تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۰  ، 
کد خبر : ۴۶۶۶۹

آن روى سکه انتخابات در آمریکا


در فرایند پیچیده انتخابات حزب دمکرات در آمریکا، براى هر ایالت یک سهمى را در نظر مى گیرند که مجموع این سهم ها یا همان «دلگیت ها» در سطح کشور رقمى بیش از چهار هزار سهم مى شود. نامزدهاى هر حزب در ایالت ها با یکدیگر در حقیقت براى کسب این سهام رقابت مى کنند و نامزد پیروز براساس سهمى که آن ایالت دارد مى تواند نماینده گردهمایى بزرگ حزبى باشد که نامزد حزب در مرحله دوم انتخابات چهار مرحله اى آمریکا، با راى ایالت ها برگزیده مى شود. به عبارتى هر نامزد حزب دمکرات باید دو هزار و ۲۵ سهم در آن گردهمایى بزرگ حزب داشته باشد تا به عنوان نامزد حزب انتخاب شود. به طور نمونه اوباما با پیروزى در انتخابات ویرجینیا ۸۳ سهم این ایالت را از آن خود کرد. پیروزى در واشنگتن نیز در گردهمایى حزبى دمکراتها ۱۵ سهم و برد در مریلند نیز ۷۰ سهم ارزش دارد. به گزارش ایرنا اگر دلگیت ها نتوانند نامزد حزب را مشخص کنند آن وقت سوپر دلگیت ها وارد عمل مى شود که البته این سوپردلگیت ها براساس پیروزى نامزدها در ایالتها شکل نگرفته اند بلکه بیش از ۷۰۰ شخصیت ارشد حزب یعنى سناتورها،فرمانداران، وکلا و... را شامل مى شوند که براساس سلیقه شخصى راى مى دهند. چنانچه کار به سوپر دلگیت ها بکشد آن وقت است که کلینتون و به عبارتى خانواده کلینتون ها با توجه به سلطه عملا ۲۰ ساله خود روى حزب دمکرات، مى توانند نامزدى حزب دمکرات در انتخابات سراسرى را براى اوباما یعنى این آمریکایى آفریقایى تبار، به یک آرزو تبدیل کنند.

گردهمایى حزب دمکرات در مرداد ماه و در کلورادو برگزار مى شود. اما در اردوگاه جمهوریخواهان وضعیت تقریبا روشنتر است چرا که مک کین تاکنون سهم زیادى را از آن خود کرده و مایک هاکبى رقیب او بسیار عقب است و پیروزیهاى آتى نمى تواند این عقب ماندگى را جبران کند. مک کین براى اینکه بتواند در گردهمایى سراسرى حزب در اوایل سپتامبر در میناپولیس، قاطعانه وارد مرحله بعدى شود باید یکهزار و ۱۹۱سهم را از آن خود کند. اما همانطور که گفته شد راى مردم در انتخابات آمریکا به طور مستقیم در انتخاب یا رد یک نامزد اثرگذار نیست و در نهایت این دلگیت ها و سوپر دلگیت ها هستند که مى توانند آراء اعضاى هر حزب و مستقل ها را تفسیر و بر اساس آن بگویند کدام نامزد شایسته است تا رهبرى یک حزب را در کارزار با رقیب حزب مخالف برعهده گیرد. نکته مهمتر اینکه اعضایى که تحت عنوان دلگیت یا سهم پس از هر پیروزى راهى گردهمایى سراسرى حزب مى شوند، قانونا ملزم نیستند به نامزدى که با پیروزى خود در یک ایالت، آنها را راهى این گردهمایى کرده، راى دهند و مى توانند با درنظرگرفتن مصلحتهاى حزبى و حتى گاهى منافع شخصى،راى خود را به نفع رقیب شکست خورده به صندوق ها بریزند. در چنین شرایطى بدون تردید، داشتن توان مالى هر نامزد مى تواند شانس او را دوچندان کند، اگر رقابت میان کلینتون و اوباما با همین نتیجه ادامه یابد، شاید آن موقع براى یافتن نامزد نهایى حزب دمکرات باید دید کدامیک پولدارتر هستند، کلینتون و یا اوباما. این موضوع پس از آن روشنتر مى شود که بدانیم طى همین چند ماه نامزدهاى انتخابات ریاست جمهورى آمریکا بیش از یک میلیارد دلار براى تبلیغات خود هزینه کرده اند و این ارقام از ثروت شخصى افراد و یا کمک دهندگان مالى کنونى و سهم خواهان آینده، تأمین شده است. اما، این تنها مرحله نخست بازى با راى مردم آمریکا است و بازى اساسى تر مرحله آخر و پس از انتخابات سراسرى است. طبق قوانین به اصطلاح انتخابات آزاد آمریکا، برخلاف آنچه که تصور مى شود، رئیس‌جمهورى با راى مستقیم مردم انتخاب نمى شود.

