تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۳  ، 
کد خبر : ۴۶۷۱۷

از دوحه تا تهران تریبون تا مانیفست!


هنوز ابعاد و اهداف دعوت اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس از دکتر احمدی‌نژاد به صورت شفاف بیان نشده است. رسانه‌های رسمی داخلی نیز مطابق رویه سه سال اخیر، بیش از هر چیز به فکر اثبات موفقیت دیپلماسی دولت نهم هستند و لذا نمی‌توان به انتظار ارائه تحلیل دقیق از دستاوردها و پیامدهای این سفر بی‌سابقه توسط صدا و سیما یا تحلیلگران دولتی نشست. اما بر اساس اخبار رسمی منتشر شده، رئیس‌جمهور ایران پیشنهادی 12 بندی را به سران حاضر در نشست شورای همکاری خلیج‌فارس ارائه نموده که شامل همکاری‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. این پیشنهادها نشان می‌دهد از نظر مسئولان دولت نهم، می‌توان با سران اعراب بر سر برخی امور مهم منطقه‌ای و بین‌المللی - و حتی در مورد تمامیت ارضی کشورمان - اختلاف‌نظر داشت و در عین حال نقاط مشترک را شناسایی کرد و برای همکاری تلاش نمود. البته این موضوع از سالها قبل مورد تاکید برخی از صاحب‌نظران سیاسی و کارشناسان دیپلماسی خارجی قرار داشت اما سیاری از اصولگرایان در برابر آن مقاومت نشان می‌دادند. آن گروه از اصولگرایان هنوز هم بر دیدگاه «صفر یا صد» در مواجهه با برخی قدرت‌های بزرگ و موثر جهانی از جمله آمریکا پافشاری می‌کنند و شاید همین امر، نزدیکی بیش از حد و غیر ضروری با کشورهای کم اثرگذارتر را برای ایران اجتناب‌ناپذیر ساخته است.

به هر حال سفر اخیر احمدی‌نژاد و پیشنهادهای او را می‌توان ناشی از حاکمیت دیدگاهی جدید در دیپلماسی ایران و منطقه دانست اگر چه هنوز مشخص نیست که برای برنامه‌ریزی این سفر تا چه حد از دیدگاه‌های کارشناسی صاحب‌نظران مستقل استفاده شده است. احتمالا نمایندگان مجلس نیز مانند بسیاری از عرصه‌های دیگر، به همراه سایر آحاد مردم از طریق رسانه‌های خبری در جریان اصل سفر و فروع آن - از جمله پیشنهادهای 12 گانه رئیس‌جمهور - قرار گرفته‌اند.

اما بررسی شکلی پیشنهادهایی که احمدی‌نژاد به شورای همکاری خلیج‌فارس ارائه داده، ثابت می‌کند دولت وی به دنبال همکاری منطقه‌ای و افزایش نقش سیاسی و تجاری ایران در منطقه خلیج‌فارس می‌باشد. البته برای عملی شدن پیشنهادها و اثبات جدی بودن ایران در ارائه پیشنهادها، احمدی‌نژاد ناچار است دست به برخی شفاف‌سازی‌ها و بعضی تعدیل‌ها در رفتار و گفتار دستگاههای اجرائی کشور و مسئولان آنها بزند. از جمله قاعدتا از این به بعد بایستی از برخی مطلق‌گوئی‌ها در مورد سران عرب - به ویژه سران کشورهای خلیج‌فارس - خودداری شود.

مثلا اگر در آینده، کنفرانسی مانند آناپولیس تشکیل و سران عرب تصمیم به شرکت در آن گرفتند، رئیس‌جمهور ایران ضمن بیان دیدگاه‌های منطقی خود و ارائه استدلال‌های خویش، بایستی از توصیف همه شرکت‌کنندگان در این کنفرانس با عبارتی همچون «فریب خورده» خودداری کند. البته کسی انتظار ندارد که دستگاه دیپلماسی دولت نهم، همان رفتار توجیه‌گرایانه‌ای را که نسبت به شرکت دولت سوریه در آناپولیس داشت در عربستان و کویت و سایر کشورهای موثر منطقه تکرار کند، اما شرایط اثبات «برادری» - که در سخنرانی احمدی‌نژاد خطاب به سران کشورهای خلیج‌فارس بیان شد - آن است که برای ابراز مخالفت ایران با رفتارهای دیپلماتیک کشورهای منطقه، از به کارگیری عبارات توهین‌آمیز و مملو از تحقیر خودداری شود.

در عرصه اقتصادی نیز نمی‌توان برخی رفتارهای سابق را تکرار کرد و همچنان در انتظار انعقاد قراردادهای گران قیمت و بلند مدت نشست. کشورهای منطقه، هنوز رفتار و گفتار بعضی از اصولگرایان از جمله تعدادی از مسئولان دولت نهم در مورد قرارداد کرسنت را به یاد دارند و لذا تا زمانی که نتوان آنها را به عدم تزلزل قراردادهای ایران در صورت تغییر ترکیب دولت و مجلس مطمئن ساخت، قاعدتا نباید از آنها پذیرش دعئوتا ایران برای تامین آب و گاز منطقه را انتظار داشت. اگر چه مشخص نیست که با توجه به موفقیت‌های برخی کشورهای خلیج‌فارس در تولید گاز و سبقت گرفتن بعضی از آنها از ایران در برداشت از حوزه‌های مشترک و غیرمشترک، این پیشنهاد تا چه حد جنبه عملیاتی به خود خواهد گرفت؟ همچنین پیشنهاد تامین گاز برای کشورهای منطقه در حالی بیان می‌شود که مرکز پژوهش‌های مجلس، نسبت به پیامدهای صادرات گاز - بخاطر نیازهای صنعتی و خانگی داخلی - هشدار داده است. اما حتی اگر اختلاف‌نظر بعضی از نمایندگان مجلس هفتم با مسئولان دولت نهم در مورد صادرات گاز برطرف شود، باز هم کشورهای منطقه باید مطمئن شوند که احمدی‌نژاد، خاتمی، رفسنجانی و نفرات بعد از آنها رئیس‌جمهور ایران هستند و نه رئیس دولت ششم و هشتم و نهم. به عبارت دیگر باید این اطمینان در آنها ایجاد گردد که برخی مشکلات داخلی، کوچکترین خدشه‌ای به قراردادهای معتبر منعقده توسط دولت‌ها وارد نخواهد کرد. البته این سخن به معنای عدم بررسی تخلفات احتمالی داخلی در زمان انعقاد بعضی از قراردادها نمی‌باشد. اما نباید بررسی‌ها ـ یا خدای ناخواسته تسویه حساب‌های داخلی - خللی بر اعتبار قراردادهای خارجی وارد کند و تا زمانی که این اطمینان در طرف‌های خارجی به ویژه کشورهایی که انتخاب‌های متعدد برای گسترش فعالیت‌های خود دارند، ایجاد نشود، ارائه پیشنهادهای بزرگ، تنها به کار تبلیغات داخلی خواهد آمد.

دکتر احمدی‌نژاد پیشنهادهای خوبی نیز برای توسعه همکاری‌های توریستی و زیارتی بین کشورهای منطقه، به همتایان خود ارائه نمود. اما آیا شرایط لجستیک لازم برای کسانی که از این کشورها به ایران می‌آیند، در داخل کشور فراهم است؟ آیا رئیس‌جمهور ایران برای صرف بخشی از درآمد بی‌سابقه نفت در عرصه گردشگری، تدابیر ویژه‌ای اندیشیده است؟ آیا مثلا همانطور که در یک سخنرانی، بودجه یک استان را دو برابر سال گذشته اعلام می‌کند برای افزایش متناسب و متوازن بودجه گردشگری نیز می‌تواند وعده فوری - و در عین حال قابل اجرا - بدهد؟ آیا توریستهایی که قرار است به ایران بیایند برای ترددهای داخلی خود در ایران، از امکانات کافی برخوردار هستند؟ با توجه به برخی فضاسازی‌های رسانه‌های خارجی، همچنین با توجه به بعضی رفتارهای نسنجیده قبلی، برای احساس امنیت توریستها چه تدبیری اندیشیده شده است؟ راستی آیا آقای احمدی‌نژاد می‌داند که رسانه ملی اظهارات یک فرمانده محترم انتظامی را بارها پخش کرده است که به موجب آن، نوع حجاب مورد استفاده برخی بانوان مسلمان - و حتی شیعه - در کشورهایی مانند لبنان نیز از نظر مسئولان انتظامی ایران، غیرقابل قبول تلقی شده و برای اندازه لباس و ترکیب کفش و شلوار و کلاه نیز «قاعده» تعیین شده است؟ البته اظهارات دکتر احمدی‌نژاد، می‌تواند این امیدواری را ایجاد کند که دولت او برای خلق فرصت‌های جدید و رفع موانع داخلی، برنامه‌ریزی کرده است که اگر اینچنین باشد باید به او تبریک گفت و به انتظار روزی نشست که پیشنهادات او در تریبون شورای همکاری خلیج‌فارس در دوحه به مانیفست عملی همکاران او در داخل کشور تبدیل شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات