تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۸  ، 
کد خبر : ۴۶۴۵۳

انتخابات، پیروزیها و عبرت‌‌ها


دکتر احمد توکلی
1 – برجسته‌ترین پیروزی انتخابات 24 آذر مشارکت بالای مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی خویش بود. میزان مشارکت در انتخابات خبرگان از 3/46 درصد صاحبان حق رای در سال‌1377 به 60 درصد در سال 1385 افزایش یافت. مشارکت در انتخابات شوراها نیز از 2/49 درصد سال 1381 به 66 درصد در انتخابات اخیر فزونی یافت. این پدیده مبارک همبستگی ملی را در داخل افزون ساخته و از حیث خارجی، موقعیت ایران اسلامی را در منطقه و جهان تقویت می‌کند و ضریب امنیت ملی را افزایش می‌دهد. علل مختلفی برای این رشد مشارکت می‌توان شناسایی کرد.
اول، به تغییر فضای سیاسی کشور می‌توان استناد کرد. در سال ‌1377 انتخابات خبرگان در وضعیتی انجام گرفت که دولت وقت و احزاب حاکم به راهبرد توسعه سیاسی در اداره کشور اصالت داده بودند. این راهبرد، به شکل خاصش، جو تردید نسبت به ساختار سیاسی کشور را دامن می‌زد. بحث‌های بی‌پایه بخش انتخابی و بخش انتصابی در حاکمیت و نفی صریح یا تلویحی آنچه بخش انتصابی می‌نامیدند (‌که شامل نهاد رهبری معرفی می‌شد‌)، عامل ذهنی بازدارنده شده بود. در حالی که طی سه، چهار سال اخیر با مسئولیت یافتن اصولگرایان، فضای سیاسی از آن مباحث که از بیرون مرزها نیز دامن زده می‌شد، پالوده شده و در مقابل، توجه به ارزش‌‌ها و تفکرات اصیل امام خمینی رضوان‌الله علیه تقویت گردیده است.
دوم، تغییر وضعیت دوستان و دشمنان ما در منطقه و جهان نیز در بازگشت به اصالت‌های انقلاب اسلامی موثر بوده است. افول آبروی آمریکا در منطقه و جهان که با افول اسلام آمریکایی‌– در شکل خشونت‌طلبانه طالبانی یا سازشکارانه سکو‌لاریستی‌– همراه شده است، در کنار آن قدرت یافتن روحانیت و تشیع در عراق و لبنان، همین طور اسلام انقلابی در فلسطین، به آبروی جمهوری اسلامی قوت بخشیده است. این فضا می‌تواند یکی از عوامل تقویت مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی کشور باشد.
سوم، تدبیر مجلس هفتم در تجمیع انتخابات خبرگان و شورای شهر و روستاست. در این تصمیم مفهومی‌ترین انتخابات (‌خبرگان‌) با مصداقی‌ترین آنها (‌شوراها‌) همزمان شد. اکثریت مشارکت جویان نسبت به هر دو انتخابات حساسیت دارند. ولی طبیعی است که دسته‌ای به اولی حساس و نسبت به دومی بی‌میل باشند و برعکس. به هر حال وقتی این‌‌ها به پای صندوق می‌آیند، تشویق می‌شوند که در هر دو انتخابات مشارکت کنند. در واقع با این تدبیر هزینه مشارکت کاهش و میزان مشارکت افزایش یافت. این تدبیر نه تنها ضعفی نیست بلکه هر راه مشروع که مشارکت را تقویت سازد کاری عقلایی است و به نفع مردم و نظام تمام می‌شود. مانند فعالیت احزاب و رسانه‌‌ها.
عامل چهارم، عملکرد شوراهای دوم، مجلس هفتم، دولت نهم و شهرداران تهران در دوره اخیر شورای شهر تهران است. قیاس تنش‌های شوراهای اول که بیشترشان در دست دوم خردادی‌‌ها بود، با خدمتگزاری بی‌سر و صدای شوراهای دوم یک نمونه است.
2– با افتخار و قاطعانه می‌توان گفت که مردم‌سالاری دینی پایه‌گذاری شده به دست امام عزیز نهادینه شده است. آنچه آن بزرگوار فرمود که میزان رای ملت است، حقیقتی است که در هر انتخاباتی تجلی می‌کند. یعنی نتیجه انتخابات را رای مردم معلوم می‌کند نه خواست و اراده مسوولان. به عنوان نمونه یادآوری می‌کنم که در دوم خرداد 1376 به رغم خواست مسوولان اجرایی و نظارت، مردم به آقای سید محمد خاتمی ابراز اعتماد کردند و رای آنها امانت‌دارانه حفظ شد. در اسفند 1381 به رغم تمایل و اراده مجری و ناظر انتخابات شوراهای دوم، مردم به اصولگرایان تمایل نشان دادند، امانت مردم به کرسی نشست. در انتخابات 24 آذر 1385 نیز میزان بودن رای ملت تجلی تازه‌ای یافت؛ بر خلاف میل شدید برخی مجریان دولتی، رای آقای هاشمی رفسنجانی با اختلاف فاحشی از کسانیکه مورد احترام خاص دولتیان بودند، پیشی می‌گیرد و حفظ می‌شود، خانم جلودارزاده، نامزد اصلاح‌طلبان، با کمتر از 8 هزار رای بر یکی از چهره‌های قدیمی اردوگاه طرفدار دولت جلو می‌افتد و به مجلس راه می‌یابد.
فهرست ائتلاف خوش خدمت که به وضوح نزدیک به دولت بود، در هیچ شهر کلانی اکثریت را کسب نمی‌کند و در بسیاری از نقاط کاملا حذف می‌شود و بالاخره خواهر رئیس‌جمهور نفر هشتم تهران می‌شود. ولی مجریان دولتی، به عنوان امین مردم، تمامی این نتایج را حفظ می‌کنند. این پدیده که در کشورهای جهان سوم بی‌نظیر و در جهان کم‌نظیر است، افتخاری است برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ملت شریف ما که صرف نظر از آنکه چه کسانی بر سر کار باشند، سرنوشت قدرت را دستان پر‌کفایت ملت رقم می‌زند. درود بر آن پیر بصیر، مردم دوست و اسلام‌شناس که فرمود: میزان رای ملت است.
3 – اصولگرایان در مجموع، در تهران و کل کشور برای چهارمین بار طی چهار سال اخیر افتخار اعتماد مردم را به دست آوردند. امروز آشکار است که اگر اختلاف داخلی آنان نبود، به احتمال نزدیک به یقین، به پیروزی قاطع انتخاباتی در سراسر کشور دست می‌یافتند. این انتخابات باید عبرت باشد برای همه، به ویژه اصولگرایان که در آینده بر استحکام پیوندهای درونی خویش بیفزایند. اتحاد بیش از آنکه برای انتخابات فردا مهم باشد، برای خدمت امروز به مردم و کشور ضروری است. شاید فردایی برای من و شما در کار نباشد. دوستان اصولگرا باید بدانند که جاذبه به حداکثر و دافعه به حد ضرورت، مشی‌اصولگرایانه است. برای این منظور اول باید نگاه‌‌ها اصلاح شود و تمایلات تمامیت‌خواهانه یا انحصار‌طلبانه و گروه‌گرایانه کنار گذاشته شود. ناسلامتی ما مدعی اصول هستیم.
4– جریان مرسوم به اصلاح‌طلب نیز به توفیقاتی دست یافت. در 7 یا حداکثر 8 مرکز استان اکثریت شورا از آن خود کرد. در شهر تهران نیز بیش از یک چهارم کرسی‌‌ها را به دست آورد. این حد از پیروزی را مدیون چند امر است: اول، تفرق رقیبان اصولگرا، که بیشترین کمک را به اصلاح طلبان کرد. دوم، حرکت عاقلانه در ائتلاف قوی بین طیف‌های مختلف آنان. سوم، معرفی چهره‌های معتدل با تجربه خویش به مردم. در مجموع شکرگزارانه باید گفت که پیروزی سیاسی اصلاح طلبان بیش از پیروزی انتخاباتی آنان بود؛ چرا که ائتلاف آنان، تجدید سازماندهی و نشاط در بین طرفدارانشان، مشی معتدل و میدان داری نیروهای عاقل‌تر اصلاح طلب حادثه‌ای است که با تضعیف افراطی‌گری در آن جریان، به نفع مردم و کشور تمام می‌شود. آبروی اصلاح طلبان را زیاد می‌کند و نیروهای اصولگرای رقیب را نیز به تکاپوی مثبت وا می‌دارد. همه اینها زمینه خدمتگزاری به مردم، صاحبان اصلی انقلاب را فراهم‌تر می‌سازد.
5– آنچه که می‌رفت قدری این شیرینی‌‌ها را کم کند، جوسازی‌های جریان اصلاح‌طلب بود که درباره شمارش آراء انتخابات شورای شهر تهران تشکیک‌های شوراها، مجلس بود، آقای هاشمی رفسنجانی و آقای سید محمد خاتمی تلفنی با آقای حداد عادل، رئیس محترم مجلس تماس گرفتند و اظهار نگرانی کردند و برای نامزدهای اصلاح‌طلب تهران وقت ملاقات خواستند. آقای حداد نیز ضمن دفاع منطقی از روند کار و یادآوری آنچه اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس ششم با آقای هاشمی رفسنجانی کردند، به وی، با ملاقات موافقت کرد. این ملاقات با قضاوت قاطع و غیر مستند معترضان شروع شد، ولی پس از توضیحات آقای حداد عادل، تقریبا با رضایت نسبی آنان ختم شد. گمان می‌کنم مصاحبه لطیف آقای خاتمی که گفت حیف است که شیرینی حضور مردم را با شبهات به کام آنان تلخ کنیم نقطه پایانی بر این جوسازی‌‌ها باشد. در عین حال برای آرامش قلب مخاطبان آن جوسازی‌های غیر مستند، نکاتی را درباره صحت انتخابات تقدیم می‌کنم:
1) مهمترین دلیل صحت انتخابات همان است که در بند دوم این مقاله عرض کردم و نشان دادم که واقعا میزان رای ملت است.
2) به فهرست برندگان شورای شهر تهران توجه بفرمایید. چهار نفر اول از فهرست ائتلاف بزرگ اصولگرایان هستند که ویژگی‌شان شهرت شخصی آنان است: چمران، طلایی، خادم و شیبانی. نفر پنجم، هادی ساعی، از فهرست اصلاح طلبان، نیز قهرمان مشهوری است که با نفی انتصاب گروهی خود اتصال به ملت و رهبری و همکاری با دولت را قبول دارد. وی بیشتر به اتکای شهرت شخصی‌اش رای آورده است. حمزه شکیب نفر ششم، عضو شورای فعلی تهران است که نامش در همه فهرست‌‌ها آمده بود، گرچه شخص مشهوری نیست، ولی آبروی همه فهرست‌‌ها به آبروی شخصی‌اش اضافه شد. علیرضا دبیر، نفر هفتم، ورزشکاری مشهور از اردوگاه اصولگرایان است که به اتکای شهرت و آبروی خویش این مرتبه را کسب کرد. وی در فهرست اصولگرایان هم نبود. نفر هشتم، پروین احمدی‌نژاد شخصیتی گمنام است که هشتم شدنش مرهون آبرو و شهرت برادرش است.
