مرتضی مصباح راد
*بهعنوان سئوال اول وضعیت جبهه متحد در حال حاضر چگونه است؟ میخواهم نظر شما در باب تحولات مرتبط با انتخابات را در جریان اصولگرا بدانم.
**جبهه متحد اصولگرایان اکنون در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد با همه امیدی که دشمنان خارجی و برخی رقبای داخلی با ایجاد تفرقه در بین اصولگرایان داشتند اکنون به باد رفته است. در حال حاضر برای اصولگرایان و جامعه این امیدواری پدیدار شده که در مساله تنظیم فهرست بتوانیم به یک اتحاد برسیم تا وحدت همه اصولگرایان تامین شود. نکته مهم این است که حتی اگر کسانی از اردوگاه اصولگرایان فهرست فرعی بدهند، باز هم معتقدند که وحدت بین اصولگرایان باید حفظ شود و فهرست آنها نباید به گونهای باشد که برای فهرست اصلی اصولگرایان آسیبآور و لطمه زننده باشد، از این منظر، وحدت بین اصولگرایان در کل کشور دستاورد بسیار مهمی است بنده از کسانی که در تشکیل جبهه متحد اصولگرایان کمک کردند و در طول این مدت به مساله ملی انتخابات با رعایت تمام جوانب توجه نشان دادند، تشکر و قدردانی میکنم و از آنها دعوت میکنیم که جبهه متحد را متعلق به خودشان بدانند. ما هم متعلق به همه هستیم و انشاءالله با تمام محدودیتهایی که داریم به وظیفه خود عمل کنیم. فیالمثل تهران فقط 30 نمایند میخواهد اما دوست داشتیم تهران بیش از اینها نماینده میخواست تا همه دوستان میآمدند! ولی باید رحجان بدهیم تا در موقعیت فعلی افرادی انتخاب شوند که شانس بیشتری دارند.
*با این وصف این سئوال مطرح میشود که معیارهای انتخاب افراد در جبهه متحد چه چیزی بوده؟ آیا صرف رای آوردن و معروفیت بوده یا ملاکهای دیگری هم در نظر گرفته شده است؟
**بحث اصلی صلاحیت، مقبولیت و کارآمدی است ولی معیارهای دیگری هم هست مثل ترکیب مناسب جامعه روحانیت، اصناف و غیره که بتوان بهوسیله آنها ترکیب مجلس آینده یک مجموعه متخصص باشد و از همه مهمتر افراد متخصص متعهد و شاخصی که دارای تفکری قوی باشند تا مجلس هشتم، یک تحول جدی به خود ببیند. برخی از مجالس کارهایی انجام دادهاند اما چون تفکر آنها تا حدودی منطبق نبوده و به آن معنا خوب کار نکردهاند. در این میان، مجلس هفتم فعالیت خوبی داشته، اما مجلس هشتم برای فعالیت خوب در عرصههای مختلف همچون بینالملل، سیاست داخلی و خارجی، اقتصادی و مسائل جاری نیاز به افراد قوی و مسلط دارد که امتحان خود را پس داده باشند و با همکاری و وحدت بر مبنای اصولگرایی بتوانند اقتدار نظام را بالا ببرند و همچنین مشکلات و معضلات جامعه را بهطور اصولی حل کنند نه اینکه مشکلات بهطور مقطعی حل شود. تا اگر گرانی و تورم و یا بیکاری جوانان وجود دارد، این معضلات بهطور اصولی حل شود.
*در مورد همین مساله تورم و گرانیهایی که فرمودید چه برنامهای دارید تا اینکه تورم و گرانی به قول شما مقطعی حل نشود؟
**ببینید، مساله این است که همه مجالس و دولتها میخواهند که قیمتها تثبیت شود اینکه امسال قیمت مسکن بر فرض یک میلیون باشد ولی سال آینده یک میلیونوپانصد هزار تومان باشد این بیثباتی قیمتها تمام برنامهها را بر هم میزند یعنی حتی آنهایی که سازنده و یا خریدار هستند، حسابهایی داشتند و وامهایی که دولت در جهت خرید و یا ساخت مسکن قرار داده است هم با این افزایش قیمتها کمارزش و کماثر میشود. بنابراین به یک برنامه اساسی نیاز است مانند توزیع صحیح جمعیت که یکی از راههای مبارزه با گرانی مسکن است.
*در باب تثبیت قیمتها آیا براساس برنامههای جبهه متحد ما شاهد این خواهیم بود که قیمت در مغازهها ثابت بماند و کیفیت هم بالا برود یا خیر وقتی قیمتی ثابت ماند کیفیت در مقابل کم میشود؟
**همه خواهان ثابت ماندن قیمتها هستند از فروشنده گرفته تا کارخانه تولید کننده و حتی مسئولین، همه به دنبال تثبیت قیمتها هستند اما چرا این امر محقق نمیشود چون به طور اصولی و اساسی در مورد آن بحث نمیشود اما در سطح کلان و گستردهای برنامه داریم در این راستا سه کار اصلی در برنامه خود داریم اول بالا بردن تولید هست دوم قدرت درآمدی مردم به طور معقول و منطقی افزایش پیدا کند سوم قیمتها را تثبیت کنیم تا برای تولیدکننده سود داشته باشد و مصرفکننده هم قدرت خرید کالا را داشته باشد. کسانی میتوانند این کار را انجام دهند که با تجربه و مسلط باشند.
*با توجه به تاکید شما بر استفاده از جوانان، در حال حاضر سهم جوانان در جبهه متحد اصولگرایان چقدر است؟
**شکر خدا به اندازهای هست که مجلس قدرتمندی تشکیل دهد ولی بالاخره حداقل سن 30 سال هست و زیر 30 سال را که نمیشود نماینده گذاشت!
*با توجه به اینکه شما تنها عضو مرد جامعه زینب(س) هستید سهم زنان حاضر در جبهه متحد چه میزان است؟ آیا این سهم رضایت بانوان اصولگرا را برآورده میکند.
**ببینید، من علاقهمند هستم تا حدی که امکان دارد سهم بانوان بیشتر باشد تا بتوانند در عرصههای مختلف حضور پیدا کنند حرف و مطالبات خواهران را باید خود آنها بیان کنند و همین موضوع است که در کشورها باعث میشود توجه زنان آن جوامع به سمت اسلام جلب شود و چراکه زن در دنیای غرب اسیر و گرفتار هست و از این منظر زبیاترین زندگی برای زنان در ایران وجود دارد. اما به هر حال موقعیت بهگونهای است که که در 290 نماینده نزدیک به 170 حوزه تک نمایندهای است و در حوزههایی که تک نمایندهای است معمولا مردم به خانمها رای نمیدهند علتش هم آن حیای خاص ایرانی است که چندیدن قرن است که ادامه دارد مثلا شما در نقاشیهای تختجشمید هیچ وقت یک اندام برهنه از مرد و یا زن نمیبینید ولی در اهرام مصر و روم چنین چیزی عادی است. معمولا در حوزه «تک نماینده» به یک زن رای داده نمیشود ولی اگر دو یا سه نفر نماینده در یک حوزه باشد امکان رای آوردن یک خانم هست و همین امر است که مساله سهم خانمها را محدود میکند. در تهران هم از 30 نفر چند نفر باید گذاشت که تمام تخصصها را در کنار هم جمع کنیم؟ این هم یک محدودیت برای ما ایجاد میکند. لذا شما در این سالها در تهران میبینید که بیشتر از 5 الی 6 خانم در مجلس وجود ندارد. ولی امیدواریم در این فهرست هم خانمها تعداد قابلتوجهی باشد.
*یعنی در تهران 5 نفر خانم در لیست هست؟
**بیش از 5 نفر در لیست هست.
*آقای بادامچیان با تمام صحبتهایی که فرمودید باز هم این سئوال از سوی برخی مطرح میشود که اصلا چه نیازی به جبهه متحد داریم؟
**جبهه متحد اصولگرایان یعنی جمع کردن تمام نیروها و متمرکز کردن همه فعالیتها و به کارگیری تمامی سلایق، استعدادها برای موفقیت در مجلس هشتم این موفقیت موجبی شود که روح امام(ره) و رهبری انقلاب و همه شهدا از این مجلس راضی باشند. در عین حال میدانید که خط استکبار به شدت فعال است و به صورت واضح در حال حمایت از برخی عناصر در داخل کشور هست در گذشته آنها از کمونیستها و غیره حمایت میکردند ولی جدیدا حمایت از آنها دیگر سودی برای غرب ندارد و اکنون در حال حمایت از اصلاحطلبان هستند. به جز رایس و BBC، جوزف لیبرمن هم گفت که ما از اصلاحطلبان حمایت میکنیم و بالاخره بوش در سخنرانی خود اعلام کرد که از بیروت تا بغداد و از دمشق تا تهران ما از اصلاحطلبان دموکراسیخواه حمایت میکنیم. بنابراین زمانی که استکبار در حال جمعآوری نیروهای خود است ما هم باید به جمعآوری نیروهای خوب و کارآمد خودمان بپردازیم و فلسفه تشکیل جبهه متحد همین است.
*ما بعد از سخنان مقام معظم رهبر، برخی افراد منتسب با جریان اصلاحطلبان حمایت آمریکا را ننگ دانستند فکر میکنید علت این امر چیست؟
**من در مصاحبههای گوناگون از اصلاحطلبان خواستم که موضع خودشان را در مقابل آمریکا و استکبار مشخص کنند. بعد از سخنان مقام معظم رهبری اصلاحطلبان چند دسته شدند برخی بیانیه دادند و این کار استکبار را محکوم کردند و گفتند که ما به هیچ وجه آمریکا را قبول نداریم برخی آمدند و گفتند که اگر آمریکا از ما حمایت کرده مربوط به آمریکا است و ما قبول نداریم بخشی هم رندانه عمل کردند و گفتند که ما نیازی به حمایت خارجی نداریم ولی محکوم نکردند و برخی هم مساله را به فرافکنی کشاندند و گفتند آمریکا که میخواهد از ما حمایت کند در واقع از اصولگرایان حمایت میکند!! این چندپهلو صحبت کردن و موضع گرفتن مفید نیست.
مساله این است که وقتی آمریکا میگوید من از اصلاحطلبان حمایت میکنم این اصلاحطلبان چه کسانی هستند؟ بالاخره باید مشخص کنند افراد اصلاحطلبی که موضوع گرفتند و گفتند ما با آمریکا نیستیم کار خوبی کردند ولی اگر کسی بگوید ما نیازی به حمایت آمریکا نداریم یعنی حمایت آمریکا را غلط نمیدانند این آقایان نمیفهمند که در ایران روحیه استکبارستیز باعث شده که استقلال ایران حفظ شود.
امام(ره) هم فرمودند که وقتی دیدید بیگانه از شما حمایت میکند شما به خود شک کنید و راه خود را اصلاح کنید.
من پیشنهاد میکنم که اصلاحطلبان اسم خود را عوض کنند اگر آنها از گروه موسوم به اصلاحطلب حمایت میکنند شما اسمتان را عوض کنید و بگویید چون آنها از اصلاحطلب حمایت میکنند مثلا طرفداران اصلاحات هستیم.
*با این تفاصیل آیا اصلاحطبان با وجود تشتتهایی که در میانشان هست میتوانند به آرامش مناسب و وحدت برسند؟
**به نظر من بخشی از آنها به وحدت میرسند ولی اختیار با خودشان هست که به وحدت برسند یا نرسند! مسائلی که امروزه مطرح شده آنها را به فکر واداشته و اینها میخواهد خود را از این فضای منفی نجات دهند برخی حاضر نیستند اسم اصلاحطلبی را برخود بگذارند اما تفکرشان همان اصلاحطلبانه است برخی هم در شیوه برخورد مشکل دارند برخی هم نمیدانند چه کار باید انجام بدهند، لذا دوران آنها اینگونه مسائل هست. و توصیه میکنیم به گونهای عمل کنند که ملت ایران آنها را طرفدار استقلال و خط امام(ره) بیابند.
اما برخی از اصلاحطلبان با اینکه از شرایط خود آگاه بودند و میدانستند که ردصلاحیت میشود ولی با این حال در انتخابات ثبت نام کردند و ردصلاحیت نیز شدند.
تعبیر من این است که این دوستان که یک مجموعه در کشور هستند و هر دورهای یک نامی داشتند مثلا خود را جریان سوم معرفی میکردند مدتی شعار فقر و غنا میدادند یک موقعی خود را ملی- مذهبی میدانستند و امروز هم مجموعه به گونهای شکل گرفته که اسم اصلاحطلب را برخود گذاشتهاند و با هم اختلاف دارند. اما در حال حاضر در مجموعهای با هم جمع شدهاند اکنون شما میبینید که حزب اعتماد ملی در روزنامه خود چندین دیدگاه دارند و اکثر دیدگاهها هم با دیدگاه آقای کروبی همخوانی ندارد در هیمن حزب بری از جهتگیریها با افکار حزب مشارکت در تضاد است. خب! اگر آقای اطاعت میگوید که حزب ما سوسیال دموکرات است، آقای مرعشی در کارگزاران میگوید که حزب ما لبیرال دموکرات است بدیهی است که این تفکرات با یکدیگر همخوانی ندارد با این وصف بدیهی است که مثلا افکار آقای کروبی با تیپ و افکار نهضت آزادی همخوانی ندارد ولی شما میبینید که در یک مجموعهای با هم جمع شدهاند چرا که میخواهند همدیگر را پشتیبانی کنند تا در انتخابات موفق باشند حال اگر همین مجموعهای که با یکدیگر اختلاف دارند ولی در ظاهر با هم خوب شدهاند اگر به مجلسی راه پیدا کنند آنجاست که اختلافات دوباره سر باز میکند مانند مجلس ششم یا شورای شهر اول که در آنجا با هم دعوا میکردند. در مقابل شورای شهر دوم تجربه بسیار خوبی بود اما شورای شهر سوم کمی افت کرده که علت آن ورود سه، چهارنفر به اصطلاح اصلاحطلب به این شورا است که اوضاع را فلج کرده و برهم زده است.
مردم یک دوره اصلاحطلبان را دیدهاند و میدانند که برخلاف شعارهایشان عمل کردند قبل از اینکه بر سرکار بیایند میگویند زنده باد مخالف من ولی وقتی سرکار میآیند چندین نفر را برکنار میکنند و میگویند که تو پیام دوم خرداد را متوجه نشدی!
آنها چندین هزار مدیر را از کار برکنار کردند که بدیهی است ضد آن شعار معروف است و یا میگویند دانستن حق مردم است ولی بسیاری از مطالب را در رسانه خود منتشر نمیکنند و یا مدعی این هستند که مسائل را حل میکنیم اما خوب این تفکر اقتصادی لبیرال و ملی – مذهبی قارد به حل مشکلات کشور نیست. دولت هشت سال دست آنها بود مجلس هم همینطور یک دوره چهارساله در اختیار آنها بود. در عوض آنها واردات کشور از چهارده میلیارد دلار به 38 میلیارد دلار رساندند که این فاجعهای برای کشور هست. ولی در دولت دکتر احمدینژاد صادرات در دو سال چندین برابر شده و واردات هم کم شد از لحاظ فرهنگی هم در دوران اصلاحات، فرهنگ ایران کاملا عقب ماند فرهنگ اوباشگری و لاابالیگری ترویج شد.
آقایان در مسائل سیاسی ادعا کردند که میخواهند توسعه سیاسی ایجاد کنند. اما چیزی نصیب ملت نشد. ملت ایران توسعه سیاسی را در انقلاب گرفته است وملتی است که همیشه در صحنه حضور دارد در همین انتخابات خبرگان 29 میلیون نفر حضور داشتند که نمونه بارز توسعه سیاسی است. در عین حال آنها در بحث گرانی و تورم هم برای مردم هیچ کاری نکردند و در مساله هستهای هم استراتژی وادادگی داشتند. آقای رمضانزاده که استاندار کردستان هم بود در دانشگاه اصفهان اعلام کرد که ما از جنگ میترسیم! این تفکر ترسو وقتی وارد مجلس شود چه خواهد کرد؟ بدیهی است با کمترین تهدید منافع کشور را واگذار میکنند.
*ترکیب مجلس هشتم چه خواهد شد و ارزیابی شما از مجلس هفتم چیست؟
**مجلس هفتم هم بسیار مجلس خوبی بود و در سطح عموم در کم کردن تشکیلات و تشریفات و دوری از درگیریها و اختلافات کارهای خوبی انجام داد. ولی مجلس ششم هر وقت به تعطیلات میرفت مردم راحت میشدند و هر وقت بلندگوی مجلس را باز میکردید صدای دعوا و کشمکش شنیده میشد! ولی مجلس هشتم باید بهتر از این باشد، لذا مجلس هفتم را مجلس خوبی میدانیم ولی مجلس هشتم قطعا باید مجلس بهتری باشد.