تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۴۶۶۷۶

اتحادیه عرب معلق میان گسستگی و پیوستگی


دیمیتری کاسیروف / ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی

سوریه به عنوان میزبان اجلاس سران اتحادیه عرب ظاهرا راضی و خشنود است. «ولید معلم»، وزیر خارجه سوریه، در کنفرانس مطبوعاتی در پایان اجلاس گفت: «همین مسئله که این اجلاس در زمان مقرر و در مکان مقرر برگزار شد یک موفقیت است». از قرار معلوم سوریه در میان برادران عربش به اندازه کافی مخالف دارد و همان‌ها بودند که می‌خواستند محل اجلاس را از دمشق به قاهره انتقال دهند.

اما همین اختلاف بود که مسئله لبنان را در این اجلاس به‌ اصطلاح قربانی کرد و یک «اجلاس سران نصفه و نیمه» ساخت. از میان 22 عضو این اتحادیه تنها 11 کشور در سطح سران شرکت کردند و بقیه یا در سطح سفیر یا در سطح نمایندگان رسمی نه‌چندان مهم به اجلاس دمشق آمدند. اگر چه که دلیل اصلی برگزاری این اجلاس در دمشق پرداختن به مشکل لبنان بود اما تقریبا هیچ صحبتی در مورد لبنان مطرح نشد. سوریه متهم است که حتی امروز و پس از خروج سربازانش از لبنان، همچنان از نفوذ خود برای مانع‌تراشی در راه انتخاب رئیس‌جمهوری جدید و رسیدگی به دیگر مشکلات این کشور استفاده می‌کند. علاوه بر آن سوریه به‌خاطر روابط ویژه‌اش با ایران نیز مورد سرزنش اکثر سران عرب قرار دارد زیرا آنها به صورتی سنتی نظر خوبی نسبت به ایرانیان ندارند. سال‌هاست که سران عرب از گسستگی رنج می‌برند و اصولا شاید مورد چندان مهمی برای توافق وجود نداشته باشد و همین اختلاف‌های سنگین بود که اجلاس اخیر دمشق را با بن‌بست روبه‌رو کرد. با نگاهی به موارد توافق میان اعراب درمی‌یابیم که این موارد هیچ‌کدام نمی‌تواند اتمسفری آرام در روابط سران کشورهای عربی ایجاد کند.

یکی از موارد توافق مسئله برنامه‌ها و به عبارتی سلاح‌های اتمی اسرائیل است. در بیانیه پایانی اجلاس دمشق آمده است که تل‌آویو باید به پیمان منع سلاح‌های اتمی بپیوندد و تاسیسات اتمی خود را تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دهد. مسئله این است که اسرائیل هم به مانند کره‌شمالی، هند و پاکستان برای تکمیل برنامه هسته‌ای خود که سلاح‌های اتمی را نیز در بر می‌گیرد، راه خود را می‌رود. اسرائیل به بهانه «وضعیت فوق‌العاده» و روابط غیردوستانه با جهان عرب همواره از دادن پاسخ مثبت یا منفی به این پرسش که آیا سلاح‌های اتمی در اختیار دارد یا نه، طفره می‌رود، پیمان منع سلاح‌های اتمی را امضا نمی‌کند و کارشناسان آژانس را به کشور خود راه نمی‌دهد. اما عرب‌ها هم دیر یا زود باید به چنین پرسشی پاسخ دهند به‌ویژه مصر، بحرین و شاید دیگر کشورهای عرب که به‌زودی برنامه‌های هسته‌ای خود را به مرحله اجرا درمی‌آورند. شرکت‌کنندگان در اجلاس دمشق مشکلی فراموش شده را نیز مطرح کردند: تروریسم چیست؟ آنها در این مورد توافق داشتند که باید کنفرانسی بین‌المللی به سرپرستی سازمان ملل تشکیل شود تا بتوان در مورد این پدیده بحث و تبادل‌نظر کرد. هدف از طرح این مسئله هم معلوم است: هیچ‌کس و هیچ نهادی به جز سازمان ملل متحد نمی‌تواند در مورد حقوق بشر تصمیم بگیرد و در منشور حقوق بشر هم تبصره‌ای وجود دارد که مبارزه علیه اشغالگری را تایید می‌کند و بدین ترتیب مقاومت مردم عراق در مقابل اشغالگران نیز در چارچوب همین تبصره قرار خواهد گرفت.

دیگر موضوع مورد توافق میان شرکت‌کنندگان در این اجلاس مسئله ابتکار روسیه مبنی بر برگزاری کنفرانس خاورمیانه در مسکو بود. به عقیده سران و نمایندگان اتحادیه عرب در چنین کنفرانسی می‌توان به صورتی جدی درباره نقش سوریه و لبنان در امنیت خاورمیانه بحث کرد. یعنی همان موضوعی که در اجلاس دمشق هیچ اشاره‌ای به آن نشد، با توجه به خواست روس‌ها می‌تواند در مسکو مورد بحث قرار گیرد. بدین‌ترتیب کسانی که با نگاهی خوشبینانه به نتایج این اجلاس می‌نگرند می‌توانند با توجه به موارد بالا خوشبینی خود را توجیه کنند.

البته عرب‌ها تنها کسانی نیستند که سازمان‌ها و نهادهای منطقه‌ای آنها دچار اختلاف و گسستگی است. تعلق به یک منطقه مشخص و مشترک به معنی همسویی در عقاید و بالعکس نیست. اما آنچه اعراب را از دیگر دولت‌ها متمایز می‌کند این است که در جهان عرب کشورهای همسایه آنچنان علیه یکدیگر موضع می‌گیرند که گویی در فاصله‌ای بسیار دور از هم قرار گرفته‌اند.

بی‌تردید کارآمدترین و موفق‌ترین سازمان منطقه‌ای «آسه آن» است که همه 10کشور آسیای جنوب شرقی در آن عضویت دارند. اما حتی در این سازمان هم گروه‌هایی وجود دارد که در مورد مهمترین مسائل نظراتی کاملا متفاوت دارند. به‌عنوان مثال در مورد کشور برمه در میان اعضای آسه آن در این‌باره که آیا دموکراتیزاسیون در آن کشور باید به صورت به‌اصطلاح سخت یا نرم انجام گیرد، اختلاف‌نظر کلی وجود دارد. ادعاهای منطقه‌ای نیز در میان اعضای آسه آن وجود دارد اما نقطه قوت این سازمان در این نیست که اتحادیه‌ای از کشورهای هم‌عقیده در آن جمع شده‌اند بلکه در این است که اعضای این سازمان به خوبی آموخته‌اند که چطور می‌توان در عین اختلاف‌نظر با یکدیگر به گفت‌وگو نشست.

در سازمان همکاری‌های شانگهای نیز وضعیت از همین قرار است. ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان از گذشته بر سر منابع آب به‌شدت با یکدیگر اختلاف دارند و به‌خصوص ازبک‌ها در مورد تمام مسائل مواضع خاص و متفاوتی را ابراز می‌کنند. روسیه و چین هم از مدت‌ها پیش بر سر پذیرش یا عدم‌پذیرش هند و تعدادی از دیگر کشورها به این سازمان اختلاف دارند. اما جالب اینجاست که با وجود همه این اختلافات عمیق همواره نشست‌های تخصصی سازمان همکاری‌های شانگهای برگزار می‌شود و در پایان این نشست‌ها همه اعضا به راه‌حل‌های مشترک دست می‌یابند.

وضعیت در آمریکای لاتین و آفریقا هم به همین شکل است. همه کشورهای این دو منطقه با یکدیگر اختلاف دارند اما این اختلافات هرگز موجب آن نمی‌شود که آنها اقدامی برخلاف آنچه در نشست‌های سازمان‌های منطقه‌ای در مورد آن به توافق رسیده‌اند، انجام دهند. اتحادیه اروپایی هم از این نظر با بسیاری از این سازمان‌ها شباهت دارد. این سازمان‌ها به‌رغم همه اختلاف‌ها و تضادهای کشورهای عضو همچنان به کار خود ادامه داده، توسعه‌یافته و اعضای جدیدی می‌پذیرند.

در حال حاضر تصور چندانی در این مورد که در 20 تا 30 سال آینده جهان چه وضعی خواهد داشت و چگونه اداره می‌شود، وجود ندارد. به عقیده روس‌ها سازمان‌های منطقه‌ای مسوولیت بیشتری برعهده خواهند گرفت و سازمان ملل فقط نقش «سرپرست» را ایفا خواهد کرد. چنین ایده‌ای حداقل از منطق و خرد برخوردار است و برگزاری اجلاس سران اتحادیه عرب در دمشق با وجود همه گسستگی‌ها و اختلاف‌ها واقعیتی است که درستی این منطق را نشان می‌دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات