد توجه قرار گیرند. و البته اعتلای مشارکت عمومی را هم نباید از قلم انداخت.
* به عنوان یک نامزد انتخابات شورای شهر تهران، چه اهدافی را در سومین شورای شهر پایتخت دنبال خواهید کرد؟
** هدفهای من همانها است که در مجموعه اهداف ستاد ائتلاف اصلاحطلبان آمده است. به این شرح:
1ـ اداره شهر با برنامه و مدیریت کارآمد. معتقدم که شهر تهران تا کنون با برنامه مدیریت نشده و این یک ضعف جدی است. حال آنکه مدیریت در شهرداری باید علم محور و با تیکه بر دانش و پژوهش و تحقیق و برنامهریزی باشد. از این طریق حتما خواهیم توانست بسیاری از وظایف محلی دولت را به شوراها واگذار کرده و به سمت کوچکسازی دولت پیش رویم. مثلا توزیع آب و برق و فاضلاب را از دولت گرفت و به شوراها دهیم. در مواد 136 و 137 برنامه سوم و چهارم توسعه هم کاهش تصدیگری دولت مورد تأکید قرار گرفته است ولی متاسفانه تا کنون به آن عمل نشده است. 2ـ شهر مردمگرا؛ باید شوراهای محلی و منطقهای در شهرها شکل گرفته و تقویت شود. NGOها برای رفع معضلات شهری تقویت شده و خانههای محله برای تقویت همبستگی محلی و ارتباطات اجتماعی برنامهریزی شوند. برنامهریزی باید با مردم باشد و نه برای مردم و شوراها جدای از مردم در نظر گرفته نشوند. مهمترین شاخص شهر مردم گرا هم مشارکت فعال شهروندان در کلیه مراحل تصمیمگیری و نظارت است. این نیز در گرو ارتباط ارگانیک شوراهای پایین تر با مردم میباشد. 3ـ شهری با اقتصاد پایدار و خدمات شهری ارزان: پایدارترین معضل شهر تهران به ساختار و عملکرد اقتصادی برمیگردد و اتفاقا این امر در برنامهریزی تهران نادیده گرفته شده. چون تمای طرحهای جامع شهری از سال 49 تا 71 عمدتا ماهیت کالبدی داشتهاند و مسائلی همچون گرانی، مسکن، خدمات شهری، رشد ناکافی بخش خصوصی، گسترش مسائل غیررسمی و ... در آن لحاظ نشده است. در نظر داریم با حمایت از صندوق مسکن، اولیت دهی به فرصتهای شغلی برای جوانان و زنان، تولید فرصت شغلی از طریق ایجاد فضاهای شهری و ... به مدیریت اقتصادی یکپارچه شهر بپردازیم. 4ـ شهر وارن: شهری که در آن با کاهش زمان و هزینه سفرهای درون شهری مواجه باشیم که با گسترش شبکه حمل ونقل زیرزمینی، ترافیک، مدیریت ترافیک نیز از جمله برنامههای زیر مجموعه این فاکتور است. 5ـ شهر امن و ایمن: شهری ایمن در برابر زلزله و امن با تأکید بر امنیت بانوان. 6ـ شهر شاد و سرزنده: شهری که در آن با برپایی جشنوارههای ملی و مذهبی، تئاترهای خیابانی در فضای شهر و افزایش فعالیت رفاهی و ورزشی، چهره شهر شاد و سرزنده باشد. 7ـ شهر پاک و سالم و سبز: برنامهریزی برای کاهش آلودگی هوا، افزایش جهشی سرانه سبز، توسعه پارکها و فضای سبز، پالایش آب و رفع معضل فاضلاب جنوب شهر به شهری سالم دست خواهیم یافت. 8ـ شهر زیبا و با هویت: شهری که تنوع رنگ و طرح در سیمای آن مورد توجه باشد و آثار و بناهای تاریخی ان بازسازی و حفاظت گردد. شهر مدرن و هوشمند: مطمئناً با رعایت استانداردهای مدیریتی و استفاده از فناوریهای روز، شهری مدرن خواهم داشت. مدیریت تهران باید اتاق فرمان داشته باشد. مطمئناً با استفاده گسترده از مدیریت هوشمند، بسیاری از تبعیضها رفع خواهد شد.
* شما به نکاتی در برنامههایتان اشاره کردید که حتی از ید قدرت دولتهای گذشته هم خارج بوده، مثل ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانان. فکر نمیکنید با توجه به امکانات موجود، طراحی چنین هدفهایی، بسیار آرمانی و دور از دسترسی است؟
** نه اینطور نیست. اتفاقاً این اهداف از برنامههای کارشناسی خارج شده، آن هم با مبنا قرار دادن بحثهای شهرسازی و استانداردهای شهری. ما معتقدیم که به بهانه افزایش درآمد در شهرداری نباید اصول و معیارهای شهرسازی زیر پا گذاشته شود. مثل فروش تراکم که غلط بود و یک حرکت نابخشودنی است. به نظر من باید شهر را ثروتمند کنیم البته از طریق شناسایی ظرفیتها و پتانسیلهای شهر، مطمئناً این مساله قال تحقق است. همچنانکه در بسیاری از شهرهای منطقه مثل دبی انجام شده است. آنها هم منابعی مثل ما داشتهاند و از آن استفاده کردهاند ولی متاسفانه از آنها غافلیم. حال آنکه باید به شهرسازی اصالت داده شود و ای موضوع با اراده پیگیری گردد. میدانیم شعارهایی مثل کاهش آلودگی شهر، حرف بزرگی است ولی اگر محقق نشود، دیگر شهری مثل تهران، قابل سکونت نخواهد بود. البته معتقدم کارهایی که در گذشته شده را نباید نادیده گرفت ولی در هر دوره باید نسبت به دوره قبل، حرکت بیشتری و با سرعت بیشتری صورت بگیرد.
* به نظر شما کاندیداهای موجود توانایی محقق کردن این اهداف را دارند؟
** به نظر من که مجموع کاندیداهای ستاد ائتلاف اصلاحطلبان توانمندی لازم را دارند. در مورد طیف مقابل هم باید از خودشان سوال کرد که چقدر توانمندند. البته آنها هیچ برنامه مدونی تا کنون ارائه ندادهاند. ولی ما اعتقاد داریم که میشود. این هم برنامه اولیه ما است و در صورت پیروزی در انتخابات، آن را اجراییتر میکنیم تا به یک شهر با برنامه دست یابیم.
* تعامل میان دولت و شوراهای پیشین برای تحقق اهدافشان را چطور ارزیابی میکنید؟ این تعامل در دوره سورم شوراهای شهر چگونه باید باشد؟
** باید در چارچوب وظایف قانونی عمل شود، نباید فراموش کرد که شوراها نه از جنس دولتاند، نه از جنس قوه مقننه و نه از جنس قوه قضائیه. شوراها از جنس دیگری هستند. از جنس دستگاههای اجرایی در سطح و در محدوده شهر. شوراها باید بر مجموعه کارهای مرتبط با دستگاههای دولتی و غیره نظارت کرده و گزارش آن را به شورای عالی استانها ارائه دهند. به نظرم باید تعامل را دقیقتر تعریف کرد. یک جنبه تعامل آن است که شوراها از ناحیه مردم، ناظر بر عملکرد دستگاههای اجرایی دولتی و غیر دولتی در محدوده شهر باشند. جنبه دیگر تعامل آن این است که شوراها، مسائل و مشکلات شهری را جمعبندی کرده و از طریق شوراهای فرادست و شوراهای عالی استانها به دولت و مجلس منعکس کنند. یک جنبه دیگر تعامل آن است که دولت و حاکمیت بداند که شوراها منتخبین مردم و دارای قدرت اعمال حاکمیت در محدوده شهری هستند و این اختیار از طریق رای مردم به آنها تفویض شده است. البته شوراها هم باید بپذیرند که قوا جزو ارکان اداره کشور هستندو کشور ساخته نمیشود مگر با مشارکت همه اعم از دولت، بخش خصوصی، نهادها، سازمانهای غیردولتی، شوراها و ... همچنین هرکس متناسب با وظیفهاش باید مشارکت کند. مثلاً در انجام پروژههایی مثل مترو اگر چه بر عهده شهرداریها است ولی دولت هم باید در تأمین اعتبار آن کمک کند. علاوه بر این دولت در زمینههای مختلف از مسکن گرفته تا محیط زیست، کارشناسان زبدهای دارد که شوراها باید از توان آنها استفاده کنند تا با کمک و تعامل همه شهر ساخته شود و نه در تعارض و جنگ و جدل. معتقدم اینکه دولت از چه جناحی است نباید در نوع تعامل شورا با دولت تأثیر گذار باشد؛ چرا که شورا یک نها اجتماعی برای اداره شهر است و نه یک نهاد سیاسی.
* در صورت پیروزی فهرست اصلاحطلبان فکر میکنید، تعاملتان با دولت چگونه باشد؟
** اراده این ستاد بر تعامل و همکاری با دولت است. مطمئن باشید از این سمت، پالسهای مشارکت داده میشود. انتظارمان هم این است که دولت هم همکاری کند. اگر مبنای طرفین، حفظ رفاه عمومی باشد، این تعامل امکانپذیری خواهد بود.
شوراها در راستای وظایفشان ناگریز از نظارت بر دستگاههای اجرایی دولتی در سطح شهرها و روستاها هستند. طبق قانون نیز دستگاههای دولتی که اداره کننده هستند، باید در ابتدای سال برنامه سقف بودجهشان را به شوراها ارائه دهند. ولی مساله این است که کل بدنه دولت در مقابل این قانون مصوب مقاومت میکند و این مقاومت هم از بدو شکلگیری شوراها وجود داشت. طبیعی هم هست که وقتی یک نهاد مردمی به وجود بیاید و بخواهد وظایفی را بر عهده بگیرد که تاکنون بر عهده دولت بوده است، چنین اصطکاکهایی به وجود بیاید. ولی با شکلگیری 8 ساله شوراها به نظر میرسد که تفویض این مسئولیتها، به یک فرهنگ بدل شده باشد. دولت فعلی هم که کار خود را با شوراها آغاز کرده است، آشنایی خوبی با شوراها دارد. پس این اصطکاکها کمتر خواهد شد. ترکیب پیشنهادی کاندیداهای اصلاحطلب هم افراد مجرب و با سوابق اجرایی طولانی هستند و به اندازه کافی با وظایف دولت و شوراها آشنا هستند. این آشنایی، تعامل سازندهای به نفع مردم و آبادانی کشور خواهد بود. بنای ما بر خدمت، عمران و آبادی توأم با آرامش و مسائل را دنبال میکند پس دلیلی بر وجود تعارض و برخورد میان شورای شهر سوم با دولت نیست. البته اگر شورای شهر شاهد توقف مطالبات مردم در دولت باشد، آن را به مردم و شورای عالی استانها گزارش خواهد داد. شورای عالی استانها نیز آن را به مجلس منعکس میکند تا دولت پاسخگو باشد.
* به نظر شما ریشه منازعات سیاسی در شوراها در چیست و چرا اساسا شوراها به عنوان یک نهاد اجتماعی به کانون منازعات سیاسی بدل شدهاند؟
** این مساله فقط در دو سه شهر کشور رخ داده و نباید تجربه تلخ آنها را با 1000 شورای شهر دیگر در سطح کشور قیاس کرد. این ارزیابی در مورد 99 درصد شوراها دور اول و دوم صحیح نیست.
* در مورد همین دو سه شهر چرا این اتفاق افتاده؟ بویژه در تهران؟
** این که شورای شهر برخی از کلانشهرها مثل تهران به وادی منازعات سیاسی سوق یافتند منبعث از چند مساله است: 1ـ مقاومت بدنه دولت در برابر تفویض برخی وظایفش به شوراها که اصطکاکهایی را ایجاد کرده است. 2ـ عدم شفافیت حدود و ثغور برخی از قوانین شوراها، نظام مدیریتی ما از بالا به پایین تعریف شده است ولی نظام مدیریت شهری، بخشی و از پایین به بالا است. به عبارت سادهتر شوراها باید بر دستگاههای اجرایی نظارت کنند ولی این دستگاهها خود را پاسخگو به مقامات بالاتر میدانند. چون بودجه انتظابات در آنها از سوی آن مقامات تعیین میشود، نه شوراها. برای رفع این مساله باید هرچه زودتر به اجرایی کردن اصول 136 و 137 قانون برنامه سوم و چهارم توسعه و ماده 78 مکرر اصلاحیه قانون شوراها مصوب سال 82 جامه عمل پوشاند و امور مرتبط با شوراها را از دولت گرفته و به شوراها تفویض کرد.
3ـ وجود دیدگاههای سیاسی متفاوت. وجود چنین دیدگاههای متفاوتی هم ایراد ندارد چون نفس اختلاف موجب تکامل و توسعه است. اساسا اختلاف و تضاد به رشد میانجامد به شرط آنکه مبتنی بر مطالعه و پژوهش و برنامه و شناخت عملی باشد.
* به نظر شما منازعات سیاسیای که تاکنون در شوراها بوده، منجر به توسعه شده است؟
** در برخی موارد بله.
* مثلا در چه مواردی؟
** شوراها همواره وظایف و اختیارات خود را کم میدانستند و دولت هم مخالف افزایش اختیارات آنها بود. این تضاد سبب شده که شورای عالی استانها آییننامه اجرایی ماده 78 مکرر 3 قانون اصلاح قانون شوراها مصوب سال 82 را در 23 ماده طراحی کرده و به دولت بفرستند و تا جایی که اطلاع دارم رئیسجمهور هم روی آن دستور داده. پس این تضاد منجر به توسعه اختیارات شوراها شد. مورد دیگر در خصوص نظارت بر دستگاههای اجرایی دولتی بود که شوراها بسیار بر آن تأکید داشتند و نتیجه مطالبات آنها به آنجا رسید که نهایتا در اصلاحیه سال 82، دستگاههای اجرایی مکلف شوند در ابتدای هر سال برنامه و بودجه خود را به شوراها گزارش و آن را مصوب کنند. تعامل مثبت دیگر که از دل منازعات منبعث شد آن بود که طرح جامع شهرها که تاکنون توسط شورای عالی شهرسازی و معماری تصویب شده و برای اجرا به شوراها و شهرداریها ابلاغ میشد، اکنون باید ابتدا به تصویب شوراها برسد بعد برای اجرا به شهرداریها ابلاغ گردد. تمامی اینها به منزله افزایش دامنه اختیارات شوراها است که به نفع مردم و اداره امور کشور است.