سیدحشمتالله رضوی
در حالی که تصور میرفت جنگ لفظی آمریکا و روسیه بر سر استقرار سامانه موشکی در اروپا بر نشست سران گروه 8 سایه افکند و به عمدهترین موضوع اجلاس بدل شود. عملا چنین نشد.
اما عمدهترین موضوع دستور جلسه سران گروه 8 عبارت بود از هدفگذاری و هماهنگ کردن سیاست کشورهای صنعتی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و اتخاذ تدابیری برای مقابله باروند تغییرات آب وهوایی ناشی از انتشار این گازها.
تبدیل شدن چین موضوعی به محور گفتوگوها بدان معناست که اکنون دیگر بر خلاف دیدارهای رهبران دو قطب در دوران جنگ سرد، مسائل «حاد سیاسی» شامل رقابتهای تسلیحاتی و موضوعات سیاسی و امنیتی عمدهترین موضوعات دستور جلسه بازیگران عمده نظام بینالملل را تشکیل نمیدهند.
نشست گروه 8 در آلمان کاهش گازهای گلخانهای را اصلیترین موضوع دستور جلسه قرار داد، همچنان که در نشست سال گذشته در روسیه امنیت انرژی محور مذاکرات بود. محور قرار گرفتن این موضوعات بدان معناست که در دوران پس از جنگ سرد موضوعات «نرم سیاسی» شامل مسائل اقتصادی، بهداشتی و زیستمحیطی جای موضوعات «حاد سیاسی» را در این نشستها گرفته است.
گذشته از این حاشیه رانده شدن اختلاف آمریکا و روسیه بر سر استقرار سامانه موشکی در جمهوری چک و لهستان و تبدیل آن به یک موضوع مورد اختلاف دو جانبه، به جای طرح آن در نشست چندجانبه، گویای آن است که قدرتهای بزرگ جهان مورد مکانیزمهای حل اختلاف از طریق نشستهای بینالمللی به میزان زیادی به تفاهم رسیدهاند. به عبارت دیگر قدرتهای بزرگ جهان که در چارچوب گروه 8 گردهم میآیند، همگی خواستار حفظ وضع موجود بینالمللی میباشند.
منظور این نیست که این کشورها درگیر کشمکش نبوده و با یکدیگر اختلاف ندارند بلکه منظور این است که آنان بر این باورند که نهادهایی مانند گروه 8، سازمان ملل، سازمان تجارب جهانی و دیگر نهادهای بینالملل، مکانیزمهای لازم را برای اختلاف فراهم میآورند.
به نظر بازیگران عمده نظام بینالملل در چارچوب این نهادها میتوان برای حل و فصل اختلافات چارهجویی کرد و از تبدیل آنها به منازعه به گونهای که وضع موجود را به خطر اندازد، جلوگیری کرد.
همچنین طرح موضوعات جنجال برانگیز در آستانه چنین نشستهایی معمولا با هدف تحت فشار قرار دادن طرف مقابل و کسب امتیاز در چانهزنیهای این نشستها صورت میگیرد.
برای مثال روسیه طی ماههای گذشته با حمایت از ایده تشکیل سازمانی شبیه به اوپک در زمینه گاز، کشورهای اروپایی و آمریکا را نگران ساخت و واکنشهای متفاوتی را در غرب برانگیخت.
اما به فاصله یک هفته به برگزاری نشست گروه 8، مطبوعات روسیه اعلام کردند پوتین در ازای چشمپوشی از ایده تشکیل چنین سازمانی، خواهد کوشید برای ورود بیش از پیش شرکت «گازپروم» به بازارهای اروپا امتیازاتی بگیرد.
به همین ترتیب تشدید جنجال بر سر استقرار سامانه موشکی در خاک لهستان و جمهوری چک از سوی آمریکا میتواند با هدف چانهزنی با روسیه و کسب امتیازهای مورد نظر صورت گرفته باشد. آمریکا اعلام کرده بود استقرار این سامانه برای مقابله با تهدیدات موشکی ایران و کرهشمالی است، اظهاراتی که پوتین آنها مضحک توصیف کردهبود.
اما حاصل این رویارویی لفظی در عمل عبارت است از جلب توافق روسیه برای همکاری در زمینه آنچه که غرب آن را تهدید موشکی ایران! مینامد.
اما نتایج دیدار پوتین و بوش و توافقات کلی آنان درباره سامانه موشکی قاعدتا باید برای ایران درسهایی داشته باشد.
آن گونه که خبرگزاریها گزارش داده اند، پوتین در مذاکرات خود با بوش در مورد سامانه موشکی میگوید اگر شما نگران تهدید موشک های کشورهایی مانند ایران هستید بنابراین، این تهدیدات متوجه تمام اروپاست و برای محافظت تمام اروپا در برابر چنین تهدیدی این سامانه باید به جمهوری آذربایجان ـ بخوانید شمال ایران ـ انتقال یابد تا هم موشکهایی که هدف قرار میگیرند در دریای خزر فرود آیند و نه در خشکی و هم اینکه تمام اروپا در برابر چنین تهدیداتی مصونیت یابد!
ارائه چنین پیشنهادی از سوی روسیه که تصور میورد در صحنه بینالمللی مواضع نزدیکتری با ایران داشته باشد، یک بار دیگر نشان میدهد که روسها در بدهبستانهای بینالمللی و به هنگام ضرورت برگ ایران در چه راحت خرج میکنند! شاید اگر آمریکا یا اروپا پیشنهاد میکردند سامانه موشکی مورد ادعا در جمهوری آذربایجان استقرار یابد جای شگفتی نبود، اما مطرح چنین پیشنهادی از سوی روسیه غیرمنتظره مینماید.
اکنون به نظر میرسد نگاه سنتی به جایگاه روسیه در روابط بینالملل چندان واقعگرایانه نباشد. روسیه در دوران پس از جنگ سرد در کشمکش با غرب بر سر بسیاری مسائل مهم کنار آمده است هر چند که در ابتدا مقاومت کرده باشد.
مانی تصور میشود ـ آنگونه که ساموئل هانتینگتون در برخورد تمدنها میگفت: روسیه بنا به علائق تمدنی در کنار صربها که در جمهوری یوگسلاوی مسلط بودند بماند و از منافع سنتی آنان دفاع کند. اما امروز نه تنها کرواسی، بوسنی، مقدونیه و اسلوونی از این متحد روسیه جدا شدهاند بلکه کوزوو تنها استان مسلماننشینی است که روسیه برای باقیماندن آن در جمهوری صربستان در گروه 8 چانهزنی میکند و آینده، معامله روسیه را با غرب بر سر این موضوع نشان خواهد داد.
در واقع روسیه به جز تسلیحات و حق وتویی که از دوران جنگ سرد در شورای امنیت به ارث برده است به هیچ روی قدرت قابل اعتمادی نیست.
و در روابط بینالملل جز خود را نمیجوید، گواه این ادعا نه رفتار روسیه در قبال اوکراین، جمهوریهای بالتیک، گرجستان و کشورهای پیشین بلوک شرق بلکه رفتار با بلاروس، نزدیکترین متحد روسیه است.