مجلس سنای ایالات متحده در روز 26 سپتامبر 2007، با اکثریت 75 رای موافق در برابر 23 رای مخالف، طرح «غیرالزامی» تقسیم عراق به سه منطقه (بخش) بر مبنای طایفهای و قومی یعنی شیعه، سنی و کرد را که جوزف بایدن سناتور دموکرات و نامزد انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا تهیه و ارائه کرده بود، تصویب کرد. پایهریزان این طرح مدعی هستند، هدف از ارایه این طرح برقراری امنیت در عراق برای فراهم کردن زمینه خروج نیروهای آمریکایی از این کشور است. سناتور جوزف بایدن این طرح را بهعنوان یک کلید سیاسی ارائه کرده بود که میتواند امکان خروج نظامیان آمریکایی از عراق را فراهم کند، بدون اینکه موجب تشدید هرجومرج در این کشور جنگزده شود. دولت جورج بوش با طرح تجزیه عراق به چند کشور برحسب جوامع کرد، شیعه و سنی مقیم این کشور مخالفت میکند. طرح تجزبه عراق که در سنای آمریکا به تصویب رسید با همکاری و کمک لسلی گلب «Leslie Gelb» کارشناس پیشین دولت جیمی کارتر رئیسجمهور پیشین آمریکا و مدیر پیشین شورای روابط خارجی آمریکا تهیه شده است. هری رید رئیس دموکرات سنای آمریکا اعلام کرد تصویب طرحی که جوزف بایدن پیشنهاد کرده بود نشاندهنده این است که سنای آمریکا به آشتی سیاسی عراقیها اهمیت زیادی قائل میشود و معتقد است این مساله باید هدف اصلی گروهها و احزاب مختلف عراقی باشد. این سناتور دموکرات آمریکا خاطرنشان کرد اجرای راهحل سیاسی پیشبینی شده در این طرح به نیروهای نظامی آمریکا در عراق امکان آرایش مجدد را میدهد، شرایط لازم را برای مبارزه هر چه شدیدتر و موثرتر با تروریسم فراهم میکند و آمریکا را امنتر از گذشته خواهد کرد. در حالی که بیش از 60 سناتور از مجموع 100 سناتور سنای آمریکا به طرح مورد نظر رای موافق دادند، هری رید خاطرنشان کرد سناتورهای دموکرات سرانجام موفق شدند تاکتیکهای کارشکنانه جمهوریخواهان و کاخ سفید را از پیشرو بردارند و این پیام صریح را به دولت بوش بدهند که باید هرچه زودتر راهبرد آمریکا را در عراق تغییر دهد. سام براون یک سناتور جمهوریخواه که او نیز از جمله نامزدهای آتی ریاست جمهوری آمریکا است گفته است این طرح بهتر از سیاستهای شکست خورده، در عراق است.
از طرف دیگر «کای بیلی هاچینسون kay Bailey Hutchinson» سناتور جمهوریخواه آمریکا اعلام کرد طرح تصویب شده در سنای آمریکا درباره عراق از توافقنامههای دیتون «Dayton Accords» درباره بوسنی الهام گرفته است. براساس این طرح سرزمینهای مورد مناقشه میان طرفهای درگیر یعنی صربها کرواتها و بوسنیاییها تقسیم شد. این سناتور زن آمریکایی خاطرنشان کرد آنچه در بوسنی اتفاق افتاد این بود که نیروهای امنیتی و نیروهای مذهبی توانستند با اجرای این طرح هریک به تنهایی اداره امور را در دست گیرند و این کار از تنشهای موحود در این منطقه به شدت کاست. رایان کراکر سفیر آمریکا در بغداد در اوایل سپتامبر 2007 در سخنرانی خود در کنگره آمریکا حمایت خود را از استقلال مناطق مختلف عراق اعلام کرد اما در عین حال با هرگونه تجزیه این کشور مخالفت کرد. جورج بوش اخیرا اعلام کرد به پیشنهادهای ژنرال دیوید پترائوس فرمانده نیروهای خارجی در عراق و رایان کراکر سفیر آمریکا در بغداد مبنیبر کاهش نیروهای نظامی آمریکا در عراق عمل خواهد کرد. دیوید پترائوس خواستار آن شده است که تا تابستان سال 2008 تعداد نظامیان آمریکایی در خاک عراق دستکم 21500 نفر کاهش یابد و شمار این نیروها به حدود 130000 نفر برسد. دیوید پترائوس در توضیح اوضاع امنیتی عراق مدعی شده است بخش عمدهای از اهداف نظامی مورد نظر آمریکا در اعزام نیروهای کمکی به عراق حاصل شده است و شرایط امنیتی در این کشور جنگزده تا اندازه زیادی بهبوده یافته است. ژنرال دیوید پترائوس مدعی است در حال حاضر روند کلی تغییر و تحولات در عراق بهویژه در مقایسه با اوضاع داخلی این کشور در اواخر سال 2006 و اوایل سال 2007 که خشونتهای فرقهای به اوج خود رسید، امیدوارکننده است، هرچند پیشرفت در مناطق مختلف عراق یکسان نیست. در حالی که بیش از چهار سال از آغاز حمله نظامی آمریکا در مارس 2003 و هشت ماه نیز از اعلام طرح جدید بوش مبنی بر افزایش نیروی نظامی در عراق به منظور تقویت اوضاع امنیتی این کشور میگذرد، دیدگاههای متفاوت و متناقصی درباره شرایط حاکم بر عراق در عرصه سیاسی آمریکا ظاهر شده است. رقبای دموکرات دولت جورج بوش که هماکنون اکثریت را در مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکا بهدست گرفتهاند از راههای مختلف تلاش میکنند تا اهرمهای فشار جدیدی پیدا کنند و با استفاده از آنها رئیسجمهور آمریکا را بیش از پیش تحت فشار قرار دهند تا بلکه وی به پایان دادن به جنگ و حضور نظامیان آمریکایی در عراق متقاعد گردد. براساس آمار و ارقام رسمی، از آغاز تهاجم نظامی آمریکا و انگلیس به خاک عراق در بیستم مارس 2003، چندین هزار نظامی آمریکایی در درگیریها و خشونتهای عراق کشته یا زخمی شدهاند.
حامیان طرح تقسیم عراق در سنای آمریکا به آن ابراز امیدواری کردند که به این ترتیب یک راهحل سیاسی برای خاتمه دادن به درگیریهای فرقهای در عراق ایجاد شده باشد. انتظار نمیرود که این لایحه غیرالزامآور تغییری در استراتژی جنگی بوش ایجاد کند، اما یک آزمایش کلیدی از پذیرش این نگرش در واشینگتن به رغم مخالفت دولت بوش بود. براساس این طرح عراق تمرکززدایی شده و یک سیستم فدرالی در این کشور برقرار میشود. همچنین عراق به سه منطقه کرد، شیعه و سنینشین با یک دولت فدرال مرکزی در بغداد که مسئول امنیت مرزها و درآمدهای نفتی است، تقسیم میشود و اختصاص بخشی از درآمدهای نفتی به اهل تسنن، خشونتهای فرقهای کاهش یافته و کمکهای بازسازی و وامهای رفاهی و انجام تلاشهای دیپلماتیک بینالمللی از سوی قدرتهای بزرگ جهانی و همسایگان عراق به فدراسیونهای جدید میتواند به این امر کمک کند.
ترکیه از متحدان آمریکا با اجرای چنین طرحهایی از بیم وجود ناآرامی در میان کردها به شدت مخالفت کرده و تاکید داشته است که تقسیم عراق باعث تقویت شبهنظامیان فرقهای خواهد شد «علی الدباغ»، سخنگوی دولت عراق در گفتوگو با تلویزیون دولتی این کشور گفت: دولت عراق کاملا با این طرحی که مجلس سنای آمریکا به تصویب رسانده است مخالف است و لازم است مجلس نمایندگان عراق نیز این قطعنامه را قاطعانه رد کند. الدباغ افزود: سیاستمداران عراقی نمیبایست اجازه دهند اینگونه قطعنامهها که ثبات و وحدت یک کشور را از بین میبرد از سوی کشوری دیگر صادر شود. سخنگوی دولت عراق تصریح کرد: تا زمانی که عدم اطمینان و اختلافات سیاسی بین طیفهای موجود در عراق باشد اینگونه طرحها نیز مطرح میشود پس همه احزاب سیاسی با وحدت خود نشان دهند که تقسیم عراق تنها راهحل بحران این کشور نیست. شخصیتهای سنی، شیعه و کرد عراقی با طرح آمریکا برای تقسیم این کشور مخالفت کردند و اجرای چنین طرحی را باعث بروز خشونت و برافروختن آتش جنگ داخلی در عراق دانستند. هیات علمای مسلمان عراق نیز در بیانیهای تصویب این طرح را در مجلس سنای آمریکا محکوم کردند.
علاوهبر دولت عراق که قطعنامه سنای آمریکا درباره تقسیم عراق را رد کرده، سوریه، شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب نیز با طرح سنای آمریکا برای تقسیم و تجزیه عراق مخالفت کردهاند.
سابقه طرح تجزیه عراق در سنای آمریکا
سناتور «جوزف بایدن» در اواخر آوریل 2006، اعلام کرد که واشینگتن باید از نوعی دولت فدرالی به شیوه بوسنی حمایت کند. وی همچنین اعلام کرد که عراق باید به سه قسمت منطقه خودمختار سنینشین، تحت کنترل کردها و تحت اداره شیعیان با یک دولت مرکزی ضعیفتر تقسیم شود. بایدن در مقالهای که در روزنامه نیویورک تایمز، به چاپ رسانده، نوشت: تلاش دولت جورج بوش برای تاسیس دولت مرکزی قوی به شکست انجامیده و رقابتهای قومی که خشونتهای فرقهای را به دنبال خود داشته است تاسیس دولت مرکزی قوی را محکوم به شکست کرده است. این سناتور کمیته روابط خارجی سنا و همچنین «لسلی گلب» رئیس ارشد شورای روابط خارجی گفت: روشن است که بوش راهبرد و استراتژی برای پیروزی در عراق ندارد و بیشتر امیدوار است تا از شکست جلوگیری و مساله را به جانشینی خود واگذار کند. بایدن گفت: سنیهای عراق در پشت شورشها قرار دارند و آنها از این طرح بهجای دولت مرکزی قدرتمند، که تحت اختیار شیعیان است حمایت خواهند کرد. وی گفت که تقسیم عراق از مدل بوسنی یک دهه پیش تبعیت خواهد کرد که تحت توافق صلح دیتون با حمایت آمریکا به فدراسیون قومی تقسیمبندی شد. براساس پیشنهاد بایدن سه گروه قومی در عراق مسئول وضع و اجرای قوانین، ادارات و امنیت داخلی خود خواهند شد و دولت مرکزی دفاع از مرزها، درآمدهای نفت و امور خارجی را برعهده خواهد گرفت. همچنین جوزف بایدن، سناتور دموکرات برجسته آمریکایی در مقالهای دیگر که در روزنامه واشینگتنپست در سپتامبر 2006 منتشر شد، بار دیگر اجرای طرح تقسیم عراق به سه منطقه سنی، شیعه و کردنشین را خواستار شد.
در جولای 2007، منابع آمریکایی از وجود اقداماتی در کنگره این کشور برای تقسیم عراق خبر دادند و اعلام کردند که این تلاشها بهطور خاص از جانب سناتور دموکرات «جوزف بایدن» رئیس کمیته روابط خارجی سنا پیگیری میشود. براساس این دسیسه آمریکایی قرار است عراق به سه منطقه شیعی، سنی و کرد تقسیم شود. به گفته این منابع این طرح با نزدیک شدن به زمان ارزیابی فراگیر از اوضاع عراق در سپتامبر تاحدی مورد تایید قرار گرفته است.
همانگونه که اشاره شد، هدف طرح تقسیم عراق اختصاص بخشی از درآمدهای نفتی عراق به سنیها است و بر افزایش کمکها برای بازسازی و کاهش بدهیهای عراق و نیز تلاشهای دیپلماتیک برای بسیج حمایت کشورهای بزرگ و کشورهای همسایه عراق از دولت فدرال جدید در آن تاکید دارد که واقعا ادعایی بیهوده است. برخی سناتورهای دموکرات میگویند طرح بایدن یکی از دهها طرحی است که دموکراتها در تلاش برای تصویب آن در سنا هستند تا بدین طریق به دولت بوش فشار بیاورند که جدول زمانی خروج از عراق را تهیه کند. در همین حال برخی تحلیلگران میگویند این طرح با مخالفت ترکیه روبهرو میشود زیرا از یکسو نگران تشدید بحران کردها است و از سوی دیگر بیم آن دارد که تقسیم عراق به برخی قدرتهای خارجی کمک کند که از شبهنظامیان طایفهای درگیر حمایت کنند. برخی دیگر هم معتقدند ترسیم مرزهای خاورمیانه توسط غرب سبب ایجاد مشکلات بیشتری در این منطقه خواهد شد و مردم عراق تنها کسانی هستند که حق تعیین سرنوشت خود را دارند.
جایگاه عراق در پروژه خاورمیانه در 2020
پروژه خاورمیانه در سال 2020 (2020 The Middle East in 2004 March 21، workshop)، که توسط شورای اطلاعات ملی آمریکا (The National Intelligence Council) انجام شده، آینده سیاسی و جغرافیایی عراق را در چهار احتمال و گزینه معرفی میکند؛
1- یک نظام دموکراتیک،
2- یک رژیم رادیکال اسلامی،
3- یک مرد سکولار قدرتمند،
4- تجزیه عراق. از دیدگاه آمریکا تجزیه عراق، میان گروههای فرقهای و نژادی از برخی جنبهها، بیش از سایر جایگزینها میتواند باعث ثبات شود، اما احتمالا باعث ایجاد نگرانیهایی همسان ـ و دعوت به مداخله ـ در کشورهای همسایه شده و قطعا تعدادی از گروهها از نحوه تقسیم منابع ناراضی خواهند بود. هرکدام از چهار احتمال و گزینه فوق که رخ دهد، ایالات متحده دچار شکست خواهد شد و نتایج منفی برای پرستیز و نفوذ این کشور در منطقه خاورمیانه به دنبال خواهد داشت.
اگر اهداف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی قدرتهای جهانی بهویژه آمریکا ایجاب میکند که برای پیشبرد اهداف جهانیاش به بیشترین منابع زمینی و زیرزمینی کشورها دست بیابد و رقبای اقتصادیاش را در مناطق مختلف از جهان به زانو دربیاورد، برای تثبیت این اهداف، آمریکا نهتنها نیاز به از میان برداشتن رقبایش در مناطق مختلف جهان دارد، بلکه برای تحقق این اهداف به جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک نوین از جهان نیاز دارد که در گردش آن، چرخ اقتصاد تسلیحاتیاش سرشار از سود و تولید بماند. پس طرح خاورمیانه جدید و جغرافیای سیاسی نوین را در همین راستا میتوان قابل توجیه دانست. تجزیه عراق امروزی به سه کشور شیعهنشین، کردنشین، سنینشین و ایجاد کشوری بنام کردستان که پیکرهای از خاک ترکیه و ایران را دربر میگیرد، هم بخشی از این طرح است.
مصاحبه تلویزیونی «زبیگنیو برژینسکی» با «هنری کیسینجر» در سایت ایترنتی برژینسکی قابل توجه و تامل است. مصاحبه درباره خاورمیانه و انتخابات عراق است. برژینسکی، مشاور امنیتی رئیسجمهور کارتر و دموکرات، معتقد است که آمریکا بدون مطالعه به عراق حمله کرده و این حمله نادرست است و خود را گرفتار کرده است. کیسینجر، وزیر امور خارجه پیشین و جمهوریخواه، معتقد است که حمله به عراق درست بوده است. اما این دو متخصص ارشد آمریکا گرچه با دو نگاه متفاوت به جنگ نگاه کردهاند، در مورد انتخابات و سرنوشت عراق به یک نتیجه هماهنگ رسیدهاند. هر دو میگویند که اگر شیعههای عراق که اکثریت جامعه عراق را تشکیل میدهند، انتخابات را در شرایط دموکراتیک برنده شوند، آمریکا نمیتواند از یکپارچگی عراق که مورد چالش گروههای سنی و کرد قرار میگیرد، دفاع کند. یعنی با توجه به ادامه چالشهای تروریستی در عراق، تجزیه این کشور به سهبخش شیعهنشین، کرد و سنی، در نظر این دو کارشناس مورد تأیید است. اگر چنین سناریویی عملی شود، بدون تردید منطقه ناآرام خاورمیانه، ناآرامتر و مرزهای جغرافیایی تازهای پدیدار میشود. در این صورت، شاید اسرائیل از چنین پیامدی حمایت کند، زیرا از وجود قدرت بالقوهای مانند عراق دوره صدام حسین نجات پیدا میکند و از برقراری دموکراسی نیز در این منطقه در آینده نزدیک خبری نخواهد بود و با کشورهای کوچک و بیاعتباری که برای اسرائیل کمخطر هستند سروکار خواهد داشت. ترکیه بدون تردید با تجزیه عراق مخالف است. زیرا کردستان آزاد عراق، کشمکش 16 میلیون کرد در ترکیه را برای تشکیل دولت مستقل کرد در پی خواهد داشت. جمعیت کردهای ترکیه تا سال 1995 بیش از 16 میلیون نفر برآورد شده است که در 14 استان شرقی و جنوب شرقی اکثریت قومی هستند، پراکندگی جغرافیایی کردها در آناتولی شرقی و جنوبی که مناطقی استراتژیکی هستند، اهمیت ویژهای دارد. البته سوریه نیز با مناطق کردنشین خود، همین گرفتاری را کم و بیش دارد. دولتهای عربی نیز با تقسیم عراق شدیداً مخالف خواهند بود، زیرا در صورت تشکیل دولت شیعی عراق، با یک کشور جدیدالتاسیس شیعی عربی روبرو میشوند.
آمریکا قصد دارد با تجزیه و تقسیم عراق از هر بخشی از این کشور، یک کشور کوچکتر و کاملا وابستهتر به خود بسازد. کشورهای کوچکی که هرگز قدرت قدعلم کردن در برابر آمریکا آن هم در منطقه را نداشته باشند، کشورهای کوچکی که هر کدام به یک پایگاه مستقل آمریکایی تبدیل شوند و وظیفه آنها حفظ منافع آمریکا در منطقه شود.
مواضع ترکیه از عراق یکپارچه و دولت مرکزی مقتدر حمایت میکند و حتی این کشور حاضر بود صدام حسین چتر حکومت مرکزی خود را بر منطقه شمال بگستراند که عمدتا شامل استانهای کردنشین است. اسرائیل عراق ضعیف، تجزیه شده و حتی ورشکسته را ترجیح میدهد که همه اینها نزد ترکیه مطرود است. آنکارا از ظهور یک کشور کرد بیمناک است که اسرائیل در گذشته مشوق آن بود. با توجه به اینکه یکی از اصیلترین آرمانهای کردهای عراق، تحقق کردستان بزرگ بوده و اسرائیل نیز آشکارا از این موضوع حمایت میکند، رهبران کردی ایجاد روابط نزدیک با اسرائیل را گام بزرگی در راستای تحقق این هدف میدانند.
ارزیابی و چشمانداز طرح تجزیه عراق
ورود آمریکا به منطقه خاورمیانه بویژه پس از جنگ دوم خلیجفارس که به سرنگونی حزب بعث منجر شد، و سیاست نزدیکیاش به گروهها و سازمانهای قومی به منظور تشدید فشار بر رقبای سیاسی و نیز گردآوری بیشتر نیرو پشت سر خود، منطقه خاورمیانه را با شرایط کاملاً جدیدی روبرو کرده است.
آمریکا که در مقطع جنگ علیه عراق، با کوبیدن بر طبل هویتهای قومی و مذهبی درصدد جذب بیشتر نیرو در عراق برآمد، حال به نوعی خود به قربانی چنین سیاستی تبدیل شده است و این قربانی شدن خود را در به وضوح نشان میدهد: اینکه برجستهتر کردن هویتهای قومی مذهبی در عراق و دیگر کشورهای منطقه از طرف دیگر به تقویت گرایشهای پانیستی از نوع اسلامی، عربی و ترکی تبدیل شده است. چنانکه ناسیونالیسم عربی و ترکی و نیز اسلامیسم برای غلبه بر این سیاست آمریکا علنا به سیاست پانیستی گرویده و بیش از پیش درصدد تقویت آن هستند. پانیسمی که در رویای هرچه زودتر متحقق شدن نقشه خاورمیانه جدید نئوکانهای آمریکایی است، نقشهایی که در آن کل منطقه براساس قومیت و ملیت و بعضا مذهب (به ویژه در بخشهای جنوبی و مرکزی عراق) دوباره بازسازی شده است. البته به جز پانیسم اسلامی، پانیسم عربی و ترکی پیش از هر چیز درصدد بازگردانیدن وضعیت سابق در عراق هستند و عمدتا و اساسا در فکر تجزیه عراق نیستند. پانیسم آنها در این مقطع، مقاومتی است در برابر روند تجزیه عراق که در آن هر نوع تجزیهای میتواند بشدت بر موقعیت آنها تاثیر بگذارد. اما پانیسم اسلامی عمدتا و اساسا در رویای عملی کردن تغییرات ژئوپولیتیکی نوین است. به عنوان مثال در مورد طول ترکیب جمعیتی کرکوک و پیرامون آن، جای شگفتی بسیار است که دولت مرکزی عراق که باید حافظ یکپارچگی، وحدت و تمامیت ارضی این کشور باشد، به آلت دست تبدیل شده است و برای خارج شدن عربها از کرکوک جایزه نیز تعیین کرده است. این اهرم بیش از هر چیز نشانگر ترجیح منافع قومی و محلی به منافع ملی در عراق است که از سوی جریان کرد حاکم بر دولت عراق صورت میگیرد. وگرنه کدام دولت حاضر به تکهپاره شدن کشورش است؟ نقشهای که آمریکا در پیش گرفته است، تنها در عراق خلاصه نمیشود. منافع آمریکا کاملا به امتیازگیری در منطقه خلاصه میشد و تجزیه عراق، جدایی شمال آن کشور و تهدید کشورهای منطقه نیز دقیقا در راستای امتیازگیری ایالات متحده از کشورهای همسایه عراق است. متأسفانه هماکنون، کردستان عراق به آلت دست آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است تا آمریکا بتواند به نفوذ خود در منطقه ادامه دهد. بخاطر همین است که باید تمام مردم عراق، اعم از سنی، شیعه، عرب، ترکمن و... هوشیار باشند و نگذارند وحدت و تمامیت ارضی این کشور فدای منافع یک قوم شود. امروز ایجاب میکند که مردم عراق، در کنار هم، توطئههای قدرتهای جهانی و تجزیهطلبان را نقش بر آب کنند.
انهدام ارتش عراق و استراتژی کنترل انرژی برای کنترل سیاسی و نتیجتاً اقتصادی جهان ـ دو فاکتوری هستند که اسکلت غول سیاست جهانی آمریکا در خاورمیانه را شکل میدهند. این غول متجاوز اکنون در منطقه ـ پس از تجاوز و حمله به عراق ـ زخمی و غران ولی ناتوان ـ به دنبال راهحلی میگردد که دستاوردهای خود را در عراق در بلندمدت حفاظت و حراست کند (یعنی کنترل نفت و جلوگیری از تشکیل مجدد ارتش عراق) و سپس در صورت اجبار و اضطرار خاک عراق را ترک کند. برای جلوگیری از تجدید ارتش متحد عراق ـ فقط یک راه در مقابل آمریکا باقیست و آن تجزیه عراق به سه قسمت کرد و شیعه و سنی است. ولی این غول غران و ناتوان چینن بضاعتی و فرصتی برای انجام این خواسته را ندارد زیرا اکثریت مردم آمریکا محکم ایستادهاند تا ارتش این کشور هرچه زودتر خاک عراق را ترک کند. نهتنها اکثریت مردمش ـ بلکه اکثریت نمایندگان کنگره و نه تنها آن بلکه اکثریت ژنرالهایش و حتی رئیس ستاد ارتشش ـ در اینجاست که ماهیت سیاستهای کنونی آمریکا نسبت به عراق و منطقه روشن میشود. این غول خسته اکنون به دور عراق میچرخد تا این کشور را وادار به طرح تجزیه کند. اگر این نیت شوم اجرا شود ـ اولا کردستان خود صاحب ارتشی مستقل میشود که نه تنها هیچگاه (به علت تهدید همسایگان) در کنار اعراب و همسکایگان دیگر قرار نمیگیرد بلکه برعکس اسرائیلی میشود در دست اسرائیل و آمریکا ـ علیه منطقه. بخش سنینشین عراق هم حربهای میشود در دست عریستان و از آن طریق در اختیار آمریکا میماند. بخش شیعهنشین عراق که عوامل متغیر در مورد سرنوشت آن زیاد است و عمدتا بستگی به نحوه تقسیم مناطق نفتی عراق بین این سه قسمت و سیاستهای بدهبستان کشورهای همسایه در مورد عراق دارد.
مسلما شیعیان عراق اصلا طرفدار تجزیه عراق نیستند ـ برای آنکه بعد از سالها ظاهرا حکومت عراق به دست اکثریت شیعه افتاده است. چرا باید با تجزیه آن موافق باشند. سیاست و منافع جمهوری اسلامی ایران نیز اقتضا میکند که با تمام نیرو از حکومت یکپارچه عراق حمایت کند و دولت عراق را پایدار نگه دارد. بنابراین متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به عنوان دست داشتن در ناآرامیهای عراق که از طرف آمریکا و متحدانش عنوان میشود خالی از منطق و حقیقت است و ابدا نمیتواند درست باشد. جمهوری اسلامی ایران طرفدار عراق یکپارچه است.
آمریکا میخواهد ایران را وادار کند که علیرغم منافع واقعی خود از نفوذش در عراق برای تجزیه عراق استفاده کند و شرایط این کار را فراهم آورد. آمریکا بدون حمایت فعال کشورهای همسایه عراق هرگز قادر به تجزیه عراق نخواهد بود. دموکراتها میخواهند این کار را از طریق سیاسی و با کمک ایران از طریق میز مذاکره انجام دهند.
این در حالی است که بخشی از جمهوریخواهان یعنی جناح بوش منافعشان بر این است که این اقدام را از طریق جنگ انجام دهند تا هم ماشین جنگی آمریکا تغذیه شود و هم سلطه بر نفت عراق یکجا و در همین اقدام نصیبشان شود. برای بیرون آمدن از این بنبست سیاسی ـ بوش و دارودسته آن حاضر به انجام هر کاری هستند. علیرغم ادعاها و اعلانهای متعدد در مورد اینکه ـ تا جمهوری اسلامی غنیسازی اورانیوم را متوقف نکند با او سر میز مذاکره نخواهند نشست ـ خانم کاندولیزا رایس به طور یکجانبه شرکت خود در مذاکره با جمهوری اسلامی در عراق را اعلام میکند. این سیاست نقل و شمشیر فقط برای متقاعد نمودن و مجبور کردن ایران برای شرکت در این تجزیه است.
پایان عراق!
«عراق، تجزیه شده و حتی ابرقدرت آمریکا نمیتواند این کشور جنگزده را نجات دهد».
این نتیجهگیری کتابی تازه به قلم پیتر گالبرایت، یک دیپلمات سابق آمریکایی است.
عنوان تلخ این کتاب «پایان عراق» است. برخی از اعضای نظام سیاسی آمریکا، همانند گالبرایت، این استدلال را طرح کردهاند که باید اجازه داد، عراق به سه بخش اصلی خود، یعنی سه منطقه شیعه، سنی و کردنشین، تجزیه شود. اما این تنها خارجیان نیستند که میگویند کشور 80 ساله عراق دیگر ماندگار نیست.
گالبرایت مینویسد، شخصیتهای سیاسی شیعه از جمله اعضای دولت جدید بهطور فزاینده میگویند خشونت فرقهای، درخواست برای استقرار نظام فدرالیسم را تقویت میکند و در حقیقت هر گروه نژادی یا مذهبی عراق باید به خاستگاه خود بازگردد و مستقل عمل کند. اما منتقدان این طرح نیز به همین میزان صدایی رسا دارند. آنها میگویند تجزیه عراق خشونتآمیز و ویرانگر خواهد بود و ضرورتا نتیجه باثباتی به ارمغان نخواهد آورد.
به گفته این منتقدان، طرح تجزیه سبب میشود کردهای شمالی و شیعیان جنوب عراق مالک نفت این کشور شوند و اقلیت سنی، تهیدست بماند.
بدتر اینکه شاید برخی کشورهای همسایه به دخالت وسوسه شوند. برخی از حامیان تجزیه، از جمله گالبرایت، از مدافعان سرسخت حقوق کردها هستند. اما روشن نیست که آیا آنچه صلاح کردهاست. بهنفع کل عراقیها هم هست یا خیر. به علاوه چنین به نظر میآید که جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا، ترجیح میدهد تاریخ از وی به عنوان رهبری یاد کند که عراق را آزاد کرد، نه مردی که این کشور را به تجزیه کشاند.
به هر حال تجزیه عراق باعث میشود کل مردم عراق اعم از کرد، سنی و شیعه خسارت وارد شود و بدین جهت است که متحد با این طرح آمریکایی مخالفت نمایند.
اما در پایان در مورد تاثیرات آینده سیاسی ـ جغرافیایی عراق بر ایران باید گفت که دنیای سیاست دارای پیچیدگیهای بسیار زیادی است، چینش و حرکت مهرهها همواره افقهای جدید را میگشاید. نحوه آرایش نیروها بر رویدادهای آینده تاثیرگذار است. مشخص شدن وضعیت عراق میتواند بر آینده همسایگان آن تاثیرگذار باشد. برای آینده سیاسی ـ جغرافیایی عراق میتوان چند حالت را متصور شد:
1- اگر عراق تجزیه شود،
2- اگر عراق تجزیه نشود ولی همچنان ناامن باشد،
3- اگر عراق تجزیه نشود و امنیت برقرار شود.
1- اگر عراق تجزیه شود:
مخالفتها و ناامنیهای گستردهای در منطقه روی خواهد داد. افکار عمومی مردم منطقه بیش از پیش در جهت مخالفت با آمریکا سوق داده خواهد شد. ترکیه، متحد نزدیک آمریکا، به شدت ملتهب خواهد شد و در فضای ناامن ایجاد شده حاصل از تجزیه عراق وارد خواهد شد و به دنبال رویای دیرین خود که همان تسلط بر موصل و کرکوک است به کمک ترکمنهای تندرو عراق پیش خواهد رفت و این میتواند جنگ و خونریزی و حتی قتل عامهای گستردهای را سبب شود.
2- اگر عراق تجزیه نشود ولی همچنان ناامن باشد:
جمهوریخواهان آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری 2008 شکست خواهند خورد و یک دولت دموکرات به کنگره و سنای دموکرات خواهد پیوست. با توجه به نفوذ لابی اسرائیل در دموکراتهای آمریکا وضعیت بسیار وخیمی در انتظار عراق خواهد بود و خروج زود هنگام آمریکا نمیتواند در عراق ثبات و امنیت و دموکراسی تحمیلی به زور اسلحه به وجود بیاورد. زیرا نه برای مردم آمریکا و نه برای مردم ایران تجربهای وجود نخواهد داشت که آمریکاییها بتوانند به آن استناد کنند و به جذب تودهها بپردازند.
3- اگر عراق تجزیه نشود و امنیت برقرار شود:
امنیت میتواند بوسیله سرکوب شورشیان از طریق نظام یا میتواند از طریق دادن امیتازاتی به سنیهای شورشی عراقی در جهت تضعیف القاعده باشد. در این صورت، که البته بعید به نظر میرسد، آمریکا برنده میدان خواهد شد، چرا که میتواند یک تجربه موفق را به تمام جهان نشان دهد.
با اینکه فرماندهان ایالات متحد در مورد عراق گزارشهای ظاهرا امیدوارکنندهای میدهند، اما اوضاع در عراق باعث نگرانی جدی در واشینگتن شده است. کسانی که استدلال میکنند که راهحل پایداری در تقسیم عراق به سه بخش مستقل مجزاست، صدایشان را بلندتر کردهاند. رهبری کردها که از این استدلال پشتیبانی میکند به مقامات ارشد ایالات متحده گفته است که رهبریت شیعیان به انضمام نخستوزیر نوری المالکی اشاره کردهاند که این پیامد مورد قبول آنهاست. با چند گزینه دیگر این پیشنهاد مورد ملاحظه و توجه شورای امنیت ملی آمریکا قرار گرفته است. با این همه بوش به دلیل آنکه این گزینه در تضاد با نقشه اوست آن را رد کرده است.
اخیراً رهبران مصر، عربستان سعودی، کویت و اردن به هشدارهای خود به بوش در مورد خطرهای منطقهای بر آمده از تجزیه عراق تأکید کردهاند. از دولت آمریکا نیز اینگونه خبر میرسد که تا وقتی که بوش در تغییر عقیدهاش متقاعد نشده این گزینه در لایه سطح دوم تصمیمگیران باقی خواهد ماند.