تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۴۶۶۹۱

چرا روحانی لحنی پر از شماتت داشت؟


حسن روحانی دبیر اسبق شورای امنیت ملی در همایش صنعتگران جوان، با لحنی پر از شماتت دولت را مورد خطاب قرار داده و در حمایت از موسویان گفته است «مجرم خواندن افراد پیش از اثبات در دادگاه، خود تخلف است».

هر چند سخنان روحانی را می‌توان واکنشی به سخنان رئیس‌جمهوری در دانشگاه علم و صنعت مبنی بر تهدید به افشای اسامی عوامل داخلی که در مسأله هسته‌ای به اعمال فشار به دولت نهم می‌پردازند و همچنین سخنان وزیر اطلاعات در مورد محرز بودن جرم جاسوسی موسویان قلمداد کرد، اما این جدال لفظی حکایت از تصمیم جریانات میانه‌رو (اطرافیان هاشمی ‌رفسنجانی) برای رویارویی جدی‌تر با تصمیمات و اظهارات تنش‌افزای دولت نهم دارد.

در واقع روحانی چراغ سبز چنین اظهارنظری را پس از اظهارات هاشمی‌ رفسنجانی از تریبون نماز جمعه تهران که در آن شرایط کشور را بحرانی خواند و تهدیدات آمریکا در منطقه را جدی قلمداد کرد، دریافت کرده است.

اما روحانی در بخش دیگری از سخنان خود در انتقاد از عملکرد اقتصادی دولت با بیان اینکه «در دو سال گذشته معادل هفت سال دولت قبل درآمد نفتی داشته‌ایم، ]اما] کشور ما در رتبه‌بندی از نظر سهولت کسب و کار در سال 2005 دارای رتبه 108 بود... و امسال رتبه ما به 119 رسیده است. یعنی در سال گذشته 11 رتبه پایین آمده‌ایم».

شرایط فعلی اقتصاد را به یک میدان مسابقه تشبیه کرده و هشدار داده است که لنگ‌لنگان نمی‌توان در این مسابقه حرکت کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ضرورت هماهنگی برنامه‌های دولت به برنامه سند چشم‌انداز توسعه بیست ساله می‌گوید: «‌نمی‌توان با گفتمان اتهام؛ شعار و خرافه‌پرستی به سند چشم‌انداز رسید.»

به هر حال سخنان رئیس مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در انتقاد از عملکرد دولت نهم نشانگر اتحادی نانوشته میان اعضای مجمعی است که زمانی خود به لحاظ وجودی از سوی اصلاح‌طلبان زیر سوال رفته بود با عمده اصلاح‌طلبانی است که خاتمی به نوعی نماینده اعلای آنها محسوب می‌شود.

اصولا پس از استعفای لاریجانی این نکته محرز شد که احمدی‌نژاد حتی تحمل سرسخت‌ترین اما عاقل‌ترین منتقدان سیاست‌های هسته‌ای دوران خاتمی (روحانی) که طیف لاریجانی بودند را نیز ندارد و صرفا از سر ناچاری و نداشتن نیروهای سازماندهی شده در ابتدای کار راضی به همکاری با لاریجانی شده و به محض اینکه خود و عواملش را به اندازه کافی تثبیت شده یافت با تعویض عوامل در پی تغییر سیاست برآمده است.

هر چند هنوز به مصلحت نمی‌داند که بگوید قصد تغییر در سیاست‌ها را داشته و موکداً این موضوع که سیاست‌های هسته‌ای با تغییر افراد تغییر نمی‌کند را تکرار کرده است؛ با این اوصاف آقای احمدی‌نژاد و طرفداران وی در این آرزو به سر می‌برند که یک شبه دستگاه دیپلماسی اروپایی - آمریکایی را مات کنند و بی‌مهابا و بدون توجه به خطرات احتمالی تحریم... تمام تلاششان را به کار گرفته‌اند تا برای بستن دهان منتقدین یا وا داشتن آنها به اظهارنظرات واکنشی و احساسی تند، تمام کسانی را که قبل از خود در مدیریت پرونده هسته‌ای دست داشته‌اند خائن یا ابله جلوه دهند و تمام دستاوردهای هسته‌ای را به نفع خود مصادره به مطلوب کنند.

طبیعی است که در این عرصه آنها دیگر فقط اصلاح‌طلبان را به چالش نمی‌طلبند بلکه حتی طیف‌های میانه‌رو و عقل‌گرای اصولگرا را نیز از خود ناراضی ساختند. هر چند اصولگرایان به سبب نزدیکی به انتخابات مجلس و از بیم به هم خوردن هر چه بیشتر، آرایش فعلی خود، فعلا دم بر نمی‌آورند.

با این حال، اکنون مخالفین میانه‌روی دولت فضا را برای انتقاد مناسب‌تر از سابق می‌دانند. اما در واقع جان کلام روحانی، اظهارات دولت درباره پرونده موسویان نیست بلکه وی با گفتن «برادر! باید با رقیب تعامل کرد، نمی‌شود رقیب را دشمن خواند» به دولت هشدار می‌دهد از طریق پروژه قدیمی دشمن‌سازی به توجیه عملکرد و در واقع‌فرافکنی مشکلات و سوء مدیریت‌های خود نپردازد.

در واقع طیف روحانی و به طور کلی مخالفین آقای احمدی‌نژاد از این نکته غافلند که اصولا دولت نهم ذاتا چالش‌طلب است و جز این نمی‌تواند انجام دهد.

در نتیجه با دشمن‌سازی در داخل و خارج می‌خواهد جواب تمامی ناکامی‌های خود را به طرفداران خود بدهد. در عین حال گونه‌ای صحبت می‌کند که شرایط تحت کنترل است و نگرانی جدی از بابت منتقدین موجود نیست. خارجی هم قدرت ماجراجویی ندارد. این کار علاوه بر اینکه مردم را کمی آرام و مجاب می‌کند، فضای عمومی برای برخوردهای تندتر با مخالفین را آماده می‌سازد.

احمدی‌نژاد و طرفداران وی نشان داده‌اند که می‌خواهند از طریق همان راهکار نخ‌نما شده سرکوب داخلی به بهانه امکان بروز شرایط بحرانی از سوی دشمن خارجی به تضعیف رقبای داخلی بپردازند، با این تفاوت که این بار این مخالفان دولت هستند که از بحران خارجی حرف می‌زنند و دولت را به سبب تنش‌آفرینی و به دست دادن بهانه‌های لازم برای آمریکایی‌ها شماتت می‌کنند. دولت نیز با تبختر و شادمانی فراوان از گزارش البرادعی بر طبل بسته شدن پرونده هسته‌ای می‌کوبد و می‌خواهد کسانی را که از شرایط بحرانی صحبت می‌کنند، ترسو یا عامل خارجی معرفی کند.

اما راهکار برخورد با منتقدین دولت نهم به همین جا ختم نمی‌شود. یکی از سایت‌های طرفدار دولت پس از اشاره به سخنان مقام معظم رهبری درباره لزوم آمادگی هر چه بیشتر در برابر تهدیدات دشمن و اینکه اثر این تهدیدات اصولا «آماده‌سازی بیشتر  کشور است» می‌نویسد: «بی‌شک معاندین قسم‌خورده دولت به هیچ عنوان حاضر نیستند تا موفقیت‌های احمدی‌نژاد مانند آب سردی بر پیکرشان است را بپذیرند، زیرا در این صورت گذشته سیاه آنها بیش از پیش خود را نشان خواهد داد؛ اما سؤالی که مدتی است ذهن بسیاری را مشغول کرده است این است که چرا هاشمی با سوابق محفوظ و مثبوت خویش در تاریخ انقلاب باید برخی اوقات سخنی به زبان راند که موجب سوء‌استفاده کسانی شود که در ضدیت با دولت صد درصد مسبوق به سابقه هستند.»

بدین ترتیب علاوه بر استفاده از عبارت «معاندین قسم‌خورده دولت» که عبارتی کینه‌توزانه و دشمن‌سازانه است، دولت نهم هر جا هم که بخواهد منتقدین خود را بترساند (به خصوص که منتقد کسی مثل هاشمی باشد که نتوان تصریحا به او اتهام جاسوسی زد) با اتصال خود به مقام معظم رهبری، - به زعم خویش - آنها را منکوب می‌کند. به تعبیر دیگر هر جا لازم شد از حساب رهبری به نفع خود برداشت می‌نماید.

اما طرفداران تشکیلاتی دولت نهم باید توجه داشته باشند که مقام معظم رهبری همانند حضرت امام خمینی(ره) خود را ملزم به حمایت علنی از هر دولت برخواسته از رای اکثریت دانسته و می‌دانند. معظم‌له در آخرین اظهارنظر صریح در خصوص دولت نهم فرمودند که حمایتشان به معنای تأیید تمامی سیاست‌ها و رفتارهای دولت نهم نیست و نیز بر لزوم انتقاد از آن تأکید کردند.

اگر دولت نهم و هواداران آن خود را تابع در خط رهبری می‌دانند، باید از ایجاد شکاف و تفرقه و کینه‌توزی در صفوف ملت و مسئولان نظام بپرهیزند و اتحاد ملی را در شرایط بسیار حساس فعلی، عملا محترم دارند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات