مقدمه:
کودتا در پاکستان روشی نو برای براندازی حکومت حاکم به شمار نمیرود. کودتا در این کشور آسیایی سابقهای دیرینه دارد اما در بررسی علل وقوع چهارمین کودتای پاکستان در تاریخ 12 اکتبر 1999 به دست پرویز مشرف میتوان به اوضاع وخیم اقتصادی، انحصارطلبی قدرت و بیکفایتی و فساد دولت حاکم و نارضایتی مردم از آن اشاره کرد؛ چرا که این کودتا بدون هیچ خونریزی و مشکلی و تنها ظرف چند ساعت به وقوع پیوست.
">مقدمه:
کودتا در پاکستان روشی نو برای براندازی حکومت حاکم به شمار نمیرود. کودتا در این کشور آسیایی سابقهای دیرینه دارد اما در بررسی علل وقوع چهارمین کودتای پاکستان در تاریخ 12 اکتبر 1999 به دست پرویز مشرف میتوان به اوضاع وخیم اقتصادی، انحصارطلبی قدرت و بیکفایتی و فساد دولت حاکم و نارضایتی مردم از آن اشاره کرد؛ چرا که این کودتا بدون هیچ خونریزی و مشکلی و تنها ظرف چند ساعت به وقوع پیوست.
چهار ماه پس از خوشحالی نوازشریف از دستاوردی که توانسته بود با کمک ارتشش در کشمیر بدست آورد و تبریک به ژنرال پرویز مشرف، رئیس ارتش برای این اقدام، نخستوزیر وقت پاکستان توسط کسی که فکرش را نمیکرد یعنی مشرف از قدرت برکنار شد. اما بدون شک این چهارمین کودتای نظامی پاکستان تنها بر سر بحران کشمیر نبود.
ریشههای این کودتا به دو سال قبل زمانی که شریف سعی کرد تا قدرت را در پاکستان تنها به خودش منحصر کند، برمیگردد.
شریف در فوریه سال 1997 با اکثریت آراء به قدرت رسید. چند ماه پس از به قدرت رسیدنش وی تلاش کرد که قانون اساسی را به منظور جلوگیری از اختیارات رئیسجمهور در انحلال دولت منتخب و همچنین محدود کردن وظایف رئیس دیوان عالی پاکستان اصلاح کند.
برکناری دیوان عالی پاکستان پس از آن صورت گرفت که این مرجع قانونی تلاش کرد اتهاماتی را علیه نخستوزیر که نتوانسته بود در خصوص اتهامات فسادش پاسخی معقول ارائه کند، مطرح کند.
رئیس ارتش آن زمان ژنرال جهانگیر کرامت نیز نقش بیشتر ارتش را در سیاست خواستار شد که این درخواست به برکناریاش از سوی نخستوزیر قدرتطلب منجر شد.
تحلیلگران منطقهای میگویند، شریف، مشرف را نه به خاطر درکش از ارتش بلکه به خاطر اینکه گمان میکرد وی توانایی ایجاد یک پایگاه قدرت در پاکستان را ندارد، برگزید؛ چرا که مشرف به هیچ طبقه حاکمی در ارتش پاکستان وابسته نبود.
اما محبوبیت دولت شریف در بحبوحه وضعیت نابسامان اقتصادی پاکستان، بدهیهای خارجی این کشور که از 32 میلیارد دلار هم گذشته بود و همچنین بحرانهای ناشی از عدم نظم و قانون در پاکستان به شدت کاهش یافته بود.
نخستوزیر نامحبوب
شخصیتهای مخالف پاکستان معتقد بودند چهره نامحبوب نخستوزیر این بحرانها را به وجود آورده اما کودتای مشرف که به برکناری شریف از قدرت منجر شد به بحران کشمیر برمیگردد، جایی که ارتش پاکستان پیروزی قابل توجهی را بر هند به دست آورد اما شریف چند روز پس از کنترل کشمیر مجبور شد تحت فشارهای واشنگتن از موضعش بازگردد و دستور عقبنشینی کامل از منطقه کشمیر را صادر کند.
رهبران هند این واقعه را به عنوان یک پیروزی جشن گرفتند و تعدادی از حامیان شریف ژنرالهای عالیرتبه پاکستان را به اقدامی بیپروایانه متهم کردند.
اما مشرف در گفتوگو با شبکه خبری بی.بی.سی افشا کرد، تمام سیاستمداران در آغاز این حمله در خارج بودهاند و وی تقصیری ندارد.
ژنرال شیرن مازاری، کارشناس دفاعی پاکستان اظهار داشت: ارتش عقبنشینی را یک تحقیر تلقی کرد.
وی افزود: بسیاری از افراد در ارتش از این واقعه ناراحت بودند و این احساس در میان ارتشیها وجود داشت که آیا این تصمیم، تصمیم درستی است؟ شاید اگر شریف به واشنگتن نمیرفت این اتفاق رخ نمیداد.
شریف پس از این واقعه با تنش فزایندهای در حزبش روبهرو رشد و منتقدانی نظیر ژنرال گل گفتند تلاشهای وی برای انحصارطلبی قدرت و برکناری مشرف تلاشی برای انجام کودتا علیه ارتش بود.
وی افزود: احتمال وقوع یک جنگ داخلی بسیار محتمل بود.
سردبیر یک روزنامه نیوز پاکستان نیز نوشت: ارتش به نفع مردم کار میکرد و به همین دلیل مورد حمایت مردم بود. اما در حالی که شریف سعی کرد مشرف را از قدرت برکنار کند به دلیل بیکفایتی دولت شریف ژنرالهای ارتش پاکستان به یاری مشرف شتافته و با کمک وی و رهبری یک کودتا، دولت شریف را برکنار کردند.
تنش میان دولت نوازشریف و ارتش پاکستان تقریبا سیر صعودی داشت. بیل کلینتون، رئیسجمهور وقت آمریکا به نوازشریف، نخستوزیر پاکستان فشار آورده بود تا نیروهای پاکستان را از کشمیر تحت کنترل هند خارج کند. این امر یکی از دلایل اصلی مخالفت شریف با ارتش پاکستان بود.
شریف در 12 اکتبر سال 1999 تلاش کرد تا ژنرال پرویز مشرف، رئیس ارتش را از سمتش برکنار کند و ژنرال خواجه ضیاءالدین، مدیر خدمات اطلاعات جاسوسی پاکستان را به جای وی فرمانده ارتش کند مشرف که در این زمان در خارج از کشور به سر میبرد با یک هواپیمای تجاری به پاکستان بازگشت. ژنرالهای عالیرتبه ارتش پاکستان با برکناری مشرف مخالف کردند.
شریف دستور داد تا فرودگاه کراجی به منظور جلوگیری از فرود هواپیمای مشرف بسته شود. این ژنرالها با انجام کودتایی دولت شریف را برکنار کرده و کنترل فرودگاه را به دست گرفتند. هواپیما زمان اندکی برای سوختگیری داشت و ژنرال مشرف در همین زمان کوتاه کنترل دولت را به دست گرفت. مشرف، شریف و وزرای کابینهاش را دستگیر کرد و وی را به تبعید به عربستان فرستاد. اما عوامل و حوادثی که منجر به کودتای مشرف و ژنرالهایش و براندازی دولت شریف شد، به شرح زیر است:
پاییز سال 1998، اطلاعات جاسوسی آمریکا از «ائتلاف نامیمون پاکستان» مطلع شد. اطلاعات جاسوسی آمریکا ارتباط میان خدمات اطلاعاتی «پاکستان، طالبان و القاعده» را به اثبات رساند و مشخص شد که خدمات اطلاعاتی پاکستان (ISI) هشت پایگاه در افغانستان دارد که از افسران بازنشسته یا فعال این نهاد هستند.
ISI حامی بنلادن
سیا متوجه شد که افسران ISI مرتبا با اسامه بنلادن، رهبر القاعده و مشاوران وی برای هماهنگسازی دسترسی به اردوگاههای آموزشی القاعده در افغانستان دیدار میکنند. ISI از بنلادن حمایت مالی و لجستیکی میکرد اما آنها هیچ مدرکی دال بر مشارکت مستقیم ISI در حملات خارجی القاعده نیافتند.
یک مقام آمریکایی از گزارش سیا متوجه شد که ائتلاف نامیمونی وجود دارد که تنها از تروریسم حمایت میکند و میتواند تهدیدی علیه آمریکا باشد و حتی جنگ هستهای را در کشمیر به راه اندازد.
در دوم دسامبر سال 1998 شریف به واشنگتن رفت تا با کلینتون و دیگر مقامات عالیرتبه دولت وی دیدار کند.
مسئله مورد توجه کلینتون برنامه هستهای پاکستان دومین مسئله اقتصاد پاکستان و سومین موضوع تروریسم و حمایت پاکستان از بنلادن بود.
شریف به کلینتون پیشنهاد داد تا سیا یک تیم کماندو از ماموران سری پاکستان را برای دستگیری بنلادن آموزش دهد.
در چهارم ژوئیه سال 1999، کلینتون در جریان بحرانهای منطقهای تهدید کرد، حمایت پاکستان را از بنلادن به صورت علنی افشا میکند. ارتش پاکستان در اوائل ماه می سال 1999 به ریاست ژنرال مشرف منطقه استراتژیک «کارگیل» را در کشمیر تحت کنترل هند اشغال کرد و این امر بحران جدی را میان هند و پاکستان به وجود آورد.
شریف مجددا در چهارم ژوئیه به آمریکا رفت تا با کلینتون دیدار کند اما به دلیل وعدههای انجام نشده از سوی شریف، کلینتون با عصبانیت با وی برخورد و تهدید کرد بیانیهای را منتشر میکند و در آن توجه سراسر جهان را به حمایت پاکستان از تروریستها جلب میکند. شریف بازگشت و فورا نیروهایش را از کارگیل خارج کرد و به این بحران پایان داد. اما به موجب آن وی محبوبیتش را در پاکستان از دست داد. چند ماه بعد از این واقعه شریف به واسطه کودتای مشرف سقوط کرد.