تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۸  ، 
کد خبر : ۴۶۶۰۷

خزر و آینده سیاسی ـ حقوقی آن


مترجم: امیرهادی تاج‌بخش

گروه سیاسی

وجود منابع نفت و گاز، حضور شرکت‌های چند‌ ملیتی، نیاز روز‌افزون جهان به انرژی،‌ تقاضای شدید به وجود آمده برای نفت و گاز در برخی مناطق‌ جهان، حضور قدرت‌های بزرگ و ابهام در رژیم حقوقی کشورهای حاشیه خزر، حساسیت فراوانی را به وجود آورده است. سود منابع نفت و گاز کشورهای حوزه دریای خزر، همچنین سهم فزاینده آنها از منابع جهان، کشورهای‌ منطقه، مصرف‌کنندگان عمده انرژی و شرکت‌های چند‌ملیتی را به حضور و سرمایه‌گذاری بیش از پیش در این منطقه راغب کرده است‌.

به هر حال، قدر مسلم آن که وجود منابع احتمالی نفت و گاز دریای خزر، فرصتی جدید برای کشورهای منطقه بخصوص ایران در تبدیل به مهمترین قطب تامین انرژی آتی جهان به وجود آورده است. دریای ‌خزر با 700 مایل طول در سر حد کشورهای ایران، آذربایجان‌، قزاقستان، روسیه و ترکمنستان قرار گرفته که از بین آنها ایران به عنوان دومین تولید‌کننده بزرگ نفت سازمان کشورهای صادر‌کننده نفت (اوپک)، در آستانه صدمین سال تولید و صادرات‌ نفت است.

بنا‌بر گزارش‌های رسیده، حجم ذخایر اثبات شده دریای خزر حدود 17‌تا 18 میلیارد بشکه است که این رقم معادل 15 درصد ذخایر اثبات شده جهان می‌باشد. در حالی که میزان تولید نفت دریای خزر بنابر‌ آمار اداره اطلاعات انرژی‌ آمریکا، در سال 2003، معادل 6/1 میلیون بشکه در روز به همراه گاز طبیعی مایع بوده است و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2010 این میزان سه برابر شود و به حدود 9/4 میلیارد بشکه در روز برسد. هم‌اکنون قزاقستان با 65 درصد و جمهوری آذربایجان با 20 درصد، بیشترین سهم تولید نفت خام این منطقه را در اختیار دارند.

...اما سهم کنونی دریای خزر در تولید گاز ‌طبیعی بیش از نفت خام است و در سال 2003، حدود 6/2 تریلیون فوت مکعب گاز یعنی حدود 3 درصد از گاز تولید ‌شده در جهان از این منطقه تولید ‌شده و ترکمنستان با سهمی معادل 75 درصد تولید گاز سال، مهمترین تولید‌کننده در این منطقه است. همچنین پیش‌بینی می‌شود تا سال 2010، تولید گاز طبیعی منطقه به بیش از 6 تریلیون فوت مکعب افزایش یابد.

این در حالی است که ذخایر اثبات شده گاز ‌طبیعی منطقه خزر بنا‌بر برآوردهای شرکت انگلیسی "بی‌پی" حدود 170 تریلیون فوت مکعب است و احتمال کشف دیگر ذخایر عظیم نفت‌ و گاز در دریای خزر نیز هنوز وجود دارد، چنان که اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیش‌بینی کرده است، احتمال وجود 184 میلیارد بشکه نفت خام علاوه بر ذخایر اثبات شده کنونی در منطقه وجود دارد که می‌تواند تولید نفت دریای خزر را تا 10 برابر سطح کنونی افزایش دهد.

این سطح از ذخایر اثبات شده که مساوی 75 درصد از کل ذخایر هیدروکربوری عربستان سعودی و 15 درصد کل ذخایر ‌جهان است، دریای خزر را به گوهری ارزشمند مبدل کرده که هر یک از ساحل‌نشینان خود خود را به طمع دسترسی به سهم بیشتر انداخته است.

با این که نخستین اجلاس کشورهای حاشیه دریای خزر، پنج‌سال پیش در ترکمنستان برگزار شد، اما پنج کشور همسایه خزر نتوانستند در آن اجلاس به توافقی دست‌یابند و این موضوع همچنان مانع عمده‌ای پیش روی انجام پروژه‌های انرژی در این منطقه از جمله ساخت خط لوله‌ای است که قرار است از زیر بستر دریای خزر، نفت‌ و گاز را از طریق آذربایجان و بدون عبور از روسیه، به بازارهای غرب منتقل سازد.

با این که ایران و آذربایجان هنوز نتوانسته‌اند به عنوان دو کشور همجوار به توافقی در خصوص تقسیم بستر دریای خزر دست یابند، اما سه کشور روسیه، قزاقستان و آذربایجان توافقنامه‌های دو جانبه‌ای در زمینه تقسیم دریای خزر به امضا رسانده و 64 درصد این دریا را میان خود تقسیم و براساس آن، کار توسعه ذخیر نفت و گاز در بخش شمالی دریای خزر را آغاز کرده‌اند.

بر همین اساس، قزاقستان و آذربایجان بیش از دیگر کشورهای حاشیه این دریا، در توسعه ذخایر نفت در این منطقه سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ به گونه‌ای که در منابع بین‌المللی، ذخایر نفتی آنها به ترتیب 17 تا 25 و 6 تا 7 میلیارد بشکه گزارش می‌شود. تولید کنونی نفت قزاقستان نزدیک به یک میلیون و 200 هزار بشکه و جمهوری آذربایجان حدود 700 هزار بشکه در روز است. ترکمنستان با تولید روزانه 200 هزار بشکه نفت در رده بعدی قرار دارد.

در این میان، روسیه و ایران تاکنون سهمی از ذخایر نفت و گاز دریای خزر به نام خود ثبت نکره‌اند. این در حالی است که روسیه با تولید روزانه افزون بر 9 میلیون و 800 هزار بشکه، بزرگترین تولیدکننده نفت جهان و ایران با توان تولید روزانه افزون بر 4 میلیون و 200 هزار بشکه، دومین تولیدکننده نفت اوپک به شمار می‌آید؛ به گونه‌ای که آمریکا با حمایت گسترده‌ از ترکیه، آشکارا اعلام کرده است که نفت این دریا نباید از ایران و روسیه بگذرد، هر چند که به طور تام و تمام نتوانست از انتقال بخشی از نفت منطقه از طریق ایران و روسیه جلوگیری کند، اما به هر حال با حمایت گسترده سیاسی و مالی از خط لوله "باکو ـ تفلیس ـ جیحان" (بی‌تی‌سی) موفق شد بخش عمده‌ای از نفت خزر را از پر هزینه‌ترین مسیر به بازارهای جهانی انتقال دهد.

شایان ذکر است که نامشخص بودن رژیم حقوقی دریای خزر و پرهزینه بودن توسعه ذخایر نفت این دریا در قیاس با دیگر منابع موجود در ایران و روسیه، از مهمترین عوامل موثر در سرمایه‌گذاری اندک این دو کشور در دریای خزر است.

اولین اجلاس سران کشورهای حاشیه خزر که به اجلاس "شکست‌خورده" معروف شد. سابقه درخشانی از مذاکرات همسایگان خزر نیست، اما پس از توافق‌هایی که در نشست خردادماه وزیران امور خارجه کشورهای حاشیه دریای خزر در تهران انجام شد، پیش‌بینی می‌شود این کشورها گام‌های مثبت‌تر و شتابان‌تری به سوی حل اختلاف‌های خود بردارند.

 به همین دلیل، اجلاس سران کشورهای حاشیه خزر در تهران، گامی بلند برای رفع مسایل حقوقی مرتبط با منابع زیر بستر این دریا محسوب می‌شد که پس از سال‌ها بحث و بررسی گروه‌های کارشناسی کشورهای منطقه، برگزار گردید.

با این حال، ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که برآوردهای غیر ‌واقعی از ذخایر نفت و گاز این منطقه سبب شد که راه ورود برای شرکت‌های بین‌المللی نفتی به سرعت هموار شود. اما پس از مدتی شرکت‌های نفتی دریافتند که ذخایر نفتی موجود در زیر بستر دریای خزر،‌ آنقدرها نیست که آنها پنداشته بودند. ذخایر کنونی نفت این منطقه 17 تا 50 میلیارد بشکه برآورد می‌شود، در حالی که تا 10 سال پیش افزون بر 300 میلیارد بشکه گزارش می‌شد. این مقدار نفت اگرچه کمتر از انتظارهای اولیه است، اما به خوبی می‌تواند جانشین ذخایر رو‌به پایان نفت دریای شمال‌ به شمار‌ آید که همین اندازه نیز برای غرب تشنه‌ی نفت، مقدار اندکی نیست و می‌توان به آن امیدهای زیادی بست.

...شاید یکی از عمده‌ترین دلایل موفقیت این اجلاس در تهران، حضور یک رهبر کرملین در این شهر پس از جنگ جهانی دوم باشد. ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه نه تنها با حضورش در این اجلاس،‌ آمریکا و غرب را از خود ناامید ساخت، بلکه با هشدارهایش به غرب در خصوص عدم دخالت نظامی‌اش در ایران به واسطه مساله هسته‌ای این کشور، بار دیگر اتحاد خود با ایران و دشمنی‌اش با غرب را به همگان نشان داد و با ترفندی نوین ثابت کرد که می‌تواند همانند آمریکا در زمان مقتضی، از حق "وتو" خود استفاده کند!

پوتین همچنین در مراسم افتتاحیه دومین اجلاس سران دریای خزر در تهران، با تاکید بر این که ذخایر دریای خزر به عنوان امتیازی قوی برای رشد اقتصادی کشورهای همسایه این دریا به شمار می‌آید، اظهار داشت: "برای استفاده از ذخایر دریای خزر نباید منتظر رژیم حقوقی آن بود، بلکه می‌توان براساس تجربیات گذشته، در استفاده از این منابع عمل کرد. قابلیت‌های این دریا بسیار منحصر به فرد و بسیاری از مسایل اقتصادی را پاسخگو است."

پیشنهاد پوتین برای ایجاد کریدور شمال ـ جنوب که با استقبال دیگر کشورهای حاشیه خزر روبه‌رو شد، نشان از تصمیم قاطع این گروه برای استفاده درست از ذخایر این منطقه دارد. چرا که از این طریق دریای خزر به دریای سیاه و آب‌های آزاد راه پیدا می‌کند و بدین ترتیب، قدرت بالقوه کشورها و دورنمای تجارت بین کشورهای همسایه افزایش می‌یابد."

نیاز روزافزون به انرژی سبب شده است کشورهای حوزه دریای خزر برای استفاده حداکثر از ذخایر نفت و گاز این منطقه گام بلندی بردارند و برای پیشبرد برنامه‌های اقتصادی و سیاسی خود روی درآمدهای حاصل از منابع این دریا حسابی ویژه باز کنند.

براساس پیش‌بینی‌های انجام شده در این زمینه، تولید روزانه نفت کشورهای دریای خزر از یک میلیون و 184 هزار بشکه در سال 2000 به حداقل 2 میلیون و 765 بشکه در سال 2010 خواهد رسید که رشد 3/2 درصدی را خواهد داشت. همچنین پیش‌بینی می‌شود تولید گاز طبیعی این منطقه از 2 میلیارد و 40 میلیون فوت مکعب در سال 2000، به 5 میلیارد و 44 میلیون فوت مکعب در سال 2010 افزایش یابد از این میزان، ترکمنستان به تنهایی 5/3 میلیارد فوت مکعب در سال 2010 گاز تولید خواهد کرد.

هم‌اکنون در دریای خزر بیش از 35 میدان نفت و گاز کشف شده وجود دارد که عمده آن متعلق به جمهوری آذربایجان است. جمهوری آذربایجان و قزاقستان، عمده‌ترین تولید‌کنندگان نفت و ترکمنستان، عمده‌ترین تولیدکننده گاز دریای خزر هستند.

اکنون مروری کوتاه بر وضعیت تولید نفت و ذخایر اثبات شده‌ی این 5 کشور حاشیه خزر خواهیم داشت:

قزاقستان

ذخایر اثبات شده قزاقستان حداقل ‌9 ‌میلیارد و حداکثر 40 ‌میلیارد بشکه پیش‌بینی می‌شود که 9‌ میلیارد بشکه‌ی آن مربوط به میدان نفتی "کاشاگان" است. این میدان در مناطق کم‌عمق دریای خزر بر روی جزایر مصنوعی و در مرحله توسعه قرار دارد. "کاشاگان" بزرگترین اکتشاف نفتی منطقه در سال‌های اخیر بوده است. تولید نفت قزاقستان حدود یک میلیون و 300 هزار بشکه در روز است که بیش از نیمی از تولید نفت منطقه خزر را تشکیل می‌دهد. پیش‌بینی می‌شود این میزان در سال ‌2010 میلادی به یک میلیون و 800 هزار بشکه در روز برسد.

براساس پیش‌بینی‌ها، قزاقستان 92 میلیارد بشکه ذخایر‌ نفت احتمالی دارد. این کشور علاوه بر انعقاد یک توافقنامه بلند‌مدت انتقال نفت و گاز با روسیه، اعلام کرده است که به مدت ده سال از مسیر "باکو ـ تفلیس ـ جیحان" محموله صادر نخواهد شد. همچنین این کشور با انعقاد قرار‌دادی با شرکت "شورون" آمریکا امیدوار است 6 تا ‌9 میلیارد بشکه نفت از حوزه "تنگیز" استخراج کند.

آذربایجان

آذربایجان دارای 7 میلیارد بشکه ذخیره نفت خام اثبات‌شده و حدود32 میلیارد بشکه نفت خام احتمالی 30 میلیارد فوت مکعب ذخایر اثبات‌شده گاز و 35 میلیارد فوت مکعب ذخایر گاز احتمالی است. شرکت‌های خارجی شامل پنج شرکت آمریکایی‌ "آموکو"، "پنزواویل"، "یونوکال"، "مک درمورت" و "اکسون" و دو شرکت انگلیسی "بریتیش پترولیوم" و "آرامکو"، شرکت "لوک اویل"، روسیه، "استات اویل" نروژ و "دلتانیمر" عربستان برای فعالیت‌ در سه حوزه آذری‌، چراغ و گونشلی به منظور تولید 3 میلیارد بشکه نفت خام راهی این کشور شدند. آذربایجان با تولید روزانه 440 هزار بشکه نفت در سال 2005 در رده دوم تولید‌کنندگان نفت این منطقه قرار داشت. میزان تولید‌گاز این کشور نیز در همین سال، 180 میلیون فوت مکعب بوده است.

روسیه

ذخایر اثبات‌شده روسیه در دریای خزر حدود ‌300 میلیون بشکه و ذخایر احتمالی آن 7 میلیارد بشکه است. پیش‌بینی می‌شود تولید نفت روسیه از این ناحیه در سال 2010 به 100 هزار بشکه در روز برسد. تولید کنونی نفت روسیه از همه مخازن این کشور بیش از 6 میلیون بشکه در روز است. این کشور یکی از مهمترین کشورهای صادر‌کننده نفت غیرعضو اوپک به شمار می‌آید تاکنون روسیه موفق به کشف ذخایر گاز در حوزه خزر نشده است.

ترکمنستان

ترکمنستان دارای حداقل 550 میلیون و حداکثر یک میلیارد و 700 میلیون بشکه نفت خام اثبات شده، 38‌ میلیارد بشکه نفت خام احتمالی، 65 میلیارد فوت مکعب گاز اثبات شده و 88 میلیارد فوت مکعب ذخایر احتمالی گاز است. در سال 2005،‌ تولید نفت این کشور 125 هزار بشکه در روز بوده است که پیش‌بینی می‌شود در سال 2010 به 250 هزار بشکه در روز برسد.

ایران

ذخایر اثبات شده نفت و گاز ایران در دریاچه خزر بسیار ناچیز بوده، اما ذخایر احتمالی نفت ایران در بلوک‌های اکتشافی 15 میلیارد بشکه و ذخایر احتمالی گاز در همین منطقه 11‌میلیارد فوت مکعب است برخی پیش‌بینی‌ها نیز حاکی از وجود بیش از 32‌میلیارد بشکه نفت درجا در حوزه ایرانی خزر است.

...و اما سرمایه‌گذاری‌های شرکت‌های خارجی و ایران در این منطقه از آن‌رو بود که پس از فروپاشی شوروی سابق، تمام کشورهای تازه استقلال یافته نیاز شدید به در‌آمد ارزی داشتند؛ از این‌رو اقدام به تعیین رژیم حقوقی و امضای توافقنامه برای تقسیم دریای خزر کردند. در این زمان، توافق‌های دو جانبه‌ای میان این کشورها به جز ایران حاصل شد. در واقع، این عمل برای جلب مشارکت سرمایه‌گذاری‌های خارجی به منظور اکتشاف توسعه ساختارهای نفت و گاز، ضروری به نظر می‌رسیده است.

براساس گزارش‌ها، بیشترین تلاش برای جلب مشارکت خارجی از طرف آذربایجان و قزاقستان صورت گرفت؛ به طوری که از 24 قرار‌داد مشارکت در تولید آذربایجان، 16‌ مورد مربوط به دریا بوده است. در حقیقت مهمترین اکتشاف گاز در میدان "شادنیز" بوده که مشکلات بی‌شماری برای انتقال و بازاریابی به همراه داشته است. همچنین شرکت‌های آمریکایی با همکاری شرکت‌های نفتی ژاپن، کره و عربستان با همکاری کشورهای آذربایجان و قزاقستان و ترکمنستان اقدام به سرمایه‌گذاری برای اکتشاف و توسعه منابع هیدروکربوری و احداث خط لوله انتقال نفت و گاز کرده‌اند.

در واقع، اطلاعات منتشر شده درباره این سرمایه‌گذاری‌ها نشان می‌دهد به جز ایران و روسیه، سه کشور دیگر دریای خزر توانسته‌اند در جذب سرمایه‌گذاری خارجی به موفقیت‌های بزرگی دست یابند. این در حالی است که هزینه عملیات در بخشی از دریای خزر به دلیل عمق زیاد آب، بسیار بالا است.

در خصوص رژیم حقوقی دریای خزر که سومین ذخایر بزرگ انرژی را در خود جای داده است، باید گفت که از سال ‌1991‌ یعنی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است، به طوری که منجر به بروز اختلافات و تنش‌هایی بر سر ذخایر نفت‌ و گاز این دریا شده است. ایران که در زمان اتحاد جماهیر ‌شوروی سابق سهم یکسانی را با این کشور از این دریا به خود اختصاص می‌داد، بر تقسیم مساوی دریا بین کشورهای حاشیه آن تاکید دارد. این در حالی است که روسیه،‌ آذربایجان و قزاقستان خواهان تقسیم این دریا براساس طول ساحل هر کشور هستند به طوری که سهم کوچکتری به ایران اختصاص می‌یابد. تعیین رژیم حقوقی این دریا و سهم هر کشور، از آن رو اهمیت زیادی دارد که به حجم منابع نفت و گاز این دریا توجه کنیم که با توجه به  آمار ارایه شده که پیش از این گفته شد، این منطقه به سومین منطقه بزرگ دنیا از لحاظ منابع هیدروکربوری تبدیل شده است.

به هر حال، آنچه که مسلم است،‌ آن است که امکانات حمل و نقل در منطقه‌ی دریای خزر محدود است و ساخت خطوط لوله انتقال نفت‌ و گاز، مشکلات را حل نمی‌کند. از سوی دیگر خطوط راه‌آهن، پایانه‌های دریایی و تاسیسات ذخیره‌سازی نیز نیاز به بازسازی دارند و توسعه زیرساختاری، مساله عمده در کشورهای حوزه دریای خزر و دریای سیاه به شمار می‌رود.

ذکر این نکته باز هم ضروری است که کارشناسان انرژی آمریکا اعلام کرده‌اند منطقه دریای خزر سومین ذخایر انرژی در جهان را در خود جای داده است. اما هنوز هم استخراج و انتقال این ثروت پنهان، به واسطه نبود خطوط انتقال نفت و گاز یک مشکل اساسی است. مشکلی که باید با همفکری و هم‌رایی 5 کشور حاشیه‌نشین این دریا و با درایت سردمداران آن حل و فصل شود.

بیشتر کارشناسان نفتی در این خصوص که کشورهای حوزه دریای خزر کمتر از 10 درصد از ذخایر‌ نفتی خاورمیانه را در دست دارند، اتفاق‌نظر دارند. در حقیقت با احتساب این مقدار، سایر کشورها در مجموع فقط 53 درصد از ذخایر نفتی اثبات شده خاورمیانه را در اختیار دارند. براساس آمار مربوط به پیش‌بینی سبد انرژی در جهان، تا سال 2050، کشورهای حوزه دریای خزر و خلیج فارس بیش‌ از 80 درصد نفت و گاز طبیعی جهان را تولید می‌کنند.

مجموع ذخایر نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس و دریای خزر 800 میلیارد بشکه و میزان ذخایر ‌گازی نیز به همین نسبت است. ذخایر نفتی آمریکا و اروپا در مقایسه با ذخایر ‌نفتی کشورهای این دو حوزه کمتر از 160‌ میلیارد بشکه است که تا سال 2030 به اتمام می‌رسد.

در حال‌ حاضر کشورهای اروپایی تقریبا نیمی از نفت ‌و گاز خود را از روسیه دریافت می‌کنند و انتظار می‌رود که تا سال 2030 این میزان به 70 درصد برسد و روسیه به هیچ‌وجه قصد ندارد این منبع درآمد پرسود را با دیگران تقسیم نماید.

اروپا چندین دهه است که مشتری نفت‌ و گاز روسیه است و در این زمینه نیز هیچگاه نگرانی نداشته است. اما در سال 2005 با مشاجره میان روسیه و اوکراین بر سر بهای گاز و قطع گاز به این جمهوری، ‌بحران عرضه گاز ‌روسیه به مشتریان اروپایی جنبه جدی‌تری به خود گرفت. در ژانویه 2007‌ که بلاروس عرضه گاز به غرب اروپا از خط لوله "دروژبا" را قطع کرد، اوضاع بحرانی‌تر شد. به همین دلیل، کشورهای اروپایی برای تضمین امنیت انرژی به سوی منابع انرژی در آسیای‌ مرکزی و قفقاز جلب شدند.

براساس آمار ارایه شده و گزارش‌های موجود، کشورهای اروپایی سالانه 700 میلیون تن نفت مصرف می‌کنند که 70 درصد آن از محل واردات تامین می‌شود و از این بین،‌ یک‌چهارم واردات نفت از سوی روسیه صورت می‌گیرد و بقیه از عربستان، لیبی، ایران و الجزایر تامین می‌شود.

اکنون زمان آن رسیده تا این 5 کشور حاشیه خزر واقعیت‌ها را دیده و پیش از آن که غربی‌ها و به ویژه آمریکای تشنه‌ی نفت بتواند با ساخت خط لوله‌هایی ماند "بی‌تی‌سی" منابع نفت و گاز خزر را بدون عبور از این کشورها و دخالت آنها به بازارهای اروپایی برساند، خود اقدام کرده و مهار هدایت مسیرهای امن انتقال نفت و گاز خزر را با مشارکت هم بر عهده گیرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات