تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۴  ، 
کد خبر : ۴۶۵۱۴

غرب علیه همبستگی مسلمین


حسن بیگدلی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، موج تازه‌ای از جنبش‌های ضدغربی و گسترش بیداری اسلامی در امت مسلمان ظهور و بروز یافت. با وجود دشمنی‌ها و تبلیغات فراوان سیاسی و فرهنگی علیه این نظام اسلام نوپا و اندیشه‌های انقلابی و استقلال‌خواهانه ملت ایران، طی سه دهه گذشته برایند کلی سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران در منطقه استراتژیک و حساس خاورمیانه و نیز در دنیای اسلام چیزی جز انتشار اندیشه وحدت مسلمانان، سازی ناپذیری با دنیای غرب و لزوم هوشیاری در برابر توطئه‌ها و دسیسه‌های استکباری جهانی یعنی آمریکا و همپیمانان آن نبوده است.

یکی از سوژه‌های موردنظر استراتژیست‌ها و طراحان سیاست در دنیای غرب ارائه تصویری موهوم، جنگ‌طلب، خشونت‌طلب و غیرمنطقی از اسلام و مسلمانان بوده که بویژه پس از پیروزی انقلاب و الگوپذیری مسلمانان و حتی بسیاری از کشورهای تحت یوغ استثمار غربی مورد توجه ویژه قرار گرفته است.

ملت‌های مستضعف در سراسر عالم هرگز این مجال و فرصت کافی و وافی را نیافته‌اند که با عمق اندیشه‌های انقلابی ملت مسلمان ایران و اساساً دیدگاه‌های متعالی دین مبین اسلام آشنا شوند ولی به واسطه رسانه‌ها و اشاعه تبلیغات زهرآگین، بدترین ذهنیت‌ها را در قبال این دین حیات‌بخش و انسان‌ساز پیدا کرده‌اند. در جریان رویکرد اسلام هراسی که توسط غرب و محافل به اصطلاح بشردوستانه و ضدتروریستی اشاعه یافته، مسلمانان مخالف هرگونه تغییر و تحول و حرکت به سمت مدرنیته هستند، مسلمانان انسان‌هایی بی‌منطق، خشک‌مغز، تروریست و... به شمار می‌آیند که خود را برتر از همه و دیگران را نحس می‌پندارند، قوانین حقوق بشر با شریعت اسلامی همخوانی ندارد و گزاره‌هایی از این قبیل که در ذهن و فکر شهروندان اروپایی و آمریکایی و آفریقایی و... رسوخ کرده است!! اما جا دارد بررسی کنیم چرا غرب در قبال اسلام به چنین رویکردهایی متوسل می‌شود تا چهره‌ای نامطلوب و رادیکال از اسلام ارائه دهد؟

ادوارد سعید، شرق‌شناس معروف در جمله‌ای بسیار معنادار اسلام‌هراسی را نتیجه مشکلات درونی تمدن غرب معرفی می‌کند و برخی از جامعه‌شناسان غربی خود اذعان دارند که اسلام‌هراسی‌ شکل جدیدی از نژادپرستی در دنیای مدرن به شمار می‌آید.

شرق و غرب به عنوان دو گسترده جغرافیایی عظیم حامل تمدن‌هایی تاریخی و نامدار هستند که سترگ‌ترین آنان (پیش از اسلام) در شرق تمدن ایران و در غرب تمدن یونان بوده است. اساسا باید اذعان کرد که پیوند میان شرق و غرب و این دو تمدن نمادین و بزرگ آن علی‌رغم تعاملات و ارتباطات میان آنها، دوستانه نبوده و در طول تاریخ ستیزه‌های میان اروپا و آسیا عمری دراز دارد که رگه‌های آن در مستندات باقیمانده و از تاریخ‌نویسان موجود است. در بررسی تاریخی ستیزه‌های میان شرق و غرب اصلی این دشمنی‌ها را در دو دلیل مهم می‌توانیم خلاصه کنیم که از لحاظ زمانی دلیل نخستین مقدم بر دومی است:

1- وضعیت ژئوپلیتیک و ویژگی‌های جغرافیایی دو قاره آسیا و اروپا؛ به طوری که محل تلاقی حساس‌ترین راه ارتباطی میان این دو قاره که تنگه‌های بسفر و داردانل، دریای سیاه و اژه می‌باشد، مکان اصلی این نزاع‌ها جنگ‌ها بوده است.

