پیشینه جنبش دانشجویی دانشگاه تبریز به دوره ملی شدن صنعت نفت باز میگردد. دوره دوم جنبش دانشجویی بین سالهای 1341-1339 روی داد تا تحت تاثیر جبهه ملی آذربایجان به رهبری آیتالله انگجی بود. دوره سوم جنبش دانشجویی از سال 1352ـ 1346 تحت تاثیر اندیشه چپ رخ داد. از سال 1350 به بعد نیروهای مذهبی وارد مسایل سیاسی دانشگاه تبریز شدند و سرانجام از سال 1354 هدایت مبارزات دانشجویی را دست گرفتند. از سال 1348 با ورود عدهای از دانشجویان مسلمان به دانشگاه تبریز و تلاش آنها برای حل نشدن در جریان چپ حرکت مهم و نامرئی جدیدی آغاز شد.
نقشی که شریعتی در این دوره ایفا کرد بسیار مهم بود. ظرافت بیان و لطافت زبان او مسایل مبارزهجویانه مذهبی را به سادگی به دانشجویان انتقال میداد. حرکت شریعتی به سردرگمی دانشجویان مذهبی خاتمه داد. رسالت او بیدادگری نسل جوان هویتیابی و جهتدهی آنان بود. بین سالهای 1353-1350 دوره بازیابی و خودیابی نیروهای مذهبی دانشگاه تبریز بود. اتحاد، مبارزه. پیروزی شعاری بود که دانشجویان را تا مدتها دور هم جمع میکرد. شروع حرکت اسلامی در دانشگاه تبریز با نمازخوانی و تشکیل نمازخانه بود. نمازخانه کانون آغاز فعالیت و آشنایی دانشجویان نمازخوان با یکدیگر گردید. در خوابگاه کوی، کانون هدایت جنبش دانشجویی، بود. نمازخانهها غریبتر. هر کس نماز میخواند امل و عقبافتاده نام میگرفت.
کوهنوردی مورد علاقه دانشجویان بود. اما اتاق کوهنوردی و برنامههای آن به دست چپیها بود. کمکم در کوه همنماز خواندن آغاز شد که با خجالت و شنیدن متلکهای بسیار و اعتراضهای دانشجویان چپی هر ماه بود. کوهنوردی تمرین خودسازی و تحمل مشقات بود. محل خالی کردن عقده دل در شرایط خفقان آلود جامعه و از همه مهمتر امکانی برای جذب نیروهای جدید به شمار میرفت.
ایجاد شک و شبهه اعتقادی در دانشجویان مسلمان توسط کمونیستها که بسیار باتجربه و مطلع بودند، آنها را به تکاپو وامیداشت تا مسلمانان نخست ایمان خود را حفظ کنند و دیگر این که جواب شبهات آنها را بدهند. و از پیوستن دانشجویان به آنها جلوگیری کنند. از این رو دانشجویان مسلمان علاقه و گرایش مطهری و دکتر شریعتی خریداران بسیاری داشت. دست به دست گشتن کتاب حکومت اسلامی اما خمینی و کتابهای ممنوع دیگر از مشخصات این دوره است در سال 1354 در سالگرد قیام پانزده خرداد حرکت سنگینی در دانشگاه تبریز روی داد که شهید سلیمی و آل اسحاق در این حرکت نقش قابل توجهی داشتند. حکومت یکی از راههای کنترل مهار جوانان را گسترش فساد و ابتذال اخلاقی در دانشگاه و سطح جامعه میدانست. افتتاح کاخ جوانان، برگزاری اردوهای مختلط و نامناسب، اجرای برنامههای موسیقی و دایر کردن سینما با محتوای فیلمهای مبتذل همه برای سرگرم کردن دانشجویان مذهبی میشد و آنها را به واکنش وامیداشت. در این برهه مبارزه علیه مسایل غیراخلاقی وارد دوره جدیدی میشد. حکومت برای جبران شکست خود به نیروهای چپ و تند دانشگاه میدان فعالیت شدید گروههای چریکی در کشور است که به شکل شعارهای نوشته شده روی دیوارهای دانشگاه دیده میشد. سال 1354 اوج قدرت و فعالیتهای دانشجویان مذهبی تبریز بود. در این دوره به علت افزایش شدت کنترل بر خوابگاهها، دانشجویان مجبور به انتقال و اسکان در منازل سطح شهر شدند. این انتقال ضمن افزایش ارتباط نزدیک با مردم، به نزدیکی بیشتر دانشجویان با علمای شهر تبریز شد و مسجد شعبان به عنوان کانون انقلابی شهر مورد توجه دانشجویان بود. دانشجویان در این مدت تحت حمایت آیتالله قاضی طباطبایی هم قرار گرفتند.
ایجاد فضای باز سیاسی، درگذشت دکتر شریعتی و حاج مصطفی خمینی، اهانت روزنامه اطلاعات به امام، قیام 19 دی قم و تشریک مساعی جویان طرفداران امام و دانشجویان قیام تاریخی 29 بهمن را به وجود آورد. عظیمترین حرکت سیاسی دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز روز هیجدهم اردیبهشت 1357. اتفاق افتاد که سه شهید داشت. این حرکت که به طرفداری از امام خمینی صورت گرفت. باعث شناخت و تفکیک چپیها از مسلمانان شد و اتحاد بین دانشجویان و استادان مذهبی را بیشتر نمود و تا پیروزی انقلاب، دانشجویان مذهبی، در فعالیتهای آموزشی دانشگاه شرکت نکردند. با پیروزی انقلاب دانشجویان برای برخورد با هرج و مرج ناشی از حضور گروهکهای متعدد و مسلح دانشگاه تبریز به محل ستاد عملیاتی تبدیل شد و کلا دانشگاه تعطیل گردید. بروز حوادث خونین کردستان 1358 و آغاز جنگ عراق علیه ایران علت حضور اکثریت دانشجویان دانشگاه تبریز در جنگ علیه کفر گردید که صدها شهید نثار انقلاب اسلامی گردید. روحشان شاد.