تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۴۶۶۷۱

عراق در آرزوى ثبات و امنیت


«اگر بخواهیم از اظهارات و سخنان واشنگتن برداشت کنیم، استراتژى هجومى آمریکا که در پى آن  ۳۰ هزار نیروى دیگر این کشور درعراق مستقر شده اند، در به ارمغان آوردن ثبات براى ملتى که هنوز درگیرى هاى قومى، مذهبى و قبیله اى در آن وجود دارد، موفق بوده است. پنتاگون به خود افتخار مى کند که زندگى در عراق در حال بازگشت به حالت عادى خود است، اما واقعیت چیزى دیگر مى گوید.» به گزارش ایسنا پاتریک کاکبرن، خبرنگار روزنامه ایندیپندنت در گزارشى کامل به بررسى تمام ابعاد و نتایج استراتژى هجومى آمریکا در عراق به ویژه بر زندگى مردم عادى بغداد، پایتخت این کشور جنگ زده، پرداخته است. وى در این گزارش آورده است: «من دیگر بسیار کم «بسیم» را مى دیدم. وى یک اهل تسنن حدودا  ۴۰ ساله و اهل غرب بغداد است. پس از درگیرى ها در بغداد در سال  ۲۰۰۶ و به دلیل این که سه چهارم پایتخت عراق تحت کنترل شیعیان بود، بسیم دیگر به سختى مى توانست به شغل رانندگى، ادامه دهد. مى شود گفت که بسیار انگشت شمار بودند مناطقى که یک فرد اهل تسنن مى توانست در امنیت کامل در بیرون به رانندگى بپردازد.

اتفاقى که براى بسیم افتاده قرار است بر سر میلیون ها عراقى دیگر که زندگى شان در جلوى چشمانشان توسط مصیبت هاى پى در پى پرپر مى شود نیز بیاید. همان طور که دنیاى اطراف این مردم فرو  ریخته است، آنها مجبور بوده اند تا براى بقا، براى به دست آوردن یک شغل و درآمد کافى داشتن براى سیر کردن و آموزش خانواده هایشان دست به کارهایى بزنند که نشان مى داد از فرط استیصال و از سر ناچارى مجبور به انجام آن ها شده اند.

معیار اصلى در آمریکا و اروپا براى تعیین این که آیا جنگ در عراق خوب به پیش مى رود و یا نه، آمار تلفات است. شمار سربازان آمریکایى و غیرنظامیان عراقى کشته شده کاهش چشم گیرى پیدا کرده است تا جایى که در ماه ژانویه امسال ( ۲۰۰۸) تنها  ۳۹ سرباز آمریکایى و ۵۹۹ غیر نظامى عراقى جان خود را از دست داده اند که این آمار در مقایسه با آمار ماه اوت سال پیش بسیارکاهش پیدا کرده است. کاخ سفید مدام مى گوید که اگر چه آمریکا در مسیر پیروزى در جنگ عراق قرار ندارد، اما بالاخره در مسیرى افتاده است که به سوى موفقیت به پیش مى رود. در نتیجه این خوش بینى جدید از جنگ عراق، جان مک کین، سناتور ایالت آریزونا و اول جنگ طلب در میان کاندیداهاى جمهورى خواه انتخابات ریاست جمهورى آمریکا که نهایتا در ماه نوامبر برگزار خواهد شد،  توانسته است مبارزه انتخاباتى به زانو در آمده اش را احیا کند و درصدد است تا پیروز نهایى انتخابات شود.»

این گزارش افزوده است: «با وجود شک و تردید بسیارى از خبرنگاران آمریکایى که تا پایان جنگ در عراق مستقر شده اند،  کانال هاى تلویزیونى و روزنامه ها ى نیویورک و واشنگتن به طور گسترده این ادعا را که استراتژى هجومى آمریکا استقرار  ۳۰ هزار نیروى دیگر آمریکایى از فوریه سال  ۲۰۰۶ به موفقیت دست یافته است، باور کرده اند.

این در حالى است که در لندن نسبت به این موضوع با تردید نگریسته مى شود. اما براى هر گونه ارزیابى واقعى از خوشبختى و یا تیره روزى عراقى ها باید از معیارى استفاده شود که به خامى آمار تلفات نباشد. در این گونه ارزیابى ها معیار اصلى باید این باشد که آیا مردم (عراق) از خانه هایشان رانده شده اند و آیا این که مى توانند به محل هاى اقامت خود بازگردند؟ همچنین این سؤال باید مطرح شود که آیا آن ها شغلى دارند و آیا اصلا شانسى براى به دست آوردن آن دارند و یا خیر؟ در این دسته از ارزیابى ها باید این مسأله توضیح داده شود که چرا تنها تعداد بسیار انگشت شمارى از  2/3 میلیون نفرى که  در سوریه، اردن و یا حتى در داخل عراق ولى در جاهایى غیر از خانه هاى اصلى شان پناه گرفته اند، به خانه هاى خود باز مى گردند؟»

گزارش افزوده است: «هم خارجیان و هم عراقى ها معتقدند که زندگى در عراق در حال بهبود است. رسانه هاى خارجى یک نفس تصاویرى را نشان مى دهند که کودکان اهل تسنن بار دیگر در پارک «الزهرا» نزدیک منطقه سبز (بى خطر) در حال فوتبال بازى کردن هستند. این در حالى است که یک سال پیش در همین مکان بسیارى از این کودکان کشته شدند.

یکى از خبرنگاران آمریکایى مستقر در بغداد در گزارشى از این گلایه مى کرد که مشکل این است که رسانه هاى آمریکایى دو گروه هستند: گروهى معتقد به تداوم جنگ و دیگرى معتقد به پدیدار شدن آرامش و ثبات در عراق  هستند.

ادعاى قبلى مقامات آمریکایى و یا عراقى در مورد بهبود وضع امنیتى کاملا دروغ بوده است.» کاکبرن مى نویسد: «به یاد دارم که پل برمر، فرماندار آمریکایى عراق پیش از تشکیل دولت، در نخستین سال اشغال عراق ادعا کرده بود که شورشیان در حال جنگ با یک «عراق جدید» هستند. هنگامى که برمر در سال  ۲۰۰۴ عراق را ترک کرد، تصاویر تلویزیونى او را در حالى نشان دادند که به سختى سوار هلیکوپتر مى شد و هنگامى که دوربین ها آن محل را ترک کردند، او دوان دوان به سوى یک هواپیماى دیگر شتافت تا از خطر حمله شورشیان به هلیکوپترش در امان ماند. درست در مقابل نقاط عطف دروغین گذشته مى شود گفت که آخرین تغییرهاى سیاسى در عراق که منجر به کاهش تلفات نیروهاى آمریکایى و عراقى شده است، تقریبا واقعى هستند. اما میان تصویر این وقایع در دنیاى خارج و واقعیت  آن ها تفاوت شاخصى وجود دارد و بیشتر از آن که به جنگ میان آمریکایى ها ربط داشته باشد، مربوط به درگیرى  مداوم میان شبه نظامیان و شورشیان بر سر قدرت است.»

در ادامه گزارش مى خوانیم: «شورشیان عراق از زمان سقوط صدام در سال  ۲۰۰۳ تا تابستان سال  ۲۰۰۶ مدام در حال نزاع با نیروهاى آمریکایى و دولت شیعه و کرد این کشور بوده اند اما تقریبا به طور ناگهانى بسیارى ازگروه هاى شورشى در سال گذشته تغییر عقیده دادند و با نیروهاى آمریکایى همراه شدند و جنبش «السحوه» و یا «بیدارى» را تشکیل دادند و علیه القاعده اعلام جنگ کردند. البته تغییر ناگهانى عقیده و دیدن تصاویرى همچون هنگامى که دشمنان یکدیگر را در آغوش مى گیرند، در جو سیاسى عراق چیز عجیبى نیست و ریشه در سنن جنگ هاى قبیله اى دارد.

براى نمونه، هنگامى که من در سال  ۱۹۹۶ در کردستان عراق به  سر مى بردم، مسعود بارزانى، رهبر کرد ها و کسى که صدام بسیارى از اعضاى خانواده و قبیله اش را به قتل رسانده بود، از تانک هاى صدام خواست تا شهر اربیل را بگیرند و حمله جلال طالبانى، رهبر کرد رقیب او و رئیس جمهور کنونى عراق را دفع کنند.

ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده ارشد نیروهاى آمریکایى در عراق و رایان کروکر، سفیر آمریکا در بغداد، بسیار مواظب هستند که در مورد موفق بودن استراتژى هجومى آمریکا اظهارنظرهاى واهى نکنند. اما کاخ سفید و جمهورى خواهان سریعا اعلام کردند که در جنگ عراق به یک نقطه عطف دست پیدا کرده اند. در سال  ۲۰۰۳ پس از سقوط صدام توسط نیروهاى آمریکایى به آسانى مى شد دموکرات ها و بسیارى از رسانه هاى آمریکایى را از این ترساند که میهن پرست نیستند و با پیروز شدن ارتش آمریکا در این کشور مخالف هستند. احمد چلبى از اپوزیسیون سابق صدام و یکى از هوشیارترین ناظران اوضاع عراق، به من مى گوید: مشکل عراق این است که تحولات این کشور در آن تأثیرگذار نیستند بلکه تصور آمریکایى ها از اتفاقات آن بر اوضاع این کشور تأثیر مى گذارد.

مشکل دیگر این است که سیاستمداران و مفسران آمریکایى بسیار فراتر از واقعیت فکر مى کنند که نیروهاى این کشور بر اوضاع عراق تسلط دارند. آرى درست است! آمریکا از قدرتمندترین بازیگران اوضاع عراق است اما مسلما تنها بازیگر این میدان نیست. دلیل هاى زیادى وجود دارد که چرا دسته هاى شورشى مثل «تیپ انقلاب  ۱۹۲۰» و «ارتش اسلامى» به نیروهاى آمریکایى پیوستند، از جمله این دلایل این است که این شورشیان در شهر الانبار واقع در غرب بغداد از اقدامات القاعده براى در دست گرفتن اختیار کامل این منطقه و جایگزینى و قتل رهبران سنتى آن ها و ایجاد یک ایالت به شکل و تحت اداره طالبان به خشم آمده بودند. در همین حال شورشیان شاهد این بودند که اگر چه جنگ آن ها با نیروهاى آمریکایى موثر بوده است اما شیعیان که پس از انتخاب سراسرى این کشور در سال ۵ ۲۰۰ کنترل دولت و نیروهاى مسلح عراق را در دست گرفتند، کاملا تمام تلاش هاى آن ها را تضییع کرده اند. تنها منبع مالى در عراق درآمدهاى نفتى است. تنها شغل هاى موجود نیز شغل هاى دولتى است. شیعه ها همراه با کرد ها کنترل هر دوى این ها (درآمدهاى نفتى و مشاغل دولتى) را به دست گرفته اند. قاسم احمد سلمان، یک سنى تحصیلکرده از غرب بغداد در این باره مى گوید: اهل تسنن سپس متوجه شدند که تنها راه حفاظت از خود، اتحاد با آمریکایى هاست. در غیر این صورت ما در وضعیت بسیار ناامیدانه اى قرار مى گرفتیم. استراتژى هجومى آمریکا، استقرار  ۳۰ هزار نیروى دیگر آمریکایى به منظور برقرارى امنیتى جدید درعراق به امن تر شدن بغداد کمک کرده است.

بدین صورت که پایتخت عراق به بخش هایى تقسیم شده است که دور آن ها دیوارهاى سیمانى کشیده شد و تنها یک راه ورود و خروج دارند. بسیم نیز دیگر نه مى تواند به خانه اش در منطقه جهاد بغداد سربزند و نه مى تواند ادعاى پس گرفتن آن را داشته باشد.

وى فقط مى تواند به عنوان یک راننده تاکسى در مناطق اهل تسنن فعالیت کند. زینب جعفر، یک زن شیعه تحصیلکرده که در منطقه «الحمراء» در غرب بغداد زندگى مى کند، مى گوید: مردم مى گویند اوضاع از قبل بهتر شده است اما منظور آن ها از قبل سال  ۲۰۰۶ است که آن حمام خون به راه افتاده بود. اوضاع هنوز بسیار بد است.»

ایندیپندنت در ادامه یادآور مى شود: «هنوز هر وقت که به بغداد نگاه مى کنید، این احساس به شما دست مى دهد که پایتخت عراق هنوز درگیر جنگ است. در تمام نقاط این شهر تاریخى ایست هاى بازرسى وجود دارند. زینب جعفر مى افزاید:  شما به ندرت شاهد حضور دختران جوان در خیابان ها و یا رستوران ها هستید چون خانواده هاى آن ها نگرانند که آن ها به گروگان گرفته شوند، بنابراین آنها دخترانشان را از مدرسه با یک ماشین خصوصى مستقیم به خانه مى آورند.

مغازه‌هاى جدید باز مى شوند اما تنها در مرکز مناطقى که مختص یک محله است، این بدان دلیل است که هیچ کس نمى خواهد جان خود را به خاطر خرید از مغازه اى دور از محل زندگى اش به خطر اندازد. با وجود تمام حرف و حدیث ها در مورد برقرارى امنیت بیشتر در بغداد اما این شهر هنوز به طرز عجیبى خطرناک است: براى نمونه، یک شرکت امنیتى غربى براى این که یک نفر را از فرودگاه به یک هتل در مرکز بغداد (شش مایل) منتقل کند، از وى سه هزار دلار مى گیرد. اما نباید فراموش کرد که تعداد اجسادى که پلیس هر روز صبح از خیابان ها جمع آورى مى کند به سه تا چهار جسد کاهش یافته است. این در حالى است که سابقاً پلیس عراق هر روز ۵۰ تا  ۶۰ جسد را از خیابان هاى بغداد جمع مى کرد. یک رهبر شیعه در این باره مى گوید: مردم دیگر در خیابان هاى اصلى کشته نمى شوند. بلکه آن ها را در خیابان هاى فرعى و کوچه ها مى کشند.

تعداد کشته‌شدگان دو برابر بیشتر از آن چیزى است که دولت مى گوید. با وجود این، آمار کشته شدگان نسبت به  ۱۸ ماه گذشته بسیار کاهش یافته است و بعید به نظر مى رسد که به سطح قبل بازگردد مگر این که القاعده دوباره بخواهد عملیات انتحارى خود را از سر گیرد. در صورتى که حملاتى نظیر آنچه در اول فوریه در بازار پرنده فروشان عراق اتفاق افتاد و منجر به کشته شدن  ۹۹ تن شد، دوباره تکرار شود، جوخه هاى مرگ، کشتارها را آغاز خواهند کرد.

عراق هنوز همانند چاهى مى ماند که نزول کرامت انسانى و فقر در آن امرى عادى است. بدتر این که استراتژى هجومى آمریکا هیچ گونه تأثیرى بر بهبود وضعیت اسفناک و غیر انسانى آن نداشته است.

تحسین شیخلى، سخنگوى غیر نظامى طرح امنیتى بغداد، به این نکته اشاره کرد که در پى بسته شدن و شکستن لوله هاى فاضلاب، بغداد غرق فاضلاب شده است. حتى در بخشى از این شهر فاضلاب آن قدر زیاد است که به بزرگى یک دریاچه شده و مى شود آن را از طریق برنامه Google Earth مشاهده کرد.»

پاتریک کاکبرن، خبرنگار روزنامه ایندیپندنت، در جمع بندى گزارش جامع خود از اوضاع عراق پس از استراتژى تهاجمى آمریکا مى نویسد: «جنگ عراق باعث شده است میلیون ها عراقى همچون بسیم خانه، شعل و اغلب زندگى شان را از دست بدهند. آن ها از این جنگ چیزى جز فلاکت عایدشان نشده و امید  آنها را براى «روزى بهتر» بر باد داده است. این جنگ عراق را ویران کرده است.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات