مبانی و دلایل عقلی کیفر سابالنبی
علاوه بر کتاب و سنت و اجماع تکه با هر سه مجازات قتل سابالنبی ثابت میشود، عقل نیز ضرورت کیفر توهین به نبی را تایید میکند. همانطور که دلایل فقهی مجازات سنگین سابالنبی را نشان میدهد دلایل عقلی نیز بر لزوم مبارزه با دشنام به نبی تاکید مینماید. در واقع شرع و عقل هماهنگ با هم متشرعان و خردمندان را به مبارزه با اهانت به پیامبر فرا میخوانند. البته در متن نصوص قرآنی و حدیثی، استدلال عقلی وجود دارد و زشتی جرم سابالنبی با براهین و دلایل عقلی تبیین گردیده است. از طرفی اهانت، سب و دشنام به نبی از ابعاد و جهات متعدد غیرعقلانی است و از راههای متعدد به حکم عقل سلیم زشت و محکوم است. دشنام از عقل بر نمیخیزد و در زمان دشنام، خردورزی و اندیشه تعطیل و چراغ عقل خاموش است. از سوی دیگر همین عقل است که انسانها را به مبارزه با اهانت و سب برمیانگیزاند و به کیفر دادن و مجازات آنان فرا میخواند. به طوری کلی فحش و دشنام به انبیاء با عقل تضاد دارد از این روست که اسلام پیروان پیامبر را از دشنام به خدایان دروغین و معبودهای باطل مشرکان و شخصیتهای مقدس کفار نیز باز داشته است(2) بنابراین دشنام به پیامبر از شنیعترین جرمها و زشتترین کارهاست و هر کس ذرهای عقل داشته باشد به پیامبران الهی دشنام نمیدهد و تنها شخصی که از عقل محروم است و هرگز انتظار خوبی و خیر از او نمیرود، به پیامبر و دشنام به رسولالله به حکم عقل از جهات مختلف محکوم است. دلایل عقلی متنوعی برای نکوهش و زشتی سب نبی و ضرورت مبارزه با سابالنبی میتوان اقامه کرد. «اهانت به پیامبر، آزار و اهانت به پیروان و بشریت» و «تحلیل منشا و ریشههای اهانت» و «بررسی آثار و پیامدهای زیانبار اهانت» و «سب نبی ناقض حقوق» و «مقایسه تطبیقی اهانت به نبی و سایر انسانها» و «ضرورت عقلی تعظیم پیامبر» و «رفع موانع هدایت» و «اخلال در نظم، امنیت و وحدت ملی» و «مبارزه با اهانت برای حفاظت از دین» و «اهانت مانع تساهل و بردباری مذهبی» و «دستاوردهای کیفر سابالنبی». برخی از راهبردها و دلایل عقلی ضرورت مبارزه با سابالنبی صلی الله علیه و آله و سلم است.
اهانت به پیامبر، اهانت به بشریت
دشنام به پیامبر اسلام، دشنام به پیروان ایشان است و موجبات رنجش، آزار و اذیت قریب به دو میلیارد مسلمان را فراهم مینماید. بیاحترامی به رای و عقیدهی نزدیک به یک سوم از جمعیت روی کره زمین است. سابالنبی صلی الله علیه و آله و سلم، احساسات تمام ایمان آورندگان به ایشان را جریحهدار میکند و نوعی رویارویی و نبرد با عموم مسلمانان است و با احترام به عقیده انسانها تضاد دارد. از آنجایی که خردمندان با دلیل عقلی به رسولالله ایمان میآورند، اهانت به رسول اعظم اهانت به عقل و اندیشه است. اسلام ایمان تقلیدی به پیامبر را نمیپذیرد و همگان را به ایمان براساس تعقل تفکر و قدرت استدلال و منطق فرا میخواند، از این رو در اصول دین یقین لازم است 4، آزادی توهین به پیامبر، خیانت به بشریت و آزادی در اهانت به اعتقادات و ارزشهای عقلانی میلیونها انسان است.
هیچ انسان عاقلی چنین چیزی را نمیپسندد.
تحلیل منشاء و ریشههای اهانت
اهانت به مقدسات و به ویژه اهانت به پیامبر ریشه در رویکردهای غیرعقلانی بشر دارد و از تعقل و خردورزی دور است. گرایش به آزادی حیوانی و آرزوی لجام گسیختگی و فساد و هرزگی یکی از عوامل اهانت به پیامبر است. افرادی که میخواهند جلوی آنان باز باشد و هر کاری دلشان خواست انجام دهند و هیچ حد و مرزی را نمیپذیرند به پیامبر و آموزههای وی که انسانها را به آزادی معنوی و بندگی خدا و رعایت احکام الهی میرساند اهانت میکنند(5) فرجام گناهان و انحرافات اخلاقی و مفاسد نیز، اهانت به پامبر و استهزاء و تمسخر نبی و تکذیب نوبت و تعلیمات الهی پیامبر است و این بدترین فرجام و عاقبت گناهکاران است 6. ناتوانی در استدلال آوردن برای دفاع از عقاید خود و نفی عقاید دیگران و بیدلیلی و کمبودهای منطقی نیز، پیروان برخی مکاتب را به ناسزاگویی میکشاند.
تبلیغات مسموم و گمراهکننده دشمنان اسلام و امپریالیزم خبری و امپراتوری رسانهای غرب نیز برخی را فریب داده و به اهانت وادار میکند. طمعورزی ثروتاندوزی، فزونیخواهی و تأمین منافع فردی و سودجویی و بهرهوری از امکانات مالی فراوان دشمنان اسلام افرادی را در دام اهانت به پیامبر میاندازد. خودخواهی، کیش شخصیت و روحیه خودبرتربینی و استکباری، هواپرستی و بتپرستی، سیاست شیطانی و وسوسههای شهوت و قدرت و مقام، غربزدگی و شیفتگی فراوان و علاقه افراطی به تمدن غربی و مکاتب الحادی از عوامل اهانت به پیامبر است. پیشرفت سریع اسلام در جهان نیز حسادت متعصبان جاهل وابسته به سایر ادیان را برانگیخته است.
احساس خطر از گسترش اسلام در سراسر جهان به ویژه اروپا و آمریکا هم گروهی را به توهین به پیامبر اسلام واداشته است. دقت در منشأ، ریشهها و اسباب اهانت به پیامبر، دوری اهانتکنندگان از منطق و خردورزی را بهتر نشان میدهد و ضرورت مبارزه با آنان را آشکار مینماید.
بررسی آثار و پیامدهای زیانبار اهانت به پیامبر
اهانت و دشنام به پیامبر یکی از بزرگترین جرائم بشری است زیرا زیربنای بسیاری از جرائم بزرگ است. سابالنبی با اهانت به نبی بزرگترین مانع جرم و گناه را هدف قرار داده است و با تضعیف و استخفاف پیامبر راه جرم و گناه را میگشاید. دشنام دهنده به پیامبر با سست کردن جایگاه نبی، اختلال در ایمان مذهبی مردم ایجاد میکند، با تاثیر مستقیم بر افکار عمومی موج بیدینی و الحاد را پدید میآورد. بهانه به دست فاسدان و جنایتکاران برای زیر پا گذاشتن قوانین الهی پیامبر میدهد و پیوند مردم با پیامبر را قطع میکند. با گسستن ارتباط مردم با فرستاده خدا و از بین بردن ایمان مذهبی، مردم را از آثار و برکات پیروی از پیامبر و ایمان مذهبی محروم مینماید. با بیاعتبار شدن دین و پیام الهی پیامبر، عهد و پیمانها و میثاقها سست میگردد و جهان گرفتار فاجعه میشود. سیاست منهای آموزههای پیامبر است که پلیدیها و پستیها و کثافتکاریهای سران کشورهای جهان را به وجود آورده است. چه کار دیگری غیر از اهانت به پیامبر این همه آثار و پیامدهای منفی و خطرناک را دارد؟ با توجه به این ضررهای بزرگ است که در شریعت اسلامی جرم سب و دشنام، بدتر از کفر و شرک و کیفر سابالنبی غلیظتر و سختتر از کفر است به گونهای که وی حتی حرم امن الهی، مسجدالحرام و کنار کعبه نباید در امان باشد و کافر کتابی میتواند در ذمه و پناه مسلمانان قرار گیرد اما سابالنبی بیهیچ ترحمی باید مجازات گردد و توبهاش پذیرفته نمیشود.
سبنبی، ناقض حقوق
اهانتکننده به پیامبر، حقوق الهی پیامبر را نقض میکند. در سبالنبی نقض حقوق خدا، پیامبر و مردم جاری است. خداوند برای فرستادهاش حقوقی قرار داده است و پیامبر حقوقی بر گردن مردم دارد و مردم پیرو پیامبر نیز دارای حقوقاند. سابالنبی به حق خدا پیامبر و مردم بیاعتنایی میکند. مسلمانانی که به خدا و پیامبر اعتقاد دارند آنان را صاحب حقوقی گران بر خویش میدانند، اهانتکننده به پیامبر این حقوق را نقض مینماید. حقوق مذهبی باید جایگاه بلند خویش را در حقوق بشر جهانی بیابد. حق پیامبر و حقوق آحاد جامعه و اجتماع مسلمانان ایجاب میکند که از هرگونه اهانت به پیامبر جلوگیری گردد. پیامبر و ایمان به وی بزرگترین سرمایه معنوی و مادی جامعه است و اهانت این سرمایه را غارت میکند. باید جلوی غارت سرمایه را گرفت. اهانت کار انفرادی با اثر محدود و فردی نیست و آثار اجتماعی فراوانی دارد. از این جهت توبهاش پذیرفته نمیشود، چون عامل گمراهی بسیاری از انسانها شده و حقوق مذهبی آنان را نقض کرده که گاهی غیرقابل جبران است. شخصی که بر اثر هجویات سابالنبی به پیامبر ایمان نیاورده یا به پیامبر پشت کرده و گرفتار ارتداد گردیده و با کفر و ارتداد مرده است هرگز وی را نمیبخشد.
مقایسه تطبیقی اهانت به نبی با دیگران
در جهان برای توهین به انسانها کیفرهایی مقرر شده است. اهانت به افراد عادی نیز جریمه دارد. توهین به پادشاهان و روئسای جمهور و سران کشورها مجازات سنگینی دارد. در برخی کشورها افراد را به دلیل اهانت به قدرتمندان کشور به قتل میرسانند، در صورتی که عموم انسانها جز انبیاء جایزالخطا هستند و امکان دارد اشتباه کنند و جرمهای سهوی و شخصی انجام دهند و افرادی برای کارهای اشتباه آنان به آنها اعتراض، انتقاد و حتی اهانت کنند. اما پیامبر معصوم است، پاک از گناه و اشتباه و انحراف است هیچ نقطه ضعفی که جای انتقاد از وی را باز بگذارد ندارد. بنابراین اهانت به نبی در واقع اهانت به ارزشها و فضیلتهای بینظیر پیامبر و اهانت به خدای بزرگی است که او را فرستاده است. اهانت به مهربانترین و بهترین انسانها و حقیقت مطلق و مظهر همه خوبیها است. جرم سابالنبی در واقع انکار خداست.
ضرورت عقلی تعظیم و تکریم پیامبر
به حکم عقل، تعظیم و تکریم پیامبر واجب است چون احترام به فرستاده خدا و انسان کامل و فضیلتها و ارزشها است. پذیرش پیامبر و فرمانبرداری از وی، محبت و یاری او به حکم عقل لازم است. سابالنبی این حکم ضروری عقلی و شرعی را انکار کرده و با اهانت به پیامبر با آن مخالفت مینماید. اعتقاد و ایمان به نبوت و احترام به شخصیت مقدس پیامبر، سنگ زیرین همه باورهای دینی است و بنیاد ایمان مذهبی بر شهادت به رسالت پیامبر و اعتقاد به وی استوار است. و سابالنبی درصدد سست کردن این بنیاد و فرو ریختن ساختمان ایمان مذهبی است.
رفع موانع هدایت و رفاه بشریت
اهانت کننده به پیامبر مانع هدایت، سعادت، رشد، آگاهی رفاه و آسایش بشر است. او با اهانت به پیامبر بزرگترین شخصیت رهاییبخش بشریت را بمباران تبلیغاتی میکند. منجی بشر، قویترین شخصیت معنوی و عامل آزادی معنوی ملتها را مورد تهاجم قرار میدهد و این اسوه بزرگ الهی را تخریب مینماید. سابالنبی عامل هتک حرمت محور سعادت و صلاح مردم در دنیا و آخرت است.
او پایگاه تبلیغ علیه پیامبر است و همواره با تلاش در جهت توجیه اهانتهای خویش، علیه پیامبر تبلیغ میکند و سد راه هدایت مردم از جانب پیامبر است. او با محروم نمودن مردم از دستاوردهای بعثت انبیاء خائن به بشریت است. سیدمحمد شیرازی در دلیل عقلی بر حکم قتل سابالنبی مینویسد: وجوب قتل سبکننده پیامبر یک حکم عقلی است زیرا نظام صحیح عقیدتی و شریعت اسلامی که موجب رفاه بشر است متوقف بر شخصیت پیامبر و احترام وی نزد مردم است. بنابراین معنای اهانت به پیامبر، فروریختن پایههای رفاه بشری است، و این بدتر از کشتن یک انسان است زیرا قتل یک انسان، سعادت همان فرد را فرو میریزد اما اهانت به پیامبر، آغاز از بین بردن سعادت بشر و شروع به نابودی کل بشر است.7
اخلال در نظم، وحدت و امنیت ملی
پیامبر در جامعه دینی حبلالمتین نظم، وحدت ملی و امنیت اجتماعی است. سست نمودن و پاره کردن این ریسمان الهی موجب هرج و مرج، تفرقه و جدایی و ناامنی است. سبنبی عامل اخلال در نظم و انضباط اجتماعی، و تهدیدی برای وحدت و امنیت است.
در همه جای جهان تلاش برای براندازی حکومت جرم است. اهانت به پیامبر در کشورهای اسلامی، اقدام در راه براندازی و فروپاشی نظام دینی است. ایمان به پیامبر، پایه اصلی نظم، وحدت و امنیت در جامعه اسلامی است و اهانت به نبی، ضربهای کوبنده به این تلاش در راه فرو ریختن آن است. سردرگمی و ایجاد شک و تردید و القا شبهه در بین مردم با توهین به پیامبر، علت از همگسستگی اجتماعی و از بین رفتن رکن اصلی تاثیرگذار در وحدت و امنیت ملی است. سابالنبی یک تروریست است که با ترور شخصیت مقدس پیامبر، امنیت و آسایش پیروان پیامبر را در هم میریزد.
حفاظت از دین در گرو مبارزه با اهانت
هر مسلمانی وظیفه دارد از دین و ایمان مردم پاسداری کند. حکومت اسلامی نیز رسالتی خطیر در جهت دفاع از مقدسات دینی بر عهده دارد. اهانت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خطری بزرگ برای اصل دین و عقیده توحید است. قتل سابالنبی برای تطهیر و پاکسازی زمین از اظهار سب رسولالله و برای اعتلای کلمه الله واجب است. فساد اهانت به پیامبر از هر فسادی بالاتر است. ریختن آبروی پیامبر با توهین به ایشان، اقدام در تخریب مهمترین رکن دین و کوبیدن شخصیت موسس دین و آورنده وحی و پیام الهی است.
سقوط احترام پیامبر، سقوط دین پیامبر است. از بین بردن نفوذ پیامبر با اهانت به وی، بزرگترین فساد و جرم است و برای ریشه کردن این عامل فساد، قتل سبکننده پیامبر لازم است. فاضل هندی در این باره مینویسد: سابالنبی کشته میشود چون کافر است و دین و پایههای آن را تضعیف میکند.8
اهانت، مانع تساهل و بردباری مذهبی
از اصول گفتگوی تمدنها و تساهل مذهبی و تعامل سازنده و مناظره و تفاهم پیروان ادیان، پیشگیری از اهانت به شخصیتهای مقدس یکدیگر است. اهانت به پیامبر اسلام حضرت محمد صلیالله علیه و آله و سلم باعث ایجاد محدودیتها و عامل محرومیت از آزادی مذهبی و از بین رفتن مدارا و حلم و کرامت پیروان ادیان در روابط و معاشرتهای اجتماعی است. توهین به پیامبر، بستری برای نقض و سرکوب آزادیهای مذهبی پیروان ادیان و نفی همزیستی مسالمتآمیز است. اهانت آتش فتنههای مذهبی و نزاع و مشاجرات دینی را شعلهور میکند و درگیریهای خونین پیروان ادیان را به وجود میآورد. در واقع سابالنبی صلی الله علیه و آله و سلم با سوء استفاده از آزادی و تساهل دینی، اصل آن را از بین میبرد.
دستاوردهای کیفر سابالنبی صلی الله علیه و آله و سلم
هیچ یک از تعلیمات پیامبر خدا بیهوده و بی اثر نیست. دستاوردهای کیفر سابالنبی، ضرورت آن را نشان میدهد. با نابودی سابالنبی موانع فلاح و رستگاری از بین میرود. کیفر دادن دشنامدهنده به پیامبر، خیر و رحمت برای مردم حتی شخص سابالنبی است.
بهترین راه ریشهکن نمودن جریان سب و دشنام به پیامبر، اعدام سابالنبی است. نفس وجود حکم قتل سابالنبی لرزه بر اندام جنایتکارانی که میخواهند به صحنه اهانت به پیامبر روی آورند انداخته و این افراد دنیاگرا و سودجو را از اهانت بازمیدارد. نقش بازدارندگی وجود کیفری صریح و قطعی برای سابالنبی در اسلام بسیار مهم است. اعلام آشکار حکم ساب النبی از جانب فقهای جهان اسلام و تاکید و اصرار بر آن، دشمنان اسلام را از سب و شتم بازمیدارد و همین بازدارندگی خود بسیار ارزشمند است چون تنها با اعلام یک حکم بدون اجرای آن، تا حدودی بزرگترین جنایت و خیانت فرهنگی مهار شده است.
اهانت رفتار زبانی
سخن از آزادی بیان وقتی رواست که اندیشهها آزاد باشند. اگر اندیشهها در بند باشند بیانها و قلمها نیز در بند خواهد بود، هر چند به ظاهر بتوانند چیزی را بر زبان آورند. در دنیای امروز به علت بمباران وسیع و تبلیغاتی از سوی مراکز قدرت و ثروت، ذهنها و اندیشهها، ناخواسته و ندانسته در تصرف مراکز تبلیغاتی است و انسانها بیآن که مجالی برای فکر و اندیشه بیابند همان گونه میاندیشند که مراکز قدرت و ثروت میخواهند. آزادی بیان در صورتی قابل توجیه و دفاع است که از حیطه بیان و گزارش اندیشه فراتر نرود و به صورت فعل و رفتار ظاهر نگردد. به عقیده فیلسوفان زبان، برخی سخنها، بیانگر و گزارشگر اندیشهای نیست. بلکه نوعی «رفتار و عمل» به حساب میآیند. سخن اهانتآمیز، عمل اهانت است و صرفاً به عنوان گفتار تلقی نمیشود. اموری از قبیل افترا، ناسزا، دشنام، ناسزاگویی و بدگویی نوعی فعل و رفتار است که به وسیله زبان یا قلم به انجام میرسد و میتوان نامشان را «رفتار زبانی» گذاشت. از این رو این گونه گفتارها مشمول آزادی بیان نبوده و در حیطه آزادی رفتار نمیگنجد و واضح است که هر رفتاری آزاد نیست و هیچ جامعهای اجازه نمیدهد رفتارهای نابهنجار در آن آزادانه انجام شود. به همین لحاظ دفاع از آزادی بیان به معنای دفاع از هرگونه رفتار زبانی نیست و شامل آنها نمیشود. 9 اهانت به پیامبر شکستن مرزهای آزادی بیان است، دخالت در آزادی دیگران و تهاجم به اعتقاد مومنان است. اهانت به پیامبر یک عمل مجرمانهی آزاردهنده به یک جمعیت بسیار بزرگ میلیاردی است. این سوء استفاده از آزادی بیان است که به نام آزادی بیان، زشتترین جرم عملی که از آثار زیانبار فراوان عملی تفکیکناپذیر است انجام شود. از انصاف و عدالت به دور است که انسان به جای بحث و گفتگوی آزاد و انتقادی و تحلیلی دینی همراه با احترام متقابل، برای کشف حقیقت، به فحش و ناسزاگویی روی آورد. این روش نشانه ضعف بنیه اعتقادی فرد و کمبود سرمایه معنوی است. بنابراین اهانت تنها بیان نیست که مشمول آزادی بیان باشد بلکه رفتار و عمل است آن هم رفتاری بسیاری زشت و ناهنجار که باید جلوی آن را گرفت.
اهانت عامل جنگ روانی و آزار روحی و روانی
اهانت غذای مسموم و زیانباری است که بسیار خطرناک و بیماریزا است. جهان امروز که شعار بهداشت روانی و مبارزه با بیماریهای روحی و روانی میدهد باید بیش از همه به احترام به مقدسات مذهبی توجه کند. اهانت به پیامبر نشانه بیماری روانی اهانتکننده است، آن هم بیماری بسیار خطرناکی که به دیگران نیز سرایت میکند و آنان را بیمار میسازد. انسان در پرتو آزادی مذهبی و احترام به مقدسات، آرامش روحی و روانی دارد و توهین امنیت روانی را به هم میریزد و برخلاف آموزههای بهداشت روانی است.
اهانت به پیامبر به شدت مومنان را رنج میدهد و میآزارد. توهین به بزرگترین محبوب انسانها مایه افسردگی و سرکوب روح بلند و متعالی آنهاست. رنج و آزار میلیونها انسانی که به پیامبر خویش عشق میورزند و با او زندگی میکنند ایجاد یک جنگ روانی بسیار خطرناکی است که روح بلند انسانها را میآزارد و به قتل میرساند. زیانهایش از جنگهای تجاوزکارانه مسلحانه بیشتر است. باید به کیفرهای سنگین قانونی و رسمی جهانی، بشریت را از دست دشنام دهندگان به پیامبر که بیمار روانیاند و دیگران را نیز آلوده میکنند نجات داد.
والسلام علی من یخدم الحق لذات الحق