اسماعیل گرامیمقدم
مدرنیسم، تولید، توسعهیافتگی و پیشرفت، حاصل تحزب در دنیای امروز محسوب میشود نظامها در جوامع بشری از جهت فعالیت حزبی به سه دسته طبقهبندی میشوند:
1ـ نظامهای تکحزبی که تقریبا در حال منسوخ شدن است و نمونههای آن را در نظامهای مارکسیستی و یا توتالیستی همچون چین، کرهشمالی و سوریه میتوان یافت.
2ـ نظامهای دو حزبی که در بسیاری از کشورهای توسعه یافته مرسوم است.
3ـ نظامهای چند حزبی که در مورد دوم و سوم موضوعیت ائتلاف متمایز از یکدیگر شکل میگیرد اما هویت حزبی پایدار و باثبات ادامه حیات میدهد. در ساختارهای دوحزبی، احزاب کوچک و پاییندست به فعالیتهای تقریبا غیرسیاسی اهتمام دارند و در جریان انتخابات فقط به صورت صنفهای مختلف نامزدهای مجلس و یا شهرداران و روسای جمهوری، احزاب محوری را مورد حمایت قرار میدهند و اگر خواهیم این نوع رفتارهای تشکیلاتی را ائتلاف قبل از انتخابات بنامیم، باید بپذیریم که اینگونه اتحادها فارغ از هر فرعی در راستای تقویت، معرفی و پاسخگویی احزاب بزرگ یعنی دو حزب قدرتمند شکل میگیرد. در نظامهای چند حزبی هم ائتلافها پس از انتخابات و مبتنی بر کمیت تصاحب کرسیها به عرصه رقابتها پا مینهند.
پیداست که در هر نوع، نظامهای حزبی و دموکراتیک در فرآیند انتخابات، جریانات همسو به انسجام پایگاههای حزبی پرداخته و در دستیابی به این اولویت، تلاش وافری برای کسب قدرت دارند. در کشور ما به دلیل عدم نهادینه شدن احزاب سیاسی که مجال گفتار آن در این مقال نیست مواجه با دو طیف گسترده یعنی اصلاحطلبان و اصولگرایان هستیم که البته به دلیل آثار رشد غیر نهادینه، آنتروپی (بینظمی) درونی در حال فزونی است که گاهی در ابتدا، و میانه هر دو طیف به لحاظ مواضع، مشترکات و تضادهای فراوان مشاهده میشود.
در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری واگرایی احزاب و جریانات هر دو طیف گسترده یعنی اصلاحطلبان و اصولگرایان هستیم که البته به دلیل آثار رشد غیرنهادینه، آنتروپی (بینظمی) درونی در حال فزونی است که گاهی در ابتدا، انتها و میانه هر دو طیف به لحاظ مواضع، مشترکات و تضادهای فراوان مشاهده میشود.
در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری واگرایی احزاب و جریانات هر دو طیف در عمل به پیروی تحولات سیاسی ـ اجتماعی از پدیدههای فیزیکی جامه حقیقت پوشید در اثر تشدید پروسه بینظمی آنچه منصور میشد احتمال تصادف اصولگرایان و از نتیجه تعدد کاندیداها است، اما بخشی از اصلاحطلبان که خود طرح نظریه وزنکشی احزاب بوده و هزینه آن را به قیمت خروج از قدرت به آحاد جمعیت دوم خرداد تحمیل نمودند و بر نهادینه شدن احزاب تاکید و حتی در مجلس ششم به طور قانونی کمک به احزاب را به تصویب رسانیدندـ که در جای خود کار ارزشمندی محسوب میشود ـ امروز خارج از قواعد رایج، ضرور تفاهم را به عنوان منشور فعالیت پیشروی خود پذیرفتهاند.
حال با وجود اینکه ائتلاف قبل از انتخابات نافی و الگوهای برونمرزی است، آیا کارکرد دائمی خواهد داشت؟ و زاویه گرفتن از شعارهای اصلاحطلبی توسعه سیاسی به شمار نمیرود؟ و در صورت تحقق پروژه ائتلاف تنها به خروج رقیب از بخشی از میدان قدرت میانجامد که هدفگیری مناسبی است و در این شرایط الزامی به نظر میرسد اما چه پاسخی برای جامعه خواهیم داشت که شعار توسعه سیاسی دادهایم و از سی دیگر احزاب را خالی از هویت مینماییم و حتی تشکیلات غیررسمی ـ غیرحزبی برای ائتلاف پافشاری نموده و به تضاد بین اندیشه و عمل توجهی ندارند.
حقیقت این است که حزب اعتماد ملی مصمم است با تابلوی خود به عرصه رقابت انتخاباتی وارد شود تا با تعهد به شمار توسعه سیاسی به گسترش تشکیلات نیز همت گمارده و به دنبال آغاز فعالیت، این حزب نوپا و فراگیر درصدد است تفاوت حضور خود را با دیگر احزاب یعنی کارکرد و توأمان فعالیتی حزبی و ائتلاف حقیقی در معرض قضاوت افکار عمومی بگذارد و از سوی دیگر پس از یکم تفاهم با گروهها با ارائه لیست مشترک به ضرورت حضور اصلاحطلبان در قدرت تاکید ورزد، البته باید اذعان کرد که این شیوه در مجلس پنجم توسط حزب کارگزاران تجربهای موفق داشت و در کنار لیست ائتلاف خط امام به معرفی حزب متبوع خود پرداخت، بنابراین برای اصلاحطلبان باید کارکرد حزبی بر پیروزی صرف در انتخابات ترجیح داشته باشد تا یکی از مهمترین شعارها یعنی توسعه سیاسی با نهادینه شدن تحزب حتی در خارج از قدرت محقق شود.
از این پیشنهاد مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی در دیدار با گروههای اصلاح طلب در خصوص شکلگیری احزاب قدرتمند و بزرگ ضامن همین ادعاست. حزب اعتماد ملی پا را برای تفاهم مبتنی بر مذاکره پیش نهاده تا ملزومات پیروزی را برای همه اصلاحطلبان فراهم آورد.
والا صرفا تغییر واژه پیشرو به ائتلاف به طور موقت و مقطعی منجر به زوال تدریجی احزاب خواهد شد.