2- دلیل دوم پیدایش اسلام است. با پیدایش این دین که رقیبی جدی و نیرومند برای مسیحیت پدید آمد و از همان آغاز مسیحیت حاکم بر جهان غرب، همواره به چشم یک رقیب به اسلام می‌نگریست. با پیشرفت و گسترش سریع اسلام قلمرو گسترده کشورهای اسلامی به گونه‌ای شد که کشورهای مسلمان همجوار، اصلی‌ترین و مهمترین کشورهای غربی واقع شدند و حتی در زمانی اسلام تا قلب اروپا نفوذ و گسترش پیدا کرد. مضافا بر اینکه از همان ابتدا قلب سرزمین‌های اسلامی (عربستان یا حجاز) از لحاظ جغرافیایی به اروپا چندان دور نبود. بنابراین ظهور تمدن اسلامی به عنوان یک تمدن غنی که حتی تمدن‌های با سابقه‌ای چون ایران را تحت تاثیر والایی و غنای خود قرارداد، در طول قرن‌های متمادی غرب و مسیحیت را از لحاظ فکری، سیاسی و اقتصادی متاثر کرده بود.

خصوصیات محتوایی اسلام و برتری فرهنگی و ویژگی‌های خاص نهفته در آن که موجب سریان و حضور قدرتمندانه تمدن اسلامی در صحنه های فردی و اجتماعی می‌شد، همواره خاطر اندیشمندان متعصب مسیحی را آزار می‌داد و حتی بعد از رنسانس نیز خاطر و ذهن نویسندگان غربی از این تشویش آزاد نشده بود. به‌همین‌دلیل نوشته‌های نویسندگان متعصب مسیحی در این دوره بیانگر تنفر و ترس عمیق آنان از مسلمانان و حتی شخص پیامبر اکرم(ص) است. تنفر و ترسی که امروز به شکل اسلام‌هراسی تشدید هم شده است...

با این همه بهره‌کشی غرب از تمدن شرقی و اسلامی در طول سالیان متمادی و با پیشرفت‌های چشمگیر غرب غرور مست‌کننده‌ای غربیان را فرا گرفت و گویی تمدن شرقی و کشورهای اسلامی در خواب چندین‌ساله فرو رفتند. علاوه بر عواملی که برای پیشرفت سریع غرب برشمردیم، از سوی دیگر علل و عوامل بازدارنده دیگری نیز برای استمرار پیشرفت‌های مسلمانان وجود داشت که در واقع بستر عقب‌ماندگی و هبوط تمدن شرقی را در مقابل غرب مهیا می‌ساخت.

یکی از مسائل مهمی که باعث شد استعمار در مسیر حرکت خود و تحقق اهدافش با هیچ مانع قابل توجهی مواجه نشود و حتی به صورت یک کاتالیزور تندکننده با بسترسازی مطلوب راه را برای ماشین استثمار غرب هموار کند، واگرایی مذهبی و ایدئولوژیک میان کشورهای اسلامی است، بنابراین تشتت و ناسازگاری‌های مذهبی که کاملا مشهود شده بود عامل مهم و تسهیل‌کننده نفوذ استعمار غرب در کشورهای مسلمان بوده است که موجبات ضعف و ناتوانی بیشتر کشورهای اسلامی را فراهم آورد. البته این خود محصول فاصله گرفتن مسلمانان از تعالیم موجود در دین اسلام بود که از جمله مهمترین این آموزه‌های قدسی و الهی این توصیه خداوند به مسلمانان است که در قرآن کریم می‌فرماید: «ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» (انفال- 46)... و راه اختلاف و تنازع نپویید که در اثر این اختلاف و تفرقه ضعیف و سست شده و قدرت و توان شما از میان خواهد رفت.

حاصل جمع آن‌چه بیان شد این است که باید برای اتحاد و همگرایی جهان اسلام تلاش‌های روزافزونی صورت گیرد. اتحاد و همگرایی که در هر شرایطی سودمند و مایع قدرت مسلمانان خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات