تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۵  ، 
کد خبر : ۴۶۷۴۴
دیک چنی در گفت‌وگو با فاکس نیوز مطرح کرد:

کابوس حمله هسته‌ای القاعده به آمریکا

ترجمه: فرزانه سالمی مقدمه: دیک چنی، معاون رئیس‌جمهور آمریکا که در هفته اخیر، سفرش به خاورمیانه سر و صداهای زیادی برپا کرده، در حالی با شبکه فاکس نیوز به گفت‌وگو نشسته که پاسخ‌هایش به پرسش‌های «بریت هیوم» خبرنگار این شبکه، بیشتر به مزاح و شوخی می‌ماند! براساس نظرسنجی‌های اخیر، 68 درصد از مردم آمریکا نسبت به او دیدگاهی منفی دارند و خبرنگار فاکس نیوز هم به همین مساله در جریان مصاحبه اشاره کرده است. جالب‌ترین نکته اظهارات دیک چنی، ادعای او مبنی بر احتمال حمله هسته‌ای القاعده به شهرهای آمریکا و برابری تلفات چنین حملاتی با تلفات جنگ عراق است! مصاحبه مفرح معاون رئیس‌جمهور آمریکا را در حالی باید خواند که براساس نظرسنجی‌ها، 46 درصد از مردم آمریکا معتقدند دیک چنی در سخنانش حقیقت را نمی‌گوید. البته شکی نیست که شمار حامیان دیک چنی در حزب جمهوریخواه بیشتر از سایر طبقات جامعه آمریکاست و به همین جهت است که 56 درصد از جمهوریخواهان به راست‌گویی او ـ به خصوص در مورد جنگ عراق ـ اطمینان دارند، اما این رقم در میان دموکرات‌ها تنها 10 درصد است. دیک چنی از زمان وقوع حوادث 11 سپتامبر تاکنون دائما به ارتباط رژیم صدام‌حسین و حامیانش با سازمان سیا تاکید کرده و این ادعای ثابت نشده او، توجیه اصلی دولت جورج بوش برای حمله به عراق بود. همان‌گونه که در مصاحبه هم آمده است، چنی تقصیر این توجیه نادرست را به گردن جورج تنت، رئیس سابق سیا و مقامات آمریکایی دیگر انداخته و این در حالی است که تنت معتقد است چنی از او به عنوان «سپر بلا» برای توجیه این اشتباه استفاده کرده است. به مصاحبه دیک چنی فقط باید به عنوان توجیه عجیب و غریب و خنده‌آوری از اشتباهات جنگ عراق نگاه کرد.

* این روزها انتقادات زیادی از عملکرد دولت آمریکا در جنگ عراق مطرح می‌شود و حتی جمهوریخواهان میانه‌رو هم از نحوه مدیریت این جنگ ناراضی هستند. نظرسنجی‌ها هم حاکی از کاهش محبوبیت دولت جورج بوش است. نظر شما درباره این دیدگاه‌ها چیست؟

** ما برای محبوب شدن به قدرت نرسیدیم! مردم به خاطر نگرانی از سرنوشت حزب جمهوریخواه به ما رای ندادند. ماموریت ما این بوده و هست که تا حد امکان از گسترش مناقشه عراق به یک بحران جهانی جلوگیری کنیم و در این میان، مردم آمریکا هم به آزمون بزرگی فراخوانده شده‌اند. حالا باید دید ما قادر هستیم در مقابل این بحران بایستیم یا نه.

* شما پیشتر می‌گفتید که القاعده، عراق را به نقطه مرکزی برنامه جهانی مبارزه با تروریسم تبدیل کرده است. حالا هم از رهبران عراقی انتظار دارید که این دشمن را شکست بدهند. چطور چنین چیزی ممکن است؟

** آنها کار بزرگی پیش رو دارند. باید آمادگی اداره و مدیریت تمام امور کشورشان را به دست آورند و با مشکلات بزرگی که در عرصه هماهنگی میان گروه‌های مختلف و استفاده از نفت و غیره در عراق به وجود آمده، مقابله کنند. من تمام تلاشم را کرده‌ام که از درک این موضوع توسط مقامات عراقی اطمینان حاصل کنم.

* فکر می‌کنید اصلا چنین شرایطی برای آنها ایجاد خواهد شد؟

** بله، اینطور فکر می‌کنم. ولی خب باید به انتظار بنشینیم و ببینیم. گذشت زمان این مساله را به ما نشان خواهد داد. من از سفر دو روزه‌ام به عراق با احساس خوبی برگشته‌ام؛ اما هم آنها کارهای زیادی باید صورت دهند و هم ما.

* جورج تنت رئیس‌ سابق سازمان سیا در کتاب اخیرش تاکید کرده که در دولت بوش، هیچگاه بحثی جدی‌ای در خصوص قریب‌الوقوع بودن تهدید از جانب عراق و عواقب حمله به این کشور در نگرفته بود. واکنش شما به اظهارات او چیست؟

** حرفش درست نیست. من کتاب جورج را نخوانده‌ام؛ اما درست نیست که او در کتابش بنویسد پرزیدنت بوش وقت زیادی برای تفکر در مورد جنگ عراق و بحث در مورد آن صرف نکرده است! ما مباحثات زیادی در این خصوص داشتیم. شاید جورج تنت در این بحث‌ها شرکت نداشته است! اما به هر حال واقعیت این است که تصمیم برای حمله به عراق، کاملا سبک و سنگین شد و مورد بررسی قرار گرفت و این بررسی، اصلا از مباحثات دولت‌های قبلی در مورد مسائل مختلف، چیزی کم نداشت. می‌دانید که من در دولت چهار رئیس‌جمهور حضور داشته‌ام و از این جریانات مطلعم!

* جورج تنت در کتابش اشاره مستقیمی به حرف‌های شما دارد و چنین القا می‌کند که شما اظهارات او را تحریف کرده‌اید!

** وقتی تنت در کاخ سفید نشسته بود و رئیس‌جمهور آمریکا مستقیما از او پرسید: «چقدر مدرک علیه سلاح‌های کشتار جمعی صدام‌حسین داریم»، رئیس‌ سابق چنین پاسخ داد: خیلی، خیلی.

* ظاهرا مطرح کردن این اظهارنظر تنت توسط شما، بدان معنی است که این حرف، از جمله بنیان‌های اصلی تصمیم دولت بوش برای حمله به عراق بوده است. اینطور نیست؟

** نه درست نیست. اصلا درست نیست. البته این اظهارنظرها واقعا توسط جورج تنت مطرح شده است. اما ماجرا به این شکل نبوده که جورج تنت ناگهان بیاید و همه را به آغاز جنگ فرا بخواند و همه هم حرف او را قبول کنند! ماه‌ها بود که ما مشغول بررسی جوانب این قضیه بودیم و مدرک جمع می‌کردیم! آنطور که من یادم می‌آید، جورج تنت این حرف را در اواخر سال 2002 میلادی زد.

* پاییز سال 2002؟

** بله، دو سالی می‌شد که ما در راس قدرت قرار گرفته بودیم و موج عظیم گزارش‌ها در مورد وضعیت عراق به ما می‌رسید. همان وقت‌ها بود که گزارش سازمان اطلاعات ملی آمریکا را با امضای جورج تنت دریافت کردیم. او تمام اطلاعات را کنار هم گذاشته بود و دید کلی به جریان داشت. به همین جهت، وقتی جورج بوش از او در مورد تهدید عراق و میزان اطلاعات ما در مورد آن سوال کرد، تنت تاکید کرد شواهد زیادی در این خصوص وجود دارد. این دقیقا حرفی بود که تنت زد.

* پس اظهارنظر او، نقطه عطفی بر تصمیم دولت بوش برای حمله به عراق نبود...

** من هیچگاه نگفتم این حرف او، نقطه عطف بوده.

* تنت می‌گوید بحث حمله به عراق از قبل برنامه‌ریزی شده بوده و عملا در همان زمان، دولت بوش به طور جدی به حمله به عراق فکر می‌کرده است؟

** اینطور نبوده.

* آیا به خاطر حرف‌های جورج تنت، از او بدتان می‌آید؟

** نه، اگر قرار بود از تمام آدم‌هایی که کتاب می‌نویسند بدم بیاید، تا حالا فهرست بلندبالایی از آدم‌های منفور تنظیم کرده بودم!

* مخالفان شما و برخی از اصحاب رسانه‌ها، دیک چنی را یک چهره بدجنس و خطرناک می‌دانند؛ جنگ‌طلبی که با خونسردی یک جنگ خونین را به راه می‌اندازد و از تلنبار جنازه‌ها در این جنگ، ککش هم نمی‌گزد. مطمئنم که شما گزارش تلفات روزانه در عراق را می‌بینید. درباره هزینه این جنگ ـ یعنی هزینه جانی و مالی آن ـ در چهار سال اخیر چه حسی دارید؟

** خب، باید بگویم که هر تلفات انسانی باعث تاسف و پشیمانی می‌شود. وقتی کشته‌ها و مجروحان را می‌بینی و متوجه می‌شوی که چه هزینه سنگینی برای حضور در عراق پرداخته‌اند و با خانواده‌های کشته‌ها و زخمی‌ها هم حرف می‌زنی، واقعا حس بدی است. هیچ کس نباید در موقعیتی قرار داشته باشد که افزایش تلفات و مجروحان را صحنه‌ای عادی و روزمره تلقی کند. احساس می‌کنم اگر برای مقابله با این بحران وارد عمل نشویم، این هزینه‌های جانی و مالی افزایش خواهد یافت.

تهدید بزرگی که امروز علیه ما وجود دارد، حمله احتمالی سلول‌های القاعده به مرکز شهرهای آمریکا است و احتمال آن وجود دارد که این حامیان القاعده سلاح اتمی هم داشته باشند! اگر آنها روزی تصمیم بگیرند که باز به شهرهای آمریکا حمله کنند، تلفاتی در این شهرها اتفاق خواهد افتاد که با بحران عراق برابری می‌کند! به همین جهت، این حرف که بگوییم جنگ عراق ارزش این تلفات را ندارد، حرف درستی نیست! لازم بود که ما از چنین بحرانی جلوگیری کنیم!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات