پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری روسیه ماه مارس سال جدید میلادی (اسفند ماه امسال) بدون حضور "پوتین" به عنوان رئیسجمهوری دو دوره متوالی این کشور برگزار میشود.
از سوی دیگر، انتخابات "دوما" مجلس قانونگذاری روسیه نیز قرار است کمتر از دو ماه دیگر برگزار شود و ترکیب نمایندگان دومای هشتم برای اجرای تصمیمات "پوتین" در ماههای آخر قدرت، سرنوشتساز خواهد بود. اکثریت فعلی دومای روسیه در اختیار حزب حاکم و طرفدار پوتین "روسیه واحد" است و این موضوع فرصت مناسب برای جابهجایی دولت، وزیران و تصویب طرحهای مورد نظر را در اختیار رییسجمهوری قرار میدهد. در همین راستا، رییسجمهوری روسیه در اواخر شهریور ماه و چند ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری و دوما، با برکناری "میخاییل فرادکف" از مقام نخستوزیری، "ویکتور زوبکوف" 66 ساله و دوست قدیمی خود را به جای وی به دوما معرفی کرد.
فاصله برکناری نخستوزیر پیشین با انتخاب یک شخصیت نه چندان سرشناس به جای وی، موجب غافلگیری کارشناسان سیاسی و حتی مقامات سیاسی روسیه شد، به گونهای که رهبر حزب کمونیست این کشور، این روند را به یک "عملیات ویژه" بیشتر شبیه دانست تا انتخاب نخستوزیر.
افزایش انتقادات از سوی رییسجمهوری و برخی محافل سیاسی و اقتصادی روسیه از کاهش کارآمدی دولت و بیانگیزگی برخی وزیران اقتصادی و اجتماعی در ماههای پیش از انتخابات، دلیل اصلی این جابهجایی اعلام شد.
اما انتصاب «زوبکوف» به عنوان نخستوزیر برخلاف پیشبینی اکثر کارشناسان سیاسی بود که تصور میکردند پوتین، "سرگئی ایوانف" وزیر اسبق دفاع و معاون نخستوزیری را در چند ماه آخر به نخستوزیری خواهد گمارد تا مانند سناریویی که خود هشت سال پیش بر اساس آن به قدرت رسید، موجبات ریاست جمهوری، ایوانف را فراهم کند.
در سال 1999 میلادی "بوریس یلتسین" (رییسجمهوری وقت)، چند ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری، "ولادیمیر پوتین" را به عنوان نخستوزیر برگزید و سپس با استعفای خود و معرفی پوتین به عنوان کفیل ریاست جمهوری، مقدمات به قدرت رسیدن وی را فراهم ساخته بود.
بنابراین با انتصاب "ویکتور زوبکوف" (رییس سازمان فدرال نظارت مالی روسیه) به عنوان نخستوزیر، این گمانه به شدت تقویت شد که پوتین با آزمایش "زوبکوف" در مقام نخستوزیری قصد دارد وی را به عنوان یکی از گزینههای اصلی مورد نظر خود در انتخابات ریاست جمهوری آینده قرار دهد.
این پیشبینی بیشتر از آنجا قدرت گرفت که جابهجاییهای درون دولت، تنها به برکناری چهار وزیر آن هم در زمینههای اقتصادی و اجتماعی محدود شد و دولت "فرادکف" با این تغییرات اندک به "ویکتور زوبکوف" تحویل داده شد.
دلیل دیگر این مدعا اینکه رییسجمهوری روسیه، در گفتگویی با خبرنگاران "زوبکوف" را یک فرد صادق و سیاستمداری حرفهای خواند که میتواند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند.
محافل سیاسی روسیه اعتقاد دارند با توجه به محبوبیت "ولادیمیر پوتین" نزد مردم این کشور و نقش وی در رشد سیاسی و اقتصادی روسیه و نیز تقویت جایگاه مسکو در عرصه جهانی در سالهای اخیر، نامزد مورد نظر پوتین برای دوره بعدی ریاست جمهوری، شانس نخست را برای پیروزی در انتخابات خواهد داشت.
این در حالیست که موضوع جانشینی پوتین، از مدتها قبل ذهن کارشناسان سیاسی داخل و خارج روسیه را به خود معطوف ساخته و آمریکا و غرب با توجه به برنامههای هدفمند در منطقه و نشان دادن اشتیاق خود به روی کار آمدن حکومتی متمایل به غرب و برخلاف آنچه که پوتین مدنظر دارد، با حساسیت این تحولات را دنبال میکنند.
در این شرایط بود که پوتین تصمیم مهم و جنجالی دیگری نیز اتخاذ کرد که باعث تقویت این تحلیل شد که رییسجمهوری روسیه قصد دارد در آینده سیاسی این کشور اگر چه "نه به عنوان رییسجمهور" بلکه به عنوان یک محور تصمیمگیری همچنان حضور داشته باشد.
"ولادیمیر پوتین" هفته پیش و دو ماه قبل از انتخابات پنجمین دوره "دوما" موافقت کرد که نام وی در صدر فهرست انتخاباتی حزب حاکم "روسیه واحد" برای این انتخابات قرار گیرد.
اما آنچه باعث شد که غرب و آمریکا حتی نسبت به آن ابراز نگرانی کرده و کارشناسان سیاسی را نیز غافلگیر کند، اظهارات پوتین مبنی بر احتمال نخستوزیر شدن وی پس از ترک مقام ریاست جمهوری در ماه مارس سال 2008 میلادی (اسفند امسال) بود.
در صورتی که حزب "روسیه واحد" در انتخابات آینده دوما مجددا به اکثریت کرسیهای دوما دست یابد که به اعتقاد اکثر کارشناسان اینگونه خواهد بود، "ولادیمیر پوتین" نفر اول فهرست این حزب و رهبر اکثریت پارلمانی، میتواند نخستوزیر این کشور شود.
این تصمیم احتمالی پوتین، واکنشهای عمدتا مثبت را در جامعه به دنبال داشت و هر چند محافل غربی و گروههای مخالف دولت در داخل با آن به مخالفت برخاستند، اما این اقدام به عنوان گامی عاقلانه برای حفظ قدرت مرکزی در کشور با وجود برنامههای رقیبان خارجی برای تضعیف روسیه پس از پوتین، ارزیابی شد.
در صورت وقوع چنین احتمالی بدون آنکه اکثریت طرفدار پوتین در دوما، شورای فدراسیون، دولت و مردم، برای باقی ماندن وی در قدرت به عنوان رییسجمهوری دست به اصلاح قانون اساسی بزنند (که این روزها طرفداران زیادی نیز یافته است)، پوتین میتواند در دولت بعدی نیز به عنوان محور اصلی تصمیمگیری کشورش اما این بار به عنوان نخستوزیر، ایفای نقش کند. چنین احتمالی در صورتی که "ویکتور زوبکوف" نخستوزیر و دوست صمیمی و یار پوتین در انتخابات بعدی با حمایت این شخص نسبتا محبوب در کشورش به قدرت برسد، بسیار بالا خواهد بود.
البته گروههای مخالف و کشورهای غربی صراحتا این چنین برنامهای را مورد انتقاد قرار داده و پوتین را به "طراحی تداوم حکومت خود و رفتار برخلاف دموکراسی" متهم میکنند.
پوتین در روزهای اخیر تصمیمات جدیدتری نیز اتخاذ کرده که به عقیده محافل سیاسی، گویای اندیشههای وی برای روزهای پس از ریاست جمهوری است.
قرار دادن "ویکتور زوبکوف" نخستوزیر در میان اعضای شورای امنیت کشور و حذف "ایگور ایوانف" دبیر پیشین این شورا و وزیر خارجه سابق از گردونه و نیز انتصاب "میخاییل فرادکف" نخستوزیر پیشین به عنوان "مدیر سازمان جاسوسی خارجی" از آن جمله است. رییسجمهوری روسیه در ماهها آخر دوران ریاست جمهوری خویش با انرژی و انگیزه مضاعفی در پی انجام اصلاحات و تغییراتی است که بتواند این کشور را که در سالهای اخیر و به تایید اکثر کارشناسان داخلی و خارجی، گامهای مهمی در تثبیت داخل و نیز ارتقای چشمگیر موقعیت در عرصههای جهانی داشته است، در مقابل تهدیدات آتی، کمتر آسیبپذیر کند.
بیشتر محافل سیاسی در روسیه بر این عقیدهاند که حضور پوتین در ساختار حکومت روسیه حتی به عنوان نخستوزیر و رهبر اکثریت پارلمانی، به دلیل وزن شخصیتی و قدرت پنهان، میتواند وی را در محور تصمیمات مهم داخلی و خارجی این کشور در سالهای پس از ریاست جمهوری قرار دهد.