نسرین وزیری
اشاره:
علیاکبر جوانفکر و مهدی کلهر به عنوان مشاوران رسانهای و مطبوعاتی رئیسجمهور در حالی در تیم رسانهای دولت قرار دارند که خود از خبرسازترین چهرههای دولتند. کما اینکه این دو با طرح بحث «کودتای رسانهای» علیه دولت عمدهترین آفت این کودتا را «شبههافکنی» علیه دولت میدانند که به واسطه حجم بسیار زیاد فعالیتهای دولت، اغلب فرصت رفع این شبهات دست نمیدهد. از این رو به گفته جوانفکر حداقل وظیفه او به عنوان مشاور رسانهای دولت آن است که به روشنگری افکار عمومی بپردازد تا مردم بفهمند که رسانهها چه اهدافی علیه دولت دارند. این در حالی است که او در فرازی دیگر از سخنانش مردم را آنقدر فهیم خوانده است که به خودی خود متوجه آنچه که او «رفتار سوء رسانهها علیه دولت» میخواند میشوند و «کودتای رسانهای» را عقیم میگذارند. از این رو لزوم این «روشنگری» چندان مشخص نیست.
در عین حال او «توهم توطئه» خواندن بحث کودتای رسانهای از سوی برخی اصولگرایان منتقد دولت از جمله عماد افروغ و سعید ابوطالب را رد میکند. مشاور رسانهای دولت در حالی میگوید که « ما نگفتهایم تمام صفحات روزنامهها به تبیین فعالیتهای دولت بپردازند» که از رسانهها توقع دارد فعالیتهای دولت را با همان گستردگی پوشش دهند و در توجیه این خواست خود میگوید: دولت به لحاظ گستردگی وظایف در راس همه قواست و حتی دو قوه دیگر بودجهشان را از دولت میگیرند و سطح فعالیت دولت با دو قوه دیگر قابل قیاس نیست. او که ارائه گزارش عملکرد دولت را وظیفه رسانهها میداند در بخشی از سخنان خود جایگاه رئیسجمهور را در کنار رهبر معظم انقلاب و دیگر روسای قوا قرار میدهد و معتقد است که بجز این 4 نفر دیگر مسئولان باید از عملکرد خود گزارش دهند.
حال آنکه بر اساس قانون اساسی شخص رئیسجمهور باید در ازای عملکرد خود و دولت در پیشگاه مجلس و نمایندگان آن پاسخگو باشد. مشاور رسانهای رئیسجمهور سازوکار چگونگی تشویق منتقدان رسانهای دولت را مختصرا تشریح میکند و در پاسخ به اینکه دولت با متملقین خود چه میکند، تاکید دارد که دولت هیچ متملقی ندارد و اگر برخی هم حرفی در این رابطه میزنند بیاهمیت است و رسانهها نباید آنرا بزرگنمایی کنند چون این کار آنها خود نشاندهنده خصومتشان با دولت است. آنچه در پی میآید مشروح گفتوگو با اوست.
">نسرین وزیری
اشاره:
علیاکبر جوانفکر و مهدی کلهر به عنوان مشاوران رسانهای و مطبوعاتی رئیسجمهور در حالی در تیم رسانهای دولت قرار دارند که خود از خبرسازترین چهرههای دولتند. کما اینکه این دو با طرح بحث «کودتای رسانهای» علیه دولت عمدهترین آفت این کودتا را «شبههافکنی» علیه دولت میدانند که به واسطه حجم بسیار زیاد فعالیتهای دولت، اغلب فرصت رفع این شبهات دست نمیدهد. از این رو به گفته جوانفکر حداقل وظیفه او به عنوان مشاور رسانهای دولت آن است که به روشنگری افکار عمومی بپردازد تا مردم بفهمند که رسانهها چه اهدافی علیه دولت دارند. این در حالی است که او در فرازی دیگر از سخنانش مردم را آنقدر فهیم خوانده است که به خودی خود متوجه آنچه که او «رفتار سوء رسانهها علیه دولت» میخواند میشوند و «کودتای رسانهای» را عقیم میگذارند. از این رو لزوم این «روشنگری» چندان مشخص نیست.
در عین حال او «توهم توطئه» خواندن بحث کودتای رسانهای از سوی برخی اصولگرایان منتقد دولت از جمله عماد افروغ و سعید ابوطالب را رد میکند. مشاور رسانهای دولت در حالی میگوید که « ما نگفتهایم تمام صفحات روزنامهها به تبیین فعالیتهای دولت بپردازند» که از رسانهها توقع دارد فعالیتهای دولت را با همان گستردگی پوشش دهند و در توجیه این خواست خود میگوید: دولت به لحاظ گستردگی وظایف در راس همه قواست و حتی دو قوه دیگر بودجهشان را از دولت میگیرند و سطح فعالیت دولت با دو قوه دیگر قابل قیاس نیست. او که ارائه گزارش عملکرد دولت را وظیفه رسانهها میداند در بخشی از سخنان خود جایگاه رئیسجمهور را در کنار رهبر معظم انقلاب و دیگر روسای قوا قرار میدهد و معتقد است که بجز این 4 نفر دیگر مسئولان باید از عملکرد خود گزارش دهند.
حال آنکه بر اساس قانون اساسی شخص رئیسجمهور باید در ازای عملکرد خود و دولت در پیشگاه مجلس و نمایندگان آن پاسخگو باشد. مشاور رسانهای رئیسجمهور سازوکار چگونگی تشویق منتقدان رسانهای دولت را مختصرا تشریح میکند و در پاسخ به اینکه دولت با متملقین خود چه میکند، تاکید دارد که دولت هیچ متملقی ندارد و اگر برخی هم حرفی در این رابطه میزنند بیاهمیت است و رسانهها نباید آنرا بزرگنمایی کنند چون این کار آنها خود نشاندهنده خصومتشان با دولت است. آنچه در پی میآید مشروح گفتوگو با اوست.
* با وجود انتقاداتی که به فقدان استراتژی روشن رسانهای در دولت مطرح میشود، شما بارها اعلام کردهاید که دولت استراتژی مشخصی در این زمینه دارد. این استراتژی چیست؟
** دولت نهم از ابتدای تشکیل آن تاکنون، سیاستی متفاوت از دورههای گذشته در پیش گرفته و از وارد شدن به مسائلی که دولتهای گذشته به آن پرداخته بودند، اجتناب کرده است. در ادوار گذشته، عناصری از درون دولت به سازماندهی تشکلهای سیاسی و حزبی پرداختند و این جریانها اقدام به انتشار روزنامه، تاسیس سایتهای اینترنتی و پایگاههای اطلاعرسانی و استفاده از دیگر ابزارهای رسانهای کردند.
اما دولت نهم چنین رویکردی نداشته و ندارد. شاید همین تغییر رویکرد سبب شده است که برخی افراد مدعی فقدان استراتژی رسانهای در دولت شوند. از طرف دیگر جا دارد به این نکته توجه شود که فضای رسانهای کشور بسیار سیاستزده است و این سیاستزدگی کار حرفهای را عمیقا تحت تاثیر قرار داده است. تصور ما این است که رسانهها برای آنکه در آگاهیبخشی به جامعه نسبت به مسائل داخلی و خارجی منشأ اثر و صاحب نقش در خور و مورد انتظار باشند و بتوانند اخبار و اطلاعات را به صورت شفاف و روشن و دقیق در اختیار مردم قرار دهند، حتما باید در یک فضای کاملا حرفهای و کارشناسی فعالیت کنند. حال آنکه سیاسی شدن فضای کار رسانه باعث به حاشیه رانده شدن نیروهای نخبه رسانهای میشود و افرادی به عنوان صاحبنظر و روزنامهنگار سر در میآورند که هیچ سنخیتی با این حرفه ندارند. در نگاه استراتژیک دولت به عرصه رسانهای کشور، تلاش برای اصلاح فضای رسانهای و حرکت در جهت سالمسازی آن یک هدف اصلی است. برای این منظور هم دست نیاز به سوی رسانهها دراز کردیم و آسیبها و مسائل رسانهای را با آنها در میان گذاشتیم و به بحث نشستیم تا راهکاری برای برون رفت از وضع ناهنجار موجود اندیشیده شود و صد البته برای ساماندهی وضعیت رسانهای کشور، دولت هم وظایف و مسئولیتهایی دارد که در جای خود به آنها عمل خواهد کرد.
* منظورتان از اقدامات دولت برای سالمسازی فضای رسانهای چه اقداماتی است؟
** در ادامه پاسخ به سوال قبلیتان لازم است بگویم که یکی از استراتژیهای دیگر دولت نهم در عرصه رسانهای آن بوده است که صبر و تحمل و بردباریمان را در برابر انتقادهایی که در بسیاری از موارد هم از حد و مرز انتقاد خارج شده و جنبه توهین و تشویش اذهان عمومی به خود گرفته، بالا ببریم. به عبارت دیگر با همه آسیبهای موجود ما ضریب و آستانه تحمل خودمان را بالا بردیم تا به فراهمآوری فضایی جهت اصلاح فعالیت رسانهای کشور کمک کنیم و البته خود رسانهها هم برای فراهم آمدن چنین بستری باید کمک کنند.
رویکرد انتقادی دولت به عرصه رسانهای کشور منبعث از این باور است که ناهنجاریهای موجود در فضای رسانهای کشور باید زدوده شود و این کار مستلزم همکاری مشترک دولت و رسانههاست. سالمسازی این عرصه به صورت دستوری امکانپذیر نیست. این حرکت باید از درون خود رسانهها و با ابتکار و تلاش صاحبنظران و کارشناسان رسانه انجام شود و البته دولت بستر این کار را فراهم میکند و حمایتهای لازم را به عمل میآورد.
* شما در حالی از ارتقای آستانه تحمل دولت نسبت به چنین انتقاداتی سخن میگویید که شاهد خیل بسیاری از جوابیهها و به نوعی پاسخگوییهای دولت به رسانهها هستیم. اگر چه بر اساس قانون مطبوعات، حق پاسخگویی در همان نقطه از صفحه و با همان فونت به رسمیت شناخته شده است اما دولت نهم در اقدامی نوین، تیتر جوابیه را هم تعیین میکند!
** وقتی رفتار خارج از قاعده و قانون از سوی یک رسانهای در چارچوب یک تیتر بزرگ صورت میگیرد، این حق برای دولت و هر کس دیگری محفوظ است که به همان اندازه و در همانجا بر اساس قانون پاسخ دهد. پس این یک امر قانونی است و خارج از قاعده نیست.
* اما در قانون نیامده که پاسخ دهنده خودش تیتر آن را هم انتخاب کند. این حق رسانه است که تیتر مطلب را انتخاب کند.
** این حق را قانون به رسمیت شناخته است که هر کس از ناحیه یک رسانه در معرض آسیب و زیان قرار گرفت، بتواند پاسخی دو برابر آنچه که در رسانه مطرح شده است بدهد. طبیعی است که شاکی برای استفاده از این حق خود، میتواند تیتر را هم خودش تعیین کند. رسانه متهم است که خطایی را انجام داده و علیالقاعده برای جبران آن خطا، حق انتخاب تیتر را به خاطی نمیدهند. این کار منطقی نیست و اشکال قانونی به این کار وارد نیست، اگر هم باشد میتوان آن را از مراجع ذیربط قانونی سوال کرد تا اصلاح شود، اما برداشت اولیه از این حق قانونی این است که زیان دیده، حق تیتر زدن هم داشته باشد. چون اگر انتخاب تیتر به عهده روزنامه گذاشته شود، آنها تیتری میزنند که مورد نظر طرف زیان دیده نیست و حق مطلب را ادا نمیکند.
* روزنامههایی مثل رسالت و سیاستروز از جمله روزنامههای منتقد دولت قبل بودند اما هیچگاه جوابیههای آن دولت را در صفحه اول خود، آن هم تیتر یک کار نمیکردند. حتی در مواقعی که جوابیه مربوط به تیتر یک آنها بود اما در دولت نهم که به قول شما آستانه تحمل آن بالا رفته ما شاهد جوابیههایی در صفحه اول و با تیتر یک انتخابی دولت در صفحه اول روزنامههای منتقدی چون اعتماد و اعتماد ملی هستیم. چرا جوابیهها در این دولت این قدر افزایش یافتهاند؟
** مگر در دولت نهم در چند مورد این اتفاق افتاده است؟
* حداقل سه مورد.
** سه مورد جوابیه تیتر یک در مقابل انتشار این همه روزنامه که چیزی نیست. دهها مورد را هم ما اصلا پاسخ ندادهایم. چرا این سه مورد این قدر زیاد به نظر میرسد.
* چون در دولتهای قبل همین سه مورد محدود هم نبود.
** چون قبلا این سطح از هجمه علیه دولت اصلا وجود نداشت. میتوانید این موضوع را میان این دولت و دولت گذشته مقایسه کنید. آن چیزی که این روزها به عنوان انتقاد از دولت در برخی از رسانهها مطرح میشود، اصلا انتقاد نیست. در حالی که انتقادات از دولت گذشته هیچ گاه وارد فاز هتاکی و اهانت و توهین به مقامات عالیرتبه نمیشده و هیچ رسانهای اینچنین عمل نمیکرده اما این روزها برخی رسانهها صراحتا و آشکارا به دولت توهین میکنند و نمیتوان در قبال آن سکوت کرد. پاسخگویی و شبههزدایی، طبیعیترین واکنش به این اهانتهاست و ربطی به آستانه تحمل ندارد. چون موضوعاتی که از اساس باطل است و تحریف شده و مجعول است در این گونه رسانهها مطرح میشود و نمیتوان در قبال آنها تحمل کرد. واقعا شما توقع دارید که دولت در مقابل این گونه مطالب آستانه تحملش را بالا ببرد. انتقاد چارچوب خودش را دارد و اتفاقا ما هم از انتقاد استقبال میکنیم و مشوق منتقدان هستیم.
* رئیسجمهور نیز اخیرا اعلام کردهاند که منتقدان دولت را تشویق میکنند. این تشویق چگونه صورت میگیرد و شما منتقدان دولت را چگونه شناسایی میکنید؟ (توضیح: این مصاحبه قبل از جشنواره اخیر مطبوعات برگزار شده که در آن رئیسجمهور به 8 فعال رسانهای منتقد خود جایزه داد.)
** این امر به صورت یک جشنواره میتواند اتفاق بیفتد و احتمالا وزارت ارشاد متصدی برگزاری آن و دعوت از منتقدان برای ارسال مطالب انتقادی خواهد بود. هیات داوران بهترین نقدها را انتخاب میکند و به آنها جایزه داده میشود. امیدواریم که این اتفاق هر چه زودتر به وقوع بپیوندد و البته در نمایشگاه مطبوعات هم دیدید که رئیسجمهور به صورت نمادین از برخی منتقدان دولت با اهدای لوح و جایزه، تقدیر کردند.
* شما که قرار است منتقدان دولت را تشویق کنید، با متملقین دولت چه خواهید کرد؟ به عبارت دیگر رویکرد دولت در قبال متملقانش چیست؟
** ما اصلاً متملق نداریم و تملقگویی را در سطوح رسانهای هم جایز نمیدانیم. این کار هم به دولت آسیب میزند و هم به رسانه. تملقگویی اساسا یک رفتار زشت و بیارزش است. اما یادتان باشد که هر چیزی را به چوب تملق نکوبیم. اطلاعرسانی مناسب و جامع درباره خدمت و فعالیتهای گسترده دولت، پاسخی در خور به حق مردم است. در واقع این حق مردم است که بدانند دولت منتخب آنها سرگرم انجام چه فعالیتهایی است و چه تصمیماتی برای اداره کشور اتخاذ کرده است؟ البته انتقادها را باید به سوی رسانههایی متمرکز کرد که از انعکاس فعالیتهای دولت خودداری میکنند این یک نوع سانسور آشکار است که برخی از رسانهها علیه دولت اعمال میکنند.
* اینکه رئیسجمهور را سقراط زمانه بنامند، تملق نیست؟
** نه، اصلاً بحث این نبوده که رئیسجمهور را سقراط بنامند بلکه در یک نشریه داخلی، بحث روش سخن گفتن سقراط، مطرح شده است که سقراط سوال را با سوال جواب میداده و دکتر احمدینژاد نیز از این روش برای پاسخگویی به سوالات استفاده میکند. این چه ربطی به تملقگویی دارد. واقعاً این نوع رفتار رسانهها که میخواهند به کارگیری چنین عباراتی را تملق بدانند جای تعجب دارد.
* اینکه به نقل از یک مسلمان سوریهای بگویند که اگر ختم رسل نشده بود ما احمدینژاد را پیامبری دیگر میدانستیم چطور؟ این هم تملق نیست؟
** هر کس ممکن است یک حرفی و نسبتی را مطرح کند. اینکه یک مسلمان سوریهای چیزی را گفته و بعدا یک فردی که معلوم نیست چه هویتی دارد حرف او را تکرار کرد و بعد یکسری از رسانهها آن را در شیپورهایشان بدمند. این رفتارها هیچ نسبتی با اراده و خواست دولت ندارد. ما نه آن حرفها را تایید میکنیم، نه بیان کننده آنها ربطی به دولت دارد و این رفتار خارج از عرف بعضی از رسانهها را هم قبول نداریم.
دکتر احمدینژاد خودش را نوکر و خاک پای مردم معرفی میکند. از این پایینتر هم شان و منزلتی هست که یک رئیسجمهور برای خودش تعریف کند. با این وجود چرا باید حرف بیربط یک نفر را برخی از روزنامهها بزرگنمایی کنند. این رفتار جز نشان دادن خصومت علیه رئیشجمهور، مبین چه چیز دیگری میتواند باشد؟ آیا این رفتار کینورزی را ترویج نمیکند؟ این حرفها اصلاً چرا باید به سطح رسانهها که محفل انعکاس زیباترین، اصیلترین و گهربارترین سخنان است کشانده شود؟ دکتر احمدینژاد فرد فرهیخته و دانشمندی است که به نظر میرسد ابعاد شخصیتی، فکری، مدیریتی و نقش ویژه ایشان در فرآیندهای تصمیمسازی و تصمیمگیری را نسلهای بعد بهتر از نسل امروز خواهند شناخت. امروز ظلم فاحشی در حق او صورت میگیرد و برخی در صدد هستند تا به هر نحوی که شده مانع از آشنایی افکار عمومی با ابعاد مختلف ظرفیت وجودی ایشان شوند. به نظر من کار بزرگی که دکتر احمدینژاد در این مقطع حساس در جهان انجام داد در خارج از کشور و به ویژه در جهان اسلام بهتر و بیشتر و عمیقتر از داخل شناخته شده است. به هر حال ایشان مصمم است تا به اسلام، مردم و کشورش خدمت کند و باید بگذارید که این خدمت ادامه پیدا کند.
* شما بارها گفتهاید که رسانهها و دولت دو عضو یک خانواده هستند اما برخی این نظر را نمیپذیرند. چون روح فعالیت رسانهای، انتقادی است و انتقاد هم در گرو تبیین نقطه ضعفهاست. اما اعضای یک خانواده معمولا ضعفهای هم را فاش نمیگویند و سعی در اختفای آن میکنند.
** بنده بارها عرض کردهام که اگر رسانهها و دولت در هدف مشترک باشند، دو عضو مهم از خانواده بزرگ نظام اسلامی خواهند بود و این موضع بسیار روشنی است. در فرآیند زندگی هم اعضای یک خانواده همدیگر را نقد کرده و در جریان تبادل نظر و مباحثه با یکدیگر، گاهی جرو بحث هم می کنند و نقاط ضعف همدیگر را بیان میکنند. این هم محل اختلاف نیست و عضویت آنها را در یک خانواده نقض نمیکند. کما اینکه دو برادر هم گاهی با هم چالش دارند اما هدف مشترکشان را که حرکت در مسیر رشد و تعالی و بهروزی خانواده و زندگی سالم و سازنده در کنار هم است را از دست نمیدهند.
* با وجود این نگاه شما برخی از فعالان مطبوعاتی از جمله آقای محبیان معتقدند که دولت نگاهی طلبکارانه به رسانهها دارد. به عبارت دیگر شما اگرچه بارها گفتهاید که ما رسانه مجیز گو نمیخواهیم اما از سوی دیگر میگویید که رسانهها حجم کار وسیع دولت در تمامی زمینهها را پوشش نمیدهند و از این مساله گلهمند هستید. این نشانگر توقع زیاد شما از رسانهها نیست تا سهم بیشتری از اخبارشان را به دولت اختصاص دهند؟
** وقتی با رسانهها به ویژه صدا و سیما، نقطه نظراتمان را در مورد انعکاس مسائل دولت مطرح میکنیم، آنها میگویند که به وظایفشان در انعکاس اخبار دولت عمل کردهاند. اما در صحنه عمل میبینیم که جز پوشش خبری سخنرانیها و مصاحبههای پراکنده برخی افراد در دولت، چیز دیگری در رسانهها از جمله صدا و سیما منعکس نمیشود. در حالی که دولت مجموعه عظیمی است و در کل کشور اثرگذار است. حجم بالای فعالیتهای دولت را در حوزههای اجرایی چه کسی باید به اطلاع مردم برساند. اجرای هزاران طرح و پروژه مصوب دولت در بخشهای عمرانی، اجتماعی، اقتصادی، خدماتی، رفاهی و ورزشی در 30 استان کشور یک جهش بزرگ را رقم زده است، چگونه ممکن است عدهای از قلم به دستان و روزنامهنویسان ما اطلاعرسانی درباره این اقدامات دولت را با مجیزگویی و تملقگویی برابر بدانند؟ ما از رسانهها ـ از جمله از مطبوعات ـ میخواهیم که حق مردم برای دانستن و آگاه شدن از واقعیتهای مربوط به زندگی اجتماعی آنها را برآورده کنند. اسم این مطالبه درست را طلبکاری دولت از رسانهها میگذارید! این حق مردم است که بدانند دولت منتخبشان برای آنها چه کرده است؟
* اگر قرار باشد رسانهها تمامی حجم کارهای دولت را پوشش دهند چه تضمینی وجود دارد که رسانهها به بولتن داخلی دولت تبدیل نشوند؟
** چرا باید به بولتن دولت تبدیل شوند ما از رسانهها دعوت میکنیم که خودشان ببینند دولت چه کارهایی کرده و سرگرم انجام چه کارهایی است و آن را گزارش دهند. ما خواستار تبلیغ و انتشار آنچه را میگوییم نیستیم بلکه خواستار اطلاعرسانی درباره فعالیتهای دولت در عرصههای مختلف، هستیم و این خواسته هم حق مردم است. ما بستر را برای مشاهده رسانهها و اطلاعرسانی آنها فراهم میکنیم. رسانهها بیایند ببینند و گزارش بدهند. نه اینکه چیزی را از ما نقل کنند. چنین رویکردی رسانهها را به بولتن تبدیل نمیکند و حتی سبب ارتقای کیفیت کار رسانهها و افزایش تیراژ آنها هم میشود چون مردم اگر احساس کنند که رسانهای منعکس کننده مسائل کشور به صورت شفاف و بیغرض است حتما به آن رسانه اعتماد می کنند و آن را محل رجوع و رفع نیازهای اطلاعاتی و خبری خود قرار می دهند.
* اما دولت فقط یک بخش از منابع خبری است و ما دو قوه دیگر هم داریم. علاوه بر اینها مراکز و منابع خبری بسیار دیگری هم وجود دارد. نمیشود که به علت گستردگی و حجم فعالیت دولت تمام صفحات روزنامهها را به پوشش اخبار دولت اختصاص داد.
** ما هم چنین چیزی مطالبه نکردیم که تام صفحات روزنامهها به پوشش اخبار دولت اختصاص داده شود. اما طبیعی است که هر کس دایره تاثیر خاص خودش را دارد. دولت به عنوان قوه مجریه به لحاظ گستردگی وظایف و اهمیت جایگاه آن، در راس همه قوا قرار دارد و شما این واقعیت را میتوانید از جایگاهی که قانون اساسی برای رئیسجمهور و دولت در نظر گرفته متوجه شوید. پس از رهبر معظم انقلاب، رئیسجمهور یعنی رئیس قوه مجریه عالیترین جایگاه را در مدیریت کشور دارد و بیشترین مسئولیتها در حوزه مسائل داخلی و خارجی نیز بر عهده دولت است.
* اتفاقا شما همین نگاه را هم به صدا و سیما دارید که چون دولت بودجه صدا و سیما را میدهد، پس این رسانه باید تمامی اخبار دولت را منعکس کند.
** نه، این درست نیست و ما چنین نگاهی به صدا و سیما نداریم. مباحث را نباید با هم خلط کرد. بحث من بر سر گستردگی فعالیتها و وظایف دولت است. کار قوه مجریه به قدری عظیم است که در واقع بودجه دو قوه دیگر را هم به نوعی قوه مجریه باید طراحی و تامین کند، گستردگی وظایف قوه مجریه اصلا قابل قیاس با دیگر قوا نیست. طراحی همه مسائل از ساست خارجه و اقتصاد گرفته تا تامین امنیت و دفاع از کشور و ... در دولت صورت میگیرد و این خود گویای گستردگی وظایف قوه مجریه است. بنابراین اگر بخواهید به هر قوهای در رسانهها سهم دهید خودتان ببینید که سهم دولت چقدر است، البته این سهم ملت است نه سهم دولت.
به عبارات دیگر سه ملت از دانستن گونگی عملکرد دولت را باید سنجید. وگر نه ما که میگوییم دولت هیچ حقی و شان و منزلتی جز خدمت به مردم ندارد.
* بخشی از نگاه طلبکارانه شما از رسانهها هم به این گفته شما بر میگردد که گفته بودید اگر مصوبات استانی دولت اجرایی نشده باشد، اول از همه باید رسانهها را بازخواست کرد چرا شما اول از همه مدیرانتان را بازخواست نمیکنید که آن مصوبات را اجرا نکردهاند؟
** برای این است که رسانهها چشمان بیدار، گوشها شنوا و زبان گویای جامعه قلمداد میشوند. مردم آزادی مطبوعات و آزادی بیان را که از فرازهای قانون اساسی است، برای همین تضمین کردهاند که رسانهها در سایه این آزادی به وظایف سنگین خود در زمینه اطلاعرسانی به شکل صادقانه، شفاف و دقیق و جامع عمل کنند. این وظیفه رسانههاست که اگر در مجموعه فرآیندهای مربوط به فعالیتهای متنوع کشور، نقصان، اشکال و انحرافی مشاهده کردند، نسبت به آن حساس باشند و به فوریت زنگهای هشدار و خطر را برای مسئولان نظام و مردم به صدا در آورند. البته رسانهها برای موفقیت در انجام این وظیفه خطیر و مهم، حتما باید از وابستگی به جریانهای سیاسی، پولی، اقتصادی و گروههای طالب قدرت آزاد و از فشارهای آنها در امان باشند. علت اینکه گفته ایم رسانهها و خبرنگاران باید در قبال برخی ناهنجاریها و حیف و میلها از سوی افراد و دستگاهها در ادوار گذشته، در معرض پرسش قرار گیرند، آن است که ما آنها را چشم بیدار جامعه میبینیم. این رسانههای بیدار کجا بودند که در زنجان به سراغ بیمارستان آیتالله موسوی زنجانی نرفتند و علت رها شدن این بیمارستان را ریشهیابی نکردند؟ آیا نباید آسیبشناسی کنیم که چرا این چشمان بیدار به خواب رفته بودند؟ چرا این گوشهای شنوا درد مردم و خواست آنان را نشنیدند و چرا این زبانهای گویا فریادی بر نیاوردند؟
* چرا مدیرانتان را چشم بیدار جامعه نمیدانید؟ به آنها اعتماد ندارید؟
** مباحث را نباید با هم خلطکرد. کارکرد رسانههای ارتباط جمعب با کارکرد مدیران متفاوت است و هر کدام را باید در ظرف خوشان مورد بحث و گفتوگو قرار دهیم.
اینکه از مدیران به عنان چشم بیدار جامعه یاد نمیشود، به منزله بیاعتمادی به آنها نیست. رئیسجمهور محترم اعلام کردند که مدیران کم کار و بیتوجه به مصوبات استانی عزل خواهند شد. پس مدیران هم مواخذه میشوند. البته این رویکرد در دولت جدید دنبال میشود و ای کاش در دولتهای گذشته هم چنین رویکردی وجود میداشت. اما معتقدیم که پرسشگری و سوال کردن کار رسانههاست و میخواهیم تا خبرنگاران در فضایی آزاد این سوالات را مطرح کنند. متاسفانه بارها اتفاق افتاده که برخی از رسانههای وابسته به یک جریان سیاسی خاص، بر ضعفهای مدیریتی یا تخلفات مدیران همسو و همفکر خود سرپوش گذاشته یا برعکس چوب لای چرخ مدیران توانمندی گذاشتهاند که گرایش سیاسی مخالفی داشتهاند. برای اصلاح این رویکردهای نادرست و این رفتارهای مختل کننده، باید دست به دست هم دهیم و به همین دلیل است که تاکید میکنم رسانهها باید آزاد و مستقل از جریانهای سیاسی باشند و فقط به منافع ملی و تامین حقوق مردم بیندیشند و بس.
* شما در حالی میگویید که رسانهها را باید به دلیل عدم اجرای مصوبات استانی دولت مواخذه کرد که از سوی دیگر استقبال چندانی از این انتقادات رسانهای نمیشود. مثلا وقتی رسانهای به انتقاد نطق یکی از نمایندگان مینویسد که با وجود ادعای دولت در اجرای 70 درصدی مصوبات استانی در فلان منطقه 20 درصد از مصوبات به اجرا درآمده است، شما بلافاصله هم جواب نطق آن نماینده را میدهید و هم به آن رسانه جوابیه میفرستید.
** بنده هیچ وقت نگفتهام که خبرنگاران را به دلیل عدم اجرای مصوبات سفرهای استانی دولت باید مواخذه کرد. بنده گفتهام که خبرنگاران و رسانهها در قبال انحرافات دستگاههای مختلف از مسیر خود در ادوار گذشته که منجر به حیف و میل بیتالمال ـ شده است باید مورد سوال قرار گیرند که چرا چشم خود را بر روی واقعیتها بستند و به پرسشگری، حقیقتیابی و اطلاعرسانی به مردم که وظیفه آنهاست، نپرداختند؟ علاوه بر این، چرا توقع دارید که دولت، اظهارات و انتقادات بیاساس را بدون پاسخ بگذارد. ما خودمان خبرنگاران را به محل اجرای طرحهای مصوب دولت میبریم تا از نزدیک مشاهده کنند و به عنان شاهد به مردم گزارش دهند که چه میزان از مصوبات اجرایی شده و چه میزان اجرایی نشده است. پس ما استقبال میکنیم که کار دولت مورد بررسی و حتی نقد قرار بگیرد. نقش خبرنگاران باید برجسته شود و در فرآیند اطلاعرسانی از سوی مخاطب، دیده شود. در بسیاری از مسائل خبری و اطلاعرسانی نقش خبرنگار ناپیداست. باید کمک کنید تا این دیدگاه مترقی دولت پیش رود و رسانه و خبرنگار جایگاه و منزلت واقعی در خور شان خودش را پیدا کند.
* در طول صحبتهایتان چندین بار به آزادی فضای اطلاعرسانی و آزادی فعالیت رسانهای اشاره کردید. اتفاقا رئیسجمهور هم در سفرهای خارجیشان در پاسخ به سوالات مختلفی گفتهاند که ما آزادترین کشور دنیا هستیم و رسانه های آزادی داریم. این سخنا با این موضع شما که «همه چیز را نباید به مردم گفت» در تناقضص است. چه پاسخی به این پارادوکس دارید؟
** قبلا هم گفتم که مباحث را نباید با هم خلط کرد. آن بحثی که گفته بودم همه حقایق باید مطرح شود، در فرآیند ارتباط میان اعضای یک خانواده مطرح شده بود؟ مگر پدر خانواده همه مسائل را به همه اعضای خانواده میگوید؟ پدر خانواده ممکن است حرفی را به همسرش بزند ولی آن را به فرزندانش نگوید. متقابلا آن حرفی که یک مادر به دخترش میگوید، آن را به پسرش نمیگوید. این یک چارچوبی از ارتباط در درون یک خانواده است و به معنی سانسور و عدم اطلاعرسانی در مورد مسائل مختلف نیست. طبیعی است که هر کسی باید اطلاعات مربوط به خودش را دریافت کند. آن حرف رئیسجمهور هم به همین معناست. نه اینکه بخواهیم چیزی را از مردم کتمان کنیم. ما که خودمان فضا را باز گذاشتهایم و هیچ سدی را برای اطلاعرسانی ایجاد نمیکنیم.
* اگر چه میگویید که فضا را باز گذاشتهاید و هیچ سدی برای اطلاعرسانی ایجاد نمیکنید اما برخی میگویند که تیم رسانهای دولت به خبرنگاران به ویژه در سفرهای استانی گفتهاند که فلان قسمت از حرفهای رئیسجمهور را منعکس نکنید. به عبارت دیگر اگر چه شما میگویید که «به خبرنگاران نمیگوییم چه بنویسند» اما آیا به آنها میگویید چه ننویسند؟
** گاه رئیسجمهور در یک فضای خصوصی با برخی از مدیران خود صحبت میکند و به خبرنگار اجازه حضور در چنین فضایی داده میشود. طبیعی است که ممکن است در این فضا رئیسجمهور مسئلهای را از زاویهای مطرح کند و از خبرنگاران هم بخواهد که آن را منعکس نکنند. این مساله در همه جای دنیا وجدد و این حق هر کسی است که مایل باشد بخشی از اظهاراتش، خصوصی تلقی شود و منتشر نگردد. خبرنگاران رسانهها اجازه یافتهاند در چنین فضایی حاضر شوند و مباحثی را که جنبه عمومی دارد، منتشر کنند. این احساس خوبی نیست که خبرنگاران را عناصری فرش کنیم که همواره به دنبال سوژههای جنجال ساز و تنشآفرین هستند.
* اگر گوینده مطلب نداند که خبرنگار در جمع حضور دارد بله چنین حقی جایز است اما وقتی با علم به حضور خبرنگار مطلبی بیان میشود نه. به ویژه آنکه در چنین جلساتی تعداد زیادی از خبرنگاران و عکاسان حضور دارند.
** بهتر است خبرنگار در صحنه حضور داشته باشد و احیانا در موارد استثنایی به او گفته شود، از درج یک نکته خاص بپرهیزد یا اینکه اصلا خبرنگاران حضور نداشته باشند و روابط عمومی دولت خودش خبر را تنظیم کند و برای رسانهها بفرستد؟
* این مسأله به کرات رخ داده است و همچنان نیز بسیاری از اخبار ریاست جمهوری را روابط عمومی تهیه میکند.
** خیر این طور نیست. در جلسات عمومی سعی ما این است که خبرنگاران حضور پیدا کنند. در چنین جلساتی هم تعاملات این چنینی بین دولت و رسانهها برای نحوه انعکاس اخبار ایرادی ندارد و این چارچوب از تعامل و همکاری از دیرباز وجود داشته است اما معلوم نیست که دلیل این حساسیت شما چیست؟ این خیلی بهتر از این است که ما خودمان گزارش تهیه کنیم و به رسانهها بدهیم.
* اما هیچ فرقی بین اینکه شما خودتان گزارش را تهیه کنید یا اینکه اجازه حضور خبرنگاران را بدهید اما به آنها بگویید که چه چیزی ننویسند، نیست.
** در یکی از صدها جلسه سخنرانی رئیسجمهور ممکن است نکتهای مطرح شود که فرصت تبیین آن در آن جلسه پیش نیامده یا اینکه رئیسجمهور در حاشیه جلسهای چیزی را برای جمع خاصی مطرح میکنند. آیا نباید از خبرنگاران بخواهیم که فعلا آن را مطرح نکنند تا بعدا در فرصتی، بیشتر به این نکته پرداخته شود و پس از تبیین کاملتر منعکس گردد؟
* یکی از موارد نقض فضای آزاد رسانهای توقیف رسانههاست که در این دولت هم وجود دارد و حتی برخلاف گذشته برخی سایتهای خبری هم فیلتر شدهاند.
** توقیف مطبوعات هیچ ربطی به دولت ندارد.
* اما در دولت نهم شاهد شکایت از روزنامهها و حتی توقیف آنها از سوی هیات نظارت بر مطبوعات هستیم. این هیات زیرمجموعه وزارت ارشاد و بخشی از دولت محسوب میشود. با وجود اینکه شما چندین بار گفتهاید که دولت در این هیات فقط یک نماینده دارد اما اینگونه نیست و یک نماینده از وزارت علوم هم در این هیات حضور دارد. پس دو نفر از دولت در هیات نظارت بر مطبوعات هستند. مضاف بر اینکه دبیر این هیات نیز وزیر ارشاد است.
** تهمت زدن بیدلیل به دولت فرافکنی است یا دفاع اصولی و منطقی دولت در برابر آن؟ این یک هیات هفت نفرهای است که یک نفر از آن ـ وزیر ارشاد ـ عضو دولت است و یک نفر هم نماینده دانشگاهیان است که از میان اساتید انتخاب شده و با معرفی وزیر علوم به عضویت این هیات در میآید.
پس پنج نفر دیگر (نماینده حوزه علمیه قم، نماینده مجلس، نماینده قوه قضائیه و...) از اعضای دولت نیستند و هیچ ارتباطی با دولت ندارند. این پنج نفر حق رای دارند و با آرای آنها به توقیف یا لغو مجوز نشریهای رای داده میشود.
* البته که این پنج نفر حق رای دارند اما مسأله اینجاست که این پنج نفر در دولتهای قبل هم حق رای داشتهاند. اما هیچگاه آرای آنها تا پیش از دولت نهم منجر به توقیف نشریهای نشده بود و همواره دستگاه قضایی بود که چنین احکامی صادر میکرد. پس لابد در حال حاضر آرای نمایندگان دولت در این هیات تغییر کرده که شاهد توقیف رسانهها با نظر هیات نظارت هستیم.
** بنده مدافع رای این پنج نفر نیستم و آنها خودشان باید در این زمینه توضیح بدهند اما این درست نیست که شما رای این پنج عضو مستقل از نهادهای غیردولتی را در هیات نظارت بر مطبوعات نادیده بگیرید و آن را به دولت نسبت دهید. عملکرد این هیات ربطی به دولت ندارد. شما این را بپذیرید که هیات نظارت هویت مستقلی از دولت دارد. اینکه دبیر خانه این هیات در اختیار وزارت ارشاد است به منزله این نیست که این هیات زیرمجموعه دولت است. چون دبیرخانه هیچ هویت مستقلی ندارد و تابع نظر هیات نظارت است. پس ربط دادن عملکردها و نظر این هیات به دولت، کار اشتباهی است که متاسفانه پس از توقیف هر رسانهای آن را متوجه دولت میدانند. حتی روزنامه «ایران» را که روزنامه دولت بود، همین هیات نظارت توقیف کرد. این منصفانه نیست که با توقیف هر رسانهای، دولت مورد هجمه قرار گیرد.
* اینکه با شکایت دولت برخی سایتهای خبری مثل ایلنا و بازتاب توقیف و فیلتر میشوند، چه طور؟ این که به دولت ربط دارد.
** آن شکایتها به اسم دولت نبوده. شاید یک دستگاه یا وزارتخانهای از این سایتها شکایت کرده باشد که این هم ربطی به تمامیت دولت ندارد.
* مگر وزارتخانهها بخشی از دولت نیستند؟
** وزارتخانه یک معنی دارد و دولت معنی دیگری دارد. یک وزارتخانه ممکن است در معرض رفتار نادرست یک رسانه قرار بگیرد و نسبت به آن واکنش نشان دهد اما آن رسانه واکنش وزارتخانه مربوطه را منعکس نکند. این حق وزارتخانه مذکور است که از آن سایت یا رسانه شکایت کند. وزارتخانه گوشهای و بخشی از دولت است نه کل دولت. نباید این دو را با هم خلط کرد. اگر سایت بازتاب یا هر سایت دیگری برخلاف قانون عمل کرده، این طبیعی است که قانون با آن برخورد کند. ادامه دارد...