تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۰  ، 
کد خبر : ۴۶۴۵۵

پنجره گفت‌و‌گو


فریدون شکیبا
تجربه انقلاب در 3 دهه گذشته ثابت می‌کند که نظام اسلامی دارای ظرفیت‌های عظیمی است و در مقاطع گوناگون و خطیر توانسته با ابتکار عمل و ضمن حفظ ارزش‌ها و اصول بنیادین خود، اولویت‌های مرحله‌ای را در فرآیند تثبیت و پویایی به خوبی تشخیص داده و با تکیه بر پشتوانه حمایت گسترده مردم و مشارکت آنها در صحنه‌های متعدد، بهترین راهکار را بیابد و به کار گیرد.
اینک نیز نظام اسلامی بر آن است تا در حوزه کارآمدی و تحقق ایده‌های معهود، از مقطع و آزمون خطیر دیگری همچنان سربلند بیرون آید و کارگشایی نقطه امتیاز خود بر سایر جوامع دموکراتیک را که گره خوردن آرمان و عقلانیت است، برای حفظ مصالح و منافع ملی به رخ بکشد. نظامی که چون برآمده از اراده ملت است، تفکیکی بین مصالح جامعه و مصالح خود قائل نیست.
رابطه و حتی مذاکره ایران و آمریکا طی 3 دهه گذشته فراز و فرودهای پر التهابی داشته است. ملت ایران نمی‌تواند فهرست سنگین اقدامات خصمانه دولت‌های آمریکا را فراموش کند، ‌اقداماتی که توقف آنها از سوی متولیان کاخ سفید همواره از سوی دولت‌های ما به درستی و به عنوان پیش شرط روابط عادلانه تاکید شده است. دیوار سنگین بی‌اعتمادی برجاست، گرچه دولتمردان ادوار مختلف هر دو کشور مانند آونگی گاه به مذاکره نزدیک و گاه دورتر شده‌اند. از زاویه‌ای می‌توان گفت دولت‌های یاد شده در ایران و آمریکا بنا به دلایلی که نیازمند تجزیه و تحلیل در «فضایی آرام‌تر و شرایطی مناسبت‌تر» است، نتوانسته‌اند رخنه‌ای مبتکرانه در آوندهای ارتباطی ایجاد کنند.
انسداد کامل کانال‌های ارتباطی میان تهران و واشنگتن از دید بسیاری از صاحبنظران به نفع مردمان دو کشور و کل ملت‌های منطقه حساس خاورمیانه هم نیست. از چنین دیدگاهی گشودن رخنه‌هایی در دیوار بی‌اعتمادی از طریق نهادهای مدنی و نخبگان (به عنوان رهبران افکار عمومی) و تفاوت قائل شدن بین این گفت‌وگوها با اصل رابطه ضروری است.
موضوعی که به دفعات هم ما و هم آمریکا از آن بهره برده‌ایم و به طور مثال هم اکنون گروهی از کشیشان مسیحی و فعالان مذهبی صلح‌طلب آمریکا در ایران هستند که با بالاترین مقامات کشور، از جمله رئییس‌جمهور نیز دیدار و گفت‌وگو داشته‌اند. گویا امروز هم گروه دیگری با عنوان رهپویان صلح به همین منظور وارد ایران می‌شوند.
چندی پیش گروهی از نمایندگان کنگره آمریکا با ارسال پیام‌هایی برای نمایندگان مجلس کشورمان از ابتکار و آمادگی خود برای گشودن «پنجره گفت‌وگو» خبر دادند. موضوعی که از سوی رئیس محترم مجلس هم تایید شد اما از سرانجام آن خبری نشد و چه بسا می‌توانست فرصتی قابل بهره‌برداری باشد. مثل همان فرصتی که دکتر احمدی‌نژاد را به دیدار و گفت‌وگو با اعضای منتفذ شورای روابط خارجی در نیویورک کشاند و متاسفانه متنی از آن منتشر نشد؛ مثل مناظره قوی نماینده ایران در سازمان ملل با یک مقام آمرکایی؛ یا مثل فرصتی که دکتر لاریجانی در کنفرانس امنیتی مونیخ برای پاسخ دادن به لفاظی فرستادگان آمریکایی از دست نداد و یا مثل ده‌ها گفت‌وگویی که رئیس‌جمهور و دیگر مقامات با رسانه‌های اصلی آمریکا و غرب داشته‌اند. ماهیت هیچکدام از این گفت‌وگوها، رابطه نیست اما پیام‌های زیادی را رد و بدل می‌کند. طبعا درخواست نمایندگان کنگره آمریکا از نمایندگان مردم ایران هم از همین سنخ اما با پتانسیل بالاتری برای انتقال پیام برخوردار بوده است.
با وجود آنکه افزایش درجه دشمنی و خصومت در روابط آمریکا با ایران برای برخی محافل، جناح‌ها و بنگاه‌های منطقه‌ای و جهانی دارای «ارزش‌های مقطعی» و دستاوردهای سیاسی – اقتصادی است، در عین حال طیف گسترده‌ای از طبقات اجتماعی دو کشور از شتاب گرفتن سطح تنش و خصومت یاد شده به سمت شرایط غیر قابل کنترل نگرانند. از این رو شاید «دنباله‌دار کردن تلاش‌های اصلاحی» برای کاهش تنش در مناسبات دو کشور، و استفاده هوشمندانه از هر امکانی برای کاستن از هزینه‌ها، همتراز صیانت از حقوق،‌ اولویت‌ها و برنامه‌های ملی قابل تامل باشد.
برخی صاحبنظران معتقدند موضوع فعالیت‌های هسته‌ای ایران مهم‌ترین سوءتفاهم موجود میان ایران و آمریکا است. عده دیگری هم فکر می‌کنند که جدای از اظهارات رایج بین مقامات دو کشور،‌ موضوع هسته‌ای دارای وزن چندانی در روابط نیست و تاثیر آن را صرفا باید متناسب با سایر عرصه‌ها توزین نمود.
به هر حال اگر چنانچه رئیس محترم مجلس گفت، پیام‌ها واقعی بوده باشد، نمایندگان مجالس ایران و آمریکا می‌توانند صدای مردمان خود را از فاصله کوتاه‌تری به گوش هم برسانند. اگر چنین گفت‌وگویی صورت گیرد، بی‌تردید انبان استدلال و کفه حقوق قابل مطالبه ما بسیار سنگین‌تر خواهد بود و در ضمن آزمونی برای سنجش احساس مسئولیت طرف مقابل است و مسائلی نظیر «ثبات و امنیت در کل منطقه و از جمله عراق»، «حقوق بر جای مانده مردم»، «موضوع هسته‌ای»، همکاری‌های اقتصادی و ... می‌تواند بررسی شود.
تاریخ روابط دیپلماتیک نشان می‌دهد که در بدترین شرایط و حتی در هنگامه درگیری‌ها نباید فرصت گفت‌وگو را از دست داد. این گفت‌وگوها می‌تواند از دامنه تنش و خصومت بکاهد و لزوما نباید تصور کرد که هر مذاکره‌ای نیز باید و می‌تواند به روابط و برقراری مناسبات سیاسی منتج شود. شاید پیام چنین گفت‌وگوهایی، انتقال سریعتر این پیام باشد که اوضاع از کنترل خارج نشده و هنوز هم «دیپلماسی» بهترین و منطقی‌ترین گزینه است. بی‌تردید بهره بردن از «ابزار گفت‌وگو» نیازمند درک و مدیریت بهینه زمان، مهارت حفظ آرمان‌ها باتدبیر و عقلانیت،‌ هوشمندی و زیرکی مومنانه و نیز حکمت و مصلحت‌اندیشی همه جانبه است. همان سه رکن سیاسی خارجی نظام‌ گرانمایه جمهوری اسلامی ایران؛ عزت، حکمت، و مصلحت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات