آغاز به کار دولت نهم با دو ویژگی همراه بود. نخستین ویژگی، طرح ایدههای جدید مدیریتی و بکارگیری نیروهای تازهنفس ـ و کمتر شناخته شده ـ بود که همین امر، عدهای از سیاستمداران را نگران و گروههای زیادی از مردم را به ایجاد تحولات مثبت در کشور امیدوار میکرد. ویژگی دیگر در رسیدن به پرونده هستهای ایران به یکی از مهمترین مراحل خود و افزایش حساسیتهای داخلی و خارجی کشور متجلی میشد. این دو ویژگی، بسیاری از افراد را قانع ساخت که برای مدت دست دولت نهم و رئیس آن را در پیگیری طرحهای ویژه خود باز بگذارند و مخالفتهای گاه و بیگاه نیز با احتیاط فراوان و معمولاً در لفافه ابراز میشد. بسیاری از افراد نیز با توجه به توصیه مقامهای عالیرتبه نظام، ترجیح میدادند که برای تقویت موضع کلی دولت در عرصههای بینالمللی انتقادها و اعتراضات خود را در جلسات و به دور از چشم رسانهها مطرح نمایند. اما برخی از اعضای دولت نهم ـ که ظاهراً هیچ گونه ویژگی در شرایط کشور احساس نمیکردند ـ هیچ گاه حاضر نشدند انتقادات خود نسبت به سیاستمداران گذشته را تعطیل و یا با توجه به شرایط حساس بینالمللی و داخلی، برای کسب رضایت سیاستمداران منتقد و رفع دغدغههای عمومی، تلاشی صورت دهند. آنها از هر فرصتی استفاده میکردند تا عملکرد مسئولان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در دولتهای پیشین را مورد حمله قرار دهند و سیاستهای آنها را منفعلانه و موجب تقویت رانتخواران معرفی کنند. از سوی دیگر، تمجید از برخی سیاستهای نوین دولت ـ که معمولا اعتراض هماهنگ وابستگان جناحهای گوناگون را به دنبال داشت ـ نیز بخش دیگری از فعالیت رسانهای و تریبونی دولتمردان را تشکیل میداد.
البته این انتظار وجود داشت که با گذشت مدتی از کار دولت و آشنا شدن برخی «دولتمردان تازهکار» با واقعیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تغییری در گفتار تریبونی و برخوردهای مدیریتی آنها حاصل شود. اما به جرأت میتوان گفت که رفتار و گفتار امروز برخی از دولتمردان، نه تنها تغییری نسبت به آغاز کار آنها نشان نمیدهد بلکه در بعضی جهات تقویت شده و به بخشهای دیگر نیز تسری یافته است. امروز در کنار تداوم اتهامافکنی نسبت به کارگزاران پیشین دولتی، مسئولان فعلی سایر قوا نیز هدف حملات صریح یا تلویحی دولتمردان قرار میگیرند و به کمکاری یا عدم انجام وظایف خود متهم میشوند. مسئولان دولت نهم، آنقدر بر حقانیت مواضع خود اصرار دارند که نه تنها به هشدارهای دوستانه و تذکرات مسئولان قضایی و نمایندگان مجلس در بعضی امور ـ از جمله موضوع تغییر ساعت رسمی کشور ـ بیتوجهی میکنند بلکه پس از قانونگذاری غیرقابل اجتناب مجلس در این موارد، برمیآشوبند که چرا «مجلس در یک کار کاملاً اجرایی دخالت کرده است!؟» اصرار مسئولان دولتی بر بینقص بودن کار خود و لزوم احترام به دیگران به استقلال قوه مجریه، آنقدر زیاد است که پس از تذکرات مشفقانه رئیس قوه قضائیه در مورد برخی عزل و نصبها در دولت، یک مقام دست چندم دولتی از «رسانه رایگان در اختیار» برای تذکر به رئیس قوه قضائیه استفاده میکند تا از او بخواهد دخالت خود در کار قوه مجریه را به نحوی جبران نماید! اما همین مسئولان دولتی، به خود اجازه میدهند که برخلاف نص صریح قوانین، در کار قوه قضائیه دخالت کنند و قبل از اثبات جرم در محکمه صالح، فردی را جاسوس بنامند و از احتمال تاثیرپذیری قاضی پرونده، ابراز نگرانی کنند.
آنچه اکنون مایه نگرانی است، تسری این روحیه به رسانهها و نهادهای وابسته به دولت است، به طوری که روزنامه رسمی وابسته به دولت نیز خود را مجاز و محق میداند که با نقض استقلال قوه قضائیه، یک نفر را جاسوس قطعی بنامد و آنگاه به یک روزنامه دیگر وابسته به بیتالمال حمله کند که «چرا به جای دفاع از منافع ملی، به عرصهای برای توجیه اقدامات یک جاسوس تبدیل شده است!؟» نگارنده، انگیزهای برای دفاع یا محکوم کردن فرد موردنظر ندارد و معتقد است با توجه به قدرتمندی سیستم اطلاعاتی کشور، جاسوسی یا شروع به جاسوسی یک مدیر، چندان نگرانکننده نیست. اما تزریق این توهم به دولتمردان و رسانههای حقوقبگیر آنها که «سران دولت نهم و حامیان ایشان تنها مرجع تشخیص حق و باطل هستند» و نیز دخالت در کار سایر قوا، هم از جهت شکستن حرمت قانون اساسی ـ که بر استقلال قوای قضائیه و مقننه تاکید دارد ـ خطرناک است و هم از این جهت زیانبار است که دولتمردان را از وظایف اصلی خویش باز میدارد. زیان دوم، هماکنون به عینه در برابر چشمان مردم است، به طوری که علیرغم گشادگی دست دولت به لحاظ مالی و برخورداری از حمایتهای بینظیر، بسیاری از آحاد مردم نمیتوانند ادعای دولتمردان در بهبود شرایط اقتصادی را بپذیرند. زیان نخست یعنی شکسته شدن استقلال سایر قوا و تمرکز همه امور در قوه مجریه نیز در درازمدت گریبان مردم را خواهد گرفت زیرا میتواند زمینهساز نوعی «خودرایی» و خدای نخواسته استبداد در برخی عرصهها شود.
کسانی که برای امروز و آینده کشور دل میسوزانند باید با کنار گذاشتن اختلافات، این توهم را از ذهن برخی سیاستمداران نزدیک یا وابسته به دولت بزدایند که «آنها یگانه منجی کشور هستند و گفتمان آنها تنها ناجی مردم در سراسر جهان!»