اشاره:
خواهر بینظیر بوتو تنها بازمانده از خانواده مشهور بوتو است که خجالتی، ریزنقش و احساساتی است و تصور اینکه خواهر بینظیر بوتو است برای هر کسی سخت است.
«سنام بوتو» در مصاحبهای با روزنامه شرقالاوسط گفت: من تنها فرد این خانواده هستم که از سیاست دور مانده است و این موضوع مرا از سرنوشتی که برای برادر و خواهرم پیش آمد در امان نگه داشته است.
سنام، خواهر کوچک بینظیر بوتو و چهار سال از او کوچکتر است.
او پدر خود ذوالفقار بوتو را که نخستوزیر پاکستان بود و سالها قبل اعدام شد در کودکی از دست داده است.
یکی از برادرانش را با سم کشتند و دیگری را ترور کردند. اکنون نیز خواهر خود، بینظیر بوتو را از دست داد و این یعنی اینکه او تنها بازمانده خانواده بوتو است که در قید حیات قرار دارد.
پس از گذشت ساعاتی از کشته شدن بینظیر، برخی نام او را به عنوان جانشین احتمالی خواهرش برای حزب مردم مطرح کردند، چرا که او تنها بازمانده خانوادهاش بود. ولی او اصلا به این موضوع توجه نداشت و تنها کسی از خانواده بوتو بود که پایش به رسانهها کشیده نشد و از هیاهوی رسانهای دور بود و به جای ورود به عالم سیاست مسئولیت تربیت سه فرزند بینظیر بوتو را به عهده گرفت.
«بیلاوال» فرزند بزرگ بینظیر بوتو و آصف زرداری اکنون به جای مادرش، رهبر حزب مردم را بر عهده گرفته است. گفتوگوی شرقالاوسط را با سنام بوتو با هم میخوانیم:
">اشاره:
خواهر بینظیر بوتو تنها بازمانده از خانواده مشهور بوتو است که خجالتی، ریزنقش و احساساتی است و تصور اینکه خواهر بینظیر بوتو است برای هر کسی سخت است.
«سنام بوتو» در مصاحبهای با روزنامه شرقالاوسط گفت: من تنها فرد این خانواده هستم که از سیاست دور مانده است و این موضوع مرا از سرنوشتی که برای برادر و خواهرم پیش آمد در امان نگه داشته است.
سنام، خواهر کوچک بینظیر بوتو و چهار سال از او کوچکتر است.
او پدر خود ذوالفقار بوتو را که نخستوزیر پاکستان بود و سالها قبل اعدام شد در کودکی از دست داده است.
یکی از برادرانش را با سم کشتند و دیگری را ترور کردند. اکنون نیز خواهر خود، بینظیر بوتو را از دست داد و این یعنی اینکه او تنها بازمانده خانواده بوتو است که در قید حیات قرار دارد.
پس از گذشت ساعاتی از کشته شدن بینظیر، برخی نام او را به عنوان جانشین احتمالی خواهرش برای حزب مردم مطرح کردند، چرا که او تنها بازمانده خانوادهاش بود. ولی او اصلا به این موضوع توجه نداشت و تنها کسی از خانواده بوتو بود که پایش به رسانهها کشیده نشد و از هیاهوی رسانهای دور بود و به جای ورود به عالم سیاست مسئولیت تربیت سه فرزند بینظیر بوتو را به عهده گرفت.
«بیلاوال» فرزند بزرگ بینظیر بوتو و آصف زرداری اکنون به جای مادرش، رهبر حزب مردم را بر عهده گرفته است. گفتوگوی شرقالاوسط را با سنام بوتو با هم میخوانیم:
مترجم: محمد معرفی
* آیا آخرین دقایق دیدار با خواهرت را به یاد داری؟
** روز 18 اکتبر (25 مهر) بود که با او از دبی به پاکستان رفتیم. او به عنوان عضو خانواده بوتو و نه یک سیاستمدار احساس مسئولیت کرد که به پاکستان بازگردد.
پس از بحث و جدلهای فراوان در خارج، احساس کردم که باید به همراه او به پاکستان برگردم.
بازگشت او به پاکستان مناسبتی تاریخی پس از سالها تبعید داشت. من ترجیح میدادم که به پاکستان برنگردد چرا که حس بدی در این مورد داشتم و او را به نرفتن به پاکستان نصیحت کردم. اما خواهرم هر تصمیمی میگرفت هیچگونه بحثی پذیرفته نبود و من نیز به این عادت کرده بودم که از دنیای سیاست به دور باشم. اما انگار چیزی در درونم به من میگفت که باید به پاکستان برگردم.
هنگامی که هواپیما در پاکستان به زمین نشست از یکدیگر جدا شدیم و به خانه رفتم و نتوانستم به دیگران که با انفجار بمب در کراچی مواجه شدند، همراه او باشم.
خواهرم و همراهان او پس از شنیدن صدای انفجار بمب از خودرو پیاده شدند و به همین خاطر از انفجار دوم نیز جان سالم به در بردند. آنها از دیدن اجساد و آتش ناراحت شده بودند و الحمدالله خواهرم از مهلکه جان سالم به در برد.
پس از این انفجار دوباره او را ملاقات کردم در حالی که غمگین بود، اما گفتوگویی بین ما رد و بدل نشد. این آخرین باری بود که او را ملاقات میکردم.
* گفتید که احساس بدی داشتید، اما چگونه متوجه شدی که احساس او نیز با تو مشترک است؟
** به خاطر اینکه، حالت او، اینطور به نظر میرسید. حالا نمیتوانم آن را توصیف کنم. او با همه مهربان بود، گرچه معمولا با فشارهای روزانه مواجه بود، او به همه ما فکر میکرد، چرا که میدانست میخواهد از ما جدا شود. او به جای دادن پول، برای دخترم یک گردنبند زیبا خرید تا آن را به گردن بیاویزد و به یاد او باشد. باور اینکه او وصیتنامه خود را در 17 صفحه نوشت، برای ما بسیار مشکل است.
* چگونه از مرگ او با خبر شدی؟
** یک نفر از پاکستان با من تماس گرفت و از حادثه انفجار سخن گفت. گمان کردم که او از حوادث روزمره در پاکستان سخن میگوید، اما او گفت که محافظان بینظیر بوتو نیز مورد اصابت قرار گرفتهاند. با شنیدن این خبر بدون اراده به سوی تلویزیون شتافتم اما انگار آن چیزی را که گوینده تلویزیون میگفت، نمیشنیدم. او گفت که بینظیر در بیمارستان است ولی من فهمیدم که او مرده است. در همین حال بیلاوال از پاکستان با من تماس گرفت و از من خواست که فوراً به پاکستان بازگردم.
* آیا احتمال جانشینی شما به عنوان رهبر حزب مردم وجود نداشت؟
** نه، اما مردم از من این درخواست را کردند اما من به هیچ وجه نمیخواهم فعالیت سیاسی داشته باشم و سیاست را اصلا دوست ندارم. پدرم وقتی زنده بود از سلول خود در زندان به من گفت: الان فهمیدم که چرا فعالیت سیاسی را دوست نداری.» من سرپرستی دو فرزندم را بر عهده دارم و مطلقه هستم و الان هم مسئولیت تربیت سه فرزند خواهرم (بینظیر) را نیز به عهده دارم.
بعد از فوت خواهرم، به اتفاق شوهرش وصیت نامه خواهرم را باز کردیم. او واقعا آصف را دوست داشت و خواستار این بود که «بیلاوال» راه او را ادامه دهد.
* آخرین باری که با خواهرت تماس گرفتی کی بود؟
** دو روز قبل از کشته شدنش.
* آیا میدانستی که او کشته خواهد شد؟
** حدس و گمانهایی زده بودم.
* بیلاوال به عنوان جانشینی برای خواهرت انتخاب شد در حالی که او بیشتر از 19 سال ندارد، در این مورد نظرت چیست؟
** تربیت جایگاه بسیار مهمی در خانواده ما دارد. پدرم همیشه میگفت: «برای شما هدیهای گرانبها به جای میگذارم و آن تربیت است.»
حتی قبل از این اتفاق، هر وقت با بیلاوال تماس میگرفتم، میگفتم: تکالیف درسی خودت را خوب انجام بده و همیشه به درس و مشق او رسیدگی میکردم و انتظار داشتم که به مراتب بالایی برسد، تا او بتواند، در مورد آنچه که در مورد مادرش اتفاق افتاده فکر کند.
از نظر من او همچنان کم سن و سال است و گمان نمیکنم که سه سال آخر دانشگاه به عنوان تجربه برای او کافی باشد بلکه باید، 5 یا 6 سال دیگر هم درس بخواند.
* پس از 5 یا 6 سال چکار باید بکند؟
** باید آنچه را که مناسب تشخیص میدهد، انجام دهد و نباید او را مجبور به کاری کرد گرچه مردم به خانواده من و نام بوتو دیوانهوار علاقه دارند.
* آیا نگران بیلاوال هستی؟
** (در این لحظه از سخن گفتن باز ماند و با دقت سخنان خود را انتخاب کرد) در واقع بله، او اکنون تحصیل میکند، آرزو میکنم وقتی به عرصه سیاسی بازگردد، دموکراسی در پاکستان حاکم شود.
* آیا از اینکه تنها بازمانده خانواده بوتو هستی، احساس خطر نمیکنی؟
** نه در این مورد تاکنون فکر نکردم و محافظی هم ندارم.
* آیا به ضرورت یک تحقیقات بینالمللی یا وابسته به سازمان ملل در مورد قتل (بینظیر) معتقد هستی؟
** بله در کشور من، تحقیقات سالمی وجود ندارد و من به ضرورت تحقیقات بینالمللی در مورد کشته شدن خواهرم معتقد هستم، همانطوری که این تحقیقات در مورد کشته شدن رفیق حریری هنوز در لبنان جریان دارد.
اما سوال این است که، با این تحقیقات خواهرم زنده خواهد شد؟
* برای مردمی که از نزدیک با بینظیر بوتو برخوردی نداشتهاند آیا میتوانی صفات و ویژگیهای او را توضیح بدهی؟
** او (بینظیر) خواهر بزرگم بود و بعد از اعدام پدرمان سرپرستی مرا به عهده گرفت و سعی کرد جای خالی پدر را برای من پر کند. او همه تلاش خود را انجام میداد تا من چیزی در زندگی کم نداشته باشم. بینظیر تلاش زیادی در زمینه کاری خود انجام میداد و به یاد میآورم هر وقت به دیدن او میرفتم، به شدت مشغول کار بود و از من میخواست که منتظر بمانم تا کارش به پایان برسد و نمیدانستم که چرا باید ما هم انتظار بکشیم.
به هر حال او یک رئیس بود و گرفتاری کاری خود را داشت.
* معنی کلمه «بینظیر» چیست؟
** یک اسم فارسی است و معنی آن «بدون همتا» است و پدرم این اسم را بر او گذاشت، چرا که او بزرگتر از سن خود نشان میداد و از تواناییهای زیادی برخوردار بود و واقعا بدون همتا بود.