تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۷  ، 
کد خبر : ۴۶۷۶۹

فرود شریف، فراز شریف


مهران قاسمی

نواز شریف، سیاستمدار تبعیدی پاکستان و مردی که مشرف، فرمانده وقت ارتش با سرنگون کردن دولت او توانست خود را به عنوان حاکم و سپس رئیس‌جمهوری پاکستان تثبیت کند، بار دیگر در سودای حضور در عرصه سیاسی این کشور است. شریف که در ماه سپتامبر، هنگامی که به امید رای صادر شده از سوی دیوان عالی با هواپیمایی عربستان سعودی را به مقصد کشور خود ترک کرده بود، هنگامی که از همان فرودگاه به تبعیدگاه خود باز گردانده شد، دریافت که در پاکستان جدید، خواست و اراده ژنرال بر هر قانونی ارجحیت دارد. تحولات آتی و تعلیق قانون اساسی و تحقیر دادگاه عالی و اعلام حکومت نظامی هم نشان داد که در این کشور قدرت حد و مرز قانون را مشخص کرده و حتی آن را تعریف می‌کند. قانون در پاکستان ابزاری است برای توجیه قدرت و نه محدود ساختن آن. در چنین بستری است که تمایل دوباره شریف به بازگشت را نمی‌توان ناشی از اعتماد وی به ساختار سیاسی کشور تلقی کرده و صرفا باید آن را در چارچوب تمایل به کسب قدرت یا به عبارت بهتر بازگشت به قدرت تلقی کرد.

اقدام مشرف در چراغ سبز نشان دادن به شریف، پس از حادثه سپتامبر باعث حیرت بسیاری شده است. ژنرال پاکستانی در شرایطی مخالف اصلی خود با یکی از اصلی‌ترین مخالفان خود را پذیرا شده که بسیاری معتقدند سفر غیرمترقبه او به عربستان سعودی و رایزنی با سران این کشور هم در واقع نوعی مقدمه‌چینی برای بازگشت شریف محسوب می‌شد.

روی خوش ژنرال به رقیب اصلی و دشمن کهنه‌کار خود را می‌توان در چارچوب بازی بزرگ او برای به حاشیه راندن رقبا تلقی کرد. مشرف تحت فشارهای خارجی و داخلی، نیازمند مشروعیتی افزون‌تر برای توجیه سیاست‌های خود است. رفتار او تاکنون اعتراضاتی را ولو در سطح باعث شده است و در این میان ناتوانی حکومت در برخورد با تندروها و افراطیون مذهبی هم خطر کاهش حمایت‌ها و حتی برخی تلاش‌های پشت پرده برای سرنگونی و جایگزینی وی را جدی‌تر از پیش مطرح کرده است. مشرف می‌داند که ناتوانی در برخورد قطعی با طالبان و افراطیون می‌توان چشمان آمریکاییان را بر واقعیات ناسازگار با دموکراسی در دولت وی باز کند. در چنین بستری طبیعی است که حاکم پاکستانی سعی کند تا ژستی متفاوت گرفته و با فرو رفتن در جامعه دموکراسی بقای خود را تا حدی تضمین کرده و ابزار اقدام علیه خود را از دست حامیانی که هر آن احتمال تبدیل شدنشان به مخالفانی جدی می‌رود، بگیرد.

روی دیگر اقدام مشرف را باید متوجه انتخابات پاکستان دانست. مشرف در هجوم افراطیون و لیبرال‌های مخالف خود باید یک سمت را برای ائتلاف یا حداقل همراهی برگزیند. ژنرال اما ترجیح می‌دهد بازی را به گونه‌ای منحصر به فرد تعریف کند. او با همراهی لیبرال‌ها و حتی محافظه‌کارن مخالف افراطیون، این قشر تندرو و خطرناک را به حاشیه رانده و همزمان خشم و نفرت آنان را هم متوجه چند هدف ـ‌ و نه یک هدف ـ می‌کند. او در عین حال برای تصاحب تمام قدرت (و نه تشریک آن) هم نقشه‌ای ویژه دارد. بازی بر خط باریک میان بی‌نظیر و شریف می‌تواند او را همزمان به چند هدف برساند.

هدف نخست از این بازی، بی‌اعتبار کردن اپوزیسیون یا رهبران آن در انظار عمومی است. پاکستانی‌ها قطعا به سیاستمدارانی که جامه مخالف می‌پوشند اما همزمان به مذاکره با حام نظامی می‌پردازند، اعتماد چندانی ندارند. تداوم این مذاکرات ـ که در نهایت با هوشمندی ژنرال همگی بی‌نتیجه رها می‌شوند ـ تنها به بی‌حیثیت کردن اپوزیسیونی که سودای ورود به قدرت و سهم‌گیری از آن به همدستی و مذاکره با «حاکم» وادارش کرده است، می‌انجامد ـ یک اپوزیسیون بی‌حیثیت قطعا توان صف بستن در مقابل ژنرال را ندارد.

هدف سوم اما به تشدید اختلافات میان دو چهره اصلی مخالف باز می‌گردد. دور و نزدیک شدن‌های متناوب مشرف به شریف و بوتو و قطعی جلوه‌ دادن توافق با یکی و دور زدن دیگری، باعث تشدید اختلافات و شعله‌ور شدن کینه‌های دیرین، میان دو سیاستمدار کهنه‌کار می‌شود. تاریخچه اختلاف‌های این دو چونان بشکه باروتی است که با کبریتی شعله‌ور می‌شود.

هدف سوم ژنرال، ممانعت از اتحاد میان مخالفان و تشکیل جبهه‌ای واحد در برابر خود است. طمع ورود به قدرت و سازش با مشرف در کنار تشدید اختلافات پیشین مانع آن می‌شود که جبهه‌ای واحد از مخالفان شکل بگیرد. این امر در نهایت به شکسته شدن آرای مخالفان منجر خواهد شد. این آرا که در صورت واریز شدن به سبدی واحد، روزهای دشواری را برای ژنرال رقم می‌زند، قطعا با دوپاره شدن و ریزش نسبی و محتمل، دیگر تهدید چندانی محسوب نمی‌گردد.

هدف چهارم ژنرال، گرفتن فرصت سازماندهی از اپوزیسیون است. او با امیدوار نگاه داشتن بوتو و شریف به مشارکت در قدرت و ترجیح داده شدن بر دیگری تا آخرین لحظات، امکان ارائه برنامه‌ای مستقل و تبلیغ آن- چه به صورت جبهه‌ای واحد و چه به صورت حزبی- را خواهد گرفت. این بلاتکلیفی عملا حیاتی‌ترین بازه زمانی را از هر دو رهبر مخالفان می‌گیرد و بازی را به نفع ژنرال به انتها می‌رساند.

هدف پنجم درگیر کردن اپوزیسیون با حکومت است. در شرایطی که شریف و بوتو در حال حاضر می‌توانند به عنوان آلترناتیو حکومت مورد حمایت ناراضیان داخلی و حامیان احتمالی خارجی قرار بگیرند، حضور آنها در صحنه رقابت و شکست آنان، خطر تبدیل شدن هر دو را به آلترناتیو مشرف کمرنگ کرده و حتی از بین می‌برد. آلوده شدن این دو به رقابتی همراه با چانه‌زنی در چارچوب‌های تعیین شده از سوی حاکم نظامی، آنان را از مقبولیت جهانی و حتی داخلی هم دور خواهد کرد. چه کسی شریف و بوتوی شکست خورده را پس از این انتخابات می‌تواند به عنوان رهبر مخالفان تلقی کند؟

بازی جذاب و پرهیجان ژنرال، با فرود بوتو و مذاکره نافرجام با او مدت‌هاست شروع شده است. داغ شدن این بازی و افزوده شدن بر شماره تماشاگران آن اکنون در گروی حضور بازیگری دیگر است؛ بازیگری که هر چه سرشناس‌تر باشد، بازی جذاب‌تری به نمایش در خواهد آمد. فرود شریف فراز این بازی است. مشرف هم نشان داده استاد بازی‌هایی است که خود بازیگرانش را انتخاب و هدایت می‌کند!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات