یکی از انتقادهای مهم که رسانه ملی و برخی سیاستمداران ایرانی نسبت به رسانههای غربی و سیاستمداران غیرمسلمان در سایر کشورها بیان میکنند، برخوردهای دوگانه با موضوعات یکسان است. اما ظاهراً سرگرمی بیش از حد فعالان و رسانههای ایران به کشف دوگانگی معیارها در سایر کشورها، غفلت از شرایط داخلی را موجب شده است! در حالی که در همین روزها، اظهارات و اقداماتی در کشورمان صورت میگیرد که ضربالمثل ایرانی «یک بام و دو هوا» را از خاصیت انداخته و هماکنون «یک بام و چند هوا» کاملاً قابل احساس است. البته در 4 سال اخیر و پس از آغاز روند تسلط محافظهکاران بر ارکان مختلف حکومت، نمونههای متعددی از تغییر معیارها و تفاوت برخوردها مشاهده شد. این تغییرات، هم حوزههای اقتصادی و معیشتی مردم را شامل میشد و هم امور سیاسی و حتی امور اعتقادی و مذهبی. به طوری که در دوره اخیر، اهانت به مقدسات نیز اگر به نحوی مرتبط با سیاستمداران و مدیران مدعی اصولگرایی بود، غیرتی را برنمیانگیخت. در حالی که قبل از آن، حتی انتقاد شدیداللحن از یک روحانی سرشناس ـ که مورد عنایت محافظهکاران، بود ـ کشور را تا چند روز در ناآرامی فرو میبرد.
جدیدترین سوژهای که نشاندهنده حاکمیت معیارهای چندگانه ـ و در واقع سنجش افعال و اعمال با افراد و نه با ذات اعمال ـ است، مرتبط با انتخابات و مهمترین چالش آن یعنی بررسی صلاحیت کاندیداها میباشد. در پی اعتراضهای شدید به رد صلاحیتهای گسترده و بخصوص عدم احراز صلاحیت برخی از افراد سرشناس و خوشسابقه، سیاستمداران محافظهکار یا اصولگرا، تلاش کردند ضمن اذعان به احتمال برخی اشتباهات، مبانی کلی بررسی صلاحیتها را مورد تایید قرار دهند. این افراد، گویی از میان سخنان رهبر فقید انقلاب، تنها این جمله را به یاد دارند که «میزان حال فعلی افراد است.» این نخستین برخورد دوگانه است. یعنی از دهها سخن انتخاباتی امام، از جمله این سخن ایشان که «این ملت افراد صالح را میشناسد و لازم نیست حالا ما چند سال به آنها درس بدهیم» تنها برخی سخنان، مورد توجه برخی مدعیان پیروی از امام قرار میگیرد. دوگانگی دیگر، نحوه برخورد با دستور رهبر فقید انقلاب در خصوص «ملاک بودن حال فعلی» است. رئیس مجلس سه روز قبل گفته است: «اشخاصی بودند که مسئول بودند و دیدگاههایی داشتند که بعداً آن دیدگاههای خود را عوض کردند و بنابراین نمیتوان گفت که چون فردی سی سال پیش مسئولیتی داشته، باید صلاحیت آن را تایید کرد. افرادی بودند که روزی در این کشور مسئولیتهای بزرگ داشتند ولی سرنوشتهای عجیبی پیدا کردهاند، بنابراین ملاک وضع فعلی است.» آقای حداد عادل در حالی از «عدم امکان تایید صلاحیت به خاطر مسئولیت سی سال پیش» سخن میگوید که همین روزها، هر روز در سه شیفت کاری، کسانی را در برابر خود میبیند که سابقه 2 تا 5 دور نمایندگی مجلس دارند و در حال حاضر برای برنامهریزی مالی سال آینده کشور فعالیت میکنند، اما صلاحیت آنها تایید نشده است! اما به فرض که اظهارات رئیس مجلس دقیق باشد، آیا ملاک بودن وضع فعلی به این معناست که تمام سوابق مثبت گذشته افراد را به کناری نهاده و یک سابقه ـ مثلاً تحصن چهار سال پیش ـ را بهانه رد صلاحیت قرار دهند؟ آیا در تفسیر از «ملاک حال فعلی افراد است» فعالیتهای قبل و بعد از چهار سال گذشته بایستی فراموش شود و به یک مقطع زمانی محدود در چهار سال قبل ـ اگر بتوان آن را دلیل شرعی و قانونی برای رد صلاحیت دانست ـ استناد گردد؟ آیا تفسیر «حال فعلی» نیز بدون هیچگونه ضابطهای در اختیار بعضی افراد خاص است که آن را در هر «مقطع زمانی» که خود میخواهند تعریف کنند و براساس آن، به قضاوت نسبت به دیگران بپردازند؟ در ضمن آیا آقای حداد عادل حاضرند به دستاندرکاران انتخابات توصیه کنند که مثلاً تعیین صلاحیت اعضای نهضت آزادی نیز براساس معیار «ملاک، وضع فعلی است» انجام شود؟
البته اظهارات یک چهره دیگر شاخص اصولگرایان ـ که همزمان با سخنان رئیس مجلس بیان شده است ـ فرضیه برخورد دوگانه یا چندگانه را تقویت میکند. این اصولگرای کهنهکار، سه روز قبل اظهار داشته است: «اگر بگوئیم برخی سخنان امام «ره» تا زمان حضرت مهدی(عج) است، آن وقت دیگر حکومت معنا پیدا نمیکند.» این سخنان در حالی بیان شده است که در زمان استقرار مجلس ششم، تلاش نمایندگان آن مجلس برای اصلاح قانون گزینش و یا برخی قوانین دیگر تنها با این استدلال که «مخالف یک نظریه یا دستور امام است» توسط شورای نگهبان رد میشد و اکنون نیز برخی گروهها به استناد مرقومه دو دهه قبل رهبر فقید انقلاب در مورد آنها فاقد مشروعیت و صلاحیت معرفی میشوند. البته برخورد رسانههای محافظهکار و فعالان مدعی اصولگرایی با اظهارات این چهره سرشناس در خصوص اعتبار دستورات امام نیز نشانه دیگری از برخوردهای چندگانه محافظهکاران میباشد.
نگارنده تردید ندارد که امروز فقط برخی از اصولگرایان مجاز هستند که بگویند «برخی سخنان امام نمیتواند تا زمان حضرت مهدی(عج) باشد» و اگر مثلاً یکی از اصلاحطلبان بگوید «سخنان امام «ره» در مورد برخی گروهها و فعالان سیاسی تا زمان حضرت مهدی نخواهد بود و میزان حال فعلی افراد است» قاعدتاً پیشبینی برخوردها و فضاسازیها علیه او مشکل نخواهد بود. این هم نمونهای دیگر از یک بام و چند هوا است که محافظهکاران تا جایی که میتوانند از مزایای آن سوءاستفاده میکنند. اما ای کاش میدانستند که اعتمادسوزی و سست کردن بنیانها با برخوردهای چندگانه، هزینههایی دارد که هر نوع شیرینی مقطعی امروز را به کام «معیارسازان چندگانه» تلخ خواهد کرد.