شاخص تورم ( CPI) هر چند برآوری از شاخص هزینه زندگی میباشد ولی لزوما به معنی شاخصی نیست که بطور دقیق تغییرات در هزینه زندگی خانوارها را نشان دهد. در شاخص هزینه زندگی میبایست تغییرات هزینه زندگی مورد محاسبه قرار گیرد یعنی اینکه میبایست کل هزینههای خانوار از جمله مالیاتها و بیمهها(نظیر بیمه عمر و…) نیز در محاسبات آورده شود. همچنین وقتی مقدار مصرف و نوع کالاها . خدمات مصرفی خانوار و نهایتاً الگوی مصرف خانوارها تغییر میکند، این تغییرات میبایست در محاسبات منظور گردد. حال آنکه در شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی (شاخص تورم) همانطور که در قبل تشریح شده است تغییرات قیمت از یک سبد که «سبد خرید» نامیده میشود مورد اندازهگیری قرار میگیرد. وزن و اقلام این سبد در سال پایه تعیین میشود و تا سال پایه بعد ثابت میماند؛ چون هدف شاخص تورم نشان (CPI) برآورد مناسبی از شاخص هزینه زندگی است. شاخص تورم از طرف دیگر. شاخص قیمت خردهفروشی (RPI-Retail price Index) نمیباشد. چرا که در شاخص قیمت خردهفروشی وزنهای کالاها میبایست براساس حجم کالاهایی که وارد بازار خردهفروشی میشود. محاسبه گردد. حال آنکه شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی این حجم کالاها که وارد بازار خردهفروشی میشود، محاسبه گردد. حال آنکه شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی این حجم کالاها را در نظر نمیگیرد و هدف آن محاسبه گردد. حال آنکه شاخص قیمت برمبنای مقدار مصرف کالاها و خدمات مصرفی این حجم کالاها را در نظر نمیگیرد و هدف آن محاسبه گردد. حال آنکه شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی این حجم کالاها را در نظر نمیگیرد و هدف آن محاسبه شاخص قیمت بر مبنای مقدار مصرف خانوارها است این مقادیر مصرف به عنوان وزن در محاسبات شاخص دخالت میکند. با این حال شاخص تورم در شرایط عادی (وقتی نوسانات در الگوی مصرف زیاد نمیباشد)، یک برآورد مناسب از شاخص قیمت خردهفروشی میباشد. شاخص دقیق وضعیت رفاهی نمیباشد. امکانات که به طور رایگان و یا با قیمت کم در اختیار خانوارها قرار میگیرد (و یا نمیگیرد) تأثیری در شاخص تورم ندارد ولی بود یا نبود این امکانات رفاه متفاوتی را برای خانوار ایجاد میکند.
ابهامات در مورد شاخص تورم
طبق تعریف و استاندارد بینالمللی، شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی (شاخص تورم) تغییرات قیمت اقلامی را مورد محاسبه قرار میدهد که توسط خانوارها خریداری و مصرف میگردد. تغییر قیمت کالاهای سرمایهای و سرمایهگذاری در این محاسبات موردنظر نمیباشد. بطور مثال تغییر قیمت زمین در محاسبات آورده نمیشود ولی تغییر اجارهبها در این شاخص محاسبه میشود. از آنجاییکه «خانه» هم جنبه سرمایهای و هم جنبه سرمایهای و هم جنبه مصرفی دارد. برای خانوارهایی که دارای خانه شخصی هستند، معادل ارزش اجاری خانههای آنها (بخش مصرفی خانه) در محاسبات شاخص آورده میشود ولی تغییرات قیمت خانه در شاخص موردنظر نیست. شاخص تورم را بر مبنای یک الگوی مصرف توسط محاسبه میکنند که به الگوی مصرف اکثر خانوارها نزدیک است ولی ممکن است برخی از خانوارها دارای الگوی مصرفی کاملا متفاوت از اکثریت جامعه را باشند که در آن صورت نرخ تورم برای آنها ممکن است کمی بیشتر یا کمی کمتر از نرخ تورم اعلام شده باشد. مسلماً چنانچه کالاهای ضروری نظیر مواد خوراکی و اجارهها افزایش بیشتری از دیگر اقلام داشته باشد. تورم برای گروههای کم درآمد بیشتر خواهد بود ولی اگر کالاهایی که جنبه لوکس داشته باشند افرایش قیمت بیشتری پیدا کنند، تورم برای گروههای بالای درآمد بیشتر خواهد بود ولی اگر کالاهایی که جنبه لوکس داشته باشند افزایش قیمت بیشتری پیدا کنند، تورم برای گروههای بالای درآمدی بیشتر است. شاخص تورم برمبنای متوسط تغییرات قیمت اقلام محاسبه میشود و مسلماً بدین معنی نمیباشد که کلیه اقلام به یک میزان تغییر قیمت پیدا کردهاند. معمولاً قیمت اقلامی که تغییر قیمت زیادی داشته باشند در ذهنها باقی میماند و قیمت اقلامی که کمتر افزایش قیمت یا کاهش قیمت داشتهاند در ذهنها باقی نمیماند. به زمان مقایسه قیمتها باید توجه زیاد شود که آیا افزایش قیمت اعلام شده مربوط به ماه گذشته است، سال گذشته و یا بیشتر معمولاً ذهنۀا به سختی میتوانند مقایسه دقیق زمانی تغییر قیمت را به یاد آورند. برخی موارد گران بودن یک کالا با افزایش قیمت داشتن یک کالا در یک دوره زمانی اشتباه میشود. بطور مثال قیمت اتومبیل (پراید- پیکان) در سال 1384 نسبت به سال 1383 به میزان4 /3درصد افزایش یافت و یا در سال 1383 به نسبت سال قبل،1 / 3درصد کاهش داشت) که به مدت تغییر قیمت دیگر اقلام، افزایش و یا کاهش زیادی نداشته است ولی از آنجایی که قیمت اتومبیل در کشور ما به نسبت گران است ممکن است به معنی تورم قیمت این کالا در ذهنها تلقی شود. اکثر مردم(تقریبا همه کشورها) مایلند بگویند که تورم بیش از آن چیزی است که به وسیله دولتها اعلام میشود چون بدینوسیله میتوانند درخواست بیشتری برای تعدیل حقوق و دستمزدها داشته باشند. هر چند پس از تصویب قانونی که برمبنای آن مهریه (پولی) با تورم تعدیل میگردد، برخی نیز اعتراض میکنند که تورم بیش از حد اعلام شده میباشد. جهتگیریها و اختلاف سلیقههای سیاسی- اقتصادی نیز میتواند عاملی جهت تایید و یا انتقاد از نرخ تورم باشد. نقدینگی، نرخ ارز و حجم واردات، شاخص قیم واردات، تورم جهانی و تاثیر اقلام یارانهای عوامل مهم تاثیرگذار بر تورم هستند. همبستگی بین تورم و نقدینگی همواره وجود داشته است ولی مقایسه رشد شاخص تورم و رشد نقدینگی در سالهای اخیر نشاندهنده کمتر شدن این همبستگی میباشد و ابهاماتی به وجود آورده است. مطالعات زیادی در این ارتباط انجام گرفته است که نشان میدهد ثبات نرخ ارز و افزایش حجم واردات و تاثیر آن بر ثبات نسبی اقلام قابل مبادله (Tradable goods) نظیر خوراک، نوشابه و دخانیات، پوشاک و کفش و لوازم خانه باعث میشود که در کوتاه مدت تاثیر افزایش نقدینگی بر تورم کاهش یابد.