مردم در هر ایالت در انتخابات سراسرى شرکت مى کنند و به یک نامزد راى مى دهند. هر ایالت نیز طبق قوانین انتخاباتى آمریکا داراى سهم مشخص در یک کنوانسیون ملى انتخابات با نفرات کوچکتر هستند که در مجموع متشکل از ۵۳۸ سهم یا همان «کارت الکترال» است. یک ایالت آمریکا ممکن است ۵۵ سهم و یک ایالت هم ممکن است سه سهم داشته باشد. نامزد برنده در یک ایالت، سهم آن ایالت در آن کنوانسیون ملى انتخابات را از آن خود مى کند و دیگر توجه نمى شود که رقیب ممکن است حتى با یک راى شکست خورده باشد. پس از برگزارى انتخابات، هر نامزد در حقیقت با توجه به پیروزیهاى خود در ایالتها سهمى دریافت کرده است که پس از محاسبه، آن نامزدى که حداقل ۲۷۰ سهم یا کارت الکترال را از آن خود کرده، به عنوان رئیس‌جمهورى معرفى مى شود و دیگر توجه نمى شود که وى چه میزان راى کسب کرده است. به همین دلیل است که گاهى اوقات، نامزد شکست خورده در آمریکا هزاران راى بیشتر از رقیب پیروز کسب کرده اما شمار کارتهاى الکترال او کمتر بوده و در نتیجه به عنوان نامزد پیروز معرفى نمى شود. «جورج بوش» در انتخابات سال ۲۰۰۰ میلادى در حالى به عنوان رئیس‌جمهورى آمریکا معرفى شد که ۵۰۰ هزار راى کمتر از «ال گور» رقیب دمکرات خود داشت. مردم هم در چنین سیستم به اصطلاح لیبرال آمریکایى، هیچ اعتراضى نمى توانند بکنند و تنها اعتراض آنها فقط مى تواند عدم شرکت در انتخابات باشد و به همین دلیل است که معمولاً در انتخابات آمریکا با وجود اینکه فضا را در تبلیغات انتخاباتى کاملا سیاه و سفید مى کنند تا مشارکت مردم را افزایش دهند، اما در نهایت میزان مشارکت با توجه به واجدین راى، اندک است. اما شرکت نکردن مردم نیز نمى تواند این سیستم را اصلاح کند چرا که یک سقفى براى میزان شرکت کنندگان در یک ایالت در نظر نگرفته اند که به طور نمونه اگر شمار راى دهندگان یک ایالت به آن میزان نرسید، آن انتخابات از مشروعیت بیافتد. به عبارتى اگر در یک ایالت فقط یکصد نفر نیز در انتخابات شرکت کنند، سهم آن ایالت به نامزدى داده مى شود که شمار بیشترى از همین یکصد راى را بدست آورده باشد. نکته مهم این است که دولت آمریکا با داشتن چنین انتخاباتى که فقط شکلى دارد، مدعى ناعادلانه بودن انتخابات در دیگر کشورهایى است که در عمده آنها دستکم شمار بیشترى نامزد با دیدگاههاى متفاوت مى توانند به عنوان نامزد انتخابات وارد کارزار انتخاباتى شوند و از همه مهمتر اینکه رئیس دولت در این کشورها با راى مستقیم راى دهندگان انتخاب مى شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات