حسین عبده تبریزی
قیمت جاری نفت به مبانی اقتصاد یعنی به عرضه و تقاضا بر میگردد، و قیمت موقت نیست که حاصل دستکاری در بازار مثلا توسط صندوقهای حفظ ارزش (hedge fund) یا سفتهبازی بازارهای مالی مثلا در بازار قراردادهای آتی یا موارد مشابه باشد. کارشناسان اقتصاد نفت، برای سالهای آتی، قیمتهای چندان پایینتری از سطح فعلی قیمت نفت پیشبینی نمیکنند. رشد تقاضای چین، هند و آمریکا (که چند سالی است که واردکنندۀ نفت است) و سایر کشورهای جهان (و از جمله ایران) در حال افزایش است؛ یعنی، مصرف سرانۀ انرژی جهان با شتاب در حال رشد است. انرژیهای بدیل برای انرژی فسیلی یافت نشده است، بنابراین، تقاضا وجود دارد. از طرف دیگر، عرضه نیز محدود است، چرا که اضافۀ ظرفیت در صنایع بالادستی وجود ندارد. بنابراین، با این وضعیت عرضه و تقاضا، قیمت بالا رفته است.
این هم که گفته شود کشورهایی در بالا بردن قیمت نفت دست دارند تا تولید چاههای غیراقتصادی خود را اقتصادی کنند، یا تولید انرژیهای نوین را ممکن کنند، تغییری در این واقعیت نمیدهد که نفت اکنون به مرز 100 دلار رسیده است و به احتمال زیاد در این سطح باقی میماند.
فرصت دیگری که به دولت نهم روی کرده است، تغییر نرخ برابری دلار به یورو است.
با توجه به تحریم آمریکا علیه ایران، و دشواری تسویۀ دلار با منشاء ایران در جهان، در اواخر ماههای عمر دولت قبل، سیاست تغییر به ذخایر یورو دنبال شد. این سیاست در دولت نهم نیز با شدت بیشتری پیگیری شد. بنابراین، ذخایر ارزی یورویی دولت افزایش قابل ملاحظهای یافت.
یک یورو که امروز معادل 474/1 دلار است، فقط سه ماه پیش حدود 350/1 بود، و دو سال پیش یعنی در دسامبر 2005، برابر 18/1 دلار بوده است. این به معنای بیش از 25 درصد افزایش قیمت است. از آن جا که فقط قیمت دلار به ریال ثابت نگاه داشته میشود و قیمت یورو متناسب با تحولات آن در جهان، تغییر میکند، دولت ایران اکنون یورو را به قیمت بسیار بالاتر میفروشد، و با ریالهای اخذ شده، میتواند مصارف خود را پرداخت کند. یک یورو که در دسامبر 2005 برابر 400ر11 ریال توسط دولت فروخته میشد، امروز حدود 950ر13 ریال فروخته میشود که 23 درصد بالاتر از قیمت آن در دو سال قبل است.
بنابراین، دولت با فروش ارز به مراتب کمتری از گذشته، ریال مورد نظر خود را تامین میکند، بدون این که اثر روانی افزایش قیمت دلار نسبت به ریال بر قیمتهای داخلی فشار آورد. اکنون دولت یورو را به قیمت بالاتر میفروشد، و عملا ریال بیشتری میگیرد، بدون این که این تضعیف نرخ ریال به یورو آثار جانبی حادی روی نظام قیمتهای داخلی داشته باشد. حافظۀ تاریخی مردم ایران روی ارز، حول نرخهای دلار متمرکز است، و دلار طی دو سال گذشته فقط شش درصد تغییر قیمت داشته است. اقتصاد ایران در طی چندین دهه با دلار کار میکرده است، و از این رو، بالا رفتن نرخ یورو به ریال، نتوانسته است بهانۀ بالا بردن بیرویۀ نرخ کالاها و خدمات در داخل کشور شود.
این دو تغییر، هر دو به نفع خزانۀ دولت بوده است. دولت میتواند از چنین فرصتهای مناسبی که در اقتصاد ایران فراهم آمده است، برای تقویت بنیۀ ارزی کشور، تقویت ورود کالاهای سرمایهای توسط بخش خصوصی، و مهمتر از همه برای پرداخت بابت تامین اجتماعی اقشار ضعیفتر جامعه استفاده کند.