تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۱  ، 
کد خبر : ۴۶۵۹۰

انرژی دریای خزر و قدرت‌های بزرگ

مقدمه: کشورهای تازه استقلال یافته آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان که همگی از دارندگان منابع غنی نفت و گاز به شمار می‌روند، در آسیای مرکزی و قفقاز قرار دارند. پس از فروپاشی شوروی، سیاست‌ها و تلاش‌های این کشورها برای تقویت موقعیت بین‌المللی کشور خود در جهان، راه را برای استخراج نفت و گاز از منابع وسیع دریای خزر هموار ساخته است. هر چند هنوز وضعیت حقوقی دریای خزر به ‌طور قطعی مشخص نشده و مذاکرات میان دولت‌ها کماکان در جریان است، اما وجود منابع قابل توجه نفت در منطقه، در طول سا‌ل‌های گذشته، آن را به یکی از مناطق اصلی رقابت میان قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل کرده است. ساخت مسیرهای انتقال نفت و گاز مهم‌ترین موضوع چالش و پایاترین متغیرهای تاثیرگذار در تعیین جایگاه کشورها در منطقه و بازار تأمین انرژی جهان تلقی می‌شود و بازیگران منطقه‌ای و جهانی تلاش می‌کنند با تعیین مسیر مناسب،‌ موقعیت مناسب‌تری در آینده برای خود ایجاد کنند. از 22 تا 25 اردیبهشت (12 تا 15 مه) «قربان‌قلی بردی محمداف»، «ولادیمیر پوتین»، و «نورسلطان نظربایف» رؤسای جمهوری سه کشور ترکمنستان، روسیه و قزاقستان توافقنامه‌ اولیه ساخت خطوط لوله جدید انتقال گاز ترکمنستان به روسیه و ازبکستان را به امضا رساندند. آنها در بندر ترکمن‌باشی ترکمنستان بر نقش کشورهای خود در بازار انرژی جهانی تأکید کردند. میزان انتقال گاز از طریق این خط لوله مشترک 10 میلیارد مترمکعب در سال خواهد بود و پیش‌بینی می‌شود قرارداد نهایی ساخت آن تا قبل از ماه جولای به امضا برسد. پوتین با بیان این‌که ساخت این خط لوله در راستای همکاری‌های بیش‌تر روسیه و کشورهای تازه استقلال یافته انجام می‌شود. گفت: براساس زمابندی انجام شده کار ساخت خط لوله مرزی انتقال گاز از نیمه اول سال 2008 آغاز می‌شود و پس از تکمیل تا سال 2012 ظرفیت انتقال گاز آن تا 12 میلیارد مترمکعب در سال قابل افزایش است. خط لوله‌ای که هم‌اکنون گاز ترکمنستان را از طریق روسیه و قزاقستان به اروپا می‌رساند دارای ظرفیت انتقال 5 میلیارد مترمکعب در سال است. سؤال این‌جاست که انعقاد این موافقتنامه و ساخت خط لوله آن، چه تأثیری بر موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی کشورها دارد و ظرفیت کدام‌یک از آنها را در بازار جهانی انرژی تقویت می‌کند؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها نخست نگاهی کلی بر منابع و موقعیت منطقه در جهان انرژی خواهیم داشت. راه‌ها و مسیرهای انتقال انرژی منطقه به بازارهای جهانی آن، موضوع دوم بحث است. پیامدهای انتخاب هر کدام از مسیرها بویژه امضای قرارداد جدید ساخت خط لوله گاز میان سه کشور روسیه، ‌ترکمنستان و قزاقستان موضوع دیگر نوشتار است. نتیجه‌گیری و ارائه پیشنهادهایی برای اتخاذ سیاست‌های مناسب برای جمهوری اسلامی ایران مبحث پایانی آن خواهد بود.

ارزیایی‌ها در مورد میزان ذخایر نفت و گاز در منطقه دریای خزر بسیار متفاوت است. برخی آن را با منابع دریای شمال مقایسه می‌کنند. برخی دیگر در این مورد اغراق کرده و آنرا همانند خلیج‌فارس می‌شمارند که طبق آمار و ارقام منابع معتبر نمی‌تواند درست باشد.

ذخایر نفتی اثبات شده دریای خزر حدوداً بین 203 الی 235 میلیارد بشکه برآورد می‌شود که از این میزان قزاقستان با 132 میلیارد بیش‌ترین ذخایر نفت را در اختیار دارد. بعد از آن به ترتیب ترکمنستان 7/39، آذربایجان 39، ایران 15، روسیه 3/7 و ازبکستان 59/2 میلیارد بشکه ذخایر نفت منطقه دریای خزر را در اختیار دارند.

آمار و ارقام در مورد ذخایر گاز منطقه دریای خزر نیز به همان صورت متفاوت است. مجموع ذخایر اثبات شده و احتمالی گاز نشان‌دهنده آن است که حدود 232 تریلیون فوت‌مکعب گاز اثبات شده و 328 تریلیون فوت‌ مکعب گاز احتمالی جهان در این منطقه قرار دارد، این مقدار کم‌تر از 10 درصد گاز جهان است. کل منابع گاز ایران به تنهایی بیش از کل منابع گاز موجود در حاشیه دریای خزر است. در عین حال هزینه اکتشاف، تولید و صادرات نفت و گاز از منطقه دریای خزر در مقایسه با خلیج‌فارس بسیار بالاست و نیازمند سرمایه‌گذاری فراوان و وقت زیاد است، با وجود این موقعیت دریای خزر به ‌گونه‌ای است که آن را در کانون توجه قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و بین‌المللی و شرکت‌های چندملیتی قرار داده است.

اول، خلیج‌فارس مهم‌ترین منطقه نفتی جهان از نظر مصرف‌کنندگان عمده انرژی، منطقه‌ای بی‌ثبات محسوب می‌شود. یکی از پژوهش‌های اخیر مرکز مطالعات بین‌المللی و راهبردی، در واشنگتن نشان‌دهنده آن است که تا سال 2020، 50 درصد کل نفت موردنیاز جهان از کشورهایی تأمین خواهد شد که با خطر بالای بی‌ثباتی داخلی روبه‌رو هستند. همین پژوهش تصریح دارد که 65/30 درصد از ذخایر نفتی جهان (6/683 میلیارد بشکه) در مناطق بی‌ثبات و بخصوص در مناطق ضدآمریکایی خاورمیانه قرار دارند. سیاست آمریکا به ‌عنوان یکی از مصرف‌کنندگان عمده نفت، تنوع بخشیدن به مراکز و مناطق تولید و عرضه نفت است. از این منظر، منطقه دریایی خزر برای آمریکا اهمیت زیادی دارد و می‌تواند از وابستگی آن به نفت خلیج‌فارس بکاهد یا در مواقع مورد نیاز به کمک آن بشتابد.

دوم، کشورهای حاشیه دریای خزر بجز ایران و روسیه، کشورهای تازه استقلال یافته‌ای هستند که برای نفوذ و سرمایه‌گذاری سیاسی ـ اقتصادی بکر می‌باشند. آنها در منطقه‌ای واقع‌اند که قدرت‌های برزگ درجه دوم مانند روسیه، چین، اتحادیه اروپا در پیرامون آن قرار دارند و به نوعی برای تسلط بر ‌آن رقابت می‌کنند. روسیه آنجا را حوزه نفوذ سنتی خود می‌داند. اتحادیه اروپا قدرتی روبه رشد است که هم به لحاظ تأمین نیازهای خود به انرژی و هم به لحاظ تقویت موقعیت بین‌المللی اروپا درپی نفوذ و بهبود موقعیت خویش در منطقه دریای خزر است. چین نیز به منابع انرژی منطقه نیاز دارد و نیاز روبه تزاید آن به نفت و گاز از یک ‌طرف و آسیای مرکزی به ‌عنوان تنها منطقه‌ای که امکان انتقال زمینی و با خط لوله انرژی برای چین میسر است، اهمیت آن را برای این کشور دوچندان کرده است.

سوم، انتقال نفت و گاز از منطقه دریای خزر به دلیل عدم ‌دسترسی به آب‌های آزاد بین‌المللی اساساً با خطوط لوله و عموماً با عبور از چند کشور میسر است. ایجاد خطوط لوله نفت و گاز موجب ایجاد تحولات ساختاری در منطقه می‌شود و موقعیت کشورهایی که لوله‌های مزبور از سرزمین آنها می‌گذرد را بشدت تقویت کرده و موفقیت بقیه کشورها را تضعیف می‌نماید. از این جهت جدا از در اختیار داشتن منابع نفت و گاز، در اختیار داشتن مسیر عبور لوله‌ها اهمیت زیادی دارد و حتی از این جهت که هم تولیدکننده و هم مصرف‌کننده به کشور انتقال‌دهنده وابسته می‌شوند، اهمیت آن بیشتر است. به این صورت رقابت اصلی بر سر مسیرهای انتقال نفت و گاز است. از این نظر سامانه انتقال انرژی از منطقه با توجه به دو عامل جغرافیایی ـ اقتصادی و عامل ژئوپلیتیکی، براساس میزان قدرت و منافع کشورهای تولیدکننده و مصرف‌کننده تعیین می‌شود.

مسیرهای انتقال انرژی منطقه دریای خزر به بازارهای جهانی

یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت دریای خزر مسیر باکو، تفلیس، جیهان (BTC) است که بشدت مورد حمایت آمریکا، اروپا و ترکیه است. مسیر 1776 کیلومتری از ساحل غربی دریای خزر شروع و از سه کشور آذربایجان، گرجستان و ترکیه عبور کرده و در ساحل دریای مدیترانه به کشتی و از آنجا به بازارهای جهانی منتقل می‌شود. این خط لوله که عمدتاً توسط شرکت BP اجرا می‌شد و دومین خط لوله طولانی در جهان است در مه 2006 افتتاح شد. در صورت راه‌اندازی کامل؛ این خط لوله میزان وابستگی اروپا به نفت خاورمیانه و خطوط لوله عبوری از خاک روسیه را کاهش می‌دهد.

خط لوله نفتی ترنس خزر، خط لوله‌ای است که بندر آکتای قزاقستان را به بندر باکو در آذربایجان وصل می‌کند. این خط لوله پیشنهادی 700 کیلومتری طول دارد و پس از رسیدن به باکو به خط لوله باکو ـ جیهان وصل می‌شود. خط لوله مزبور در راستای مسیرهای مورد حمایت غرب قرار دارد و ضمن وصل کردن آسیای مرکزی به اروپا، مسیر روسیه و ایران را در انتقال نفت منطقه تضعیف می‌کند. اما احداث این خط لوله از یکسو با مشکلات زیاد زیست‌محیطی و قانونی و از سوی دیگر با مخالفت‌ها و فشارهای دولت‌های رقیب روبه‌رو است. در عمل اقدامات اولیه احداث این خط لوله از سوی شرکت توتال شروع شده و دولت قراقستان با عرضه 150000 بشکه نفت در روز قول افزایش آن را تا 400000 بشکه در روز داده است. برآورد هزینه آن 4 میلیارد دلار است و پیش‌بینی می‌شود که تا سال 2010 عملیاتی شود.

در حالی که روسیه در پی نوعی بازی انحصاری در بازار جهانی انرژی بخصوص صادرات گاز به اروپاست و آمریکا با احداث خط لوله سیاسی باکو ـ جیهان درپی محروم ساختن ایران از موقعیت ممتاز طبیعی و استراتژیک منطقه‌ای خود است، ترکمنستان یک بازی آرام و همه‌جانبه‌ای را دنبال می‌کند و تلاش دارد با هیچ کشور منطقه‌ای و جهانی اعم از ایران، ازبکستان، روسیه، چین و آمریکا به چالش سخت و منازعه‌آمیز نیفتد. همکاری دو و چندجانبه با همه کشورها سیاست اساسی این کشور است. براساس چنین سیاستی، ترکمنستان در پی تشکیل سیستم انتقال منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای ارسال منابع انرژی خود است و سعی دارد با احداث خطوط مختلف انتقال نفت و گاز از مسیرهای متفاوت، محدودیت‌های خود را به فرصت تبدیل کند که در این حالت نه مخالفت جدی با سیاست‌های آن صورت خواهد گرفت و نه در مواقع ضروری و نیاز به حمایت کشورهای دیگر تنها می‌داند.

طبق برآوردها، ترکمنستان بیش از 102 تریلیون فوت ‌مکعب ذخایر گازی دارد و هم‌اکنون سالانه حدود 5/2 تریلیون فوت‌مکعب گاز طبیعی استحصال می‌کند. به گفته ترکمن‌ها، صدور سالانه گاز کشورشان نیز بیش از 2 تریلیون فوت ‌مکعب است. مسیر صدور گاز ترکمنستان از طریق خط لوله سنتی شوروی سابق، صدور گاز از طریق خط لوله کربچه ترکمنستان به کردکوی ایران، صدور گاز از طریق خاک افغانستان (ترانس افغان)، صدور گاز از طریق دریای خزر (ترانس خزر) صدور گاز از طریق خط لوله ترکمنستان ـ چین از جمله مسیرهای مطرح شده برای انتقال گاز ترکمنستان به بازارهای جهانی محسوب می‌شود. با وجود مطرح شدن هریک از این طر‌ح‌ها در سال‌های گذشته، در حال حاضر تنها دو مسیر «‌خط لوله انتقال گاز از شوروی سابق» و خط لوله گاز کربچه ترکمنستان و کردکوی ایران شکل اجرایی به خود گرفته و صدور گاز ترکمن‌ها در آن‌ها جریان دارد.

هم‌اکنون عمده گاز صادراتی ترکمنستان از طریق خط لوله سنتی این کشور (شوروی سابق) به روسیه صادر می‌شود و مسکو تقریباً بر خرید و فروش از عشق‌‌آباد تسلط دارد. ترکمنستان به‌ جز مسیر سنتی (روسیه) انتقال گاز از طریق خط لوله کربچه ترکمنستان به کردکوی ایران را نیز در حال بهره‌برداری دارد. این خط لوله به طول 200 کیلومتر در هشتم دی‌ ماه سال 1376 با حضور رؤسای ‌جمهوری دو کشور به بهره‌برداری رسید و ترکمن‌ها سالانه از این طریق بین 5 تا 8 میلیارد مترمکعب گاز به ایران صادر می‌کنند. طرح انتقال گاز ترکمنستان به پاکستان از طریق افغانستان (ترانس افغان) که گفت‌وگوهای طولانی آن برای اجرایی شدن هنوز در جریان است، مسیر دیگری برای صدور نفت ترکمنستان است. مطرح شده طرح ترانس افغان سابقه 12 ساله داشته و با وجود گذشت این مدت هنوز به مرحله اجرایی نرسیده است. مهم‌ترین مشکل برای اجرایی کردن این طرح، موضوع امنیت افغانستان، تشکیک پاکستانی‌ها درباره ذخایر گاز ترکمنستان و مسائل اقتصادی می‌باشد. مسیر انتقال گاز ترکمنستان به چین جدیدترین و در عین حال مهم‌ترین طرح صدور گاز ترک‌ها به خارج محسوب می‌شود.

ترکمنستان و چین در فروردین 1385 در جریان سفر نیازاف به پکن قرارداد همکاری در زمینه گاز طبیعی را به امضا رساندند. براساس این قرارداد ترکمنستان قرار است از سال 2009 میلادی به مدت 30 سال، سالانه 30 میلیارد مترمکعب گاز به چین صادر کند. مقام‌های دو کشور همچنین درباره ساخت خط لوله انتقال گاز از ترکمنستان به چین نیز به توافق رسیده‌اند. رئیس‌جمهور ترکمنستان در مراسم ساخت خط لوله جدید انتقال گاز ترکمنستان، قزاقستان و روسیه گفت: «به دلیل ذخایر عظیم انرژی نفت و گاز در ترکمنستان، این کشور هم‌اکنون خطوط لوله انتقال گاز «ترکمنستان ـ ایران»، «ترکمنستان ـ چین»، «ترکمنستان ـ افغانستان ـ پاکستان ـ هند» ‌و همچنین خط لوله انتقال گاز «ترانس خزر» را به اجرا درآورده یا مورد توجه داشت.

پیامدهای توافق ساخت خط لوله گاز روسیه، ترکمنستان و قزاقستان

توافق در مورد ساخت خط لوله گاز ترکمنستان، قراقستان و روسیه دارای پیامدهایی است که می‌توان آنها را به شرح زیر ارائه داد: نخستین و شاید مهمترین پیامد آن تقویت مسیرهای عبور انرژی از روسیه و افزایش موقعیت آن در برابر رقبای دیگر است. به‌رغم این‌که این طرح در مراحل آغازین خود قرار دارد، منابع مختلف خبری از آن با عنوان «پیروزی گازی روسیه در برابر آمریکا» یاد می‌کنند. پیش از این ایالات متحده تلاش گسترده‌ای را انجام داده بود تا این خط لوله بدون گذر از روسیه با اروپا کشیده شود. حتی دیک چنی معاون رئیس‌جمهوری آمریکا نیز به همین منظور در سال 2006 سفری را به آسیای مرکزی انجام داد. ولادیمیر پوتین در حاشیه امضای این قرارداد از اتحادیه اروپا و ایالات متحده درخواست کرد تا از دخالت در امور داخلی کشورهای حوزه بالای دریای خزر خودداری کنند. ساخت این خط لوله یک موفقیت بزرگ برای مسکو به حساب می‌آید. روس‌ها با منحصر کردن تمامی مسیرهای صادرات از سرزمین خود مایلند که نفود و کنترل سنتی خود را بر کشورهای تازه استقلال یافته حفظ کنند. ایالات متحده به‌عنوان رقیب جدی روسیه در منطقه طرفدار صادرات نفت و گاز از مسیرهایی در منطقه است که در راستای اهداف بلندمدت خود باشد و سعی دارد که خطوط لوله نفت و گاز کمتر از خاک روسیه و ایران عبور کند. ایالات متحده طرحی را مطرح کرده بود که براساس آن گاز ترکمنستان از مسیری بدون حضور روسیه به اروپا منتقل می‌شد. طرح ایالات متحده به دنبال آن بود که نقش روسیه را در تأمین گاز اروپا کم‌رنگ کند؛ اما روسیه اکنون با انعقاد قرارداد با این دو کشور توانسته بخشی از طرح آمریکا برای لوله گاز آسیای میانه را خنثی کند.

دوم، ساخت این خط لوله می‌تواند ساخت خطوط گازی دیگر از شرق دریای خزر به غرب آن بویژه خط گازی ترنس خزر ترکمنستان را منتفی یا پرهزینه کند. در عین حال این توافقنامه ممکن است به تشدید رقابت در منطقه منجر شود.

سوم، جمهوری اسلامی ایران با چنین توافقاتی از دو نظر ضرر می‌بیند؛ اول این‌که مسیرهای انتقال نفت و گاز دریای خزر از کشورهای دیگر به‌جز ایران می‌گذرد و این به معنای از دست رفتن موقعیت و توان چانه‌زنی ایران در برابر رقبای دیگر می‌باشد. دوم جنبه حقوقی آن است. توافقات سه‌جانبه از این دست عملاً به رویه‌هایی تبدیل می‌شوند که در آن رژیم حقوقی دریای خزر به ضرر ایران رقم می‌خورد. در واقع در حالی که ایران به دنبال یک راه‌حل جامع مبتنی بر توافق همه همسایگان با انجام توافقات دو یا سه‌جانبه را استحصال می‌کنند و اهمیت ژئوپلیتیک خود را روزبه‌روز افزایش می‌دهند.

کشورهای حاشیه دریای خزر باید ایران را به‌ عنوان عامل مرتبط‌کننده دریای خزر به خلیج‌فارس مورد ارزیابی قرار دهند. نقش طبیعی تعیین‌کننده در دو منطقه نفتی مذکور، متعلق به ایران است. بدین‌ترتیب ایران می‌تواند نقش مؤثر و مثبتی را در جهت همکاری دو منطقه ایفا کند. با توجود این ساخت خط لوله گاز در ساحل شرقی دریای خزر می‌تواند زمینه‌ای برای برقراری موازنه قدرت میان روسیه و قدرت‌های غربی باشد که در این جهت ممکن است به‌ نفع جمهوری اسلامی ایران باشد. اما در کل باید مواظب بود که چنین موازنه‌ای به نادیده گرفتن موقعیت طبیعی ایران و قربانی شدن منافع ملی آن نینجامد.

نتیجه‌گیری و پیشنهادها

همکاری میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز در پروژه‌های نفت و گاز، منطقی‌ترین و اقتصادی‌ترین راه برای صادرات نفت و گاز از حوزه دریای خزر است. با استفاده از شبکه موجود و ساخت خطوط لوله جدید می‌توان به راحتی معاملات معاوضه نفت (سوآپ) میان کشورهای ایران، آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان را به 000/700 بشکه نفت در روز رساند. مطالعات انجام شده در مورد عرضه و تقاضای جهانی گاز طبیعی در آینده نشان می‌دهد که خاورمیانه و آسیای مرکزی نقش مهمی در تجارت آتی گاز طبیعی خصوصاً در شبه‌قاره هند، چین، ترکیه، ارمنستان، گرجستان و بخش‌هایی از اروپا و آسیا ایفا خواهند کرد. در بلندمدت همکاری میان کشورهای عمده تولیدکننده گاز، اقتصادی‌ترین روش توسعه منابع گاز و ایجاد شبکه‌های انتقال، جهت بهره‌برداری از گاز را تضمین می‌کند. کشورهای ایران، ترکمنستان و قزاقستان می‌توانند در توسعه شبکه خطوط لوله که قادر به حمل گاز از این کشورها به بازارهای بین‌المللی و منطقه‌ای باشد، همکاری کنند.

در حالی که سیاست همواره عامل تعیین‌کننده نتیجه بسیاری از مسائل در این منطقه بوده است، اما نباید این واقعیت را نادیده گرفت که در اوضاع و احوال موجود، عوامل اقتصادی نیز به‌طور مساوی نقش مهمی در نتیجه رقابت میان کشورهای منطقه ایفا خواهد کرد. واقعیت این است که ایران منطقی‌ترین و اقتصادی‌ترین مسیر، برای صادرات نفت و گاز منطقه خزر می‌باشد. در واقع خصومت سیاسی آمریکا نسبت به ایران، اقتصادی‌ترین مسیر صادرات نفت و گاز از آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان را مسدود کرده است. این موضوع، کشورهای مذکور را از حداکثر بهره‌وری درآمد نفت و گاز خود محروم خواهد کرد و نیز با اساسی‌ترین اصول بازارهای آزاد که مورد حمایت ایالات متحده باشد، مغایرت دارد. همچنین رفتار خصومت‌آمیز واشنگتن با ایران، به وابستگی تهدیدزدای بازار جهانی انرژی به روسیه منجر شده و موجب زیان‌های غیرقابل جبرانی برای ایران، اروپا و آمریکا شده است و در عین حال این‌گونه رفتارها و نتایج حاصل از آن باعث شده که موقعیت آمریکا هم نزد مردم ایران و هم در عرصه رقابت با روسیه متزلزل شود.

جمهوری اسلامی ایران باید در دریای خزر بازی اقتصادی چندجانبه متوازنی را در پیش گیرد. موقعیت طبیعی ایران این فرصت را برایش فراهم کرده است که جایگاه راهبردی در منطقه داشته باشد. رفتار همکاری‌جویانه، فراهم آوردن زیرساخت‌ها و بسترهای مناسب اقتصادی برای انتقال مطمئن و پایدار انرژی به مصرف‌کنندگان می‌تواند اقدام‌های آمریکا را تعدیل و کم‌اثر سازد. هرگونه کوتاهی در دفاع از موقعیت ایران و ساخت خطوط لوله از مسیرهای دیگر خسارتی تاریخی و جبران‌ناپذیر بر کشور است و مطمئناً قضاوت نسل‌های بعدی ایران در این مورد سخت خواهد بود. در عین حال ساخت خطوط لوله از ایران فرصت ساختاری و بلندمدت برای ایران فراهم خواهد ساخت و می‌تواند قدرت چانه‌زنی آن را در سایر زمینه‌ها و با قدرت‌های دیگر منطقه‌ای و جهانی افزایش دهد. ایران باید به سمتی حرکت کند که توسط همه بازیگران به ‌عنوان حلقه ارتباط‌دهنده دریای خزر به خلیج‌فارس مورد شناسایی قرار گیرد. نقش تعیین‌کننده در مناطق مذکور متعلق به ایران است و ایران می‌تواند نقش مؤثر و مثبتی را در جهت همکاری دو منطقه ایفا کند. کشورهای منطقه دریای خزر برای انتخاب مسیر نهایی ساخت خطوط لوله انتقال نفت دریای خزر به خلیج‌فارس از طریق خاک ایران باید با تهران همکاری نمایند. در عین حال، کشورهای حوزه خلیج‌فارس نیز با افزایش میزان سرمایه‌گذاری‌های خود در کشورهای دریای خزر حضور فعالی در امر توسعه زیرساختارهای کشورهای منطقه دریای خزر پیدا کنند. جمهوری اسلامی ایران با کمک وصل کردن 2 حوزه مهم انرژی به همدیگر می‌تواند به ظرفیت چانه‌زنی خود در بازار جهانی انرژی و اقتصادی و سیاست بین‌المللی بیفزاید. تلاش برای فراهم کردن زمینه و بستر تحقق این پیوند مهمترین کاری است که باید انجام گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات