مقدمه:
گروه سیاسی: دولت نهم حالا عنوان دولتی را گرفته که بیشترین تغییرات کابینه را به خود دیده است. مهمترین علتی که این دولت برای تغییرات پی در پی وزیران مطرح میکند ضرورت هماهنگتر شدن مدیران با رئیسجمهوری برای حل مشکلات کشور است. به عبارت دیگر بارها گفته شده مدیرانی که هماهنگ نیستند کنار میروند. به نظر میرسد حداقل 2 فرض درباره تغییرات پی در پی در کابینه وجود دارد؛ نخست آنکه دولت با این کار نشان میدهد که درصدد حل مشکلات مردم است مضافا اینکه تغییر وزرا انتقاد از عملکرد دولت را منتسب به وزیران برکنار شده میکند و با این شیوه تصوری در اذهان به وجود میآورد که نفر بعدی مشکلات را حل خواهد کرد. فرض دیگری که در این زمینه میتوان برشمرد دور شدن افکار و ایدههای وزیران و رئیسجمهوری از ملاکهای واحد برای اداره کشور است. به عبارت دیگر بروز تضاد و اختلاف فکری بین 2 طرف در نحوه اداره کشور عامل اصلی تغییرات پی در پی شمرده میشود، کما اینکه تغییر در راس وزارت نفت و برکناری کاظم وزیری هامانه و نشستن غلامحسین نوذری در جای او یا قرار گرفتن علیرضا علی احمدی به جای محمود فرشیدی در راس وزارت آموزش و پرورش و بالاخره معرفی علیاکبر محرابیان بهعنوان وزیر صنایع و معادن در جهت هماهنگیهای بیشتر کابینه با ملاکهای رئیسجمهوری برای اداره کشور صورت گرفت.
">مقدمه:
گروه سیاسی: دولت نهم حالا عنوان دولتی را گرفته که بیشترین تغییرات کابینه را به خود دیده است. مهمترین علتی که این دولت برای تغییرات پی در پی وزیران مطرح میکند ضرورت هماهنگتر شدن مدیران با رئیسجمهوری برای حل مشکلات کشور است. به عبارت دیگر بارها گفته شده مدیرانی که هماهنگ نیستند کنار میروند. به نظر میرسد حداقل 2 فرض درباره تغییرات پی در پی در کابینه وجود دارد؛ نخست آنکه دولت با این کار نشان میدهد که درصدد حل مشکلات مردم است مضافا اینکه تغییر وزرا انتقاد از عملکرد دولت را منتسب به وزیران برکنار شده میکند و با این شیوه تصوری در اذهان به وجود میآورد که نفر بعدی مشکلات را حل خواهد کرد. فرض دیگری که در این زمینه میتوان برشمرد دور شدن افکار و ایدههای وزیران و رئیسجمهوری از ملاکهای واحد برای اداره کشور است. به عبارت دیگر بروز تضاد و اختلاف فکری بین 2 طرف در نحوه اداره کشور عامل اصلی تغییرات پی در پی شمرده میشود، کما اینکه تغییر در راس وزارت نفت و برکناری کاظم وزیری هامانه و نشستن غلامحسین نوذری در جای او یا قرار گرفتن علیرضا علی احمدی به جای محمود فرشیدی در راس وزارت آموزش و پرورش و بالاخره معرفی علیاکبر محرابیان بهعنوان وزیر صنایع و معادن در جهت هماهنگیهای بیشتر کابینه با ملاکهای رئیسجمهوری برای اداره کشور صورت گرفت.
بهرهگیری از ملاکهای واحد برای اداره کشور دقیقا همان دلیلی بود که باعث تغییرات گسترده دولت در سطح پایینتر از وزرا هم شد؛ علتی که باعث تغییر علی لاریجانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی، فرهاد رهبر رئیس پیشین سازمان مدیریت و برنامهریزی و یا ابراهیم شیبانی رئیس سابق بانک مرکزی شد. این در حالی است که رویه معمول در اکثر کشورها اینگونه است که دولت برای انتخاب وزیران خود ملاکها و معیارهایی دارد که باعث میشود اعضای کابینه بتوانند طی دوره ریاست جمهوری با کمترین تغییرات مواجه شوند، زیرا ثبات در کابینه یکی از ارکان اصلی اجرای برنامههای درازمدت دولت شمرده میشود.
اگر چه برخی کارشناسان به دلیل آنچه آن را تکاپوی دولت برای تطبیق دادن اعضای کابینه با ضرورتهای روز اداره کشور مینامند، تغییرات پیدرپی کابینه را نقطه مثبت کار یک رئیسجمهوری میدانند. اما به نظر میرسد این تکاپو زمانی میتواند مثبت باشد که رئیس دولت بتواند چارهای برای عوارض تغییر یک وزیر که شامل تزلزل در نظام مدیریتی و مخالفت با ماهیت کار برنامهریزی شده درازمدت است هم بیندیشد.
طی سه سال گذشته کاظم وزیری هامانه وزیر نفت، محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش، علیرضا طهماسبی وزیر صنایع، محمد ناظمی اردکانی وزیر تعاون و پرویز کاظمی وزیر رفاه از پستهای کلیدی خود در کابینه کنار گذاشته شدند و اینک مصطفی پورمحمدی و داوود دانش جعفری وزرای کشور و اقتصاد دولت محمود احمدینژاد هم در آستانه خارج شدن از کابینه قرار گرفتهاند. خبری که ابتدا توسط سخنگوی دولت تکذیب شد ولی سپس در حالی که غلامحسین الهام به همراه رئیس قوه قضائیه در قطر به سر میبرد احمدینژاد با انتشار مطلبی در وبلاگ شخصی خود صحت خبر را تائید کرد و این تغییرات را در راستای نوآوری و تحول در سال جدید دانست.
گرچه گفته شده که این 2 نفر با رئیسجمهوری به تفاهم رسیدهاند که به سمت دیگری منصوب شوند، اما آنچه برکناری آنها را از اهمیت خاص برخوردار کرده جایگاه آنان است.
کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند با تغییر وزیران اقتصاد و دارایی و کشور، از میان استخواندارها فقط محسنی اژهای در کابینه مانده و مظاهری در بانک مرکزی.
تغییرات کابینه به شکلی است که محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس، دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین و کسی که به دولت احمدینژاد بسیار نزدیک است گفت: دولت به ثبات مدیریت و امنیت روانی مدیران هم توجه کافی داشته باشد.
وی گفت: شنیده میشود تغییراتی در کابینه مطرح است، لازم میدانیم دوستانه به دولت تذکر دهیم که تغییرات و نوآوری در جهت بهبود امور امر مطلوبی است اما اگر مدیری که جایگزین میشود بهتر از قبل نباشد، این توهم ایجاد خواهد شد که ثبات مدیریت که لازمه بهرهوری است خدشهدار میشود. درباره علت تغییرات پیدرپی کابینه و اثرات آن تحلیلهایی در رسانههای داخلی کشور به چاپ رسیده است که هر کدام گوشهای از واقعیات این تغییرات را به تصویر کشیدهاند.
خالصسازی دولت
رسانههای داخلی در برابر مهمترین تغییرات کابینه احمدینژاد واکنش مشابهی از خود نشان دادهاند. بسیاری از این رسانهها انجام تغییرات در کابینه را مستقیما یا تلویحا تعبیر به خالصسازی دولت میکنند.
خبرگزاری فارس در این باره نوشت: دانش جعفری، وزیر اقتصاد از همان زمان که بحث عزل یکباره تمام اعضای هیأت مدیره بیمه ایران مطرح شده بود، آمادگی خود را برای کنارهگیری از این سمت به رئیسجمهوری اعلام کرده بود.
رئیسجمهوری 18 اردیبهشت ماه سال 86 براساس گزارش رحیمی، رئیس دیوان محاسبات، در نامهای به وزیر اقتصاد دستور داده بود هر چه سریعتر اعضای هیأت مدیره و مدیرعامل بیمه ایران را عزل کند. اما بررسیهای کمیسیون اقتصادی مجلس با حضور رحیمی رئیس دیوان محاسبات ومدیر عامل معزول بیمه ایران، گزارش دیوان محاسبات را تایید نکرد و آشکار شد که تغییر برخی مدیران بیمه ایران درست نبوده است.
اما آخرین رویدادی که ظاهرا امکان همکاری را برای وزیر اقتصاد باقی نگذاشته اعلام تحول بزرگ اقتصادی توسط رئیسجمهوری است؛ تحولی که پرداخت یارانه مستقیم به مردم نتیجه ظاهری آن است؛ کاری که دانش جعفری با آن موافق نبود. برخی سایتهای هوادار دولت، تعلل وی در اجرای دستورات رئیسجمهوری در سفرهای استانی را از جمله دلایل مهم نارضایتی احمدینژاد از وی برشمردهاند.
اگرچه تعدادی از سایتهای هوادار دولت، پیشتر نوشته بودند که برکناری وزیر کشور از پیش در دستور کار بوده و قرار بوده زمان آن به بعد از انتخابات مجلس هشتم موکول شود، اما اجرای این تغییر در میانه مرحله اول و دوم انتخابات، گمانهزنیهای جدیدی را برانگیخته است. به عقیده برخی کارشناسان نارضایتی از نتیجه انتخابات مجلس هشتم تنها موضوعی است که میتواند در پشت چنین تغییر شتابزدهای وجود داشته باشد. شاید بتوان نتیجه انتخابات شوراهای سوم که در دوره معاونت سیاسی ثمره هاشمی انجام شد و حاصل آن شکست هواداران دولت بود و انتخابات مجلس هشتم دردوره معاونت افشار که احتمالا نتیجه آن هم مورد رضایت دولت نبوده است را از مهمترین دلایل تغییر پورمحمدی دانست. این در حالی است که اواخر سال گذشته برخی نمایندگان مجلس درصدد جمعآوری امضا برای استیضاح وزیر کشور بودند که این امر با اقبال نمایندگان خانه ملت روبهرو نشد. تغییرات فرمانداران یکی از دلایل نمایندگان برای استیضاح پورمحمدی عنوان شده بود.