بسماللهالرحمنالرحیم
هفته بسیج رو به پایان است و این سئوال که رابطه بسیجیان با سیاست چگونه باید باشد، همچنان مورد بحث صاحبنظران دو جناح سیاسی مطرح کشور میباشد.
این سئوال، هر چند از مدتها قبل مطرح بود، ولی اخیراً و در آستانه هفته بسیج، یکی از ائمه جمعه و با طرح مجدد آن و اعلام این نکته که نسبت دادن این مطلب به امام که سپاه پاسداران و بسیج به عنوان نیروی نظامی نمیتوانند در سیاست دخالت کنند، کار دشمنان خدا و جریانات فاسد است، بار دیگر این موضوع را به یک بحث داغ در مطبوعات و محافل سیاسی تبدیل کرد.
در مقابل، یکی از روحانیون سرشناس جناح اصلاحطلب در واکنش به این اظهارات گفت: حمایت سپاه و بسیج از حزب یا جریان خاصی در کشور، کاری است که این نهاد مقدس را در نظر افکار عمومی از هم میپاشد و امام بارها فرمودهاند نه تنها سپاه بلکه کل نیروهای مسلح در مسایل سیاسی اختلافی نباید دخالت کنند.
نفس رویاروئی این دو اظهارنظر کننده در چگونگی رابطه نیروهای مسلح با سیاست، به معنای وجود اختلافنظر میان آنها و همه کسانی است که در عرصه سیاست فعالند. همین اختلافنظر ایجاب میکند با مراجعه به آنچه از خود امام در دست داریم و با نگاه منطقی و عقلانی به این مقوله، پاسخ سئوال را پیدا کنیم و تکلیف این مبحث را روشن نمائیم.
بهترین راه برای رسیدن به پاسخ منطقی این سئوال، درک صحیح مفهوم عنوان مورد بحث یعنی دخالت در سیاست است.
دخالت در سیاست، هر چند ممکن است در واقع و نفسالامر بیشتر از یک مفهوم نداشته باشد، اما برای آنکه وجوه مختلف آنرا بررسی کرده باشیم لازم است احتمالات را هم در نظر بگیریم.
یک مفهوم دخالت در سیاست، مطالعه مسائل سیاسی و فهم و درک مقولات و امور سیاسی است. بدین معنی که افراد با رویدادها و موضعگیریهای سیاسی، اعم از داخلی و خارجی آشنا باشند و جهت و سمت و سوی جریانهای سیاسی را درک نمایند.
این مقوله را هر چند نمیتوان دخالت در سیاست نامید، لکن از آنجا که مصداق ورود به سیاست است میتوان با اندکی مسامحه آنرا دخالت در سیاست به معنای داخل شدن در سیاست دانست. ممنوعیت ورود به این مقوله، برای هیچکس قابل قبول نیست و ممنوع ساختن نیروهای مسلح از دخالت در سیاست به این معنی به مثابه دریغ کردن حیات اجتماعات از آنهاست و چنین چیزی بهیچوجه متناسب فضای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نیست.
مفهوم دیگر، برخورداری از موضع مشخص در مسائل کلی سیاسی است. به عبارت روشنتر، هنگامی که سیاستهای داخلی و خارجی مرتبط با اصل نظام و کشور مطرح میشوند، نیروهای مسلح نیز در مورد آنها موضع مشخصی داشته باشند.
برخورداری از موضع مشخص و روشن در مسائل کلی سیاسی هر چند میتواند از مصادیق دخالت در سیاست محسوب گردد، لکن امری لازم برای همه از جمله نیروهای مسلح است تا بتوانند بر اساس آن در مواقع لازم به وظیفه خود عمل نمایند. طبیعی است که در این قبیل مسائل مواضع نیروهای مسلح باید با فرماندهی کل قوا منطبق و برگرفته از آن سیاست باشد.
سومین مفهوم، اعلام مواضع سیاسی در مسائل کلی سیاسی و تبلیغاتی کردن آن است. در این زمینه نیز همه اقدامات باید تابع سیاستهای ابلاغی فرماندهی کل قوا باشد تا خللی در انجام وظایف ذاتی نیروهای مسلح ایجاد نشود.
چهارم، ورود به دستهبندیهای سیاسی، همراهی با جناحها و له یا علیه این گروه و آن حزب موضع گرفتن و عملکردن است. این امر، قطعاً از مصادیق بارز دخالت در سیاست است و با وظایف ذاتی نیروهای مسلح در تضاد میباشد.
نیروهای مسلح، اعم از ارتش، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی، همانند فرماندهی کل خود که در مرتبهای فوق جناحبندیهای سیاسی قرار دارد، بنابر وظیفه ذاتی خود حراست از کیان انقلاب، نظام و کشور را بر عهده دارند و اگر وارد دستهبندیهای سیاسی شوند از انجام وظیفهای که بر عهده دارند باز خواهند ماند. مفاسد بیحد و مرزی که در کشورهای تحت حکومتهای متکی بر حمایت نظامیان گریبانگیر مردم آن کشورها شده، از عواقب سوء بیتوجهی به همین واقعیت است. مفهوم پنجم، که نوع زیانبارتر دخالت در سیاست است، برعهده گرفتن مستقیم نقش احزاب و گروههای سیاسی توسط نظامیان است. در این حالت، نظامیان مستقیماً در اموری از قبیل انتخابات دخالت میکنند و همچون احزاب به فعالیتهای سیاسی میپردازند.
این نوع دخالت در امور سیاسی، به دو شکل صورت میگیرد، آشکار و پنهان. در نوع آشکار، که در بعضی کشورهای همجوار شاهد آن هستیم، نظامیان با عنوان نظامی وارد صحنه انتخابات و سایر فعالیتهای سیاسی میشوند و حتی از امکاناتی که در اختیار دارند نیز برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند. در نوع پنهان، نظامیان در عین حال که از علنی کردن نیات و اقدامات خود پرهیز مینمایند، همان اقدامات را با نیت در دست گرفتن قدرت و یا به قدرت رساندن افراد و جریانهای موردنظر خود انجام میدهند و از همان امکانات نیز برای انجام مقاصد خود استفاده میکنند با این تفاوت که عنوان نظامی خود را مطرح نمیکنند.
بیتردید، ورود به عالم سیاست بر اساس مفاهیم سه گانه اول، چه از مصادیق دخالت باشند چه نباشند، برای نظامیان بلااشکال است. برخورداری از درک سیاسی و آگاهی یافتن از مسائل سیاسی، از حقوق طبیعی آحاد مردم از جمله نظامیان و لازمه حیات اجتماعی همه افراد بشر است. محروم ساختن یک قشر از اقشار جامعه از این حق طبیعی نه تنها بهیچوجه قابل قبول نیست بلکه نوعی لطمه وارد ساختن به حیات اجتماعی آن قشر است.
این واقعیت در مورد سپاه پاسداران، با توجه به رسالتی که در زمینه حراست از انقلاب اسلامی دارد، بخشی از وظایف ذاتی این نهاد نظامی محسوب میشود. بسیج نیز از آنجا که بخشی از زیرمجموعه سپاه است از همین ویژگی برخوردار میباشد.
اما دخالت در سیاست به مفهوم چهارم و پنجم، و در مورد پنجم چه از نوع آشکار و چه پنهان، قطعاً با وظیفه ذاتی همه نیروهای مسلح در تضاد است. آنچه حضرت امام خمینی رضوانالله تعالی علیه ممنوع فرمودند نیز همین موارد است و از نظر ایشان انواع سهگانه ورود به سیاست قطعاً بدون اشکال بلکه لازم است.
جناحهای سیاسی نیز، که هر چند وقت یکبار و از جمله این روزها مبحث دخالت سپاه و بسیج در سیاست را مطرح میکنند، قطعاً نمیخواهند بگویند این نیروها نباید مطالعات سیاسی داشته باشند و از مسائل سیاسی نباید آگاهی داشته باشند. اصل انقلاب اسلامی برمبنای ضرورت ورود آحاد مردم جامعه به سیاست شکل گرفت و اداره جامعه در همه زمینهها مستلزم ورود مردم به سیاست است و محروم ساختن یک قشر از این حق طبیعی با فلسفه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که بر آن مبتنی است بیگانه میباشد.
فرمان امام در سالهای آغازین شکلگیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مبنی بر ممنوعیت حضور اعضا و طرفداران احزاب و گروههای سیاسی در نیروهای مسلح، ناظر به مفاهیم چهارم و پنجم، یعنی ورود به دستهبندیهای سیاسی و حمایت از جناحها و همینطور مستقیماً یا غیرمستقیم وارد شدن به عرصههای سیاسی خاصی از قبیل انتخابات است. طبیعی است که عضو یا هوادار یک حزب یا جناح سیاسی اگر در نیروهای مسلح شاغل باشد گرایشهای حزبی خود را به محل کار خود منتقل و نیروهای مسلح را به گرایشهای سیاسی آلوده خواهد کرد و این با وظیفه ذاتی نیروهای مسلح و مصالح و منافع کشور و نظام سازگاری ندارد.
در مورد جناحهای سیاسی نیز تأکید بر این واقعیت لازم است که هیچیک از جناحهای سیاسی در صورتی که بتوانند، از استفاده ابزاری از نیروهای مسلح خودداری نخواهند کرد. کسانی که در پی تصاحب قدرت هستند معمولاً اقدامات خود را توجیه میکنند و بر قامت آنچه خود انجام میدهند لباس قانونی و شرعی میپوشانند و اگر همان کار را طرف مقابل انجام دهد آنرا غیرقانونی و غیراخلاقی میدانند. بنابراین، به آنچه این روزها و هر زمان دیگر از عناصر جناحها درباره دخالت سپاه و بسیج در سیاست شنیده میشود نباید اعتنا کرد. نیروهای مسلح باید بیاعتنا به مطامع جناحها به وظیفهای که برعهده دارند عمل کنند و از محدودهای که قانون برای آنها مشخص کرده خارج نشوند. آنچه سعادت دنیا و آخرت همه ما را تأمین میکند، رضای خداست نه رضای این یا آن جناح، و رضای خدا را فقط در عمل به قانون و وظایف شرعی میتوان جستجو کرد نه چیز دیگر.
در پایان، این مقاله را به آن بخش از وصیتنامه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی رضوانالله تعالی علیه که با صراحت تمام بر ممنوعیت وابستگی نیروهای مسلح به احزاب و گروهها و جبهههای سیاسی تأکید میفرمایند مزین مینمایم تا فصلالخطاب این مقوله باشد.
«وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همانطور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبههها است به آن عمل نمایند و قوای مسلح مطلق، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگهدارند. در این صورت میتوانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند که بیاشکال به تباهی کشیده میشوند و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد» صحیفه امام جلد 21 صفحات 432 و 433.