سیمین منصوری
با گذشت بیش از سی روز از شروع جنگ در لبنان، اکنون میتوان به استخراج نتایجی چند در رابطه با آن و ترسیم تصویری وسیعتر و ارزیابی گسترده تری از آنچه که در این مدت اتفاق افتاده است، دست زد. نتایجی که میتوان از این جنگ استخراج کرد عبارتند از:
1- فرض اینکه عملیات مقاومت در 12 ژوئیه که طی آن دو سرباز اسرائیلی به گروگان گرفته شدند، دلیل مستقیم شروع جنگ بوده است. با در نظر گرفتن مقیاس و گستردگی پاسخ اسرائیل و این واقعیت که این حمله، همه مناطق لبنان را در برگرفته است، مردود است. در واقع، تجاوز اسرائیل که با هماهنگی ایالات متحده صورت گرفته، نقشهای از پیش طراحی شده بوده است. اظهارات صریح خانم رایس در روزهای آغازین جنگ و مخالفت جدی ایالات متحده با آتش بس، موید این مطلب است. سرعت در تصمیمگیری دولت اسرائیل مبنی بر آغاز جنگ دلیل دیگری است که نشان میدهد این جنگ نه به واسطه عملیات مقاومت، بلکه در چارچوب یک طرح گسترده و از پیش تعیین شده صورت گرفت.
بعد از خروج اسرائیل در سال 2000، تجاوز به حریم هوایی لبنان حتی یک روز متوقف نشده است. در این مدت، علاوه بر نقض حریم هوایی و دریایی لبنان، گروگانگیری شهروندان لبنانی نمونه دیگری از تجاوزات آشکار اسرائیل به لبنان بوده است. آزادی همین افراد، یکی از دلایل گروگانگیری دو سرباز اسرائیلی است. ادامه اشغال مزارع شبعا در جنوب شرقی لبنان که از سال 1967 به اشغال اسرائیل درآمده است، به عنوان استخوان لای زخم دیگری همواره باعث آزار لبنانیها بوده است. باید توجه داشت که عملیاتی پرتاب موشک توسط حزبالله و مقاومت به داخل خاک اسرائیل، دو روز بعد از تجاوز آشکار اسرائیل به لبنان صورت گرفته است.
اهداف تجاوز اسرائیل به طور خلاصه عبارتند از:
الفـ جدا کردن لبنان از بحران منطقه: با صدور و تصویب قطعنامههای سازمان ملل متحد که در خدمت این هدفند مانند قطعنامههای 1559 و 1608، 1701 و تضمین امنیت در مرزهای اسرائیل از طریق خلع سلاح مقاومت و نهایتاً انعقاد « پیمان صلح» با لبنان.
بـ بروز تحولات مربوط به « تغییر رژیم» در مقیاس وسیع و با هدف کمک به ائتلاف 14 مارس، بعد از ناکامی این نیروها که نتوانستند به تنهایی این تغییر رژیم را انجام دهند و با هدف حمایت از دستاوردهای « انقلاب سدر » و به اصطلاح تقویت « نمونه دموکراسی » در لبنان.
جـ منزوی ساختن سوریه و ایران و فشار بر آنها برای تسلیم یا محاصره با هدف انجام اقدامات علیه آنها در آینده.
2- تجاوز اسرائیل بر شیوههای زیر استوار است:
الفـ عملیات گسترده نظامی و بمباران اهداف غیر نظامی و وارد آوردن صدمات سنگین به زیرساختها، جادهها، پلها و بنیانهای اقتصادی در همه نقاط لبنان: هدف این حملات، شکست مقاومت و تشدید منازعات داخلی و کوشش برای تحریک افکار عمومی مردم لبنان علیه مقاومت و حزبالله است.
بـ دامن زدن به اختلافات داخلی:
در واقع دولت لبنان و نیروهایی که به بحثهایی چون « لبنان به مکانی برای جنگ دیگران بدل شده است» یا « جنگ در خاک خودمان » دامن میزدند، به این هدف ایالات متحده خدمت کردند. نیروی تجاوز به این بحثها دل خوش و به آن امید بست که شاید این بحثها به درگیری واقعی در داخل لبنان بدل شود. به رغم وحدت فعلی در لبنان، اسرائیل هنوز روی این طرح کار میکند. این مسئله جدی ترین خطری است که لبنان را تهدید میکند.
ج ـ استفاده از مواضع رسمی دولتهای عرب:
دولتهای عرب با مطرح کردن ادعاهایی چون « این عملیات علیه نقشههای ایران است» یا «شکست حزبالله یا حماس، نفوذ ایران را در منطقه کاهش میدهد»، به اهداف تجاوز تا حدودی خدمت کردند. این انتقاد متوجه رژیمهای عرب بود که فقط به همبستگی در حرف بسنده کردهاند و هیچ اقدام عملی علیه تجاوز انجام ندادند. جنگ در لبنان نه تنها لبنان را مورد هدف قرار میدهد بلکه در ارتباط با کل مناقشه اعراب و اسرائیل است. اگر مقاومت لبنان در هم بشکند، گام مهمی در سرنگونی هر دولتی که مخالف ایالات متحده و اسرائیل باشد برداشته خواهد شد. اقدامات آمریکا و اسرائیل در این رابطه با استفاده از هر شیوه ممکن انجام خواهد شد.
3- تا به حال چه اتفاقی افتاده است؟
الف ـ در عمل:
ارتش اسرائیل نتوانست به پیروزی قاطع نظامی بر حزبالله و مقاومت دست یابد. تخریب و کشتار مردم بی دفاع نیز نتوانست نتیجه نظامی جنگ را به ضرر حزبالله و مقاومت برگرداند.
ب ـ از لحاظ سیاسی:
با توجه به ایستادگی مقاومت و باتوجه به آنکه تاکنون اسرائیل نتوانسته به هیچ پیروزی دست یابد و با در نظر گرفتن ویژگی سبعانه تجاوز، نکات زیر قابل ذکر است:
بـ 1ـ تفاوتهای جدی بین موضع سیاسی کشورهای مختلف آشکار شده است. میتوان ادعا کرد که ایالات متحده در موقعیتی قرار گرفته است که دیگر نمیتواند قطعنامههای دلخواه را به شورای امنیت تحمیل کند. اما در عین حال، ایالات متحده قادر است قطعنامههایی را که با طرحهای این کشور و منافع اسرائیل همخوان نیستند وتو کند. موضع فرانسه، روز به روز ایالات متحده فاصله بیشتری میگیرد. این موضع بیانگر دیدگاه تقریباً همه کشورهای اروپایی به غیر از انگلیس است. با تمام اوصاف، وضعیت بینالمللی هنوز به گونهای نیست که ایالات متحده و اسرائیل را به عقب نشینی وادار کند. تقویت و گسترش همبستگی بینالمللی با لبنان به ویژه در کشورهای اروپایی میتواند این تغییر را تسریع نماید.
بـ 2ـ گسترش وسیع جنبش مردمی درکشورهای عربی در پاسخ به مواضع ضعیف دولتهای این کشورها و ترس از اعتراض مردم، باعث تغییر در مواضع اولیه برخی از این کشورها شده است. این مسئله باعث بروز مشکلات برای دوستان آمریکا شده است. علاوه بر آن، بربریت و خشونت این تجاوز در لبنان و فلسطین و ترس از گسترش جنگ به کل منطقه، این دولتها را بین پتک مردم کشورشان و سندان دوستی با آمریکا و اسرائیل قرار داده است. این نکته لازم به ذکر است که کوششهای انجام شده برای منزوی کردن ایران و سوریه تاکنون برای کشورهایی که این سیاستها را دنبال میکنند، قرین موفقیت نبوده است. برعکس، چنان که ملاحظه میشود، ایران و سوریه در حال برگشت به مذاکرات هستند. ملاقات بین منوچهر متکی وزیر خارجه ایران و وزیر خارجه فرانسه موید این مدعا است.
جـ خسارات وارد آمده بر اسرائیل و عدم توانایی آن بر دستیابی به اهداف تجاوز، افزون بر خساراتی که ارتش این کشور متحمل شده است که در عمل نتوانسته است حتی یک گروه ( نه حتی یک کشور ) را متلاشی کند، باعث بروز تضادهایی در جامعه اسرائیل و درخواستهای مبتنی بر پایان جنگ در این کشور شده است. بعضی از مردم اسرائیل میگویند این کشور به ابزاری در دست آمریکا تبدیل شده است. بعضی دیگر میگویند دولت باید امتیازهایی ( به فلسطینیها و در رابطه با سرزمینهای اشغالی) بدهد تا این کشور بتواند در صلح زندگی کند. ادامه جنگ ممکن است باعث دامن زدن به اختلافات درون جامعه اسرائیل شود. در لبنان، ایالات متحده نتوانسته متحدانش را به موضعگیری به نفع خود ترغیب کند. به علاوه، با آشکارتر شدن مواضع ایالات متحده در لبنان ـ که هرگز در خدمت لبنان، استقلال و تمامیت ارضی و حاکمیت دموکراسی در آن نبوده و نخواهد بود ـ و حمایت از تجاوز اسرائیل در کنار ایستادگی و پایداری مقاومت، متحدان آمریکا در لبنان را به سکوت وادار کرده است. در این رابطه، موضع دولت لبنان در رد مذاکره با آمریکا قبل از آتش بس، شروع جدید و قابل قبولی در تقویت کشور و در تقابل با تجاوز است. با این وجود، کوششهایی برای زیگزاگ زدن در این رابطه، از جمله ارائه طرح 7 ماده ای سینیورا به کنفرانس رم در 29 ژوئیه ـ گویی که این طرح فرمولی جادویی است ـ صورت میگیرد. طرح آتشبس توافق شده بین فرانسه و آمریکا که بیشتر متضمن تامین منافع اسرائیل است، مقدمتاً با این هدف صورت میگیرد که به آتش اختلافات داخلی در درون کشور دامن بزند. این طرح که از جانب بیه بری به عنوان سخنگوی پارلمان لبنان رد شده است، ممکن است با چراغ سبز از جانب برخی گروههای لبنانی صورت گرفته باشد.
موضعگیری قاطع و یکصدا علیه این طرح میتواند، نقشه جدید ایالات متحده و دیپلماسی خاورمیانهای آن را با شکست روبهرو سازد. هرگونه کوشش از جانب هر گروهی در لبنان که قصد مصادره موفقیتها به نفع گروه خود را داشته باشد، میتواند باعث بروز جنگ و منازعات در داخل کشور و پیشرفت طرح «هرج و مرج خلاق» که آمریکا بانی آن است، شود.
4- آینده چگونه رقم خواهد خورد؟
اسرائیل و ایالات متحده تاکنون نتوانستهاند هیچگونه پیشرفت نظامی یا سیاسی به دست آورند که در خدمت موقعیت آنها در چانه زنی و تحمیل مواضع آنها قرار گیرد. مواضع مختلف و متنوعی در کشورهای عربی و در جامعه بینالمللی مطرح شدهاند. این مواضع از سازش در برابر تجاوز به اعتراض علیه جنایات اسرائیل تغییر کردهاند.
به موازات درگیر شدن سوریه و ایران از یک طرف و جامعه اروپا و در راس آن فرانسه در مذاکرات، اقدامات دیپلماتیک سرعت یافتهاند و ممکن است به توافق بر سر مفاد سندی که بتواند به بحران کنونی خاتمه بخشد، بینجامد. اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، این امر به معنی پیروزی حزبالله و مقاومت و مخالفت قاطع ایالات متحده خواهد بود. از این رو، در صورت وقوع این امر ایالات متحده خواهد کوشید یا افزایش فشار بر ایران (با صدور قطعنامه در شورای امنیت) و سوریه، دست اسرائیل را برای ادامه تجاوز باز بگذارد. اگر اسرائیل بتواند با اشغال بخشهایی از کشور لبنان، حزبالله را به داخل خاک لبنان عقب براند، تا زمانی که حزبالله قدرت مقاومت و وارد آوردن خسارت بر اسرائیل را داشته باشد، این امر برای مقاومت شکست محسوب نخواهد شد. باید توجه داشت که جنگ حاضر که جنگ بین یک ارتش منظم با یک گروه چریکی است، با اصول جنگهای کلاسیک متفاوت است.