مهدی صادقی
با شروع سال 2007 جهان شاهد دگرگونی در روابط آمریکا و روسیه بود. ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه، طی نطق انتقادی خود در کنفرانس مونیخ، آمریکا را متهم کرد که در برنامه سیاست خارجی خود تنها استفاده از قدرت نظامی را در دستور کار قرار داده است. اگر چنین سیاستی از سوی ایالات متحده دنبال شود، بیم آن میرود که هراس روزهای جنگ سرد که مربوط به اواخر دهه 90 میشود، مجددا احیا گردد.
آمریکا تمایل و تلاش زیادی به گسترش نفوذ خود و اجرای سیاستهای افراطیگرایانه در خاورمیانه و حرکت در جهت گسترش دفاع موشکی در این منطقه نشان میدهد و روسیه هم مقابله به مثل کرده است. شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره و پیروزی دموکراتها، به پوتین جرأت داد تا در سخنرانی عمومی خود حرفهای مهمی را بزند.
پوتین در سخنانش توجه خاصی به اعراب و کشورهای عربی داشت، همچنانکه پس از کنفرانس مونیخ عازم کشورهای عربستان، اردن و قطر شد. روسیه تلاش دارد تا نقش ژئوپلیتیکی بیشتری را در منطقه ایفا کند و هرگونه فاصلهگیری از آمریکا در منطقه میتواند به عنوان یک پوئن مثبت برای روسیه تلقی شود.
از طرف دیگر روسیه نگرانی خود را از استقرار سپر موشکی در جمهوری چک و لهستان اعلام نمود و ضرورت آن را زیر سؤال برد. اما کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا تأکید دارد که نگرانی روسیه دلیلی ندارد و استقرار سپر موشکی، هدفی غیر از اهداف روسیه را دنبال میکند.
در خلال ماههای گذشته زمزمههایی در ارتباط با ایده خروج یکطرفه روسیه از پیمان نیروهای هستهای میانبرد مطرح بود؛ یعنی پیمانی که در سال 1987 توسط ریگان و گورباچف به امضا رسید. این در حقیقت واکنشی است به خروج آمریکا از پیمان ABM در سال 2002 و تلاش آمریکا و ناتو به ایجاد سیستم دفاع موشکی در طول مرزهای قدیمی روسیه. هیچکس واقعه بمباران بلگراد را در سال 1999 و عکسالعمل روسها را در آن سال فراموش نکرده است.
در سال جاری میلادی کوزوو مجددا جدایی خود را اعلام کرده است؛ در حالی که صربستان چنین خواستهای ندارد. در چنین شرایطی، مسکو بدون آنکه به طور مستقیم از صربستان حمایت کند تلویحا اعلام کرده که استقلال کوزوو بدون نظر و تأیید مسکو امکانپذیر نخواهد بود.
عملا روسها بر این اعتقادند که استقلال کوزوو منجر به استقلال چچن، مولداوی و دیگر نقاط در روسیه خواهد شد. در همین حال، شورای امنیت سازمان ملل، تصمیم نهایی را در خصوص آینده کوزوو در اواخر بهار یا تابستان امسال اعلام خواهد کرد.
شاید مهمترین نگرانی فعلی روسها، موضوع گسترش ناتو و پیوستن کشورهای جمهوری چک، مجارستان و لهستان به این پیمان باشد. در ماه مارس، مجلس سنای آمریکا لایحهای را تصویب نمود که براساس آن از عضویت گرجستان و اوکراین در پیمان ناتو حمایت شده است؛ و همچنین از عضویت آلبانی، کرواسی و مقدونیه. گرچه کشورهای بالتیک قبلا تقاضای پیوستن به ناتو را کرده بودند لیکن اوکراین و گرجستان از جنس بدنه روسیه محسوب میشوند و به آن بسیار نزدیکترند.
به نظر میرسد که پوتین در تلاش است یک حالت انتقالی آرام را برای جانشین خود که در ماه مارس 2008 انتخاب خواهد شد، فراهم نماید. پوتین، سرگی ایوانف را از سمت وزیر دفاعی به پست معاون اول نخستوزیری ارتقا داد و اکنون او از نظر رده، همتراز دیمتری مدودف است. هر دوی اینها از نزدیکان پوتین هستند و شانس جانشینی وی را دارند.
از سوی دیگر، بحران در چچن، استفاده پوتین از ابزار انرژی در برابر کشورهای همسایه ClS ، مانند بلاروس، گرجستان و اوکراین را پیچیدهتر نموده است. علیرغم وجود این دیدگاهها، کماکان دولتمردان آمریکایی با نظر و دیدگاه ناخشنود از وضعیت سیاسی روسیه نام میبرند. اما برخی نشریات در آمریکا دیدگاههای متفاوتی نسبت به پوتین دارند، مثلا روزنامه والاستریت ژورنال در سر مقاله اخیر خود به این مطلب اشاره نمود که در سال 2000 زمانی که پوتین رئیسجمهور شد، ارزش صادرات آن کشور 74 میلیارد دلار بود، در حالی که اکنون از مرز یک تریلیون دلار گذشته است. این بدان معنی است که وضعیت ثبات سیاسی بر این اوضاع اقتصادی تأثیر مثبت گذاشته است.
کمپانیهایی مانند بوئینگ، اکسون موبیل، جنرال موتور، lBM، مایکروسافت و تعدادی دیگر، در زمان صدارت پوتین منافع سرشاری را به جیب زدهاند و به همین خاطر است که از وضعیت سیاسی روسیه ابراز خشنودی میکنند.
در شرایط فعلی، شاید زود باشد که در خصوص انتخابات ریاست جمهوری در سال 2008 سخن بگوییم اما چیزی که در کوتاهمدت میتواند روابط روسیه و آمریکا را تحتالشعاع قرار دهد، یکی مساله هستهای ایران و دوم بحث کوزوو در سازمان ملل متحد است و هر دو این مسائل میتوانند بر مناسبات آینده روسیه و آمریکا تاثیر قابل توجهی داشته باشند.