تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۴۶۶۰۵
سال 1363 ـ نماز جمعه تهران

هاشمی درباره مترو چه گفت؟

اشاره: همه ما کاریکاتورهای هفته‌نامه گل‌آقا (یاد مرحوم کیومرث صابری فومنی به خیر) درباره حفاری‌های متروی تهران را به یاد داریم. کاریکاتوری که سابقه متروی تهران را به دوران هخامنشیان باز می‌گرداند! این کاریکاتورها، طنزهای تلخی بود تا به مسئولان یادآوری کند که کار ساخت و تکمیل متروی تهران، بیش از حد طولانی شده است. هنوز هم که سال‌ها از آن روزها می‌گذرد، باز هم متروی تهران تکمیل نشده و توسعه خطوط مترو و افزایش واگن‌های مورد نیاز آن، نیازمند بودجه‌هایی است که البته هیچگاه به موقع نمی‌رسد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی که با توجه به تغییر و تحولات ایجاد شده در کشور و بروز جنگ تحمیلی، مشکلات فراوانی ایجاد شد، مترو کم‌کم به دست فراموشی سپرده می‌شد اما همان زمان هم بودند کسانی که حتی در بحبوبه جنگ، از ضرورت حل مشکل ترافیک تهران با ساخت مترو سخن می‌گفتند. یکی از این شخصیت‌ها که پیگیری‌های فراوانی در مورد متروی تهران انجام داده و بر ساخت مترو در سایر شهرهای کشور هم تاکید کرد، اکبر هاشمی رفسنجانی است. هاشمی روز پنجم بهمن‌ماه 1363، در خطبه‌های نماز جمعه تهران به تفصیل در مورد مترو سخن گفت. مروری بر این سخنرانی خالی از لطف نیست. فقط با این یادآوری مجدد که این سخنرانی 23 سال پیش ایراد شده است...

مشکلات شهر تهران از جمله سیستم فاضلاب، ترافیک، جمع‌آوری زباله، مسکن و... را گفتم. مترو را به این بحث‌ها اضافه می‌کنم؛ چون مترو، مورد این بحث بود. بعضی‌ها در گذشته با ایجاد مترو مخالفت می‌کردند.

دو تیپ مخالف داشتیم: یک تیپ، همان ضدانقلاب‌هایی بودند که با تمدن و رفاه مردم، مخالف بودند و می‌خواستند ناراضی درست کنند. این یک تیپ خاصی است و با آنها اصلا حرفی نداریم. یک تیپ هم، آدم‌هایی بودند که یک حرف داشتند و می‌گفتند: آیا باید نفت را که متعلق به همه مردم است، بیاوریم و با آن مساله تهرانی‌ها را حل کنیم؟ و با آن مساله آب تهران، مترو و ترافیک تهران را حل کنیم؟ یا آن نفت باید به ‌طور مساوی به همه برسد؟

تا حدودی هم حرف حساب شده است؛ یعنی این درست نیست و منطقی نیست که ما از بودجه کل کشور و آنچه که مال همه مردم است و اولویت آن را باید به همه کسانی که در گذشته به آنها نرسیده است و مظلوم واقع شده‌اند، بیاوریم و اینجا مصرف کنیم. تا اینجا، حرفشان حساب بود. اما مخالفت با مترو حرف حساب نبود؛ باید به مردم تهران می‌گفتند که شما خودتان بسازید. البته باید توجه داشته باشند که بعضی مسائل پایتخت جنبه ملی و کشوری دارد.

می‌خواهم روی مترو صحبت کنم مترو و ترافیک شهر، مساله بسیار مهمی است. تا به حال ندیدم که کسی در بحث‌های عمومی، این مساله را به رخ مردم بکشد تا مردم بفهمند در این شهر چه وضعی دارند. امروز مقداری این مساله را مجسم می‌کنم. مردم شیراز، اصفهان، مشهد، تبریز و جاهای دیگر هم گوش بدهند و به فکر بیفتند که در آینده دچار مسائل تهران نشوند.

تهران در حال حاضر با مسافرین موجود، حدود هفت میلیون جمعیت دارد. به ‌طوری که آمار نشان می‌دهد، روزانه هفت میلیون سفر، در داخل تهران هست؛ یعنی هفت میلیون بار، جابه‌جا می‌شوند. بعضی‌ها از خانه، هیچ حرکت نمی‌کنند و بعضی‌ها هم چند بار می‌روند و می‌آیند. در مجموع، حدود هفت میلیون سفر داخل شهر می‌شود.

این هفت میلیون را حدود 2700 اتوبوس از شرکت واحد، حدود 18 هزار تاکسی و ماشین سواری کرایه و حدود 2500 مینی‌بوس و تعدادی هم ماشین‌های شخصی جابه‌جا می‌کنند. شما ببینید، این شرایطی که وجود دارد، ترافیکی که هست، معطلی، زحمت، آفتاب، باران، خرابی هوا و امثال اینها که هست، مال امروز است. وقتی جمعیت ما به 10 میلیون نفر رسید، ببینید شرایط چه خواهد شد.

خسارت‌های وارده از ترافیک در شهر تهران

چند رقمش را می‌گویم، ببینید که چه ضررهایی الان وجود دارد و در ذهن هیچ‌کس هم نمی‌آید. نظام، دولت و حکومت، حق ندارد مسائل را یک‌طرفه نگاه کند، ما مثل یک مغازه یا یک شرکت نیستیم که وقتی خواستیم گلیم خودمان را از آب بکشیم، بگوییم: خوب! ما که خانه‌مان نزدیک دکانمان است و هر وقت از آن بیرون می‌آییم، به اینجا می‌آییم روز جمعه هم صبح زود یا شب، یک‌جوری خودمان را از این ترافیک نجات می‌دهیم!

جامعه در اختیار نظام است و نظام باید کل مسائل را یکجا ببیند که چه خسارتی از نبودن مترو وارد می‌شود و چه موهبت‌هایی می‌شود از طرف مترو آورد. اگر فرض کنیم (طبق محاسباتی که کرده‌اند، من خودم محاسبه نکرده‌ام و این‌ها را در گزارش‌ها خوانده‌ام) که این چند میلیون نفر در هر سفری، نیم‌ساعت از وقتشان تلف می‌شود که می‌شود هر روز سه و نیم میلیون ساعت از وقت مردم تهران تلف می‌شود.

اگر فرض کنیم که هر ساعتی از این وقت هم 20 تومان ارزش داشته باشد، رقم همان است که شهرداری اعلام کرده است؛ 25 تا 30 میلیارد تومان در سال، ضرر اتلاف وقت مردم را داریم. این فقط خرج مترو است.

ممکن است که بگویند: وقت مردم که ارزش ندارد، حالا که می‌خواهد در خانه بنشیند، اینجا می‌آید و داخل ماشین می‌نشیند!

این‌جور نیست. مردم که نمی‌خواهند وقتشان را تباه کنند. وقتی مردم پای رادیو می‌نشینند، باید چیز بفهمند، گوش بدهند و استفاده کنند. هر کسی مایل است که پهلوی زن و بچه‌اش بنشیند اینکه بخواهد در راه، در آفتاب و زیر باران باشد، اتلاف وقت است. این‌جور که نمی‌شود حساب کرد. اگر این راه را بانشاط برود و برگردد، سرکار که رفت، بهتر کار می‌کند و در خانه با زن و بچه‌اش بهتر برخورد می‌کند.

اول قدری برای شما مجسم می‌کنم که مترو چیست؟ از زیرزمین، راه درست می‌کنند و سرعت حرکت زیاد است و بنده در ژاپن، فرانسه، انگلیس و آلمان، سوار مترو شده‌ام و مخصوصا برای دیدن مترو رفته‌ام. از نقطه‌ای که انسان سوار می‌شود تا نقطه‌ای که پیاده می‌شود، یک ذره برخوردی که اعصاب ناراحت کند، وجود ندارد. در نقطه‌ای که می‌ایستد، سه دقیقه طول نمی‌کشد (در آنجایی هم که خیلی منظم است، یک‌ونیم دقیقه طول می‌کشد) که یک قطار می‌آید؛ درهای قطار، فوری باز می‌شود و مسافران در ظرف نیم‌دقیقه پیاده و سوار می‌شوند و قطار حرکت می‌کند.

در هر کیلومتری هم یک ایستگاه است. وقتی که مردم، پایین می‌آیند (ایستگاه هم راه‌های زیادی به بیرون دارد)، هر کسی به طرفی که می‌خواهد حرکت کند می‌رود و تصادم هم ندارد و با برق کار می‌کند. یک نیروگاه کوچکی برای اداره متروی تهران ـ شهر به این بزرگی ـ کافی است و اگر حدود 150 مگاوات برق تولید کند، می‌تواند تهران را بگرداند.

سرعت در مترو

طبق محاسبه‌ای که کرده‌اند، رفتن از میدان تجریش تا میدان راه آهن با مترو حداکثر نیم‌ساعت است. در صورتی که شما با اتوبوس، در شرایط عادی ترافیک هم که بخواهید بروید، یک ساعت و نیم طول می‌کشد؛ غیر از معطلی‌ها و این‌طور چیزها که وجود دارد. ببینید اینجا، وقت چقدر تفاوت می‌کند. دو میلیون نفر را دو خط یعنی یک خط از تهران‌پارس به میدان آزادی و یک خط از میدان تجریش تا میدان راه آهن یا بهشت زهرا، می‌تواند جابه‌جا کند. در صورتی که طرح اصلی متروی تهران، هفت خط دارد در شرایطی که فعلا پیش آمده است، شاید هم قدری بیشتر شود.

صرفه‌جویی انرژی با احداث مترو

از لحاظ سوخت برای مترو که حساب کرده‌اند، در این عبورهای زیرزمینی بین هشت تا پانزده گرم سوخت برای یک سفر مصرف می‌شود ولی برای یک تاکسی و چیزهای دیگر، بین 40 تا 50 گرم سوخت مصرف می‌شود. در اتوبوس، کمی کمتر است. می‌بینید در شرایطی که نفت طلاست و در آینده می‌شود این همه از آن استفاده کرد. ما این‌جوری مصرف کنیم. یک نیروگاه که کار می‌کند، مترو را می‌گرداند و اینجا نفت این ‌طوری مصرف می‌شود. پنجاه گرم کجا و هشت گرم کجا؟

صرفه‌جویی تفاوت بین این دو، چقدر در اقتصاد ما عظیم است. چرا نباید این کار را بکنیم؟ آنجا دیگر نه تصادف وجود دارد، نه برخورد و نه معطلی. می‌شود روی وقت حساب کرد. آدم می‌داند کی به مقصد می‌رسد. ولی الان در تهران اگر شما بخواهید به کار دقیقی که دارید برسید، آدم نمی‌داند کی موفق می‌شود. یک وقت، نیم‌ساعت دیرتر می‌رسد، یک ساعت دیرتر می‌رسد، برنامه به ‌هم می‌خورد و خیلی چیزها خراب می‌شود و به ‌هم می‌ریزد.

در دنیای صنعتی، حساب کردن روی وقت انسان‌ها چیزی است که باید به آن توجه شود. نمی‌شود که بگوییم، مردم خودشان جور بکنند. ما مسئولیم که روی وقت مردم حساب بکنیم؛ باید این کار را کرد.

تصادفات ناشی از تردد اتومبیل‌ها

در مورد تصادفات هم ما هیچ ‌وقت حساب نکردیم که در روز مثلا اگر 200 تصادف شود (من رقم صحیح را نمی‌دانم)، این دویست ماشینی که تصادف کرده‌اند، چه مقدار باید قطعه یدکی از خارج بخرند و این کار چقدر ارز می‌برد، چه مقدار وقت این‌ها در تعمیرگاه‌ها تلف می‌شود و چه آدم‌هایی که در ظرف دو سه روز ماشین از دستشان می‌رود و کارهای دیگرشان فلج می‌شود. آدم‌هایی که در این تصادفات مجروح می‌شوند و می‌میرند که این ضایعات انسانی، خانواده‌ها را چه ‌جور مبتلا می‌کند و می‌دانید که چه آثاری دارد. آنهایی که مجروح می‌شوند، تخت‌های بیمارستان را اشغال می‌کنند. شما حساب کنید. بهداری بیاید حساب کند که ما امسال چند ساعت وقت تخت بیمارستان را به مصدومین ترابری اختصاص داده‌ایم؛ رقمی می‌شود که مغز سوت می‌کشد. یک دکتر، پرستار، تخت بیمارستان و یک تخت هم چقدر مخارج دارد، ما اصلا اینها را حساب نمی‌کنیم. تا می‌گوییم مترو، می‌گویند که آقا! حالا این ‌قدر پول خرج مترو  کنیم، این لوکس بازی است! این چه لوکسی است؟

خطرات آلودگی هوا

شما محاسبه فضا آلوده را بکنید. ما که دکتر نیستیم، ولی دکترها اعلام خطر می‌کنند که آلودگی هوا در تهران، چهار برابر حد مجاز در بعضی نقاط و ساعات است. یعنی قسمت اعظم هفت میلیون نفر مردم تهران وقتی که تنفس می‌کنند، سم تنفس می‌کنند.

چه سمومی که از اگزوز ماشین‌ها در خیابان‌ها بیرون می‌آید. شما می‌دانید که ماشین ایستاده که خلاص کار می‌کند، چه مقدار بداحتراق می‌شود و چه مقدار سموم، بیشتر از سایر وقت‌ها داخل دود می‌شود و این دوهایی که از لوله اگزوز این ماشین‌ها درمی‌آید، چقدر آلوده‌تر است. پشت این چهارراه‌ها این مصیبت‌ها اتفاق می‌افتد و هیچ‌کس هم نمی‌داند.

شما محاسبه کنید مردمی که از این ناحیه مریض می‌شوند، چقدر دوا مصرف می‌کنند، چقدر باید پول بدهند و چقدر باید دارو و امکانات بیمارستانی وارد بکنیم.

اگر روزی، ستون و نمودار اینها کشیده شود، زیر آن رقمی بیرون می‌آید که هیچ‌کس نمی‌خواهد باور کند که خسارت ترافیک تهران اینهاست. اتلاف وقت‌ها را گفتیم، بیمارهایی که تخت‌ها را اشغال می‌کنند و ضایعاتی که از ناحیه معلول شدن انسان‌ها پیش می‌آید، همه را گفتیم که در همین تهران و در همین تصادفات، اتفاق افتاده است. اگر کسانی را که نقص عضو پیدا کرده‌اند و دیگر نمی‌توانند کار کنند. در یک بیابانی جمع کنیم و مردم اینها را ببینند، آن موقع می‌فهمند که چه مصیبتی در این تهران وجود دارد.

بنابراین این منطقی نیست که انسان‌هایی که سوءنیت هم ندارند، غیرمسئولانه بنشینند و حرف بزنند که این لوکس است. این چه لوکسی است؟ اگر مسافر، زیرزمین با این سرعت حرکت کند، این لوکس است؟ اگر کمتر نفت مصرف کند، لوکس است؟

ارز مورد نیاز شرکت واحد

به‌علاوه، شرکت واحد الان 2700 اتوبوس دارد و اگر بخواهید دو سال دیگر تهران را اداره کنید، باید به 5 هزار ماشین تبدیل کنید. اگر پنج هزار اتوبوس بخواهد در این شهر حرکت کند، می‌دانید چه مساله‌ای است؟ آیا قطعات و وسایل اینها و خود اینها ارز نمی‌خواهد؟

مترو یک کار ساده‌ای است، منتها اگر تکنیک آن را یاد بگیریم. بعدش دیگر یکی از کارهای عادی، مثل راه‌آهن است. الان راه‌آهن لوکس است یا ماشین‌سواری؟ راه‌آهن عمومی‌ترین وسیله در بیرون و بهترین و اقتصادی‌ترین وسیله دنیاست. در شهر همه همین‌جور است.

ایراد واهی بر احداث مترو

بعضی از آنهایی که افکار قدیمی دارند؛ می‌گویند: آقا، اگر شما بخواهید مترو بزنید، می‌دانید که چقدر باید این خیابان‌ها را بکنید و ترافیک و راه‌بندان بشود؟ خبر هم ندارند که ما الان ماشین‌هایی داریم که کار کنیم (این را برای این‌که در دل شما این غصه نباشد، عرض می‌کنم) و این‌ها ماشین‌هایی است که زیرزمین حرکت می‌کند.

اولا طرح 20 متر زیرزمین است و آنجا حرکت می‌کند، با قطر 9 متر در هر ساعتی حداقل 1 متر می‌کند و قطعات از پیش آماده شده‌ای دارد که بتون و مفتول آهن است و کار می‌اندازد و جلو می‌رود. یعنی اگر شما دو شیفت هم کار کنیم، با سه دستگاه در یک روز 30 متر، تونل را کنده‌اید و خاک آن را هم با واگن قطار که پشت سرش بسته شده است، در میدانی می‌ریزند و از آنجا حمل می‌کنند.

مزایای دیگر مترو

ما واگن‌سازی پارس را هم داریم که تازگی افتتاح شده است و می‌تواند سالانه هزار واگن تولید کند. خوب! این صنعت برای همین کارهاست و بهترین چیز برای همین مترو است که شهرهای بزرگ ما مترو داشته باشند.

از لحاظ ایمنی، اگر خدای نکرده روزی در این دنیای پرآشوب حادثه‌ای در شهری مثل تهران پیش بیاید، درگیری جدی شود یا جنگ جهانی پیش بیاید، آیا در تهران پناهگاهی وجود دارد؟ اگر مترو وجود داشته باشد، بهترین پناهگاه برای مردم است. در یک شهر هفت میلیونی، وظیفه حکومت است که چنین چیزی را برای چنین روزهایی درست کند.

تاخیر در احداث مترو،  ظلم به مردم

هر قدر که حساب می‌کنم می‌بینم تاخیر در ساخت مترو، ظلم به این ملت است. بله، فقط یک نکته را قبول دارم که مردم بوشهر و سیستان و بلوچستان نباید خرج متروی تهران را بودند. ما که در تهران زندگی می‌کنیم باید خرج این را بدهیم. تازه، نباید خرج این مردم فقیر و این شهر که مشکلات به گردن آنهاست و فاضلاب بالای شهر به طرف اینها پایین می‌آید، بدهند.

بررسی راه‌های مشارکت قشرهای مختلف مردم در احداث مترو

می‌گویند در تهران، یک میلیون و ششصد هزار اتومبیل وجود دارد. اینها در تهران، نمره شده‌اند و بعضی‌هایش ممکن است از خارج به اینجا بیاید. خوب! اگر این اتومبیل‌ها هر یکی از همین حالا، سالی هزار تومان بدهند، سالی هزار تومان برای یک اتومبیل چه می‌شود؟ فردا که مترو تمام شد، از اتومبیلش هم می‌تواند خوب استفاده کند. اگر همین سوختی را که الان در چهارراه‌ها می‌ایستد و مصرف می‌شود، بخواهد ذخیره کند، سال‌های بعد دیگر این ایستادن‌ها را ندارد.

در شهرهایی که مترو دارند ترافیک این‌جوری نیست، پشت چهارراه معطل شدن ندارد، عبور و مرور هم سریع است و صرفه‌جویی در وقت است و اگر اینها بخواهند همین صرفه‌جویی سوختشان را بدهند، برایشان چیزی نیست. اگر اینها هر یکی هزار تومان در سال بدهند، یعنی یک میلیارد و ششصد هزار تومان فقط ماشین‌ها برای مترو داده‌اند.

بنابراین اگر در تهران، آنهایی که دارند ـ نه آنهایی که ندارند ـ و از داشتن، خود هوا را کثیف می‌کنند، آب را کثیف می‌کنند و محیط‌زیست را خراب می‌کنند، خرج اصلاح محیط‌زیست، خرج تبدیل زباله‌هایشان به کود و خرج ماشینی را که جلوی خانه‌شان می‌آید و زباله‌ها را حمل می‌کند و به کود تبدیل می‌کنند، بپردازند، شهر آباد می‌شود و مردم راحت می‌شوند، در این صف‌ها نمی‌ایستند، خودشان در شهر راحت می‌توانند با ماشین‌شان حرکت کنند و این گرفتاری‌ها هم وجود ندارد و شهرداری هم مجبور نیست که شما را بیرون طرح ترافیک نگه دارد.

سهم بخش خصوصی و بانک‌ها در ایجاد مترو

بخش خصوصی هم می‌تواند در ایجاد مترو شرکت کند. دو قسمت و دو خط اساسی‌اش را شهردار و وزارت کشور انجام می‌دهند؛ اما بخش خصوصی هم می‌تواند شرکت‌هایی تشکیل بدهد و یک قسمت کار را بگیرد و برای آنها سودآور هم خواهد بود. بانک‌ها هم می‌توانند این کارها را بکنند.

انگیزه‌های سیاسی در ساخت مترو

به هر حال، از لحاظ سیاسی هم درست نیست که ما خیال کنیم تهران را خراب کنیم که کسی به اینحا نیاید. نه، تهران پایتخت و مرکز شهر و آبروی شهر است، باید مقررات خوب داشته باشیم که بی‌جهت مهاجر به اینجا نیاید. باید جلوی این کار را با مقررات و آباد کردن روستاها  و مقررات دیگر بگیریم.

به هر حال مردم اصفهان، تبریز، شیراز، مشهد و اهواز می‌توانند خودشان برنامه‌ریزی کنند و شهرداری‌هایشان فعال شود. آن قسمتی از مردم که می‌خواهند از این‌گونه مواهب استفاده کنند و باعث آلودگی هوا می‌شوند و نیاز به خیابان‌ها دارند و ماشین آنها قسمتی از خیابان را اشغال می‌کند، خرج‌ها را بپردازند و مترو ساخته شود.

توصیه به شهرهای بزرگ

به شهرهایی که بالاتر از هشتصد هزار نفر جمعیت دارند، مترو توصیه می‌شود. آمریکایی‌ها خیال می‌کردند که چون بهترین خیابان‌های دنیا را دارند، احتیاج به مترو ندارند و به بعضی از شهرها مترو نکشیده‌اند. اما الان، یک ماجرای عظیمی در آمریکا برقرار است و فشار هست که چرا بعضی شهرها مترو ندارند. با این‌که وسیع‌ترین خیابان‌های دنیا در آمریکاست و هیچ‌جا به اندازه آمریکا خیابان و جاده ندارد و روستاهای آمریکا آباد است مهاجرت هم به این معنی وجود ندارد، به این مشکل افتاده‌اند.

به هر حال شهرهای بزرگ، به فاضلاب، تبدیل زباله، مترو و راه‌های زیرزمینی نیاز دارند. به‌علاوه اگر تکنیک این کار به دستمان بیاید، در آینده می‌توانیم با این تکنیک در منطقه به کشورهای عقب مانده خدمت بکنیم و این تکنیک برای ما ارزش دارد.

راه جلوگیری از ایجاد وابستگی در ساخت مترو

یکی از اشکالات گذشته‌ها این بود که می‌گفتند مترو وابستگی می‌آورد. البته، این رویه‌ای که ما انتخاب کردیم و دنبال آن هستیم، وابستگی هم نخواهد داشت و وابستگی آن از اتوبوس هم کمتر است و ـ انشاءالله ـ این کار را انجام می‌دهیم. از شهرداری تهران، وزارت کشور، استانداری، وزارت مسکن، برنامه و بودجه و مسئولان دیگر تقاضا داریم که همکاری کنند و از مردم هم به ‌عنوان نماینده آنها از طرف 30 نماینده مجلس تفاضا می‌کنم که وقتی برنامه اعلام شد، همکاری کنند و جلوی نق‌زن‌ها را هم بگیرند.

من می‌دانم که در آینده افرادی پیدا خواهند شد که از این کار نق بزنند؛ هم آن ضدانقلاب‌ها نق بزنند و هم بعضی از کارشناس‌های دلسوز که فکر می‌کنند که مثلا سیمان‌ها را برای چه بیاوریم در تهران خرج کنیم. خوب! بله، حداکثرش این است که یک کارخانه سیمان 2000 تنی در روز هم بسازیم و از جاهای دیگر نیاوریم.

این کار به سیمان، مفتول آهن، واگن و مقداری چیزهای دیگر که وابستگی آن به خارج بسیار کم است، نیاز دارد و نیروگاه آن را هم باز از همین امکانات سوخت اضافی شهر می‌شود تامین کرد. روی هم رفته کار، اقتصادی است، انسانی، سیاسی و رفاهی است و برای یک شهر بسیار لازم است.

خطابم از تریبون نماز جمعه شما به شما و دیگر همشهریان و هموطنان عزیزمان است که آنها هم این رویه را در هر جا که لازم است عمل کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات