تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۱  ، 
کد خبر : ۴۶۵۵۶

رقابت‌های دیپلماتیک


علی تتماج

درحالی که تحولات لبنان دورانی بحرانی را سپری می‌کند، این کشور به مرکزی برای رقابت‌های دیپلماتیک میان کشورها مبدل گردیده است.

رژیم اشغالگر قدس با طرحی از پیش طراحی شده و با بهانه‌های واهی جنگ علیه لبنان را آغاز نمود. هر چند در ابتدای جنگ بسیاری از ناظران سیاسی پیروزی سریع رژیم صهیونیستی را پیش‌بینی می‌کردند، اما مقاومت حزب‌الله و ملت لبنان این سناریوها را دگرگون ساخت. پاسخ‌های کوبنده حزب‌الله که انهدام بخش‌های اصلی نیروی دریایی و زمینی صهیونیست‌ها را در پی داشت، همچنین همسویی ملت و دولت لبنان با مقاومت موجب گردید که جنگ از حالت کوتاه‌مدت به فرسایشی تغییر یابد.

سیر تحولات و گسترش بحران امنیتی در خاورمیانه سبب شد تا منطقه به عرصه حضور و رقابت دیپلماتیک کشورها مبدل گردد. این امر که از دو بعد اولا برقراری صلح و آغاز آتش‌بس ثانیا تلاش برخی کشورها برای یاری رساندن به صهیونیست‌ها صورت می‌گیرد از چند بعد قابل تامل می‌باشد.

1ـ یکی از دلایل اصلی حضور بازیگران متعدد در لبنان را می‌توان شکست سازمان ملل در تحقق اهدافش دانست. هر چند سازمان ملل برای برقراری صلح و امنیت جهانی ایجاد گردیده اما در بحران لبنان بار دیگر اثبات نمود که سیاستی جز همسویی با اهداف قدرت‌های بزرگ ندارد.

عدم محکومیت جنایات صهیونیست‌ها که به واقع می‌توان آن را یک از نسل‌کشی دانست، انفعال در ارائه طرح‌های سازنده برای حل و آغاز آتش‌بس، اعمال نفوذ آمریکا بر شورای امنیت که وتوی قطعنامه‌های ضدصهیونیستی را در برداشت، موجب بدبینی و بی‌اعتمادی بیشتر کشورها به این سازمان گردید.

بنابراین در چنین شرایطی بسیاری از کشورها که برای صلح تلاش می‌کردند، خود راهی منطقه گردیدند تا ضمن ابراز همدردی با ملت و دولت لبنان راه‌های دیپلماتیک برای حل بحران را آزمایش نمایند.

2- حضور بازیگران متعدد در خاورمیانه بیانگر این حقیقت است که اولا امروز دیگر جهانیان استیلا و قدرت مطلق آمریکا برای تحقق صلح جهانی را قبول ندارد ثانیا بازیگران جدیدی در عرصه بین‌الملل ظهور کرده‌اند که برای مقابله با یکه‌گویی آمریکا فعال گردیده‌اند. ثالثا این حضور نشان می‌دهد که خاورمیانه دیگر حوزه نفوذ آمریکا نمی‌باشد و کشورهای منطقه بیش از گذشته برای دوری از آمریکا و پایان دادن بر سیطره و نفوذ آن در منطقه تلاش می‌کنند.

3ـ خاورمیانه به دلیل منابع سرشار انرژی بویژه نفت همواره کانون توجه کشورها قرار داشته است.

روند رو به رشد صنعتی شدن کشورها امروز بیش از گذشته آنها را به نفت و در نهایت خاورمیانه وابسته ساخته است. در شرایط کنونی این سناریوها مطرح می‌باشد که با توسعه دامنه جنگ، اعراب در حمایت از لبنان به قطع جریان تولید نفت روی آورند و یا اینکه رژیم صهیونیستی برای ایجاد تغییر در موازنه قدرت و همسو نمودن غرب با سیاست‌هایش مانع از استمرار روند کنونی صادرات نفت به اروپا گردد. بر این اساس بسیاری از سران اروپا برای جلوگیری از تکرار شک‌های نفتی که اقتصاد این کشورها را فلج می‌سازد به منطقه راهی شده‌اند تا ضمن بررسی تحولات، رضایت کشورهای منطقه را برای استمرار صادرات مواد خام (بویژه نفت) کسب نمایند. (آنها راه خود را از آمریکا و رژیم صهیونیستی مجزانشان داده تا موقعیت خود را در منطقه حفظ نمایند). در همین حال آنها با موضع‌گیری نسبی در حمایت از لبنان جایگاه خود را در میان کشورهای اسلامی ارتقاء بخشیده که مسلما در شرایطی که جایگاه آمریکا و انگلیس در منطقه تضعیف گردیده، آنها می‌توانند برای بهبود جایگاه خود در آینده امیدوار سازد. (برای بسیاری از کشور بویژه قدرت‌های نوظهور حضور در جهان اسلام بویژه در خاورمیانه از اهمیت بالایی برخوردار است که موجب گردیده امروز بسیاری از آنها به حمایت از مقاومت بپردازند).

4ـ اهمیت تحولات خاورمیانه و حل بحران آن از مهمترین عوامل ارتقای جهانی کشورها می‌باشد. به عبارتی دیگر ناتوانی جهانی برای حل بحران خاورمیانه موجب شده تا کشوری که بتواند راهکاری مناسب برای آن ارائه کند، از جایگاه جهانی برخوردار گردد. بر این اساس تمام کشورها تلاش می‌کنند تا با حل بحران لبنان که می‌تواند راه‌حلی برای بحران فلسطین باشد، راه را برای معرفی خود به عنوان قدرتی جهان که توانایی برقراری امنیت و صلح را دارد معرفی نماید. این نکته قابل ذکر است که اکنون این بازیگران به دو دسته حامیان لبنان و دیگری قدرت‌هایی که برای رژیم صهیونیستی و یا احیاء نفوذ گذشه تلاش می‌کنند، تقسیم‌بندی می‌شوند.

5ـ یکی از نکات قابل تامل در تحولات اخیر لبنان، وحشت و اضطراب کشورها از گسترش دامنه جنگ به سایر کشورهای منطقه و یا حضور مستقیم آمریکا و ناتو در آن می‌باشد. امروز این سناریو مطرح می‌باشد که رژیم صهیونیستی با تشدید جنایات و فرسایشی کردن جنگ، تلاش دارد تا سایر کشورهای منطقه را نیز وارد عرصه نماید. در این میان این احتمال وجود دارد که رژیم صهیونیستی تلاش نماید تا ایران و سوریه را نیز به جنگ وارد سازد. برخی بر این عقیده‌اند که آمریکا برآنست تا با تشدید بحران در منطقه، شرایط را برای حضور مستقیم خود و یا ناتو فراهم آورد تا برای تحقق اهدافی که برای آنها جنگ عراق و افغانستان را رغم زد گام بردارد در حالی که نتیجه این سیاست‌ها قتل‌عام صدها نفر خواهد بود.

در نهایت می‌توان گفت که امروز لبنان در حالی که درگیر جنگ می‌باشد به عرصه رقابت دیپلماتیک کشورها مبدل گردیده که هر کدام برای تحقق اهدافی در منطقه حضور یافته‌اند. با این وجود این نکته قابل ذکر است که این حضور گسترده بیانگر این حقیقت است که دیگر آمریکا تنها بازیگر عرصه خاورمیانه و تحولات جهانی نمی‌باشد و بازیگران جدیدی ظهور کرده‌اند که توانایی نقش‌آفرینی دز این عرصه را دارا می‌باشند. البته این نکته قابل ذکر است که آمریکایی‌ها با مخالفت با طرح آتش‌بس و نظرات سازمان ملل تلاش دارند تا همچنان خود را تنها بازیگر این عرصه معرفی کند که سیر تحولات می‌تواند این نگرش را دگرگون ساخته و بیش از گذشته بر نقش سایر بازیگران تاکید نماید در حالی که از میزان نفوذ آمریکا کاسته می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات