ابراهیم متقی / عضو هیات علمی دانشگاه تهران
از زمان انتشار قطعنامه 1696 تاکنون بیش از 50 روز میگذرد. مقامات ایرانی اراده مشخص خود را در ارتباط با تداوم غنیسازی ابراز داشتهاند. این امر به مفهوم آن است که سیاست فشار و الگوی رفتار مبتنی بر تهدید نمیتواند مطلوبیت چندانی برای نهادهای بینالمللی به وجود آورد.
تنظیم قطعنامه 1696 را میتوان انعکاس سیاستهای پیشدستیکننده آمریکا در برخورد با نهادهای بینالمللی دانست. «الگوی پیشدستی» نه تنها در حوزه موضوعات استراتژیک دارای کاربرد میباشد، بلکه میتوان نشانههای آن را در ارتباط با حوزههای دیپلماسی نیز مورد توجه قرار داد. الگوی رفتار دیپلماتیک آمریکا و کشورهای اروپایی را باید بهرهگیری از نهادهای بینالمللی به ویژه شورای امنیت سازمان ملل جهت اعمال فشار و محدودیت علیه سایر بازیگران دانست.
مقامت ایران در برابر اراده فراقانونی و همچنین دیپلماسی پیشدستانه آمریکا میتواند نتایج و پیامدهای متعددی داشته باشد. در این ارتباط میتوان نشانههایی از مقاومت در برابر تهدیدات استراتژیک را مورد ملاحظه قرار داد. مجموعههایی که دارای رویکرد ملی و منطقهای میباشند تاکنون تحت تاثیر فشارهای بینالمللی غیرقابل پیشبینی قرار داشتهاند. در این شرایط تنها اراده ملی واحدهای سیاسی نادیده انگاشته شده است، بلکه میتوان بر این امر تاکید داشت که زمینههای لازم برای حاشیهای شدن کشورهای جهان سوم نیز فراهم شده است. در چنین شرایطی میتوان نشانههایی از مقاومت در برابر تهدیدات یکجانبه جهان غرب علیه ایران و کشورهای جهان سوم را ملاحظه نمود. کشورهای جنبش عدم تعهد در چندین مقطع زمانی بر تداوم دیپلماسی در روابط ایران با کشورهای گروه 1+5 تاکید داشتهاند. سران کشورهای جنبش عدم تعهد در سند نهایی چهاردهمین اجلاسیهای که در هاوانا برگزار شده بر اجرای موافقتنامههای پادمان هستهای تاکید داشتهاند. به موجب ماده پادمان هستهای به کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه داده شده است که فعالیتهای خود را در چارچوب نظارت بینالمللی ادامه دهند.
بیانیه کشورهای عضو جنبش تعهد میتواند فضای لازم برای ادامه دیپلماسی در روابط ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، کشورهای اتحادیه اروپا و آمریکا را فراهم آورد. به هر میزان که امنیتگرایی ماهیت قانونمند و سازمان یافتهتری داشته باشد، منافع و مصالح طیف گستردهتری از کشورها تامین خواهد شد؛ در حالی که امنیت یکجانبه نمیتواند تداوم چندانی داشته باشد. به طور کلی امنیتگرایی صرفا در شرایطی میتواند به ثبات و تعادل بینالمللی منجر شود که جلوههایی از «امنیت متقابل» و همچنین «امنیت دستجمعی» فراهم گردد.
بسته پیشنهادی کشورهای 1+5 را میتوان به عنوان یکی از نشانههای اعمال فشار تصاعد یا بنده علیه ایران دانست. در حالی که اصلیترین ماده مندرج در بسته پیشنهادی، ایران را در برابر محدودیتهای چند جانبه قرار میدهد، مشوقهای بسته پیشنهادی بسیار محدود میباشد. در حالی که انتظارات جهان غرب از ایران با شاخصهای امنیت ملی کشور مغایرت خواهد داشت در چنین شرایطی «تداوم دیپلماسی» میتواند فضای دیدی از روابط سیاسی و استراتژیک را به وجود آورد. کشورهایی که محدودیتهای استراتژیک را با الگوی رفتار دیپلماتیک ترمیم مینمایند، در اداره نظم جهانی از قابلیت و کارآمدی بیشتری برخوردار خواهند شد. در این ارتباط موضوع رفتاری کشورهای چین و روسیه برای ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است.
مواضع کشورهای چین و روسیه تاکنون ماهیت دوگانه داشته است. لازم به توضیح است که سیاست بینالمللی دارای چنین شاخصهایی است. بازی در عرصه سیاست بینالملل نمیتواند بر مبنای الگوی همه یا هیچ تنظیم شود. به عبارت دیگر در سیاست بینالمللی، چانهزنی و مصالحهگرایی زمینههای لازم برای امنیتسازی را فراهم میآورد. به همانگونهای که آمریکاییها از قدرت نظامی ویژهای برخوردارند و قابلیت استراتژیک خود را به مناطق مختلف منتقل میکنند؛ به همانگونه نیز نیازمند به کارگیری ابزارهای دیپلماتیک و همچنین فرآیندهای معطوف به چانهزنی میباشند.
با توجه به موارد یاد شده نمیتوان بسته پیشنهادی یا قطعنامه 1696 شورای امنیت را به عنوان نقطه عطف بازی استراتژیک نظام بینالمللی در ارتباط با ایران تلقی نمود . فشارهای آمریکا طی ماه سپتامبر و اکتبر افزایش خواهد یافت اما این امر به معنای پایان دیپلماسی ایران با سایر قدرتهای بزرگ محسوب نمیشود. رفتار دیپلماتیک ایران تاکنون نتایج موثری برای تعویق فشارهای بینالمللی علیه ایران ایجاد کرده است اما هنوز ابهام استراتژیک در ارتباط با آینده پرونده هستهای ایران وجود دارد.
هماکنون این سوال وجود دارد که آیا سیاستهای روسیه و چین، تحریم ایران را در مورد پذیرش قرار خواهد داد؟ آیا کشورهای اتحادیه اروپا به موازات دیپلماسی از سیاست حداکثر سازی فشار در چارچوب نهادهای بینالمللی استفاده خواهند کرد؟ و در نهایت اینکه آمریکا از چه تاکتیکهایی برای محدودسازی ایران در عرصه فعالیتهای هستهای بهره میگیرد؟ این امر صرفا از طریق فرآیندهای دیپلماتیک و الگوهای رفتار مرحلهای مشخص خواهد شد.
برای عبور از شرایط مبهم، لازم است تا بازی دیپلماتیک ایران به نتایج مشخصی برسد. اگر پرونده هستهای ایران از شورای امنیت به آژانس بینالمللی انرژی اتمی دعوت داده شود. در آن شرایط زمینه برای نیل به اهداف مشخص امنیتی فراهم میشود. دیپلماسی در خلأ شکل نمیگیرد، بازی دیپلماتیک نیز بدون نتیجه رها نمیشود. نشانه هر الگوی قرارداد. تاکنون ایران توانسته است تحریمها را به تاخیر اندازد. از سوی دیگر فرآیند دیپلماتیک نیز ادامه یافته است. لازم به توضیح است که هر الگوی رفتاری در مرحلهای پایان مییابد. هم اکنون سوالی که مطرح میشود این است که با پایان دیپلماسی، چه نتایجی برای ایران و همچنین کشورهای گروه 1+5 به وجود میآید؟ عبور از تحریم و بازسازی روابط با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را میتوان نشانهای از «بازی برد ـ برد» در روابط ایران با کشورهای 1+5 دانست.