تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۷  ، 
کد خبر : ۴۶۷۱۸

دام آناپولیس


سه دهه پیش، جیمی کارتر رئیس‌جمهور دموکرات آمریکا در کمپ دیوید میزبان انورسادات رئیس‌جمهور مصر و مناخیم بگین نخست‌وزیر صهیونیست‌ها شد تا عادی‌سازی روابط اعراب با اسرائیل را کلید بزند. پس از آن نیز روسای جمهور دموکرات و جمهوریخواه آمریکا تلاش‌های فراوانی انجام دادند تا به بهانه حل مشکل فلسطین، اصلی‌ترین مشکل اسرائیل یعنی به رسمیت شناخته شدن توسط سران جهان اسلام و به خصوص مقامات کشورهای عربی را حل کنند و نشست این هفته آناپولیس را نیز می‌توان حلقه دیگری از زنجیره سی سال گذشته دانست. البته از آن تاریخ تاکنون تغییراتی ایجاد شده است. اگر حضور سادات در کمپ دیوید موجب انزوای نسبی او در جهان عرب شد، اما امروز اعلام آمادگی 16 کشور عربی برای حضور در آناپولیس، تعجب زیادی را بر نمی‌انگیزد. زیرا در همین فاصله سی ساله، بعضی از رهبران فلسطینی دستان سران اسرائیل را بارها فشرده‌اند و کسانی مانند شیخ قطر نیز در برابر دوربین‌ها، دست وزیر خارجه اسرائیل را فشرده و لبخند نه چندان ملیح خود را به جهانیان نشان داده است. پادشاهان فعلی و گذشته اردن و مراکش نیز که تلاش می‌کردند از رئیس‌جمهور سابق مصر عقب نیفتند در کنفرانس‌هایی شرکت کردند که سران اسرائیل حضور داشتند. اما باید اذعان کرد که هیچیک از نشست‌های پیشین مانند آناپولیس نیست؛ اگر چه می‌توان با اطمینان گفت که دستاورد آناپولیس برای فلسطینی‌ها بیش از کمپ دیوید و شرم‌الشیخ و... نخواهد بود.

آنچه امروز بدست سران جمهوریخواه آمریکا پیگیری می‌شود و برخی سران عرب نیز در برابر آن تمکین می‌کنند، اجرای ناقص پیشنهاد امیر عبدالله پادشاه فعلی عربستان است که چند سال قبل در کسوت ولیعهدی، در کنفرانس سران عرب در لبنان پیشنهاد کرد. امروز در واقع بدون آن که خواسته اعراب برای برقراری صلح در برابر زمین اجرا شود، وزیران خارجه کشورهای عرب در کنار سران اسرائیل می‌نشینند تا مذاکره با اسرائیل را رسمیت بخشند.

البته از هم اکنون می‌توان پیش‌بینی کرد که آناپولیس به نتیجه روشنی برای اعراب و فلسطینی‌ها منجر نخواهد شد، زیرا برخی از گروههای با نفوذ فلسطینی پیشاپیش اعلام کرده‌اند که به نتایج این نشست ملتزم نخواهند بود، گروهی از اعراب شرکت کننده نیز رسماً از نتیجه‌بخش نبودن اجلاس سخن گفته‌اند و جایگاه سران جمهوریخواه آمریکا میان ملت‌های عرب - و حتی افکار عمومی در داخل آمریکا - نیز به گونه‌ای نیست که بتواند تاثیرقابل توجهی در سرنوشت اجلاس آناپولیس ایجاد کند. قاعدتاً بوش و رایس نیز از این وضعیت باخبر هستند و از آناپولیس معجزه طلب نمی‌کنند و لذا شاید هدف نهایی آنها چیزی جز کنار هم نشاندن وزرای عرب با مقامات اسرائیلی نباشد که به نظر می‌رسد در رسیدن به این هدف، موفق بوده‌اند.

در این شرایط احتمالاً آمریکا و اسرائیل به دنبال عوامل بیرونی می‌گردند تا عدم موفقیت آناپولیس را بدان منتسب کنند و قاعدتاً این عامل، چیزی جز مثلث ایران، سوریه و حماس نخواهد بود. از هم اکنون می‌توان پیش‌بینی کرد که سوریه، از مخالف‌خوانی‌های خود در برابر کنفرانس موسوم به صلح، دریافت امتیاز برای بررسی «جولان» را پیگیری می‌کند و اگر چراغ سبزی در مورد جولان نشان داده می‌شد یک ضلع از مثلث سه گانه فوق، حذف می‌شد. در آینده نیز امتیازدهی آمریکا و اسرائیل برای مذاکره در مورد جولان - و نه استرداد آن - موضع سوریه در مخالفت با آناپولیس و آناپولیس‌های دیگر را سست خواهد کرد. حماس نیز با تکیه بر دیپلماسی همراه با مقاومت به دنبال اثبات این نکته می‌باشد که اسرائیلی‌ها هیچ گاه اهل صلح نیستند که تاکنون نیز در اثبات این نکته موفقیت‌هایی حاصل کرده است. ضمن آنکه هر نوع اعلام مخالفت حماس با اجلاس آناپولیس از نظر افکار عمومی و ملت‌های جهان قابل پذیرش است زیرا یکی از ارکان کنفرانس موسوم به صلح، جنبش فتح می‌باشد که پیشاپیش برخی روش‌های خصمانه آن در برابر حماس برای جهانیان آشکار شده است.

در این میان موضع‌گیری رسانه‌های رسمی و کارگزاران حکومتی ایران در برابر «کنفرانس از پیش شکست‌خورده آناپولیس» بسیار مهم است و هر نوع بی‌احتیاطی در این مورد می‌تواند موجب تحقق اهداف آمریکا برای مقصریابی در این شکست اجتناب‌ناپذیر گردد.

پس بهتر است که در این عرصه، روشنگری اذهان هموطنان، به رسانه‌های مستقل و غیر حکومتی واگذار شود. این رسانه‌ها می‌توانند - و باید - مردم را از اهداف اجلاس صلح آناپولیس مطلع کنند و ضمن معرفی عوامل منجر به «بی‌نتیجه بودن» کنفرانس، نسبت به تلاش‌هایی که ممکن است برای انتقام‌گیری از این ناکامی صورت گیرد، هشدار دهند. در مقابل، سیاستمداران و رسانه‌هایی که به نحوی با حاکمیت در نظام جمهوری اسلامی ایران مرتبط هستند باید مراقبت کنند که حتی پیش‌بینی‌های منطقی آنها می‌تواند موجب تحریک برخی اعراب شرکت‌کننده در کنفرانس علیه جمهوری اسلامی ایران شود که در شرایط فعلی، به هیچ وجه به مصلحت نمی‌باشد.

سیاستمداران آمریکایی به خاطر عدم شناخت از واقعیت‌های منطقه، خود را گرفتار دام عراق و افغانستان کرده‌اند و برای رهایی از این دام، به دنبال آن هستند که برای دیگران، دامهایی پهن کنند. آمریکایی‌ها با کشاندن برخی از مقام‌های عرب به کنفرانس آناپولیس، آنها را نیز مانند خود گرفتار دامی کرده‌اند که رهایی از آن، مستلزم به دام انداختن سایر کشورهای با نفوذ منطقه به ویژه ایران است. متهم کردن ایران برای تلاش در جهت شکست کنفرانس آناپولیس و یا به عبارتی انتساب یک شکست محقق شده قبلی به ایران، می‌تواند دامی باشد که آمریکایی‌ها درست کرده‌اند. سیاستمداران هوشمند ایرانی و رسانه‌های حکومتی می‌توانند با سکوت چند روزه و محول کردن روشنگری در زمینه آناپولیس به نهادهای مدنی و روزنامه‌های مستقل، نقشه آمریکایی‌ها را خنثی کنند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات