تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۵  ، 
کد خبر : ۴۶۸۵۴

واقعیت‌های جنگ 8 ساله


رضا نوری
جنگ ایران‌، اگر چه اولین تجربه ایرانیان در نبردی است که خود ادامه آن را برگزیده‌اند و بر آن نیز غالب شده‌اند، اما در طی دو قرن اخیر هیچگاه چنین تجربه‌ای را کسب نکرد‌ه‌اند. آخرین بار وقتی ایرانیان در جنگ با روسیه شکست خورده‌ان، به این صرافت افتادند که برای آینده ایرانیان و ایران طرحی نو در‌اندازند. بارها گفته‌اند و چه بسیار نوشته‌اند که پس از شکست ایران در جنگ با روسیه مهمترین پرسش عباس میرزا این بوده است که چرا ایران نه؟! به واسطه و دستمایه همین پرسش بود که ایرانیانی به غرب اعزام شدند. اروپاییان و یا بعدها آمریکاییانی به ایران آمدند که همسطح اندازه غرب و دنیایی که اینک توسعه‌یافته می‌نمود، علم و فنونی را کسب کنند که در آینده جایگزین و جبران جنگ‌ها و شکست‌ها باشد. با همه تمهیدات و اهتمامی که در همان سال‌ها و سال‌های آتی شد، ایرانیان در جنگ جهانی دوم ـ آخرین جنگی که نظامیانی و جنگ‌آورانی در آن شرکت داشتند- در برابر نیروهای متفقین تنها چند ساعت مقاومت و ایستادگی از خود بروز داده‌اند. این البته آخرین جنگی بود که ایرانیان در حافظه خود داشتند، اما اولین جنگی بود که پیش‌بینی شده بود که در آن حماسه‌هایی آفریده شود.
اما ایران، ایران پس از انقلاب اسلامی که ایرانیان در خود اعتماد و قدرتی یافته بودند، جنگ هم برای ایرانیان و هم برای دشمنان آن آزمونی بود که در درون آن اندازه‌های خود را در آن می‌یافتند. همان یک ساله اول جنگ وقتی کیلومترها از سرزمین ما به اشغال رژیم بعث عراق درآمد. دشمن و به همراه آن حامیان آن تصور می‌کردند که پیشروی نیروهای دشمن ایستادگی نیست. اگر چه سابقه ذهنی کشورهای منطقه از ایرانیان، شکست را محتمل می‌دانست، اما سرنوشت جنگ به گونه‌ای رقم خورد که مخالف جهتی بود که دشمن انتظار آن را داشت. ایرانیان در جن از خود حماسه‌ای آفریدند که برای همه جهانیان مثال‌زدنی بود.
با این همه آنچه که توان و قدرت انسانی ایرانیان را به معرض نمایش می‌گذاشت، تصویری بود که بی‌کم و کاست در بالا بدان اشاره شد، اما واقعیت‌های اقتصادی جنگ به تدریج حقایقی را بر ما آشکار ساخت که این نوع جنگ‌ها نه که بی‌تداوم خواهد بود، بلکه ادامه آن سرمایه‌های انسانی، معنوی و مادی را در طی زمان به تحلیل خواهد برد. از همین رو، اقتصاددانان جنگ را به در دوره تقسیم کرده‌اند، دوره نخست که از شهریور 1359 آغاز شد و تا سال 65 پایان یافت و دوره دوم از اوایل سال 65 و تا پایان مرداد سال 67 امتداد داشت. در دوره نخست دوران پیروزی‌های بزرگ و حماسه‌های شگفت‌انگیز بود که انعکاس جهانی آن لرزه بر اندام‌ها می‌انداخت. دورانی که درآمد نفتی ایران در این سال‌ها و بخصوص سال‌های میانی 63-62 شرایط شکوفایی و رونق خود را سپری می‌کرد. بازار جهانی نفت در التهاب افزایش بود و ایرانیان به سهولت جای خوشی را در این بازار به دست آورده بودند. قیمت نفت بشکه‌ای به مرز 29 دلار رسید. مدیریت جنگ در همه زمان‌ها و مکان‌ها از دید استراتژیست‌ها و سیاستگذاران جنگی، کاری خطیر محسوب می‌شود، اما خطیر‌تر زمانی است که بهای آن درآمد صادراتی نفت ایران که در سال‌های 63ـ 62 به 25 میلیارد دلار رسیده بود،اینک در این ساالها به پایین‌تر از نصف آن کاهش یافت. بهای قیمت نفت در این سال‌ها به پایین از 12 دلار رسیده بود و ادامه جنگ نیاز به تامین منابعی دیگر غیر از نفت داشت که نه در فرصت آن زمان مقدور می‌نمود و نه آن بستر موجود را در خود پرورانده بود. اگر چه آتش جنگ همچنان روشن بود و توپخانه در همه مرزهای خاکی می‌غرید، اما واقعیت‌های جنگ که اینک دیگر به داخل شهرها نیز تسری یافته بود خود حکایت دیگری داشت. در سازمان برنامه به تدریج گروهی شکل گرفت که نگرانی‌های آینده را رصد کند. نگرانی از پایان یافتن منابع مالی، افزایش تدریجی کسری بودجه، افزایش جمعست، آسیب‌هایی که به شکل تخریب‌های وسیع در شهرها ایجاد شده بود، هم بر این نگرانی افزوده می‌شد. اگر چه هنوز امیدهایی به ادامه جنگ نیز بود و سیاستگذاران جنگی برای ادامه آن به راه‌های جدید نیز می‌‌اندیشیدند،‌ اما جامعه‌ای که یک نظام پوسیده را برانداخته بود و دست به تاسیس نهادهای جدید زده بود. در فاصله یک سال چگونه می‌توانست بسترهای مورد نیاز را پی‌افکند. تیم تحقیقاتی در میانه سال 65 گزارش چشم‌انداز. ساله اقتصاد ایران را برای مدیران عالیرتبه کشور منتشر کرد و جامعه سیاسی سطوح فوقانی کشور را با واقعیت گزنده‌ای مواجه ساخت. واقعیتی که ادامه جنگ را یک اشتباه استراتژیک می‌دانست، دست‌کم یکی از سه گزینه موجود بود. کسری بودجه به تدریج افزایش می‌یافت که رقم آخرین سال جنگ به 52 درصد کسری بودجه تمایل یافته بود. به این جهت به فاصله کمتر از دو سال که در ابتدای آن تنها یک نگرانی نامحسوس در سیاستمداران ایجاد شده بود، اینک در اوایل سال 67 به آستانه یک هشدار جدی نزدیک شد. واقعیتی که می‌توانست ایرانیان را در نتیجه جنگ به یک شکست ذلت‌بار نتیجه سازد، این بار اما واقعیت پیش از آنکه گزندگی خود را به یک انفجار مخرب و ویرانگر منتهی سازد. به یک اجماع عقیدتی پیشگیری از وخامت‌های آینده سوق دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات