حامد طبیبی
مقدمه:
در هفته گذشته دو گزارش از «نخستین همایش گفتوگوهای ایران و اعراب: نگاه مصری - نگاه ایرانی» انتشار یافت. این نشست که از سوی موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها برگزار شد، فرصتی مغتنم را جهت بررسی بایدها و نبایدها در نگاه ایران و مصر به عنوان دو کشور اثرگذار خاورمیانه فراهم آورد؛ دو کشوری که با یکدیگر روابط رسمی دیپلماتیک ندارند اما ظاهراً اندیشمندان و روشنفکران دو کشور تصمیم گرفتهاند این خلاء روابط را پر کنند. سخنان سیدمحمد خاتمی به عنوان ریاست این موسسه و خلاصهیی از سخنرانیهای نشست اول این همایش در هفته گذشته به چاپ رسید. آنچه میخوانید خلاصهیی از مقالات ارائه شده در نشستهای دوم تا پنجم است.
">حامد طبیبی
مقدمه:
در هفته گذشته دو گزارش از «نخستین همایش گفتوگوهای ایران و اعراب: نگاه مصری - نگاه ایرانی» انتشار یافت. این نشست که از سوی موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها برگزار شد، فرصتی مغتنم را جهت بررسی بایدها و نبایدها در نگاه ایران و مصر به عنوان دو کشور اثرگذار خاورمیانه فراهم آورد؛ دو کشوری که با یکدیگر روابط رسمی دیپلماتیک ندارند اما ظاهراً اندیشمندان و روشنفکران دو کشور تصمیم گرفتهاند این خلاء روابط را پر کنند. سخنان سیدمحمد خاتمی به عنوان ریاست این موسسه و خلاصهیی از سخنرانیهای نشست اول این همایش در هفته گذشته به چاپ رسید. آنچه میخوانید خلاصهیی از مقالات ارائه شده در نشستهای دوم تا پنجم است.
نگاه به اصلاحات از درون و بیرون
«تجارب اصلاحات میان موازنههای داخلی و فشارهای خارجی» موضوع برگزیده شده برای دومین نشست همایش بود. جایی که حمیدرضا جلاییپور نظریهپرداز عملگرای اصلاح طلب و عضو شورای مرکزی حزب مشارکت بر کرسی «ریاست جلسه و ناقد» تکیه زده بود. سیفالدین عبدالفتاح پروفسور مصری، حجتالله جودکی پژوهشگر مسائل سیاسی، غلامعلی خوشرو معاون وزارت خارجه دولت اصلاحات و باکنیام الشرقاوی از محققان مصری، مباحث این بخش همایش را طرح کردند و در حوزههای تخصصی خود به ریشهیابی مسائل مرتبط با ایران و مصر پرداختند. پیش از آغاز رسمی این بخش و در واقع در موخره پانل نخست، صادق الحسینی و مهتدی از کارشناسان سیاست خارجی اعراب و حوزه خاورمیانه نکاتی را در خصوص مقاله ارائه شده از سوی محمدسعید ادریس در نشست اول متذکر شدند.
سیفالدین عبدالفتاح (نوسازی گفتمان دینی و پیامدهای سیاسی آن)
در تهیه مطالعهیی بر مقوله تجدید گفتمان دینی و وضعیت آن برای دستیابی به وحدت امت و نیز مفاهیم سیاسی مرتبط در قالب یک چارچوب تطبیقی تجارب مصری و ایرانی، ترجیح من این بود که تاکید را بر اهمیت پرداختن به این موضوع از یک رویکرد کل نگرانه قرار دهم که بتوانند موضوعات محدود را در قالب یک مضمون منسجم گرد آورد. توجه به ساختار تمدنی، طرح اقدام مقاصدی، معادلات راهبردی آن و بنیادهای تمدنی و توسعهیی یک هدف است که همه به عنوان بنیادهایی برای طرح یک دیدگاه کل نگرانه به احیای قوای وحدت امت به شمار میآیند. این دیدگاه کلنگرانه از چنین طرح تمدنی، یک وظیفه ضروری برای مقابله با چالشها، ارزیابی واکنشها و طرح استراتژیها است...
طرح یک رویکرد انتقادی برای حفظ وحدت امت بین سنی و شیعه از بطن عمومیتهای دیدگاه مقاصدی مورد بررسی قرار گرفته است. چنین دیدگاهی حفظ دین، حفظ نفس، حفظ سلاله امت، حفظ ذهن و حفظ مال را ایجاب میکند که بر اساس تمایز ضرورتها از سایر امور در سطوح مختلفی دستهبندی شدهاند. در چنین قالبی، وحدت امت به عنوان یک اولویت و ضرورت نمود مییابد.
حجتالله جودکی (نقش روشنفکران در روابط ایران و مصر)
سرنگونی نظام پادشاهی در مصر و قدرت گرفتن ملیگرایان مصری به رهبری جمال عبدالناصر در این کشور با سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق و جان گرفتن مجدد نظام سلطنتی در ایران تقریباً همزمان است. از آن تاریخ تاکنون به رغم انقلاب اسلامی در ایران، شکست تئوری عبدالناصر و دگردیسی در نظام حاکم بر مصر فقط برای مدت چند سال روابط سیاسی میان دو کشور بهبود یافت که این هم دیرزمانی نپایید. در این میان روشنفکران و اندیشمندان هم آنگونه که بایسته است نقش خود را ایفا نکردهاند و بستر لازم برای شناخت متقابل دو ملت فراهم نشده و به جای برقراری روابط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی میان دو کشور، همچنان شاهد سایه سنگین تعارفات دیپلماتیک هستیم که بینتیجه بر زبان سیاسی جاری است.
اقدام جمال عبدالناصر برای تغییر نام خلیج فارس باعث تحریک بسیاری از مدافعان ایران شد. این اقدام حتی باعث شد بسیاری از کسانی که در مصر ساکن بودند. آنجا را ترک کنند...
ایجاد مدرسه تقریب نیز گامی در جهت توسعه اندیشه مخالفت با تندروی و خشونت در مصر بود. نویسندگان اسلامگرای مصری نقش بسیار تاثیرگذاری بر روشنفکران ایرانی داشتهاند که آثار بخشی از آنها حتی با همان نام یا با الهام از اندیشههای آنها چندین بار از سوی روشنفکران ایرانی به چاپ رسیده است.
غلامعلی خوشرو (مردمسالاری، استقلال سیاسی و ثبات حکومت)
نیم سده گذشته ایران را میتوان به دو دوره کاملاً متمایز تفکیک کرد:
ـ از 1953 تا 1979 میلادی. از کودتای انگلیسی آمریکایی علیه دولت ملی مصدق تا انقلاب اسلامی.
ـ از 1979 تاکنون.
در دوره اول سه چالش عمده در اداره کشور وجود داشت:
الف ـ استقلالطلبی و ملیت ایرانی در تقابل با گسترش نفوذ آمریکا و وابستگی به قدرت سیاسی و امنیتی غرب
ب ـ اسلامگرایی و هویتیابی دینی در مقابل دینستیزی و غربگرایی
ج ـ آزادیخواهی در تقابل با استبداد شاهنشاهی
انقلاب ایران با تکیه بر آرمانهای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی به پیروزی رسید، گرچه این آرمانها خواست تاریخی مردم ایران در سده اخیر بوده است اما با انقلاب اسلامی در مورد نحوه تحقق عملی این آرمانها با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه مجادلاتی طولانی شکل گرفت. گرچه آرمانها ثابت نسبی خود را در جهان پر تحول کنونی حفظ کردهاند اما با تغییر در اولویتها با توجه به تحولات داخلی و جهانی با چالشهای جدید درگیر شده است. در بستر این تحولات داخلی و خارجی انقلاب اسلامی سیر تکوینی خود را پیموده و اولویتهای هر دوره را با اختیار یا با اجبار تنظیم کرده است. دوره هشت ساله اصلاحات در متن این تحولات و چالشها شکل گرفت و به ایجاد تعادل بین اهداف انقلابی، آرمانهای اسلامی با فرآیند مردمسالاری و آزادیخواهی پرداخت. بسط فرهنگ گفتوگو در سطح جهانی و تقویت جامعه مدنی در سطح داخلی سرلوحه برنامههای آن شد.
باکنیام الشرقاوی (دموکراتیک کردن، استقلال سیاسی و وحدت حکومت)
لازم است به معرفی دیدگاههای مصری در قبال تاثیر ارتباط بین مفاهیم بیرونی بر شکلگیری خطمشیها، اهمیت و نتایج موضوعات مهم منطقهیی نظیر دموکراتیکسازی و تمامیت کشوری بپردازیم. دریافت مصر از استقلال سیاسی در نظام بینالملل کنونی چیست و چه ارتباطی با منافع ملی مصر دارد؟ برداشت مصر از مولفههای صحنه منطقهیی و بینالمللی چه خواهد بود؟ مصر چه ادارکی از روند دموکراتیکسازی و تمامیت کشوری دارد؟ در کنار پاسخ به این سوالات مهم، باید به نظراتی که در دیدگاه ایرانی موازنات درونی و چالشهای بیرونی مطرح شده نیز توجه داشت. همچنین جستوجو در شباهتها و تفاوتهای مصر و ایران به عنوان دو دولت مطرح در امر توازن منطقهیی نباید فراموش شود. تاکید بر زمینههای مشترک دو کشور، نقطه آغازین مهمی در برپایی یک نظام منطقهیی سازندهتر است.
واکنش به دخالت خارجی از نوع ایرانی - مصری
در برنامه کاری روز نخست همایش، یک نشست دیگر نیز گنجانده شده بود تا استادان و محققان ایرانی با نیمنگاهی به دستور کار نشست سوم به بیان نظرات خود بپردازند. «دخالت خارجی، اهداف، ابزارها و راههای رویارویی در نگرش مصری و ایرانی» عنوان «جلسه مباحثه»یی بود که مصطفی علوی ریاست آن را برعهده داشت. نادیه مصطفی از مصر، الهه کولایی عضو برجسته حزب مشارکت، مخبر کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، نسرین مصفا دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و رئیس مرکز مطالعات عالی بینالمللی و حسین سلیمی استاد نام آشنای روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی سخنرانان نشست سوم بودند. ترکیب در نظر گرفته شده برای هر نشست که در آن از مسئولان سابق حوزههای دیپلماسی دولت و مجلس اصلاحات تا استادان شاخص ایرانی و مصری را در آن میتوان یافت امری بود که بسیاری از کارشناسان از آن به عنوان دلیل اهمیت همایش مذکور یاد کردند.
الهه کولایی (نظام بینالملل میان فرصتها و تنگناهای یک نگرش منطقهیی)
رخدادهایی چون نابودی اتحاد شوروی در پایان سال 1991، حوادث تروریستی در آمریکا در 11 سپتامبر 2001، مبارزه جهانی با تروریسم و حضور گسترده نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه، سرنگون ساختن رژیم طالبان در افغانستان و صدام حسین در عراق در ادامه این تحولات، با افزایش شکاف در میان کشورهای توسعهیافته و توسعهنیافته جهان همراه شده است. در این میان خاورمیانه به عنوان یکی از مهمترین و در همان حال یکی از ناامنترین مناطق جهان همچنان با دشواریهایی جدی روبهرو است. شاخصهای مختلفی که برای سنجش میزان رفاه و آزادی کشورها به کار گرفته میشود به خوبی نشاندهنده عقبافتادگی مشهود این منطقه نسبت به بسیاری از مناطق جهان است. این مساله هنگامی بیشتر اهمیت مییابد که ضرورت تامین امنیت برای تحقق اهداف رشد و توسعه مورد توجه قرار گیرد. شرایط پس از پایان نظام دو قطبی امکان دنبال کردن سیاستهای سازگار با منافع آمریکا و اروپا را در چارچوب «صدور دموکراسی» و طرح «خاورمیانه بزرگ» فراهم ساخت. اجرای این سیاستها اینک منطقه و جهان را با تهدیدهای بزرگی مواجه ساخته است. هزینه اصلی اجرای این سیاست را در خاورمیانه کودکان، زنان و مردانی میپردازند که باید از حمایتهای بینالمللی و فرامنطقهیی برای کاهش دردهای خود برخوردار میشدند.
نسرین مصفا (حقوق بشر، ابزار نظارت و دخالت خارجی)
دخالتهای خارجی به اشکال مختلف همواره یکی از موضوعات مهم در منطقه خاورمیانه بوده است. به طوری که ایران و کشورهای عرب این منطقه از دیرباز تاکنون با فشارها و تهدیدات با اهداف سیاسی و امنیتی روبهرو بودهاند. یکی از گونههای این دخالتها با استفاده از ابزار حقوق بشر صورت میگیرد. حقوق بشر امروزی که توسط نهادهای بینالمللی به ویژه سازمان ملل متحد ترویج میشود، متکی بر تاریخ فکری، سیاسی، اقتصادی و حقوقی غرب است که موازین و مفاهیم حقوق بشر جهانی را توجیه میکند. در حالی که فعالیتهای حقوق بشر بینالمللی نیز دستاوردهای قابل توجهی در پویایی جوامع داشته است ولیکن اینکه تنها قبول ارزشهای بینالمللی برخاسته از غرب و شناسایی جهانی اجرایی شود، پذیرفته نیست. در عمل دولتهای غربی نظارت بر وضعیت حقوق بشر در کشورهای در حال توسعه به ویژه اسلامی خاورمیانه را وظیفه خود تلقی میکنند و سعی در دخالت برای اجرای موازین آن به طرق مختلف دارند. از زمان تصویب اعلامیه جهانی جقوق بشر، نمایندگانی از تمدنهای مختلف وجود داشتند. ولیکن پس از تصویب آن اقدامات بینالمللی در ترویج و حمایت از حقوق بشر در حوزه تمدنی غرب دنبال شد. در حالی که اجرای موازین بینالمللی حقوق بشر بدون فراهم آوردن زمینههای فرهنگی آن مورد پذیرش نیست و برای آنکه حقوق بشر معنایی واقعی برای مردم جهان داشته باشد، باید ارزشهای مورد احترام آنها درک شود. نگاهی به وضعیت حقوق بشر در ایران و کشورهای عربی و تحلیل عملکرد نهادهای بینالمللی که با نظارت و اقدام مداخلهجویانه آنان نیز همراه است، لزوم پیگیری ترتیبات منطقهیی حقوق بشر را با مشارکت این کشورها برای تعامل با گفتمانهای بینالمللی مشخص میسازد. در حالی که اعلامیه اسلامی حقوق بشر و منشور عربی حقوق بشر وجود دارد ولیکن به عللی فاقد ساز و کارهای لازم برای این امر هستند. ایران و مصر به عنوان نماینده دو تمدن مهم بشری با سابقه فرهنگی و تاریخی به عنوان دو کشور تاثیرگذار در این زمینه میتوانند پیشگام تدوین ترتیبات منطقهیی که ملهم از گفتمان اسلامی بومی باشد برای تعامل در این زمینه شوند.
حسین سلیمی (مقاومت و تروریسم)
بدنه اصلی جامعه ایران با وجود برخورداری از باورهای مذهبی و حتی نگاه انتقادی به نظم بینالملل با نظامهای معنایی خشونتگرایانه همساز نیست. بیش از 20 است که واژه تروریسم به یک اصطلاح پرکاربرد در روابط بینالملل و حوزه مطالعات سیاسی بدل شده و به تدریج به عنوان یک تهدید برای صلح جهانی مورد اجماع جهانیان قرار گرفته است. بیگمان در دنیای امروز هیچ دولتمردی را نمیتوان یافت که خود را مخالف و معاند تروریسم معرفی نکند یا شناخت خود را از تروریسم، شناخت کاملتر و راهحل خود را برای برکندن بنیاد آن راهحلی اساسیتر نداند. هنوز هم بسیاری از افراد که خود را منشاء مبارزه با تروریسم یا خود را قربانی آن میدانند، توسط گروهی دیگر به عنوان بانی و حامی تروریسم معرفی میشوند و هنوز هم در مورد چیستی تروریسم توافقی حتی میان اهل اندیشه پدید نیامده است. تروریسم مانند دیگر پدیدههای سیاسی و اجتماعی بیشتر یک امر برساخته اجتماعی است که در جریان مبادلات و تعاملات بین ذهنی، هم درون جوامع و هم درون محیط جهانی ساخته شده و هویتهای تعارضطلبانه و مبتنی بر خشونتهای غیرقانونی و نامشروع، اما سازمانیافته را شکل میدهد.
نگاه به اسرائیل
نخستین همایش گفتوگوهای ایران و عرب، نگاه مصری ـ نگاه ایرانی، دو نشست «مهم» را نیز به دومین روز برگزاری خود موکول کرده بود. مهم از آن رو که «دیپلماتهای اصلاحطلب» در این دو جلسه بحث و تبادل نظر به ارائه مقالات و نظرات خود پرداختند. نشست چهارم که در واقع اولین نشست روز دوم همایش به شمار میرفت، موضوعی حساس را در دستور کار داشت؛ «خاورمیانه، شکافهای تاثیرگذار و اسرائیل در نگرش ایرانی و مصری». کرسی ریاست جلسه و ناقد به ابوالقاسم قاسمزاده از استادان حوزه خاورمیانه سپرده شده و امل حماده از مصر و مصطفی علوی دو سخنران اول این نشست بودند. اما دو سخنران دوم علاوه بر سالها تدریس و «کارشناسی» حوزه اعراب و خاورمیانه، سمتهای اثرگذاری در دولت اصلاحات داشتند، سیدمحمد صدر معاون عربی ـ آفریقای وزارت خارجه دولت خاتمی و محمدعلی سبحانی سفیر ایران در لبنان. صدر به سراغ موضوع عراق رفته و سبحانی مساله فلسطین را مورد اشاره قرار داد.
امل حماده (سیاست آمریکا و خاورمیانه جدید)
با نگاهی به دهه هشتاد در قرن بیستم میتوان به خاطر آورد که استفاده از اصطلاح خاورمیانه در محافل دانشگاهی مصری و عرب چندان مرسوم نبود. اغلب دانشگاهیان عرب بر استفاده از «نظام منطقهیی عرب» در اشاره به کشورهای عضو اتحادیه عرب اصرار میورزیدند. با این حال، خاورمیانه و حامیانش برای بقای خود مبارزه کردند و به نظر میرسد که تاکنون در این نبرد پیروز شده باشند. در حال نظام منطقهیی عرب و اتحادیه عرب به طور موقت کنار گذاشته شدهاند. مروجان خاورمیانه در تلاش برای تبلیغ این مفهوم به قابلیت آن برای حصول، ترقی و ثبات منطقه تکیه داشتهاند. عجیب آنکه بدو استفاده از این اصطلاح، سراسر منطقه به درگیریهای شدید و خونبار و نیز مسابقه پایانناپذیر تسلیحاتی کشیده شده است. نقش مستقیم و فزاینده ایالات متحده در منطقه از زمان دومین جنگ خلیج فارس به پیچیدگی وضعیت منطقه دامن زده است، تعاملات امروز دولتها بیشتر در قالب درگیری و بدون هیچ امیدی به مصالحه یا مشارکت ظهور پیدا میکنند. برای بررسی بیشتر میتوان از دیدگاههای مناقشه، مصالحه و مشارکت به بررسی مواضع ایران و مصر در قبال مفهوم «خاورمیانه بزرگ» که از سوی دولت بوش مطرح و حمایت شده است، پرداخت.
سیدمحمد صدر (دموکراسی میان چالش طایفهیی و نبود اشغالگری؛ اوضاع عراق)
در روز سوم ژوئن 1997، بیست و چهار نفر از گروه محافظهکاران جدید آمریکا مانیفستی منتشر کردند که آن را بیانیه اصول نامیدند. در این بیانیه ضمن انتقاد شدید از سیاستهای دفاعی و خارجی بیل کلینتون، رئیسجمهور، هدف خود را دستیابی به رهبری جهانی آمریکا اعلام کردند. این گروه برای دستیابی به هدف رهبری بلامنازع آمریکا در جهان، تقویت نیروی نظامی، گسترش روابط با دولتهای همپیمان دموکرات، مقابله با رژیمهای دشمن منافع و ارزشهای آمریکایی، گسترش آزادیهای سیاسی و اقتصاد آزاد در جهان را در برنامه کاری خود قرار دادند. محافظهکاران جدید مجدداً در 26 ژانویه 1998 طی نامهیی به بیل کلینتون، استراتژی دولت او را در مقابل رژیم صدام حسین ناموفق خواندند. پس از روی کارآمدن دولت جرج بوش در سال 2000 میلادی، محافظهکاران جدید در پی فرصت بودند تا هدف خود را عملی کنند. حادثه یازدهم سپتامبر 2001 در کنار مساله تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی، وجود حکومت دیکتاتوری در عراق و تجاوز صدام حسین به کشورهای همسایه به ویژه کویت، بهانه مناسب را برای محافظهکاران جدید فراهم کرد تا هدف خود را عملی کنند.
اروپا و آسیا در راهبردهای مصری و ایرانی
با دعوت سفیر ایران در فرانسه در دولت اصلاحات و عضو ارشد تیم مذاکرهکننده هستهیی، آخرین پانل همایش وارد دستور شد. صادق خرازی که اکنون مشاور سیاست خارجی سیدمحمد خاتمی است ریاست جلسه را برعهده داشت که قرار بود در آن حول محور «اروپا و آسیا در راهبردهای مصری و ایرانی» طرح مقاله شود. این نشست نیز شاهد سخنرانی یک دیگر از چهرههای برجسته سیاست خارجی اصلاحطلبان بود. محسن امینزاده معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت خارجه دولت اصلاحات در حالی به عنوان سخنران در این نشست حضور داشت که اظهارات حسن نافعه از مصر پایان بخش نشست پنجم بود.
محسن امینزاده (اروپا و آسیا در رویکردهای ایرانی)
«ایران در میان غربیترین سرزمینهای قاره آسیا و مصر در میان شمالیترین سرزمینهای قاره آفریقا در منطقه بسیار حساسی با نام اعتباری خاورمیانه هویت مشترکی پیدا میکنند. برای آسیاییها خاورمیانه مسیر ارتباط با اروپاست، برای مسلمانان خاورمیانه مهد اسلام و سرزمینهای مقدس مسلمانان است و البته علاوه بر اینها خاورمیانه حساسترین منطقه سیاسی جهان و در عین حال بحرانیترین منطقه در جهان امروز محسوب میشود. امروز ایران ضمن آنکه تعلقات خود را به خاورمیانه حفظ کرده، بیش از همیشه تمایل دارد که آسیایی نیز شناخته شود. علت آن است که شرایط توسعه در ایران و آسیا تغییر کرده است. با چنین نگاهی امروز در ایران پرسشهای مهمی از مطالعات توسعه مربوط به مطالعات تطبیقی با کشورهای آسیایی است. از جمله پرسشهایی درباره علل نارساییهای توسعه ایران در قیاس با کشورهای مشابه یا عقبتر در آسیا. ایران با مشکلات متنوعی که با دنیای غرب دارد به همکاری با آسیاییها حتی اگر صنعتی دست دوم دارند علاقهمند است و تمایل این کشورها به داشتن بازار ایران نیز باعث تشدید این علقه متقابل شده است. در عین حال باید توجه داشت که اروپا و آسیا به رغم همه تفاوتهایی که دارند، نگرانیهای مشترکی درباره خاورمیانه پیدا کردهاند. هر چند بخشی از این نگرانیها ساخته کشورهایی چون آمریکا و اسرائیل است اما بخش عمده آن ناشی از پدیدههای واقعی است و حداقل میتوان گفت که اگر در گذشته کشورهای مخالف ما موفق به ایجاد اجماع میان کشورهای دیگر برای درک منفی از اسلام و مسلمانان خاورمیانه نمیشدند، امروز موفق به این کار شدهاند. دو عامل مهم این موفقیت ناشی از پدیدههایی است که کم و بیش در کشورهای خاورمیانه ریشه دارد. یک عامل اختلافات مذهبی میان مسلمانان و به خصوص میان اهل سنت و شیعیان است که گاه به اختلافات خونینی در پاکستان، افغانستان و سایر کشورهای آسیاسی منجر شده به جداییهای عاطفی چشمگیری میان مسلمانان منجر شده است. عامل دوم تروریستی است که در همه عالم اعم از آمریکا، اروپا، آسیا و حتی اقیانوسیه کم و بیش به یک اندازه تهدید میکند و عامل مهمی برای همراهی کشورهای این سه قاره در برابر ما اهالی خاورمیانه بوده است. صرف نظر از اینکه عوامل خارجی تا چه حد در شکلگیری این عوامل نقش دارند و سهم تفکرات انحرافی بومی تا چه اندازه است، هزینه نقش مخرب این عوامل را ملتهای خاورمیانه میپردازند و بیتردید یافتن راهحل برای آنها هم بیش از آنکه به دیگران مربوط باشد به ملتها و به خصوص نخبگان و دولتهای مسلمان این منطقه مربوط است.»
با نیمنگاهی به واکنشهای شتابزده برخی سایتهای خبری حامی دولت در خصوص ابراز نگرانی از برگزاری این همایش - که به طور معمول پس از کوچکترین تحرک اصلاحطلبان اظهار میشود - از یک سو و استقبال کارشناسان و علاقهمندان به مباحث خاورمیانه از برگزاری این همایش از سوی دیگر، بسیاری اعتقاد بر لزوم تداوم چنین نشستهایی دارند.