یعقوب نعمتی وروجنی
مقدمه:
سال 1356 در تاریخ انقلاب اسلامی، جایگاه بسیار مهم و سرنوشتسازی را دارد. رویدادهای این سال جهتگیری کلی و قطعی آینده نهضت را مشخص کرد. گرچه قیام خونین 15 خرداد 42 ماهیت اسلامی نهضت ضدشاهنشاهی را آشکار ساخته بود، ولی در پی حوادث و قیامهای مردمی سال 56، نیروهای مذهبی، رهبریت نهضت را به طور کامل در دست گرفتند و جریانهای غیرمذهبی اعم از مارکسیستی و ملیگرا به حاشیه رانده شده و مجبور به متابعت و همراهی با رهبریت مذهبی نهضت یعنی امام خمینی(ره) شدند. مهمترین حوادث سال 56 عبارتند از: درگذشت ناگهانی و مشکوک فرزند امام، درج مقالهای توهینآمیز در روزنامه اطلاعات، قیام مردم قم و قیام 29بهمن تبریز. بنا به اهمیت موضوع، در این مقال برآنیم تا به طور مختصر ریشهها، جریانها و پیامدهای حماسه 29بهمن تبریز را بررسی کنیم.
">یعقوب نعمتی وروجنی
مقدمه:
سال 1356 در تاریخ انقلاب اسلامی، جایگاه بسیار مهم و سرنوشتسازی را دارد. رویدادهای این سال جهتگیری کلی و قطعی آینده نهضت را مشخص کرد. گرچه قیام خونین 15 خرداد 42 ماهیت اسلامی نهضت ضدشاهنشاهی را آشکار ساخته بود، ولی در پی حوادث و قیامهای مردمی سال 56، نیروهای مذهبی، رهبریت نهضت را به طور کامل در دست گرفتند و جریانهای غیرمذهبی اعم از مارکسیستی و ملیگرا به حاشیه رانده شده و مجبور به متابعت و همراهی با رهبریت مذهبی نهضت یعنی امام خمینی(ره) شدند. مهمترین حوادث سال 56 عبارتند از: درگذشت ناگهانی و مشکوک فرزند امام، درج مقالهای توهینآمیز در روزنامه اطلاعات، قیام مردم قم و قیام 29بهمن تبریز. بنا به اهمیت موضوع، در این مقال برآنیم تا به طور مختصر ریشهها، جریانها و پیامدهای حماسه 29بهمن تبریز را بررسی کنیم.
در روز اول آبان سال 56، آیتالله سید مصطفی خمینی، فرزند برومند و یار دیرین امام خمینی(ره) به طور ناگهانی و به طرز مشکوکی در نجف اشرف درگذشت. فوت نابهنگام ایشان در داخل کشور و در میان مردم مسلمان ایران، عنوان شهادت یافت و شایعاتی مبنی بر دست داشتن ساواک در این ماجرا منتشر شد.
البته این شایعات، چندان هم بیپایه نبود. سیدمصطفی، فرزند بزرگوار امام، همواره در سفر و حضر همراه ایشان بود و در پیشبرد نهضت اسلامی نقش بسزایی را ایفا میکرد. ایشان با عنوان دست راست امام، در بسیاری از تصمیمگیریها و جریانهای مهم نهضت، شریک بود و به نوعی رابط امام با نیروهای انقلابی محسوب میشد. در پی فوت ایشان، مجالس یادبود و بزرگداشت باشکوهی در سراسر کشور برگزار شد و این مجالس، خود باعث گسترش هر چه بیشتر پیام نهضت و از سوی دیگر صبر و شکیبایی امام(ره) در برابر این مصیبت (که آن را از الطاف خفیه الهی برشمردند)، باعث افزایش محبوبیت امام خمینی در داخل کشور شد. برگزاری باشکوه مجالس بزرگداشت فوت سیدمصطفی خمینی، وحدت و همدلی مردم و نیروهای مذهبی را افزود و پایههای لرزان رژیم پهلوی را متزلزلتر کرد.
در پی اوجگیری محبوبیت امام خمینی(ره)، رژیم پهلوی به تدبیری سادهلوحانه دست زد که به یک معنا باعث کوبیده شدن آخرین میخ بر تابوت آن رژیم شد. رژیم پهلوی که محبوبیت فوقالعاده امام را بزرگترین عامل وحدت مردم، پیشبرد نهضت و تزلزل ارکان خود میدید، به خیال خام خود به این فکر افتاد تا به طریقی باعث شکسته شدن قداست و حرمت امام خمینی در میان مردم شود و شاید بتواند در روند نهضت، خلل ایجاد کند و به نوعی از امام انتقام بگیرد.
در 17دی 1356 مقالهای در روزنامه اطلاعات با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه و به قلم فردی با نام مستعار رشیدی مطلق منتشر شد. تهیه و چاپ مقاله مذکور به افراد مختلفی از جمله وزیر اطلاعات وقت و دفتر نخستوزیری نسبت داده میشود. ولی به نظر میرسد مقاله مذکور به دستور شخص شاه از سوی ساواک تدوین شده بود. در این مقاله سرتاسر توهینآمیز، با وقاحت تمام تلاش شده بود قیام خونین 15خرداد و شخصیت رهبر اسلامی و روحانیون متعهد و مردمی زیرسوال برود و امام خمینی به طرفداری از ملاکین، شهرتطلبی و عامل استعمار بودن متهم شود.
عکسالعمل صبورانه امام در برابر این مقاله، هوشیاری روحانیون و بیداری و عمق علاقه مردم به امام باعث شد تا انتشار این مقاله، نتیجهای معکوس برای رژیم به دنبال داشته باشد. انتشار این مقاله با واکنش شدید روحانیون و مردم سراسر ایران مواجه شد. علاوه بر واکنش تند و خشم و نفرت عمومی در کل کشور، شهر قم به طور ویژهای به این اهانت گستاخانه پاسخ گفت.
19 دی ماه 56 در شهر قم، وضعیتی غیرعادی حکمفرما شد. علاوه بر حوزه علمیه، بازارها و مغازههای شهر نیز تعطیل شد و مردم با سرازیر شدن به خیابانها، خشم و انزجار خود از این اقدام مذبوحانه را به نمایش گذاشتند. در پی تیراندازی ماموران رژیم به سوی تظاهرکنندگان، مردم نیز به دفاع از خود پرداختند و شیشههای بانکهای صادرات (که متعلق به یک سرمایهدار بهایی بود) و ساختمان حزب رستاخیز را شکستند. تعداد کشتهها و زخمیها به حدی بود که بیمارستانهای شهر مملو از مجروحان و شهدا شده بود و عملا امکان پذیرش، مداوا و کمکرسانی به آن همه مجروح وجود نداشت.
کشتار خونین مردم قم باعث اعتراض شدید مردم در دیگر شهرها و بیآبرویی رژیم در داخل و خارج کشور شد. 19دی ماه 56 را روز شروع اوجگیری دوباره نهضت و ضربهپذیری رژیم پهلوی میدانند. این واقعه باعث گسترش انقلاب و ابلاغ پیام آن در سراسر کشور شد.
29 بهمن 56 ناگهان تبریز به پا خاست. این روز مصادف با چهلمین روز قیام مردم قم و به شهادت رسیدن جمع کثیری از مردم آن شهر بود. در این روز به مناسبت چهلمین روز بزرگداشت شهدای قم، در سراسر کشور مجالس ترحیم و یادبود برگزار میشد. از چند روز قبل، اعلامیهای به صورت بسیار گسترده در شهر تبریز توزیع شد. در اعلامیه مذکور که با هماهنگی شهید آیتالله قاضی طباطبایی و از سوی سیدمحسن موسوی تبریزی تنظیم شده بود، 11تن از علمای طراز اول تبریز خواستار تعطیلی بازار تبریز، تشکیل مجلس یادبود و بزرگداشت شهدای 19دی قم شده بودند. این اطلاعیه از روز 26بهمن در بیشتر مکانهای عمومی شهر نصب شد و در آن، روز 29بهمن روز عزا و تعطیل عمومی اعلام شد.
طبق اطلاعیه فوق، زمان مراسم 29بهمن 10صبح تا 12 در مسجد قزلی (حاج میرزا یوسف) تعیین شد. در ساعت مقرر، مردم و بازاریان با تعطیل کردن مغازهها و بازارها به سوی مسجد سرازیر شدند، ولی با درهای بسته مسجد مواجه گردیدند. علت بسته شدن درب مسجد، ممانعت شهربانی از ورود مردم به آن بود. از طرفی، نیروهای شهربانی تلاش برای متفرق کردن مردم را آغاز کردند.
29 بهمن مصادف با شنبه و اول هفته و همزمان با امتحانات برخی از دانشجویان بود. در این روز علاوه بر این که شهر حالت تعطیل به خود گرفت، حدود نیمی از دانشجویان نیز از حضور در دانشگاه خودداری کردند و بخش زیادی از دانشجویانی هم که در دانشگاه حضور داشتند، به تظاهرات، دادن شعار و شکستن شیشهها و تعطیل کردن کلاسها پرداختند و حدود ساعت 11، از دانشگاه خارج شدند و به طرف مرکز شهر حرکت کردند.
از طرف دیگر، از ساعت 9صبح، عدهای از بازاریان و طلاب مدرسه طالبیه، با تجمع در مقابل مسجد جامع، قصد حرکت دسته جمعی به سوی مسجد قزلی را داشتند که به دلیل ممانعت ماموران شهربانی این تجمع به درگیری انجامید. مردمی که با درب بسته مسجد قزلی مواجه شده بودند، خواستار گشوده شدن آن شدند. در پی اصرار مردم و عدم موفقیت نیروهای شهربانی برای پراکنده کردن آنان، سرگرد حق شناس، رئیس کلانتری شهر رو به سوی مردم مسلمان با لفظی توهینآمیز از مسجد یاد کرد. این اقدام وی، باعث خشم مردم شد و یکی از جوانان انقلابی به نام محمد تجلا، سیلی محکمی به گوش سرگرد حق شناس نواخت. در پی این عمل جسورانه، سرگرد حق شناس قلب این جوان را هدف گرفت و با شلیک گلولهای وی را به شهادت رساند. شهادت این جوان شجاع، باعث فوران خشم مردم تبریز شد.
مردم با حمل جنازه محمد تجلا روی دستان خود و با فریادهای «لااله الاالله» به تشییع پیکر وی پرداختند و هر لحظه شمار مردم خشمگین بیشتر میشد. با پیوستن دانشجویان به مردم، شعارهای درود بر خمینی در شهر طنینانداز شد. تظاهرکنندگان بر سر راه خود، ساختمان مرکزی حزب رستاخیز، مجسمه شاه، سینماها، مشروبفروشیها، مراکز فساد و بانکها و موسسات وابسته به بهاییان را ویران کردند. نکته جالب توجه این که مردم در این روز کوچکترین تعرضی به اموال و اماکن شخصی نکردند و فقط مظاهر دولتی را مورد حمله قرار دادند. با اوجگیری تظاهرات، عملا شهر از ساعت 30/9 تا 30/12 در کنترل مردم قرار داشت.
محمدرضا پهلوی پس از آگاهی از وقایع تبریز دستور مقابله شدید با تظاهرکنندگان را صادر کرد.
ماموران ساواک به طرز ناجوانمردانهای مردم را هدف قرار دادند. عدهای از ساواکیها با سوار شدن بر آمبولانس ناگهان با باز کردن درب آمبولانس، مردم را به رگبار گلوله میبستند. آمار متفاوتی از شهدا، مجروحان و دستگیرشدگان این روز گزارش شده است. طبق آمارهای رسمی، 6نفر شهید و 125نفر زخمی شدند، ولی آمارهای غیر رسمی، تعداد شهدا را 200، مجروحان را 500 و شمار بازداشتشدگان را نزدیک به هزار نفر اعلام میکند.
قیام خونین مردم تبریز در 29بهمن 56 حادثهای بسیار مهم در تاریخ انقلاب اسلامی محسوب میشود. برای اولین بار در روز 29بهمن، شعار «مرگ بر شاه» به طور علنی سرداده شد و از این رو، خط قرمز رژیم پهلوی در این روز شکسته شد. علاوه بر شعار پرطنین «درود بر خمینی»، شعارهای دیگر این روز عبارت بودند از: «وای اگر خمینی حکم جهادم دهد، کس نتواند که جوابم دهد» و نیز شعار به یادماندنی «بیز بوشاهی ایستمیریخ، والسلام» (ما این شاه را نمیخواهیم والسلام ).
در پی قیام 29 بهمن تبریز، امام خمینی در سخنرانی خود در نجف اشرف اعلام کردند که «ما عزادار شهدای قیام 29بهمن تبریز هستیم». ایشان همچنین در پیامی به همین مناسبت، ضمن تسلیت گفتن به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده، بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز درود فرستاد و نهضت عظیم این شهر را مشت محکمی بر دهان یاوهگویان برشمردند.
جالب این که امام در این پیام، وعده پیروزی نهایی را نوید دادند. یکی از ویژگیهای مهم قیام تبریز بازتاب جهانی آن بود؛ زیرا این قیام در یکی از حساسترین نقاط ایران رخ داده و دارای گستردگی زیادی بود و نیز تمامی اقشار مردم بلااستثنا در آن شریک بودند. بازتاب گسترده قیام تبریز در رسانههای گروهی جهان، سبب مطرح شدن نهضت و انقلاب در سطح جهان شد.
رژیم که در برابر قیام مردم تبریز، درمانده بود، ادعا کرد که این قیام ، کار مردم تبریز نبود و افرادی که از آن سوی مرزها وارد کشور شده بودند، این حادثه را ایجاد کردند. البته اتهامات بیپایه رژیم به هیچ وجه موثر واقع نشد و قیام مردم تبریز به شهرهای دیگر کشور نیز سرایت کرد. در چهلم شهدای مردم تبریز، مجالس بزرگداشت و قیامهای خونین دیگری در بسیاری از مناطق دیگر از جمله یزد، قم، مشهد، خمین، اصفهان و نجف آباد برپا شد. قیام خونین مردم تبریز در 29بهمن 56، ضربهای بسیار سهمگین بر کالبد پوسیده رژیم پهلوی وارد آورده و پیام انقلاب را در داخل کشور در سطح بسیار وسیعی گسترش داد. بار دیگر مردم تبریز با خلق حماسهای دیگر، نقش سرنوشتساز خود در روند نهضتهای آزادیخواهانه سده اخیر ایران و نیز انقلاب اسلامی را ایفا کردند.