تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۷  ، 
کد خبر : ۴۶۴۶۷
محمدرضا سرشار در گفت‌و‌گو با سیاست روز:

اهل قلم حق طلبند

«مقدمه»: گروه فرهنگی- جایگاه و رسالت قلم در جامعه ما در قیاس با جوامع دیگر قابل مقایسه نیست، چرا که این رسالت از قداستی برمی‌آید که قرآن به آن اعطا کرده است. انفجار نوری که در جهان با تولد انقلاب اسلامی حادث شد رسالتی بس گران را برای آنانی رقم زد که مفتخر به دریافت نشان ویژه نویسندگی و اهل قلم شده‌اند. این رسالت آنگاه سنگین‌تر می‌نماید که جامعه را در برابر ضدفرهنگ‌هایی می‌یابیم که با ارزشهای متفاوت خود، چالش‌های جدی را پیش روی ما قرار داده‌اند. هجوم بی‌امان این یغماگران فرهنگی بی‌شک نیاز جامعه ما را به قلمهای متعهد و قلمهایی که در خدمت اسلام و ایران باشند،‌ صدچندان کرده است. در چنین شرایطی بود که تعدادی از نویسندگان متعهد و خوش ذوق جامعه گردهم آمدند تا دست در دست یکدیگر و با پیروی از رهنمودهای آن پیر فرزانه طرحی نو دراندازند. انجمن قلم مجموعه‌ای از شاعران، نویسندگان، مترجمان و اندیشمندان اهل قلم را دربرمیگیرد که با هدف معرفی آثار و چهره‌های ارزشمند ادبی و هنری به جامعه گردهم آمده‌اند که در حال حاضر این انجمن 200 نفر عضو دارد. انجمن قلم از بدو تاسیس تاکنون به منظور صیقل زدن بر توانایی‌هایش مرارت‌های زیادی را پشت سر گذاشته است که البته باید اعتراف کرد که با وجود تمامی این ناملایمات هرگز از خط اصلی خود به معنای واقعی کلمه منحرف و خارج نشده است. کناره‌گیری محمدرضا سرشار از مسئولیت خود در این انجمن و بازگشت مجدد وی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص و کلیدی انجمن قلم همواره با پرسش‌های بسیاری روبرو بوده است. به منظور روشن‌تر شدن ابهامات موجود مصاحبه‌ای را با سرشار صورت داده‌ایم که در ادامه ارائه شده است. لازم به ذکر است که روزنامه آمادگی خود را برای درج نقطه نظرات مختلف دیگر اعضای محترم این انجمن اعلام می‌دارد.

* ضمن تشکر از قبول دعوت ما خواهشمندیم توضیحاتی را پیرامون این موضوع که بعضی از افراد در جاهایی که اساسنامه ساکت است براساس قانون تجارت در مورد فعالیت‌های انجمن قلم عمل می‌کنند بفرمائید. آیا این نوع تلقی قابل قبول است؟
** در ابتدا باید عرض کنم که نام کامل و صحیح انجمن (انجمن فرهنگی قلم ایران) است که برای نخستین بار در اداره مجامع فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسید.
این یک نکته، نکته دوم این است که در اولین بند اساسنامه گفته می‌شود با رعایت مقررات موضوع کشوری و ضوابط فرهنگی حاکم بر تاسیس موسسات و مراکز فرهنگی- هنری «انجمن فرهنگی قلم ایران» تاسیس می‌شود خود اسم «انجمن فرهنگی قلم ایران» به تنهایی هر نوع شبهه تجاری بودن این تشکل را از بین می‌برد.
ضمن اینکه این برگه‌ای که در دست من ملاحظه می‌کنید رونوشت برابر اصل شده اساسنامه انجمن به ثبت رسیده در سازمان اسناد و املاک کشور اداره کل است. در سه برگ آن، با حروف چاپی نوشته شده است باسمه تعالی تقاضای نامه شرکت‌های غیرتجاری، اما متاسفانه من هم مثل شما این موضوع را شنیده‌ام که مواردی در هیات مدیره فعلی انجمن قلم پیش آمده است که اساسنامه جوابگو نیست و یا نتوانسته‌اند درست آن موارد را بفهمند، یا به صرف شان نبوده بفهمند، یکی، دو نفر از اعضای هیات مدیره موضوع را ارجاع داده‌اند به قانون تجارت و شرکت‌های تجاری. در حالی که این تلقی غلط و غیرقانونی است. هرکسی بخواهد اساسنامه انجمن فرهنگی قلم ایران را با ضوابط شرکت‌های تجاری مورد تفسیر قرار بدهد کاری خلاف قانون و خلاف اساسنامه انجام داده است.
* آیا همین موضوع یکی از موارد مخالفت‌های شما را با وضعیت فعلی حاکم بر هیات مدیره انجمن قلم تشکیل می‌دهد؟
** هیات مدیره فعلی انجمن دارای دو جناح مجزا، و در بسیاری موارد متضاد و مخالف هم است و یکی از این جناح‌ها که جمعا سه نفر هم هستند یک نفر چهارم هم هست. که اخیرا، این وسط، در نوسان است عامل اصلی مسائل و مشکلات فعلی انجمن از نظر من هستند.
* این موضوع به مبنای اعتراض شما باز می‌گردد؟
** تفسیر به رای اساسنامه توسط این جناح سه نفره، آن هم همیشه در جهت اهداف خود، یکی از مبانی اعتراض من به آنهاست.
* انگیزه آنها از این سوتعبیرها چیست؟ چه سودی می‌برند؟
**چند مورد بوده که سودش را برده‌اند یک مورد این است که اخیرا بحث‌هایی در مجمع عمومی پیش آمد که من نمی‌خواهم به آن بپردازم. وقتی این گروه سه نفر نتوانستند بر مبنای اساسنامه آن را رد کنند، موضوع را ارجاع دادند به قوانین تجارت و شرکت‌های تجاری، در هیات مدیره فعلی،‌ رئیس هیات مدیره عملا خودش را در مقام مدیرعامل این شرکت تجاری می‌بیند. با همین نگاه، در موارد قابل توجهی، راسا و بدون طرح در هیات مدیره و اطلاع آنان اقدام به کارهایی کرده است و می‌کند که محرزا خلاف اساسنامه و خارج از حیطه اختیارات اوست.
تا جایی که در مواردی، سایر اعضا- البته جز دو همفکرش- به افرادی خنثی و غیرموثر تبدیل شده‌اند.
* آیا این تکرارها و تاویل‌ها که به عنوان تجاری برمی‌گردد،‌ به نوعی باعث رودررویی بین دو طیف نمی‌شود؟
** بخش مهمی از اختلافها به نوعی تلقی غلط این سه نفر از اساسنامه برمی‌گردد. در حالی که اگر هم به فرض اساسنامه نارسایی داشته باشد باید به موسسه ثبت شرکت‌ها در بخش شرکت‌های غیرتجاری مراجعه کرد و با راهنمایی آنها رفع اشکال کرد. نه به تفسیر شخصی و یکجانبه از اساسنامه پرداخت. در کتاب قانون تجارت، در صفحه اولش، شرکت‌های تجاری تعریف شده‌اند؛ که شامل دو- سه ویژگی کلی می‌شوند. اما هیچکدام از آن ویژگی‌ها شامل انجمن فرهنگی قلم نمی‌شود.
*نتیجه چنین اقداماتی چه می‌تواند باشد؟
** این سئوال‌ها را باید جناح مذکور هیات مدیره فعلی پاسخگو باشند. اما علی الحساب استبداد رای، تفرقه، تشتت، انحراف انجمن از اهداف اصلی، مخدوش کردن شان انجمن در جامعه و شان هیات مدیره در میان اعضاء از بارزترین نمودهای آن است که به نظر من، لطمات جبران‌ناپذیری به این مجموعه نوپا وارد کرده است و می‌کند.
*چه کسی باید پاسخگوی این اقدامات باشد؟
** خوب در اینجا بازرسان باید به وظیفه خودشان عمل کنند. آنها موظف هستند ماهی یک بار به هیات گزارش بدهند، و در موارد انحراف از قانون و اساسنامه به افراد خاطی در هیات مدیره تذکر بدهند. همچنین وظیفه دارند اگر پی‌گیری‌ها و تذکرات‌شان مفید واقع نشد حتی تقاضای انحلال هیات مدیره را داشته باشند. در حالی که آنها به این وظیفه قانونی خود، عمل نکرده‌اند. به عکس، با صحه گذاردن بر این مسائل، چه بخواهند چه نخواهند خود را شریک این تخلفات و انحرافات کرده‌اند.
* آیا بازرسان از شرایط موجود، واقعا راضی‌اند؟
** اگر هم راضی باشند، من فکر می‌کنم دو مورد اینجا دخیل است: مورد اول به نداشتن آگاهی کافی بازرسان نسبت به وظایف و اختیارات‌شان برمی‌گردد مورد دوم، رفاقت و رودربایستی و دوستانه بودن روابط آنها با بعضی از اعضای هیات مدیره است.
*آیا دوستانه برگزار کردن امور تشکیلاتی، سلامت انجمن را به خطر نمی‌اندازند؟
**چرا بازرسان وظیفه دارند به مجمع عمومی هم گزارش کار خود را بدهند. در حالی که تاکنون آنها درست همه چیز را تایید کرده‌اند این قصورشان به غفلت اعضاء منجر می‌شود اعضا فکر می‌کنند بازرسان به دقت ناظر سلامت فعالیت‌های هیات مدیره‌اند. در حالی که واقعا این طور نیست.
* آیا شما اعتراض را به گوش سایر اعضا رساندید؟
** مجمع عمومی یکی از بالاترین مراجع است. امسال، مجمع عمومی که تشکیل شد فقط یک نفر برای طرح سئوال و انتقاد ثبت‌نام کرد که من بودم. آن هم به عنوان یک عضو ساده و نه عضو موسس یا رئیس سابق هیات مدیره فعلی یا رئیس هیات موسس. متاسفانه فرصت بیان نقطه نظرات را به من ندادند. به من گفتند دیر شده و شما فقط پنج دقیقه صحبت کنید، آن هم زمانی که دیگر دم افطار بود و آن هم حضار که در بین‌شان آدم‌های مسن هم حضور داشتند. بایستی برای افطار و نماز می‌رفتند. یعنی عملا فرصت بیان را از من گرفتند. در آنجا، من فقط اظهار داشتم که در گزارش ارائه شده توسط رئیس هیات مدیره «ان قلت‌های» زیادی وجود دارد. (جالب اینکه بعدا، برخی اعضای همین جناح، به شدت اعتراض کردند که چرا همین را گفته‌ای».
*آیا شیوه پاسخگویی به این نحو، عملا سدکننده راه پرسش و پاسخ در مورد عملکرد هیات مدیره نیست؟
** من حتی پیشنهاد دادم حالا که با هر توجیه فرصت صحبت کردن به من نمی‌دهید، من صحبت‌هایم را به صورت کتبی در خبرنامه انجمن که با تیراژ 250-300 نسخه چاپ می‌شود منعکس کنم که نماینده آن سه نفر، با آن هم مخالفت کرد صریحا گفت که ما موظف نیستیم مطالب شما را چاپ کنیم. بعد که گفتم انتشار این مطالب در جاهای دیگر، برای من مشکل نیست آن آقا گفت: شما بنویسید. ما نگاه می‌کنیم. اگر تشخیص دادیم قابل چاپ شدن هست، اجازه چاپ می‌دهیم. طبعا من چنین برخورد تحقیرآمیزی را نمی‌پذیرم. آن هم در انجمنی که از عمده وظایفش در اساسنامه دفاع از آزادی اندیشه و بیان قید شده یعنی آنها به صراحت، راه هر گونه انتقاد به عملکرد جناح خود در هیات مدیره را بسته‌اند. آن وقت چطور می‌توان به سلامت عملکرد چنین افرادی اعتماد کرد؟!
* آقای سرشار فکر نمی‌کنید این مسائل درون تشکیلاتی را در خود انجمن حل و فصل کرد و به نشریات عمومی نکشانیم؟
** من ابتدا قایل بودم که این اشکالات را مستقیما به هیات مدیره بگویم؛ بعد به هیات موسس خواستم بگویم؛ نشد. آخر سر تصمیم گرفتم در مجمع عمومی بگویم آن هم نشد. بعد هم دو عضو محذوف انجمن در مقام مسئولان صفحه ادب و هنر دو روزنامه که با پول بیت‌المال اداره می‌شوند به تسویه حساب شخصی با کسانی که در زمان عضویت آنان در هیات مدیره حذف شده بودند پرداختند؛ و مسائل اخیر انجمن را یکجانبه و تحریف‌آمیز در آن روزنامه‌ها مطرح کردند. جناح مذکور در هیات مدیره نیز با یک بیانیه غیرقانونی و بدون اطلاع محرز سه عضو هیات مدیره به جوسازی و انتشار اکاذیب پرداخت. طبیعی است وقتی به کسی اتهام وارد می‌شود، به رفع شبهه از اذهان خواهد پرداخت. بنابراین، اگر قضیه به مطبوعات کشیده شده، عاملش، خود آن جناح در هیات مدیره بوده‌اند،‌ که بااصرار و حتی تهدید، سیاست‌های خبری مطبوعات را مجبور به درج آن بیانیه غیرقانونی و حاوی موارد کذب‌شان کرده‌اند.
*‌آیا پذیرش همین مسایلی که شما داشتید و دارید در ماهیت انجمن چیزی را تغییر خواهد داد؟
** ببینید ماهیت انجمن را بعد از اساسنامه اعضا و گرایش‌هایشان شکل می‌دهند. ما منکر این نیستیم که در انجمن گرایش‌های متفاوتی وجود دارد اما این را هم من تا الان معتقدم که اکثریت اعضاء آدم‌های حق طلب هستند.
*حق طلب‌اند اما خاموش این دو با هم سازگاری دارد؟
** اکثر اعضا از حقوق خودشان بی‌خبر هستند. همین بی‌خبری به اضافه زیادی جدی نگرفتن مسایل هم باعث سکوت‌شان می‌شود. و گرنه آگاه بودن، منجر به پی‌گیری حقوق‌شان می‌شود. درثانی، آنها حق‌شان هست که بدانند منتخبین آنها چه عملکردی داشته و دارند. اما اینجا، بازدارندگی جناح مذکور و فرصت حرف زدن ندادن به حتی یک معترض،‌ باعث تداوم بی‌اطلاعی اعضا می‌شود. من که خواهان طرح سئوال بودم، آنچنان برخوردی با من داشتند دیگران که جای خود دارند!‌ منی که لااقل به سه دلیل حق طبیعی و حقوقی‌ام بود که منتقد و پرسشگر باشم و جواب‌هایم را بگیرم. 1- به این دلیل که اولین عضو موسس انجمن و به گفته خود دوستان موسس انجمن بودم و بیشترین زحمت را برای انجمن کشیدم. 2- به این دلیل که از بدو تشکیل انجمن تا همین هیات مدیره فعلی، با بیشترین آراء رئیس هیات مدیره آن بودم. 3- از اول «مدیر مسئول» انجمن بودم و هنوز هم در ثبت شرکت‌ها، اسم من به عنوان مدیر مسئول ثبت هست. وقتی به چنین کسی اجازه ارتباط رسمی کلامی یا قلمی با اعضا داده نمی‌شود، مگر می‌شود انتظار داشت که اعضا از حقوق‌شان آگاه باشند و بدانند چه مقدار از حقوق‌شان ادا شده و یا ادا نشده است.
* با توجه به رفتار هیات مدیره آیا شما به شیوه‌های دیگری برای روشن شدن حقایق دست می‌زنید؟ مثل امضا جمع کردن و نظایر آن، که به اجازه دادن هیات مدیره نیازی ندارد؟
** نه‌خیر، من شیوه امضا جمع کردن را در پیش نخواهم گرفت. اما از هر شیوه مجاز برای آگاهی دادن به اعضاء استفاده خواهم کرد. وظیفه خودم می‌دانم علاوه بر اعضا به آن عده از اهالی فرهنگ و ادب در سطح اجتماعی که کارکردهای انجمن برایشان مهم است و به نوعی از آن متاثر می‌شوند یا به انجمن دلبستگی دارند آگاهی بدهم. اما نتیجه با خداست.
بعضی‌ها به من تذکر می‌دهند که در شرایط فعلی گفتن این حقایق سودی نخواهد داشت بلکه به زیان شما هم تمام خواهد شد. من جمله حضرت امام‌(ره) را به ایشان یادآوری می‌کنم که باید ادای تکلیف کرد. نگفتن این حقایق ممکن است بعدها در نظر عده‌ای نابخشودنی جلوه کند. یعنی بگویند: آقا،‌ اگر شما از امری آگاهی داشتید چرا به وظیفه آگاهی بخشی خودتان عمل نکردید. من در واقع اتمام حجت می‌کنم، تا فردا بهانه‌ای به عنوان نداشتن دست کسی باقی نماند.
* فکر نمی‌کنید دست زدن به بعضی شیوه‌ها و یا جوابگو نبودن سوال‌ها به نوعی ادامه آن محفل‌بازی‌ها باشد که در مراتب بیرونی به این اشکال بازتاب پیدا می‌کند؟
** در مجامع ادبی ما اغلب اوقات محفل‌گرایی وجود داشته، حتی ما به عنوان یک مبحث در مجله ادبیات داستانی در یک سرمقاله به آن پرداختیم. به این مضمون که در بعضی جاها کسانی منافع محفلی خودشان را به مصالح شرعی و مملکتی هم ترجیح می‌دهند. من واقعا در ابعاد مختلف در جاهای مختلف از این نوع گرایش‌ها دیده‌ام. که در انجمن هم در مواردی خودش را نشان می‌دهد.
*فکر نمی‌کنید کار به جایی برسد که این اختلاف‌ها درون صنفی، نیازمند این بشود که مسئولی از جای دیگر مثلا وزارت ارشاد به این اختلاف‌ها پایان بدهد؟
** وزارت ارشاد که نه، ولی اگر منظورتان یک مسئول بیرونی باشد قاعدتا تاکنون می‌باید اداره ثبت شرکت‌ها دخالت می‌کرد. ثبت شرکت‌ها اصولا متولی این نوع تشکل‌هاست. اگر تخلفی اساسنامه در آن مشاهده کند وظیفه دارد رسما دخالت کند کما اینکه اخیرا، سازمان ذیربط دیگری، انتخابات اخیر نماینده مدیرمسئول مطبوعات را باطل اعلام کرد.
* منظور امور حقوقی این موضوع نیست بلکه تبعات محفلیسم است که به آن اشاره شد؟
** می‌شد این مساله در هیات موسس البته خارج از حیطه اختیاراتش- به نوعی حل بشود. یعنی هیات موسس مثلا می‌توانست به عنوان ریش سفید عمل کند. در حالی که در درون همین هیات موسس هم، جناح خاصی وجود دارد که در این مورد اخیر به اختلاف‌ها دامن می‌زد. بنابراین در وضعیت فعلی، در داخل انجمن فقط به مجمع عمومی می‌توان امیدوار بود که کجتابی‌ها را اصلاح کند البته منوط به این امر که مثلا امسال برگزار نشود. هر چند مجمع عمومی هم فقط سالی یکبار برگزار می‌شود. در این مورد البته مشمول مرور زمان شدن مسائل هم وجود دارد. یعنی چه بسا که یک سال بعد حساسیت روی امر دیگری باشد. اولویت‌های هر زمانی مربوط به خود آن زمان است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات