مقدمه:

همه تحلیل‌گران همیشه به روابط روسی ـ آمریکایی توجه فراوانی می‌کنند. در زمان اخیر بسیاری از آنها به بحث درباره تیرگی مناسبات مسکو ـ واشنگتن پرداختند. حتی گفته شد که روسیه و ایالات متحده نزدیک است به دوران جنگ سرد برگردند. یوگنی پریماکوف آکادمیسین آکادمی علوم روسیه و رئیس اطاق بازرگانی و صنعتی روسیه در این مصاحبه به تفسیر وضعیت کنونی و دورنمای روابط روسی ـ آمریکایی پرداخت.

"> خط پایان ابرقدرت‌ها
تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۳  ، 
کد خبر : ۴۶۵۲۱
نگاهی به پایان جنگ سرد

خط پایان ابرقدرت‌ها

مقدمه:

همه تحلیل‌گران همیشه به روابط روسی ـ آمریکایی توجه فراوانی می‌کنند. در زمان اخیر بسیاری از آنها به بحث درباره تیرگی مناسبات مسکو ـ واشنگتن پرداختند. حتی گفته شد که روسیه و ایالات متحده نزدیک است به دوران جنگ سرد برگردند. یوگنی پریماکوف آکادمیسین آکادمی علوم روسیه و رئیس اطاق بازرگانی و صنعتی روسیه در این مصاحبه به تفسیر وضعیت کنونی و دورنمای روابط روسی ـ آمریکایی پرداخت.


ولادیمیر بوگدانوف

* اخیرا در رسانه‌های گروهی روسی و غربی بیش از پیش مقالات تحلیلی درج شدند که گویا روابط روسی ـ آمریکایی به دوران جنگ سرد بر می‌گردد. آیا واقعا نشانه‌های رویارویی جدی مشاهده می‌شود؟ اگر جواب مثبت باشد، این وضع تقصیر کیست؟

** باید گفت که در بسیاری از مقالات مطبوعات غرب اوضاع واقعی روسیه درست منعکس نشده است. درست است که ما نارسایی‌ها و اشتباهات زیادی داریم که نباید مستور شوند. متأسفانه در رسانه‌های گروهی آمریکا مقالات منفی درباره کشورمان فراوان هستند. سؤال این است که چه چیزی در ورای این مقالات قرار دارد و آیا این ارزیابی‌های منفی سزاوار ما هستند؟ واقعاً روسیه و ایالات متحده با هم اختلاف‌نظرهای جدی دارند و نباید پنهان شوند.

* ممکن است در این مورد توضیحاتی بفرمائید؟

** با پایان گرفتن جنگ سرد، به طور عین برقراری نظم جهانی چند قطبی شروع شده و دو ابرقدرت شوروی و آمریکا از بین رفتند این ادعا اشتباه نیست. درست است که ایالات متحده نیرومند‌ترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان امروز است که از نفوذ سیاسی بالایی برخوردار است. ولی تنها معیارهای کمی مخصوص ابرقدرت‌های جنگ سرد نبود. فرق آنها با سایر کشورها این بود که این قدرت‌های نیرومند دور خود تعدادی از کشورهای دیگر را متحد کرده و ضمن تأمین امنیت آنها، نحوه رفتار آنها را تنظیم می‌کردند.

در حال حاضر چنین وضعیتی نیست و نمی‌تواند باشد. فرق مشخص سیاسی و عقیدتی بین دو اردوگاه کمونیستی و سرمایه‌داری از بین رفته و احتیاجی به تأمین امنیت متحدان خود در برابر عوامل جهانی نیست. البته، منظورم تروریسم بین‌المللی نیست.

ولی در زمان حکومت دولت فعلی کاخ سفید، در رفتار آمریکا یک نوع «ابرقدرت گرایی» حفظ شده است. ممکن است این نیروی جبر سیاسی یا نفوذ محافظه‌کاران جدید آمریکایی باشد. آنها خیال می‌کنند که در جهان یک مرکز وجود دارد و همه کشورهای دیگر باید دور آن گروه‌بندی شوند و بی‌چون و چرا خط سیاسی این مرکز را قبول کنند.

* از قرار معلوم واکنش مسکو به عملیات در عراق منفی بود.

** روسیه با وجود عدم موافقت با این سیاست و انتقادات از واکنش در این رابطه، هیچ کاری نکرد که نشان‌دهنده علاقه‌مندی ما به تضعیف ایالات متحده باشد. هیچ واقعیتی در دست نیست که نشان دهد که ریاست روسیه سعی کرده است از وضعیت دشوار آمریکایی‌ها برای آغاز بازی ژئوپلتیکی دوران جنگ سرد استفاده کرده باشد.

* در حال حاضر مواضع ما در قبال اوضاع عراق چگونه است؟

** ریاست روسیه معتقد است که در شرایط کنونی نیروهای آمریکایی باید تا زمانی در عراق باقی بمانند که یک نوع راه‌حل بن‌بست دشوار پیدا شود. ما توجه محافل جهانی‌ را به این اشتباه بزرگ تاریخی ایالات متحده که وارد عراق شد، جلب نمی‌کنیم. ما با علاقه به حل مسئله درباره راه‌های عادی‌سازی اوضاع بحث می‌کنیم. همین امر اهمیت دارد.

* آیا ارزیابی ما از اوضاع پیرامون برنامه هسته‌ای ایران یکسان است؟

** اختلاف نظر معینی در امور تاکتیکی وجود دارد. مگر ما مخالف مواضع آمریکا هستیم که نمی‌خواهد که ایران صاحب سلا‌ح‌های هسته‌ای شود؟ نخیر. ولی مسکو معتقد است که با توسل به زور و اتمام حجت نمی‌توان تهران را به امتناع از داشتن سلاح‌های هسته‌ای وادار کرد. ما بهتر از آمریکایی‌های با اوضاع این کشور آشنا هستیم و اعتقاد داریم که فشار شدید از سوی واشنگتن هم باعث یکپارچگی آن نیروهای جامعه ایرانی خواهد شد که درباره داشتن این سلاح‌ها مردد هستند و هم نیروهایی که تصمیم گرفتند صاحب آن شوند. رهبران روسیه خوب می‌فهمند که اکنون بدون ایالات متحده نمی‌توان با اشاعه سلاح‌های هسته‌ای مبارزه کرد.

* در جامعه روسی بحث گسترده‌ای درباره عضویت یا عدم عضویت در سازمان تجارت جهانی جریان دارد. نظر شما در این مورد چیست؟

** ما می‌فهمیم که اقتصاد ما نمی‌تواند خارج از سازمان تجارت جهانی باقی بماند. روسیه بدون شک عضو این سازمان خواهد شد که 95ـ 93% جریان‌های کالاهای جهانی از کشورهای عضو آن می‌گذرد. این سازمان شرایط رفتار در بازرهای جهانی را تعیین می‌کند. ولی ما باید از منافع خود هم دفاع کنیم. همه از شرکت‌های داخلی دفاع کنیم. همه از شرکت‌های داخلی دفاع می‌کنند. ایالات متحده با تأکید بر اینکه سمهیه‌بندی مشخص انواع مختلف کالاها به نفع آمریکایی‌ تعیین شوند، همین کار را می‌کند، از جمله در زمینه واردات گوشت مرغ. ما باید همین طور رفتار کنیم. مسکو با حل مسئله صادرات فلزات به ایالات متحده به موفقیت معینی دست یافته‌ است.

* آیا در روسیه و ایالات متحده نیروهایی وجود دارند که می‌خواهند دو کشور را به دوران جنگ سرد برگردانند؟

** فکر نمی‌کنم که بتوان این نیروها را در آمریکا و روسیه برابر دانست. آنها در آمریکا در کنگره و دولت نفوذ دارند که این واقعی انکارناپذیر است. در روسیه هم نیروهایی هستند که مایلند ما را به دوران جنگ سرد برگردانند. ولی آنها نمی‌توانند در سیاست کشور نفوذ مستقیم داشته باشند.آنها در افکار عمومی نفوذ دارند و از این طریق بر سیاست کشورمان تأثیر غیرمستقیم می‌گذارند. در ایالات متحده، افکار عمومی در سیاست دولتی نفوذ مستقیم دارد که این نفوذ ازسوی محافظه‌کاران جدید کاملاً مشهود است ولی فعلاً عقل سلیم در سیاست آمریکا بیشتر است.

* ناکامل بودن نظام بانکی روسیه، یکی از موانع اساسی بر سر راه همکاری محسوب می‌شود. صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی، بانک اروپایی ترمیم و توسعه و تمام سال اخیر به تنظیم هر چه زودتر نظام بانکی روسیه دعوت کرده‌اند. در این زمینه چه کاری انجام شده است؟

** در حال حاضر روند رشد ارزش بازاری بانکهای فدراسیون روسیه جریان دارد. ولی نظام بانکی و تجاری کشورمان هنوز ضعیف است. و این درحالی است که روسیه از نظر ذخایر ارز و طلا در مقام سوم جهان بعد از چین و ژاپن قرار دارد در 1 اکتبر این رقم برابر 266 میلیارد و 791 میلیون دلار بود.

بعد از بحران سال 1998 اصلاحات معینی در نظام بانکی به عمل آمد ولی کافی نبود. در مجموع، نظام بانکی ما از نظر محتوا بازاری نیست و شکل آن نیمه دولتی است. سرمایه جمعی آن از سرمایه بانک‌های بزرگی چون بانک آلمان کمتر است. رقابت به سه سطح تقسیم شده است. بین بانک‌های دولتی و بانک‌های بزرگ تجاری بر سر پول بودجه (که برنده این رقابت از قبل روشن است)، که بین بانکهای بزرگ و سایر بانکها اینجا هم برنده مشخص است و بین بانکهای کوچک و متوسط بر سر سپرده‌های مردم سیستم دقیق ضمانت حفظ سپرده‌ها در بانک‌ها وجود ندارد که همین امر باعث بی‌اعتمادی مردم به بانک‌ها می‌شود. یک شاخص منفی دیگر، حضور بسیار محدود بانکهای خارجی در روسیه است.

بخش تجاری ما و به خصوص شرکت‌های کوچک نمی‌توانند از نظام بانکی داخلی وام‌های کافی دریافت کنند. وامها معمولاً کوتاه مدت با بهره‌ بالایی هستند. بانک‌های آمریکایی می‌توانستند در این زمینه به ما کمک زیادی بکنند زیرا کسانی مانع از کارشان در روسیه نمی‌شود.

یک مانع وجود دارد: بانک مرکزی فعلاً مخالف افتتاح شعبه‌های بانک‌های غربی است. البته در سال 2002 می‌خواستند به بانکهای تابع بانکهای خارجی اجازه دهند بدون هیچ محدودیتی شعبه‌های خود را باز کنند. ولی ریاست بانکهای بزرگ روسیه مخالفت ورزیدند. آنها از رقابت می‌ترسند. به علاوه، شعبه براساس قوانین وطن خود رفتار می‌کنند و زیر نظر قانونگذاران روس نیستند.

بانک‌های آمریکایی به قدری نیرومند که در صورت تمایل می‌توانند در روسیه تعداد هر چه بیشتر شعبه‌های خود را باز کنند و با پول و بهره پایین اعتبارات، خود بانکهای ملی را از بین ببرند. بنابراین، نگرانی‌های بانکداران داخلی بی‌اساس نیست. گفتنی است که در قانون ما «درباره بانکها و فعالیت بانکی» امکان افتتاح شعبه‌ها پیشیینی شده است.

وضعیت مالی روسیه یک ویژگی دارد: از یک سو، ما بدهی‌های دولتی شوروی و روسیه را قبل از موعد بازپرداخت می‌کنیم و این کار را تقریباً به پایان رساندیم ولی از سوی دیگر بدهی ما به شرکت‌ها و بانکهای خارجی رشد می‌کند.

در همین حال ذخایر قابل توجه ارز و بنیادهایی چون بنیاد تثبیت اقتصاد تکمیل می‌شوند. ولی این پول بدون حرکت افتاده است که این وضع بر توسعه اقتصادی کلان روسیه اثر منفی می‌گذارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات