فاطمه امیری amiri@jamejamonline.ir
* در مدت 3 سال و نیم که از عمر مجلس هفتم میگذرد، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی چقدر توانسته در مباحث سیاسی و دستگاه دیپلماسی کشور نفوذ داشته باشد؟
** در طول عمر مجلس هفتم، برای اولین بار رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به عنوان عضو کمیته هستهای توانست در شورای امنیت ملی حضور پیدا کند و در جریان تحولات هستهای قرار گیرد و نقطه نظرات مجموعه کمیسیون و مسائل هستهای را که باید مطرح میشد، از طریق حضور خود مطرح کند.
در همین مدت، چند بار با رئیسجمهور جلسه داشتیم و حتی یک بار هم توفیق حاصل شد در محضر رهبر معظم انقلاب حاضر شویم. به عبارتی، کمیسیون در ارتباطات خود در سطوح مختلف مسئولان عالیرتبه نظام تلاش زیادی کرده و با وزرای ذیربط از جمله امور خارجه، اطلاعات و کشور نیز به طور مستمر در ارتباط است و از آنها برای حضور در کمیسیون دعوت به عمل میآورد.
* شاید بهتر باشد این طور بپرسیم که آیا کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در تصمیمگیریهای کلان نقش بارزی داشته است؟
** فکر میکنم هیچ محدودیتی برای ارائه نقطه نظرات به دستگاه دیپلماسی کشور وجود نداشته و ندارد؛ چرا که ما به طور نوبتی با وزرای خارجه و معاونان ایشان در مجلس و حتی وزارت خارجه جلسات کاری داریم و از این طریق نقطه نظرات خود را منتقل میکنیم و اگر پیشنهاد خاصی وجود داشت، به طور مکتوب آن را حتی به رئیسجمهور یا وزیر امور خارجه منتقل میکنیم.
ما در کمیسیون با وزرای دفاع، کشور و اطلاعات نیز بحثهای خاص و مرتبط داریم.
* آیا کمیسیون در مسائل کلان کشور هم وارد بحث میشود؟
** روال این نیست که در مسائل نظرخواهی از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی صورت گیرد، ولی ما به دلیل بعد نظارتی مجلس در ارتباط با مسائل امنیتی و مهم کشور، به صورت نوبتی و در قالب کمیتههای تخصصی یا کمیتههای دفاعی و امنیت داخلی یا حتی سفرهای استانی جلساتی را با مسئولان داریم و حتی با شوراهای تامین استانها نیز مسائل را مورد بحث و تبادل نظر قرار میدهیم و میکوشیم پیشنهادهایی را که به نظر ما رسیده و دارای اهمیت است، ارائه و حتی آنها را پیگیری کنیم.
برای تحقق این پیشنهادها و در مهمترین مساله کشور، یعنی انرژی هستهای، برای اولین بار در طول عمر مجالس کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مجلس هفتم و کمیسیون امنیت طرحهایی را در مورد مسائل هستهای در مجلس به تصویب رساند که در طول روند پرونده بسیار تاثیرگذار بود.
* درباره ارائه پیشنهادهایی به مسئولان اجرایی از سوی کمیسیون صحبت کردید، آیا این پیشنهادها از سوی مقامات اجرایی قابل پذیرش بوده است؟
** ما طی 2 بازدیدی که از منطقه سردشت به عنوان تنها شهری که بمباران شیمیایی شده است داشتیم، پیشنهاد کردیم در این شهر یک مرکز همایشهای بینالمللی تشکیل شود و سردشت مانند شهر هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن که همه ساله به جهانیان به عنوان سند مظلومیت مردم عرضه میشود، معرفی شود.
کمیسیون همچنین چند پیشنهاد جانبی دیگر را هم در ارتباط با مرکز خلع سلاحهای شیمیایی ارائه کرد که این پیشنهاد مورد قبول واقع شد و رئیسجمهور دستور اجرای آن را صادر کرد و مراحل اجرای آن نیز صورت گرفت. به طور قطع پیشنهادهایی که پیگیری شود، اجرایی نیز خواهد شد.
* هیچ گونه اختلافی بین مجلس و دستگاه اجرایی از پیشنهاد تا اجرا وجود نداشته است؟
** طبیعتا هر نظری که ارائه میشود لزوما نباید مورد تایید قرار بگیرد و نباید به عنوان نظر نهایی عملیاتی شود. ممکن است برخی پیشنهادها وارد مرحله عمل نشود، ولی نظراتی که به ارگانهای ذیربط چه وزارت دفاع، اطلاعات یا خارجه ارائه میشود، مورد توجه است و روی آنها کار کارشناسی صورت گرفته که مسئولان نیز روی آن نظر میدهند.
* در مدت عمر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم چه تصمیمات کلانی گرفته شده که مورد تایید دولت نهم قرار گرفته یا نگرفته است؟
** ما در عرصه کار مشترک با کشورهای منطقه، پیشنهاد یک رزمایش مشترک با کشورهای منطقه ارائه کردیم که هنوز پاسخی در این زمینه دریافت نکردهایم؛ البته این پیشنهاد چون مربوط به مسائل نظامی است که به فرماندهی کل قوا مربوط میشود، ولی به عنوان جمعبندی در کمیته دفاعی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، اعتقاد داشته و داریم که به عنوان جمهوری اسلامی ایران باید با کشورهای همسایه خود ارتباط نظامی داشته باشیم.
رزمایش مشترک، کاری است که از دید کمیسیون میتواند مفید باشد؛ البته باید بگویم موارد بسیار کمی بوده که پیشنهادی ارائه شود و نظر منفی درباره آن دریافت شده باشد.
* پس با این حساب، جایگاه مجلس آیا همان است که امام(ره) فرمودند و مجلس در راس امور است؟
** طبیعتا هر چیزی بهترین شکل خود را دارد، ولی در مرحله عمل همانند کل نظام جمهوری اسلامی ایران است که اگر این سوال را مطرح کنیم که آیا جمهوری اسلامی ایران در جایگاهی قرار دارد که مدنظر حضرت امام(ره) بوده است آیا باید این نتیجه را گرفت که سیر تکاملی ما متوقف شود؟
طبیعی است رسیدن به یک وضعیت مطلوب زمان میگیرد و تلاش میخواهد و مجلس هفتم هم از این قاعده مستثنا نیست.
یکی از کاستیهای مجلس بعد نظارتی است، چون با توجه به این که مجلس 2 وظیفه مهم قانونگذاری و نظارت را دارد متاسفانه در بعد نظارتی فاصله زیادی تا موفقیت نسبت به بعد تقنین دارد، پس این کاستی در مجلس هفتم هم باقی مانده و باید در مجالس بعدی فاصله آن کمتر شود.
* بظاهر پس از هر اتفاقی که در دستگاه سیاسی و امنیتی رخ میدهد، کمیسیون تنها پاسخها را دریافت میکند، چرا پیش از هر اقدامی دستگاهها با شما مشورت نمیکنند؟
** مسائل اجرایی با توجه به تفکیک قوا در جمهوری اسلامی ایران سازوکار مجزایی دارد و در واقع ارتباط نقطهچینی بین دستگاههاست.
بر اساس قانون قوه مجریه در تصمیمگیریهای خود بر مبنای قانونی که مجلس تصویب میکند آزاد است؛ بنابراین این انتظار خوب نیست که این قوه هر کاری قصد دارد انجام دهد با مجلس مشورت کند.
* پس یک رابطه تعریف شده بین شما و دستگاهها وجود دارد؟
** فکر میکنم باید همین رابطه وجود داشته باشد که این طور هم است. در مسائل ریز ضرورتی ندارد که مجلس نظر دهد و مسائل کلان هم از طریق حضور مجلس در شورای عالی امنیت ملی پیگیری میشود.
به طور قطع پرسشهایی که وجود داشته باشد از طریق پرسش از وزرا یا گذاشتن جلسات تخصصی با مسئولان دستگاههای اجرایی بررسی میشود؛ بنابراین ارتباط مجلس در این حدود کاملا تعریف شده است.
* ولی مجلس به دلیل وظیفه نظارتی که بر عهده دارد باید نسبت به مسائل و اقدامات پاسخگوتر باشد. آیا پاسخهایی که کمیسیون از دستگاههای اجرایی خواسته، توانسته است دریافت کند؟
** ما در عمل پاسخ خود را در چارچوب قوانینی که تصویب میکنیم باید دریافت کنیم یا از سازوکار سوال مسائل را پیگیری میکنیم.
مثلاً ما برای بحث مین روبی در کشور که بر اثر 8 سال جنگ ایجاد شده است، مناطقی داریم که پاکسازی نشده است، پس بر این اساس و خواست مردم منطقه حق مردم دانستیم که مساله را پیگیری کنیم و این کار را انجام دادیم و از ارگانهای نظامی ذیربط خواستیم در این خصوص نقش فعالتری داشته باشند.
* شاید بهتر باشد این طور بپرسیم که در قضیه دستگیری دانشجویان وقتی آنها و خانواده آنان شکایت به کمیسیون امنیت آوردند، آیا دستگاه امنیتی به شما پاسخگو بود و آیا پاسخها گویا بود؟
** یکی از خواستههای کمیسیون آن بود که مدت دستگیریها به لحاظ نگهداری افراد و پرسشهایی که از آن صورت میگیرد، از سوی دستگاههای امنیتی به حداقل برسد که این خواسته محقق شد و فکر میکنم تاثیرگذار نیز بود.
وقتی شما وزیر اطلاعات، معاونان وی یا بقیه مسئولان را برای یک کار خاص دعوت میکنید و طرح موضوع میشود، قطعا پاسخهای متناسب با مسائل مطرح میشود و به طور طبیعی آنان در جلسه پاسخ میدهند، مگر این که اشکال خاصی در آن وجود داشته باشد.
مثلا تعدادی از نمایندگان، بویژه در کمیسیون امنیت ملی و حتی برخی دیگر از کمیسیونها درخواست بازدید از بند ویژه زندان اوین را داشتند که این درخواست جز و مسائلی بود که محقق نشد و وزارت اطلاعات بنا به مسائل تعریف شده امنیتی اجازه این اقدام را نداد، منتها بسیاری از افرادی که در آن مقطع در بند اوین بودند، آزاد شدند و گزارش به کمیسیون داده شد.
* یعنی کمیسیون امنیت در این زمینه عملکرد مثبتی داشته است؟
** فکر میکنم قطعا تاثیرگذار بوده است.
* نظر کمیسیون امنیت درباره عملکرد دولت نهم چیست؟ برخی مخالفان سیاست خارجی عملکرد دولت را در این زمینه ماجراجویانه و موافقان آن را عزتمندانه میدانند.
** برای قضاوت منصفانه و واقعبینانه باید خروجی این سیاستها را مورد مطالعه تطبیقی و مقایسهای قرار داد. من مثال هستهای را عنوان میکنم که ما در مقطعی بیش از 2 سال و نیم هر آنچه را که غربیها گفتند انجام دادیم و از دید آنها تعریف و تمجید از ما بسیار صورت گرفت، منتها خروجی این سیاست پس از آن همه اقدامات مثبت در خصوص توقف UCF اصفهان، پروژه نطنز و... هیچ خروجی مثبتی برای ملت ایران نداشت.
اگر محور اساسی سیاست خارجی هر کشوری را حفظ منافع ملی بدانیم، قطعاً به آن هدف در آن سیاست نرسیدیم. در دولت نهم این تهور و جسارت به خرج داده شد و در این تصمیمگیریها طبیعتا فراز و نشیبهای زیادی وجود داشت و مشکلات قابل توجهی هم میتوانست ایجاد کند که از آن جمله بردن پرونده به شورای امنیت و صدور قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران بود.
ما در مقطعی از سیاستها درخواست اجازه برای فعال کردن 20 دستگاه سانتریفیوژ را داشتیم که به ما این اجازه داده نشد، اما بر اساس سیاستهای امروز دولت ما 3 هزار دستگاه سانتریفیوژ فعال داریم و این نشان میدهد که ما کشوری دارای فناوری هستهای هستیم. با چنین واقعیت ثبت شدهای دنیا امروز ایران هستهای را پذیرفته است که این یک دستاورد بسیار بزرگ و مهم است. ما نمیتوانیم اسم این سیاست را تشنجآفرینی یا جنجالآفرینی بگذاریم.
داشتن انرژی هستهای تحقق منافع ملی ماست. لذا پس از این که روشهای قدیمی آزمایش شد و آنها فاقد کارایی دانسته شد نظام به این نتیجه رسید که طبیعی است باید از روشهای دیگری برای حفظ منافع ملی استفاده کند.
دولت نهم به ریاست دکتر احمدینژاد سیاست گسترش همکاری با کشورهای منطقه را پیشروی خود قرار داده و ارتباط خوبی با کشورهای خلیج فارس برقرار کرده است و حتی با سفر به این کشورها در جهت تقویت روابط برآمده است.
سفر ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه به تهران پس از مدتها تحول بسیار خوبی بود و ما را در یک مصاف جدی و چالشی با آمریکا قرار داد؛ چون آمریکاییها با تلاش زیاد از همه اهرمهای خود استفاده کردند که رئیسجمهور روسیه به ایران سفر نکند، ولی خوشبختانه این اتفاق رخ داد و ایران در این مصاف پیروز میدان بود که بیتردید این اقدام سند افتخار و برگ زرینی در تاریخ دیپلماسی این دوره بود.
* در سیاستهای دولت نهم آقای احمدینژاد اعلام کرده است که پرونده هستهای ایران مختومه است. آیا این نظر ایران است یا از نظر مجامع بینالمللی هم چنین چیزی وجود دارد؟
** شاید این مساله بیشتر از دید جمهوری اسلامی ایران است. با توجه به این که ما عملا هدف داشتن فناوری هستهای را محقق کردیم، گزارش آقای البرادعی، مدیر کل آژانس به شورای حکام تعریفی از مجموعه فعالیتهای ایران و نداشتن انحراف است.
در توافقات به وجود آمده مجموعه مشکلات موجود و ابهامات آژانس روی کاغذ آمده و امروز یکی یکی مورد بحث قرار میگیرد.
* پس از نظر مجلس و دولت پرونده مختومه است؟
** در این قضیه 2 مساله وجود دارد. باید گفت در عرصه بینالمللی و شورای امنیت و آژانس پرونده مختومه نیست، ولی از دید ما با توجه به این که کارها صورت گرفته و ما نهایت تلاش و توافقها را با آژانس انجام دادهایم و میتوانیم به جهانیان اعلام کنیم پرونده مختومه است. البته فعلا مسیر پرونده عادی نیست.
* در مسیر پرونده هستهای قرار است تحریمهایی علیه ایران شکل بگیرد. در این خصوص چه باید کرد، باید منتظر اقدامات بدتر هم باشیم؟
** آمریکاییها به دنبال تصویب قطعنامه سوم هستند و در اجلاس 1+5 در لندن تلاش زیادی کردند که این اتفاق بیفتد. خوشبختانه به دنبال توافقی که با آژانس صورت گرفت، وضعیت رو به بهتر شدن رفت و آمریکاییها که زمانی توانسته بودند مجموعه کشورها را علیه جمهوری اسلامی ایران همداستان کنند، هر اندازه تلاش کردند موفق نشدند، لذا آرایشی سیاسی و صفآرایی در گروه 1+5 تغییر کرد که این برای آمریکاییها یک شکست بود.
به همین دلیل میبینید که آمریکاییها با استفاده از اهرمهای خود یعنی کاری که ظرف بیست و چند سال گذشته انجام دادند تحریمهای آمریکایی علیه ایران را تعریف کردند که این تحریمها مورد قبول شورای امنیت نیست.
* در این زمینه گزینه نظامی علیه ایران چه وضعیتی دارد؟
** فکر میکنم با عنایت به این که در تحولات اخیر وضعیت در مقایسه با گذشته بهتر شده، ما به طرف قطعنامه سوم نخواهیم رفت.
اگر مجموعه توافقها با آژانس نهایی و منجر به آن شود که آژانس ختم بقیه ابهامات را مانند پلوتونیوم رسما اعلام کند، قطعا وضعیت بهتری در عرصه بینالمللی بویژه در رابطه با فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران به وجود خواهد آمد و در آن شرایط گزینه نظامی یک گزینه رنگ باخته است. البته آمریکاییها ممکن است برای این که بتوانند از وضعیت بد فعلی خودشان در عراق و افغانستان خارج شوند، سعی کنند صورتحساب این ناموفقیتها را به نام جمهوری اسلامی ایران بنویسند.
در حال حاضر، وضعیتی در آمریکا وجود دارد که احتمال چنین گزینهای را در حداقل خودش قرار داده است.
* آیا شما هم از شنیدن خبر استعفای آقای لاریجانی غافلگیر شدید؟
** این اولین بار نبود که ایشان استعفا میداد، بنابراین برای من غافلگیرکننده نبود و ایشان مدتی بود که میخواست این مسئولیت را ادامه ندهد.
* ریشه قضیه چه بود؟
** به هر صورت در مدیریت هر کسی یک سلیقه کاری وجود دارد.
* سلیقه کاری یا اختلاف؟
** سلیقه کاری تعاریف مختلفی دارد که امکان دارد یکی از آنها تعریف شما باشد.
این که در اصول اختلافی باشد چنین نیست، اهداف تعریف شده و مکتوب است و رهبر معظم انقلاب به عنوان سیاستگذار کلان نظام این سیاستها را مشخص کرده است.
بحثها بیشتر تاکتیکها و اجرا بوده که اختلاف سلیقه در آنجا خودش را نشان داده است، ولی خوشبختانه هوشمندی و تدبیر نظام خودش را به خوبی در ملاقاتها و مذاکرات اخیر نشان داد و این مساله نشان داد نظام مصالح ملی را بر هر چیزی ترجیح میدهد و مسائل این گونه هیچ گونه تاثیری در منافع ملی ما نخواهد گذاشت و این اقدام هوشمندانه عملا هم فضاسازیها و گمانهزنیهای غربیها را نقش بر آب کرد.