نفر نهم، دهم و یازدهم، معصومه ابتکار، مسجد جامعی و نجفی، نامزدهای اصلاح‌طلبی هستند که هر سه از مشاهیر این جریان سیاسی‌اند. سه نفر از چهار نفر آخر نیز عمدتا به اتکای آبروی اصولگرایان به پیروزی دست یافتند. خسرو دانشجو نیز حداکثر رای رایحه خوش خدمت را با رای ناشی از حضور در فهرست جبهه پیروان خط امام و رهبری جمع کرد تا نفر چهاردهم شد. این واقعیت نشان می‌دهد که اگر فهرست‌‌ها را ارزیابی کنیم، فهرست ائتلاف بزرگ اصولگرایان برنده است، وی شهرت افراد در پیروزی آنان نقش اصلی و مهمی بازی کرده است. به این ترتیب اسامی منتخبان تهران تعجبی برنمی انگیزد.
3) اگر بنا بر حذف رقیب بود، باید در مرحله تعیین صلاحیت‌‌ها سخت‌گیری می‌شد. در حالیکه رئیس ستاد اصلاح طلبان رسما و صریحا از برخورد خوب نظار مجلس که همه از فراکسیون اصولگرایان بودند، تشکر کرد.
4) اگر بنا بر اعمال نظر در شمارش آرا بود، باید خواهر رئیس‌جمهور نفر هشتم نمی‌شد. عجیب نبود اگر مانند خانم فائزه هاشمی یا آقای محمد رضا خاتمی، خانم پروین احمدی‌نژاد هم نفر اول یا دوم می‌شد. ولی به عقیده این جانب رشد درک سیاسی مردم او را در مکان هشتم نشاند. اگر سوء نظری در شمارش در کار بود نباید رایحه خوش خدمت با آن همه اطمینان به دو نفر از پانزده نفر شورا اکتفا کند. رایحه خوش خدمت در بیانیه خویش پس از شبهه افکنی دوم خردادی‌‌ها به وزارت کشور توصیه کرد هر جور که معترضان می‌گویند، بشمار، یعنی به پیروزی خویش مطمئن بود، ولی پس از اتمام کار، متواضعانه رای مردم را رسما پذیرفت.
5) جارو جنجال درباره تاخیر در شمارش و اعلام آراء نیز بی‌اساس است. در انتخابات شوراهای دوم تهران در سال 1381، جمعا 560 هزار رای به صندوق‌‌ها ریخته شد و حدود 900 نفر نامزد بودند و اعلان نتایج قطعی 3 روز طول کشید. در حالیکه در این انتخابات به دلیل همزمانی با خبرگان و میاندوره‌ای مجلس بیش از 6 میلیون رای باید شمرده می‌شد. تنها برای انتخابات شوراهای تهران نزدیک به دو میلیون رای (‌252/913/1 رای‌) با وجود بیش از 1500 نامزد باید قرائت می‌شد. هیات اجرایی سر صندوق‌‌ها هم یک گروه بیشتر نبود. علاوه بر این، هیات نظارت مجلس برای اطمینان بیشتر، مذاکرات طولانی با وزارت کشور داشت تا نسبت به شمارش با کمک رایانه مطمئن شود. همین امر 36 ساعت وقت اولیه را به خود اختصاص داد. در عین حال پایان اعلان نتایج قطعی 5 روز بیشتر طول نکشید. این تعجبی دارد؟
6) این انتخابات یکی از سالم‌ترین و به طور نسبی اخلاقی‌ترین انتخابات‌های دوره‌ای اخیر بود. باید سپاسگزار رهبری، ملت، دولت آقای احمدی نژاد، مجلس هفتم، شورای نگهبان، مراجع و روحانیت، روشنفکران و فرهیختگان، صدا و سیما، رسانه‌های مکتوب و شبکه ها، جریان‌‌ها و احزاب سیاسی و نیروهای انتظامی بود. همه، تفضل الهی و مرهون هدایت‌های معنوی حضرت مهدی عجل‌ا... تعالی فرجه‌الشریف است. به کام همه ملت و خادمانش شیرین باد.  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات