اشاره‌:

برپایی کنفرانس پاییزی آناپولیس با واکنش‌های متفاوتی در محافل سیاسی و خبری جهان روبرو شد، همانگونه که پیش‌بینی می‌شد، بخش اعظم این واکنش‌ها، نگاه امیدوارانه‌ای به پیامدهای این نشست ندارند و به پرسش‌هایی اشاره می‌کنند که برگزارکنندگان اجلاس، آنها را پاسخ نداده باقی گذاشته‌اند. روزنامه اطلاعات در مقاله حاضر تلاش کرده است تا نمونه‌های مهمی از این انتقادات را عرضه کند. به عنوان مثال شبکه الجزیره چندی پیش عنوان کرد که جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در نشست پاییزی آناپولیس حضور نداشت، هرچند این جنبش بر نوار غزه سلطه دارد.

این شبکه تلویزیونی برای بررسی چنین تناقض‌هایی، با «اسامه حمدان» نماینده حماس در لبنان مصاحبه‌ای انجام داد که در پی از نظر خوانندگان می‌گذرد:

"> حرف‌های ناگفته در نمایشی به نام صلح
تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۱  ، 
کد خبر : ۴۶۵۶۰
آناپولیس از نگاه نماینده حماس

حرف‌های ناگفته در نمایشی به نام صلح

اشاره‌:

برپایی کنفرانس پاییزی آناپولیس با واکنش‌های متفاوتی در محافل سیاسی و خبری جهان روبرو شد، همانگونه که پیش‌بینی می‌شد، بخش اعظم این واکنش‌ها، نگاه امیدوارانه‌ای به پیامدهای این نشست ندارند و به پرسش‌هایی اشاره می‌کنند که برگزارکنندگان اجلاس، آنها را پاسخ نداده باقی گذاشته‌اند. روزنامه اطلاعات در مقاله حاضر تلاش کرده است تا نمونه‌های مهمی از این انتقادات را عرضه کند. به عنوان مثال شبکه الجزیره چندی پیش عنوان کرد که جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در نشست پاییزی آناپولیس حضور نداشت، هرچند این جنبش بر نوار غزه سلطه دارد.

این شبکه تلویزیونی برای بررسی چنین تناقض‌هایی، با «اسامه حمدان» نماینده حماس در لبنان مصاحبه‌ای انجام داد که در پی از نظر خوانندگان می‌گذرد:


حمدان در پاسخ به سؤال گوینده شبکه تلویزیونی الجزیره درباره اینکه هدف از برگزاری کنفرانس پاییزی آناپولیس چه بوده است، گفت: این کنفرانس سه هدف اصلی دارد: اولین هدف آن بهبود وجهه و اعتبار جرج‌بوش، رئیس‌جمهوری آمریکاست که طی مدت تنها پنج سال، سه جنگ را در منطقه، یعنی در افغانستان عراق و لبنان به راه انداخت. دومین هدف از برگزاری کنفرانس آناپولیس، باز کردن مسئله عادی‌سازی روابط بین اسرائیل و اعراب است. سومین هدف از برگزاری این کنفرانس، این است که بوش تلاش دارد ائتلاف جدیدی را در منطقه ایجاد تا جنگ جدیدی را که کسی نمی‌داند علیه ایران یا کشور دیگری است، سازماندهی کند.‌

اسامه حمدان تصریح کرد: مسئله فلسطین مسئله‌ای مهم در نشست آناپولیس بود.‌

بوش، ایهود اولمرت، نخست‌وزیر اسرائیل و محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین بر سه مسئله تأکید کردند: مسئله اول این است که مذاکرات طی مدت یک سال ادامه خواهد یافت که البته کسی نمی‌داند این مذاکرات چه سرانجامی خواهد داشت، مسئله دومی که سران آمریکا، اسرائیل و فلسطین برآن تأکید داشتند، مبارزه با تروریسم بود. اسامه حمدان گفت: با این حال آنها مشخص نکردند که تروریسم چیست و هر شخصی می‌تواند تعریف خود را از تروریسم داشته باشد. سومین مسئله‌ای که این سران بر آن تأکید کردند، عادی‌سازی روابط در منطقه بود.‌

نماینده جنبش حماس در لبنان خاطرنشان کرد: هیچ‌کس درباره نحوه حل و فصل مسئله آوارگان، مسئله بیت‌المقدس، دولت فلسطینی، حدود و ثغور این دولت و سایر مسائل مهم، بحثی نکرد.‌

* سکوی پرش‌

گوینده شبکه تلویزیونی الجزیره در ادامه خاطرنشان کرد: آناپولیس نشستی است که از آن به عنوان سکوی پرشی برای حل و فصل مسائل مهم در بحران خاورمیانه از آن یاد می‌شود. وی از نماینده حماس در لبنان پرسید: اگر این نشست در آغاز تلاش‌ها برای حل‌وفصل مسائل مهمی که در بحران خاورمیانه وجود دارند، موفق عمل کند، واکنش حماس در این خصوص چگونه خواهد بود؟ اسامه حمدان گفت: هنگامی که می‌گویند این نشست می‌تواند سکوی پرشی برای حل‌وفصل مسائل مهم خاورمیانه باشد، همگان می‌دانند مذاکراتی از این دست در سال 2000 در کمپ‌دیوید برگزار شد. در خلال هفت سال گذشته نیز تلاش‌های زیادی برای انجام این‌گونه مذاکرات صورت گرفته است که نتیجه‌ای به دنبال نداشته‌اند. دلیل این امر آن است که اسرائیلی‌ها قادر نیستند کاری انجام دهند و محمود عباس نیز توان کافی برای انجام کاری در این خصوص را ندارد. در همین حال، جرج بوش نیز به مسئله دیگری می‌اندیشد و در باتلاق عراق گرفتار شده است. بنابراین دلایل، گمان می‌کنم طی سال‌ آینده، شاهد موضوع جدیدی نخواهیم بود.‌

گوینده شبکه تلویزیونی الجزیره از اسامه حمدان پرسید: شما براین باورید که این نشست نتیجه‌ای به دنبال نخواهد داشت، ولی اگر شاهد به ثمر نشستن مذاکرات انجام شده در این نشست و دستیابی به توافق در خصوص دست‌کم برخی از این مسائل مهم باشیم، آیا جنبش حماس تلاشی برای ایجاد اخلال در این روند انجام نخواهد داد؟ اسامه حمدان در پاسخ به این پرسش گفت: ما در این روند اخلالی به وجود نخواهیم آورد، زیرا این روند کارایی‌ نخواهد داشت و خودبه‌خود به شکست منتهی خواهد شد. با این حال اگر پیشرفتی به دست آید و حماس دریابد که این پیشرفت در راستای اهداف فلسطینی است، ما نیز از این پیشرفت استقبال خواهیم کرد، ولی اگر این پیشرفت در راستای اهداف فلسطینی‌ها نباشد، ما آمادگی داریم برای جلوگیری از آنها بجنگیم. این موضع تنها موضع جنبش حماس نیست، بلکه موضع تمام فلسطینی‌هاست.

تضییع حقوق فلسطینیان‌

از سوی دیگر، جبهه خلق برای آزادی فلسطین، از کنفرانس سازش آناپولیس، به عنوان تلاشی جدید برای پایمال ساختن حقوق ملت فلسطین و تحقق اهداف آمریکایی ـ صهیونیستی یاد کرد.‌

‌«ماهر الطاهر» مسئول جبهه خلق برای آزادی فلسطین در خارج از سرزمین‌های اشغالی در یک کنفرانس خبری در دمشق به تبیین موضع این جنبش پرداخت.‌

الطاهر گفت: سخنان بوش و اولمرت تاکیدی بر انگیزه واقعی برپاکنندگان کنفرانس آناپولیس بود و آن، چیزی جز تلاشی جدید برای پایمال کردن حقوق ملت فلسطین و تحقق اهداف آمریکایی ـ صهیونیستی نبود.‌

وی افزود: آنها در پی نابودی مقاومت مسلحانه و تمامی اشکال مقاومتی هستند که مورد تایید و حمایت قوانین بین‌المللی است، آن‌گونه که بوش به وضوح در سخنانش بر اجرای نقشه راه، که بند نخست آن از خلع سلاح مقاومت و کشور فلسطینی بدون مشخصات سخن می‌‌گوید، اصرار داشت.‌

الطاهر که بیانیه جبهه خلق را قرائت می‌‌کرد، تصریح کرد: بوش از برچیدن شهرک‌های صهیونیستی و دیوار حائل یا امنیت ملت فلسطین که با انواع تجاوزگری‌ها، تروریسم، بازداشت و ترورها سلب می‌‌شود، سخنی به میان نیاورد.‌

در این بیانیه آمده است: تاکید بوش بر تعهد کامل آمریکا به حفظ امنیت اسرائیل به عنوان میهن‌قومی یهود، به مثابه آماده‌سازی نقشه‌های نژادپرستانه صهیونیستی است که نه تنها سلب حق بازگشت آوارگان فلسطینی به میهنشان را به دنبال دارد، بلکه زمینه‌ساز کوچاندن ساکنان سرزمین اشغالی سال 1948 میلادی نیز خواهد بود.‌

بیانیه، از کنفرانس آناپولیس به عنوان تلاش دولت آمریکا برای جلوگیری از اجماع در محکومیت موجودیت غیرقانونی اسرائیل با توسل به یکجانبه‌گرایی در پرونده منازعات عربی ـ صهیونیستی، به حاشیه راندن سازمان ملل و ممانعت از اجرای قطعنامه‌های بین‌المللی یاد کرد.‌

جبهه خلق برای آزادی فلسطین در بیانیه خود، خواستار برپایی کنفرانسی بین‌المللی تحت نظارت سازمان ملل و با مرجعیت قطعنامه‌های این سازمان برای رسیدگی به مساله فلسطین و اجرای بدون قید و شرط این قطعنامه‌ها شد.‌

بیانیه تصریح دارد: کلام بوش در مورد مذاکرات برای رسیدن به توافق پیش از پایان سال آینده، چیزی جز یک نیرنگ با هدف بهبود چهره دولت آمریکا پس از حمله به عراق و اشغال آن نیست.‌

‌*عادی‌سازی مناسبات‌

در بیانیه این جنبش فلسطینی همچنین آمده است: نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، در سخنرانی خود، بر عادی‌سازی مناسبات با کشورهای عربی و اسلامی بدون اعطای هیچ تعهدی برای خروج از سرزمین‌های اشغالی فلسطینی و عربی تاکید داشت.‌

بیانیه افزود: دولت بوش و اسرائیل می‌‌کوشند پس از شکست تجاوز سال گذشته از مقاومت لبنان، نتایج راهبردی این پیروزی را از سویی با خیال‌پردازی دوباره در مورد راه‌حل‌های سیاسی با مرجعیت آمریکا و خرید زمان و از سوی دیگر، با اجرای نقشه‌هایی علیه ایران، سوریه و مقاومت در منطقه، بی‌اثر کنند.‌

جبهه خلق در بیانیه خود بر پایبندی به مقاومت و مبارزه ملی، به عنوان یگانه گزینه راهبردی در رویارویی با دشمن متجاوز و منکر حقوق مشروع ملت فلسطین، تاکید ورزید.‌ این بیانیه، پایان دادن به دو دستگی میان فلسطینیان و بازگشت وحدت به میان آنان برای ایجاد اتحاد ملی، همچنین بازسازی سازمان آزادی‌بخش فلسطین به عنوان نماینده قانونی ملت فلسطین با مشارکت تمامی گروه‌ها را ضروری شمرد. ‌این جنبش فلسطینی در بیانیه خود، تمامی راه‌حل‌های موقت را که باعث بقای اشغال بوده، بویژه تشکیل کشور با مرزهای موقت را محکوم و برحق بازگشت پناهندگان فلسطینی به میهن خود به عنوان یک خواسته اساسی و غیر قابل تصرف، تاکید کرد.‌

بیانیه افزود: کنفرانس آناپولیس همزمان با شصتمین سالگرد توطئه برای تجزیه فلسطین آغاز شد و چه بسا، همزمانی برگزاری کنفرانس تصادفی نباشد. چرا که ورود به مرحله جدیدی از سرقت افزون‌تر حقوق مشروع ملت فلسطین، تجزیه میهن و کوچاندن این ملت است.‌

*آتش افروزی‌

در همین حال هفته‌نامه آمریکایی تایم نیز در گزارشی نوشت؛ بسیار بعید به نظر می‌رسد که نشست آناپولیس بتواند تغییری در وضعیت خاورمیانه ایجاد کند، چرا که آناپولیس پیش از آنکه باعث آرامش در منطقه شود، می‌تواند آتش‌افروزی ایجاد کند.

تایم نوشت که نشست آناپولیس، تاکید مجددی بر نقشه راه بود که شاید در نهایت بتواند به ایجاد کشور مستقل فلسطین منجر شود.‌

به نوشته این هفته‌نامه؛ انجام اولین مرحله از نقشه راه، مستلزم آن بوده و هست که اسرائیل ساخت و ساز شهرک‌های یهودی‌نشین در کرانه باختری و نوار غزه را متوقف کند و پایگاه‌های مرزی ساخته شده پس از مارس 2001 را از میان بردارد.

این هفته‌نامه افزود؛ اولمرت به خاطر اینکه از جایگاه سیاسی ضعیفی برخوردار است، قادر نخواهد بود شهرک‌نشینان یهودی در کرانه باختری را مهار کند.‌ نویسنده این هفته‌نامه اشاره دارد که محمود عباس رهبر فتح هم طبق نقشه راه که داور اجرای آن نیز آمریکا است، باید حماس را نه تنها در کرانه باختری رود اردن از بین ببرد، بلکه باید مجدداً کنترل نوار غزه را نیز به دست گیرد و هیچکس بهتر از سرویس امنیتی اسرائیل نمی‌داند که این امر تا چه حد غیر محتمل است. تایم نوشت؛ به همین دلیل است که ایهود اولمرت، نخست‌وزیر اسرائیل، یک روز بعد از کنفرانس آناپولیس در گفت‌وگو با رسانه‌های اسرائیل گفته بود: «با توجه به اینکه عباس شریک ضعیفی است و قادر به انجام این کار نیست، وظیفه دارم ترتیبی اتخاذ کنم تا وی به تمامی ابزاری که لازم دارد، دسترسی داشته باشد.»

این هفته‌نامه تصریح کرد؛ اکنون حتی بسیاری از اعضای جنبش فتح که محمود عباس ریاست آن را برعهده دارد، می‌خواهند بدانند که نشست آناپولیس چه دستاوردی برای فلسطینی‌ها داشته است. تایم می‌نویسد؛ اینکه عباس توانایی سیاسی آن را داشته باشد تا نقشه راه را به اجرا درآورد و حضور فلسطینیان در منطقه را تثبیت کند، چیزی جز یک امید واهی نیست. به نوشته تایم؛ عباس برای پیش بردن نقشه راه، باید در جنگ داخلی فلسطینیان به پیروزی دست یابد، حال آنکه امکان موفقیت او در انجام این امر به خصوص طی 12 ماه آینده، بسیار اندک به نظر می‌رسد.

*پاریس و مسکو

در چنین شرایطی، ریاض المالکی، وزیر امور خارجه دولت انتصابی سلام فیاض اعلام کرد که به منظور تکمیل کنفرانس پاییزی آناپولیس، دو نشست دیگر در پاریس و مسکو با هدف ارزیابی پیشرفت‌ها بین طرف‌های فلسطینی و اسرائیلی و حل و فصل اختلاف‌های دو جانبه تشکیل خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری شینهوا از رام‌الله؛ ریاض المالکی تاکید کرد که محمود عباس و سلام فیاض، نخست‌وزیر دولت انتصابی عباس، بر لزوم ایجاد وحدت فلسطین، تثبیت قانون و تلاش برای رفع نیازهای مردم با برقراری امنیت و ثبات و بهبود اوضاع معیشتی ملت فلسطین تاکید کردند!

ریاض المالکی گفت: طرف‌های فلسطینی و اسرائیلی پس از کنفرانس آناپولیس، کمیته مشترکی را تشکیل داده‌اند. این کمیته مشترک همه مسائل و موضوعات مهم و اساسی مورد اختلاف دو طرف را بررسی خواهد کرد.

*مشاوره‌های رایس‌

پیش از این، وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرده بود که کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه این کشور، تاکید کرده است، که برای پرهیز از اینکه مذاکرات جدید فلسطینی‌ها و صهیونیست‌ها به سرنوشت مذاکرات پیشین آنها دچار شود، از توصیه‌های تعدادی از روسای جمهور و دیپلمات‌های پیشین آمریکا استفاده کرده است.‌

به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن؛ این وزارتخانه تصریح کرد که رایس در هفته‌های پیش از برگزاری کنفرانس آناپولیس، با جیمی‌کارتر و بیل کلینتون روِسای جمهور سابق و جیمز بیکر، مادلین آلبرایت و هنری کیسینجر، وزرای امور خارجه پیشین آمریکا دیدار و با آنها مشاوره کرده و چندین جلد کتاب و سند نیز در این مورد مطالعه کرده است.

چند روز پیش از برگزاری کنفرانس آناپولیس، رایس با «دانیل کورتزر» سفیر سابق آمریکا در قاهره و بیت‌المقدس و نیز «اسکات لاسنسکی» محقق آمریکایی دیدار و نسخه‌ای از کتاب آنها موسوم به «مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل را دریافت کرده بود.

کورتزر گفت: رایس قول داد که در راستای تحقیقاتش در مورد فرآیند صلح خاورمیانه، این کتاب را مطالعه کند.

در این کتاب، استعداد دولتمردان آمریکایی در ارتکاب به خطاهای بیشمار در دیپلماسی خود در خاورمیانه، آشکارا ترسیم شده و در آن از سیاست‌های بیل کلینتون و جرج بوش پسر، به شدت انتقاد شده است. وزارت امور خارجه آمریکا به این موضوع اشاره نکرده است که رایس از مشاوره‌های خود با روِسای جمهوری و دیپلمات‌های پیشین آمریکایی چه درس‌هایی گرفته است.

ارتباط بحران‌ها

در چنین فضایی، روزنامه «الخلیج» نوشت؛ بحران‌های کنونی منطقه پیچیده و مرتبط با یکدیگر هستند و حل هریک از آنها بدون توجه به بحران‌های دیگر، محال است. روزنامه الخلیج چاپ امارات در مقاله‌ای تحت عنوان «فرصت برای سازش دردناک تکرار نخواهد شد» به قلم «عصم نعمان» نوشت؛ جورج بوش موضوع فلسطین را شش سال نادیده گرفت و امروز می‌خواهد در مدت باقی مانده، برمذاکرات فوری میان دو طرف درگیر برای دستیابی به راه‌حل صلح، نظارت کند. نویسنده با لحن انتقادی می‌افزاید؛ بوش در این مدت برای دستیابی به صلح منطقه سهل‌انگاری کرد، ولی برای به راه انداختن جنگ طولانی خود تحت عنوان مبارزه با تروریسم، لحظه‌ای درنگ نکرد. این جنگ، مبارزه با تروریسم نیست، بلکه مبارزه با مقاومت ملت‌ها برای مقابله با تسلط آمریکا و اشغالگران صهیونیست است.‌

نویسنده در ادامه می‌نویسد؛ شاید بوش بعد از این همه مدت، متوجه شده است که توسل به زور نه تنها موفقیت‌آمیز نبوده، بلکه برای کشورش زیانبار نیز بوده است. نویسنده با ذکر آمار خسارت‌های حمله آمریکا به عراق و افغانستان می‌افزاید؛ مبارزه آمریکا در افغانستان و عراق، موفقیت‌آمیز نبوده و با شکست مواجه شده اسیت. از سوی دیگر، حمایت آشکار آمریکا از اسرائیل و حمایت مالی و تسلیحاتی از آن برای نابودی مقاومت فلسطین، با شکست مواجه شده است و نقطه اوج شکست این سیاستها، زمانی بود که مقاومت لبنان در جنگ پارسال، اسرائیل را شکست داد و بوش با وجودی که برای توقف غنی‌سازی اورانیوم ایران به همه راهها متوسل شد، ولی باز هم شکست خورد و در عوض، همزمان با شکست‌های بوش، چین و روسیه از نظر اقتصادی و سیاسی رشد کردند. اکنون چین با جمعیتی در حدود یک میلیارد و سیصدمیلیون نفر، بازارهای جهان را درنوردیده است که این امر به ضرر مصالح تجاری اروپا و آمریکاست.

روسیه نیز با توجه به داشتن منابع نفتی و گازی، نقش اقتصادی و راهبردی خطرناکی در جهان و بویژه علیه اروپا ایفا می‌کند. با توجه به این مسائل، بوش تصمیم گرفت چند ماه باقی‌مانده از دوره ریاست جمهوریش را صرف اهداف زیر کند: اول تلاش برای دستیابی فلسطینیان و اسرائیل به صلح، به نحوی که از سویی این صلح به خواست‌های اساسی اسرائیل پاسخ دهد و در مقابل، تا حدی به خواست فلسطینیان پاسخ داده شود. بوش گمان می‌کند این اقدامش می‌تواند به هدفش، مبنی بر ایجاد یک جبهه عریض و طویل عربی و اسلامی مخالف ایران کمک کند. دوم، تلاش برای حل بحران عراق و دستیابی به پیمان صلحی با مقامات عراق، به نحوی است که شماری از پایگاه‌های آمریکا در منطقه برای ادامه تسلط آمریکا بر ذخایر نفتی عراق، محفوظ بماند. سوم، ایجاد ائتلاف‌های دوجانبه و چندجانبه با کشورهای عربی و اسلامی منطقه برای در تنگنا گذاشتن ایران و تشدید مجازات‌ها علیه این کشور است تا از تبدیل شدن این کشور به یک قدرت محوری منطقه‌ای جلوگیری کند.‌

*اهداف بوش‌

نویسنده مقاله درباره دستیابی بوش به اهدافش در کنفرانس پاییزی آناپولیس نوشت؛ چالش‌های بسیاری در این زمینه وجود دارد و باید به بحران‌های پیچیده و مرتبط منطقه نیز رسیدگی کرد. از سوی دیگر، دشمنان نیز قوی هستند و شمارشان زیاد است و بر مقاومت در برابر آمریکا پافشاری می‌کنند. اکنون بحران‌های پیچیده‌ای در فلسطین، عراق، ایران، لبنان، سوریه، افغانستان، پاکستان، سودان و سومالی وجود دارد. البته بحران‌های جهان به همین چند کشور محدود نمی‌شود، زیرا اکنون بحران برخورد ترکیه با کردهای ترک و عراقی نیز به وجود آمده است که بوش باید به همه آنها و یا اکثر آنها در آن واحد رسیدگی کند.‌

نویسنده با اشاره به مسائل عراق و فلسطین می‌نویسد؛ آیا دولت بوش می‌تواند مسئله فلسطین را بدون حل موضوع بلندی‌های جولان برای سوریه و یا مزارع شبعا برای لبنان و یا حل مسئله مقاومت حزب‌الله، حل کند؟ درباره عراق نیز باید گفت: آیا آمریکا می‌تواند به راه‌حلی برای خروج نیروهایش از عراق، بدون دستیابی به راه‌حل اختلاف میان واشنگتن و تهران در خصوص برنامه‌های هسته‌ای ایران و بحران کنونی در ترکیه دست یابد؟ با این حال، خطرناکترین چالشی که آمریکا با آن در منطقه روبروست، مقاومت روزافزون در برابر تسلط آمریکا است، زیرا اکنون فضایی از خشم و خصومت با آمریکا در منطقه حاکم شده است و به نظر می‌رسد نمی‌توان آن را تغییر داد و یا تلطیف کرد. از این رو مبالغه‌آمیز نیست اگر گفته شود که کنفرانس آناپولیس ممکن است به واکنش‌های منفی علیه مصالح آمریکا در منطقه منجر شود، زیرا گروه‌های مقاومت احساس می‌کنند که شکست آمریکا در همه عرصه‌های درگیری این کشور در نقاط مختلف با شکست مواجه شده است.‌

نویسنده خاطرنشان می کند که به موازات این چالش‌ها، معلوم نیست آیا ایهود اولمرت قدرت آن را دارد که در برابر فلسطینیان از مواضع اسرائیل عقب‌نشینی کند یا خیر؟ چنانچه در قدرت عباس نیز برای دستیابی به صلح با اسرائیل تردید وجود دارد. از سوی دیگر معلوم نیست که بوش بتواند به اسرائیل فشار وارد کند تا در برابر فلسطینیان کمترین عقب‌نشینی را داشته باشد.‌

اولمرت در آناپولیس گفت که آماده دستیابی به سازش دردناکی است، ولی ابومازن گفت که این کنفرانس تکرار نخواهد شد. شاید از این جملات، این برداشت شود که فلسطینیان از آن بیم دارند که اشغال مجدد غزه برای مقابله با حماس، فرصتی است برای اولمرت که هرگز تکرار نخواهد شد و سازش دردناکی است برای محمود عباس.‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات