ائتلافهای سیاسی گذرا و شکننده در پاکستان نمای بیرونی سیاست در این کشور را همواره با لایههای خاکستری، غیرشفاف و البته غیرقابل پیشبینی همراه کرده است.
تحولات سیاسی این کشور در نقطه شروع براساس سناریوهایی از پیش تعیین شده صورت میگیرد و نقطه پایان نیز براساس ورودیهای غیرمنتظره کمی متفاوت با آنچه مدنظر بوده، پایان مییابد. به گزارش ایرنا بحران در پاکستان با آغاز تحرک «پرویز مشرف» برای اطمینان پیدا کردن از ادامه حضورش در ایوان صدر اسلامآباد آغاز شد اما زمانی که در یازدهمین دوره انتخابات شرکت کرد و به پیروزی رسید، با سدی به نام دیوان عالی و شخصی به نام «چوهدری افتخار محمد» مواجه شد.
اعلام وضعیت فوقالعاده از سوی مشرف برای عبور از این سد بود، اما بروز مشکلات فزاینده، فضای پیچیدهتری از صحنه سیاسی این کشور را برای مشرف به نمایش گذاشت.
قرار گرفتن رهبران عمده و مخالف دولت در یک جبهه به ویژه درباره کنارهگیری مشرف از ارتش و مسأله انتخابات، توانایی مشرف برای مدیریت این بحران را به چالش کشید. این چالش وقتی کنارهگیری مشرف از صحنه سیاسی پاکستان را نشانه گرفت (از سوی بینظیر بوتو مطرح شد)، مسأله بحران در این کشور را تا حدودی تشدید کرد. موضوع اول یعنی کنارهگیری از ارتش، با تدبیر مشرف انجام شد و البته با انتقال قطعی وی به کاخ ریاست جمهوری، اختیارات فرماندهی کل قوا نیز با وی به ایوان صدر منتقل شد. درباره انتخابات نیز دولت پاکستان تلاش زیادی کرد تا با فراهم کردن زمینههای سیاسی برگزاری انتخابات پارلمانی ژانوایه 2008 (18 دی1386) فضایی صلحجویانه در کشور ایجاد کند.
انتخابات و لایههای ناپایدار ائتلافها
شکلگیری جنبش دموکراتیک احزاب سراسری (ای.پی.دی.ام) و قرار گرفتن فضلالرحمان در کنار بوتو و ائتلاف ضمن قاضی حسیناحمد، رهبر جماعت اسلامی با مسلم لیگ (شاخه نواز) همگی نشان از وجود لایههای ناپایدار ائتلافها در جامعه به شدت سیاسی پاکستان حکایت دارد. بطور کلی، ساخت و رقابتهای سیاسی در پاکستان دارای دو ویژگی عمده است یکی عدم پایداری و دوام و دوم اینکه سهیم شدن در قدرت فقط با معاملات پنهان سیاسی امکانپذیر است. موضوع انتخابات پارلمانی در پاکستان باعث شکلگیری تشکلی بنام «جنبش دمکراتیک احزاب سراسری» شده و در سویی دیگر ائتلافهای سیاسی پنهان در هرم قدرت نمود بیشتری پیدا میکند. در زمان حاضر دستهبندیها و آرایش سیاسی در پاکستان حول دو محور اصلی شرکت در انتخابات یا تحریم شکل گرفته است.
الف) شرکت در انتخابات
در رأس این محور «بینظیر بوتو» رهبر حزب مردم قرار گرفته است. خانم بوتو نخستوزیر اسبق پاکستان جمعه گذشته اعلام کرد که با وجود اعتراض به مشرف! در انتخابات شرکت خواهد کرد. تصمیم رهبر حزب مردم برای شرکت در انتخابات در حالی اعلام شد که مشرف رئیسجمهوری پاکستان در نطقی تلویزیونی، 16 دسامبر (25 آذر) را پایان وضعیت فوقالعاده اعلام کرد. مواضع اخیر بوتو نشان میدهد که وی سطح مطالبات خود مشرف را کاهش داده و تلاش میکند انعطاف بیشتری در مقابل با رئیسجمهوری پاکستان از خود نشان دهد. البته بسیاری از ناظران مسایل پاکستان عقیده دارند که انعطاف در مواضع وی با سفر نگروپونته به پاکستان و بازگشت محمد نوازشریف بیارتباط نیست. در همین راستا هفته گذشته خبری مبنی بر دیدار محرمانه مشرف با خانم بوتو در اسلامآباد ـ یک روز قبل از سوگند ریاست جمهوری غیرنظامی وی ـ شایع و خیلی زود نیز از سوی دولت و حزب مردم تکذیب شد! خانم بوتو ماه گذشته بعد از مذاکره با مشرف در دبی، از لندن به پاکستان بازگشت اما روند حرکت و اظهارات وی علیه مشرف، شک و تردیدهای زیادی را درباره نیات این نخستوزیر اسبق ایجاد کرد و روابط و تماسهای بسیار آشکار وی با آمریکاییها، سؤالهایی را برای مشرف ایجاد کرد.
انحراف مواضع خانم بوتو از تقسیم قدرت به سمت «کسب بخش اعظم قدرت» با استفاده از موج مخالفتهای او با مشرف در خصوص وضع فوقالعاده و تحریک مردم به «انقلاب علیه دیکتاتوری» جهت و سمت سوی رابطه رئیسجمهوری پاکستان با خانم بوتو را تغییر داد. مشرف با سفر به عربستان سعودی و فراهم کردن زمینه بازگشت «محمد نواز شریف» به پاکستان در واقع با حرکت ایذایی، محکم و دقیق، به رفتارهای سیاسی خانم بوتو پاسخ داد. بازگشت نوازشریف برای مشرف و بوتو ـ البته هر کدام به دلایل مختلف ـ خوشایند نبود اما مشرف برای ایجاد تعادل و متنبه کردن رهبر حزب مردم به یک بازی محاسبه شده اقدام کرد. بازی انجام شده توسط مشرف ـ وارد کردن نوازشریف به بازی ـ از یکسو و «کارت زرد» برای خانم بوتو از سوی آمریکا در جریان سفر جان نگروپونته به پاکستان به تدریج رفتار و اظهارات سیاسی خانم بوتو را به سمت قالبهای از پیش تعیینشده یعنی سهیم شدن در قدرت نه کسب مطلب قدرت، سوق داد. در نهایت بینظیر بوتو برای خارج نشدن از حلقه اصلی بازی قدرت در پاکستان با تعدیل مطالبات خود، از موضوع تحریم که از سوی برخی احزاب مطرح شده بود چشمپوشی کرد.
ب) تحریم انتخابات
حزب مسلم لیگ (شاخه نواز) و شخص «محمد نوازشریف» رهبر این حزب در رأس این محور قرار گرفته است. نواز شریف بعد از بازگشت از عربستان سعودی تلاش زیادی کرد تا به تنهایی و با اتکای به نیروهای حزبی مسلم لیگ در پاکستان، در انتخابات شرکت کند اما با دو مانع اصلی روبهرو شد.
اول: از نظر حقوقی نواز نمیتواند به سمت نخستوزیری دست پیدا کند، بنابراین تلاش خود را برای مطرح کرده شهباز شریف (برادرش) معطوف کرد، اما وی نیز با رد صلاحیت از سوی کمیسیون انتخابات پاکستان مواجه شد.
دوم: ظرفیت حزبی مسلم لیگ (شاخه نواز) با توجه به سابقه سیاسی این حزب در دوران نخستوزیری نوازشریف، به شدت کاهش یافته است. این موانع باعث شده که گرایش وی برای ائتلاف با بینظیر بوتو تقویت شود. دیدار وی با خانم بوتو، تلاشی بود در جهت ماندن در فضای موجود سیاسی. نواز شریف میداند که تحقق خواستههایش ـ احیای قضات معزول دیوان عالی و شرکت در انتخابات بدون مانع حقوقی ـ به هیچ وجه امکانپذیر نیست، بنابراین سعی خواهد کرد، حداقل برای حفظ وزانت سیاسی، چهرهای مخالف محور را از خود بروز دهد. نکته آخر اینکه اظهارات پرویز مشرف مبنی بر شرکت احزاب در انتخابات و اینکه «حضور بینظیر بوتو نوازشریف در کشور مفید است»، نشان میدهد که رئیسجمهوری پاکستان بازی سیاسی را به سمت سطوح پایینی قدرت سوق داده است، سطوحی که بازی در آن به رأس قدرت آسیبی نخواهد رساند. به عبارت دیگر هم اکنون نزاع در پاکستان بر سر سهمخواهی قدرت است و منازعه قدرت از رأس هرم قدرت به سطوح پایینی یعنی در سطح رقابتهای پارلمانی نزول پیدا کرده است. با توجه به شواهد موجود، بینظیر بوتو بر اساس برنامه اعلام شده خود در انتخابات شرکت میکند اما تکلیف نوازشریف مشخص نیست. اینکه نواز بتواند خانم بوتو را برای تحریم متقاعد کند، بسیار بعید است اما این احتمال وجود دارد که حزب مسلم لیگ (شاخه نواز) با توجه به محذورات پیش رو، از ظرفیت سیاسی موجود حزب مردم برای سهیم شدن در قدرت بهرهمند شود، هرچند همواره ائتلافها و نزدیکیهای سیاسی ناپایدار و شکننده بوده است.